|
|
|
||||||||||
جریان زندگی را خوب دیده ای سعید خان اما ...ماسکه شدن حیوانات پشت هم کمی این زندگی را تو هم تو هم (...) کرده ... اما در کل نور ها را خوب شکار کردی و رنگ ها هم گرچه به نظر میاد کمی اغراق شده اما خوب ثبت شده اند |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
اولش که متن توضیحات را خوندم از اینکه خودت در مورد عکس توضیح دادی دلگیر شدم چون فرصت گفتگو بین عکس و بیننده را گرفتی اما نکته خوبش دیدت در مورد بیان و مفهوم در هر عکس بود که میتونه در پس بتصویر کشیدن یک تقابل یا تضاد یا هارمونی و غیره باشه و متفاوت از عکس مفهومی است ... این قابل ستایشه و از انحراف رایج مصون نگه داشتی ذهن و دید عکاسیت رو ... همون تضاد یا کنتراست بین پیش زمینه و پس زمینه مهمترین عامل عکست هست که با ترکیب بندی خوبی هم همراه شده و رنگها هم از تونالیته مناسبی برخوردارند ... موفق باشید |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
ترکیب بندی مناسبی را در نظر گرفته اید ... خط فرضی قطری بین خورشید و ظرندگان و امتداد جهت حرکت آنها به بیرون کادر چشم را بدنبال خودش میکشونه .. یکی دیگر از عوامل جذاب این عکس پایین بودن خورشید و بالاتر بودن پرنده هاست که پرواز به اوج پرندگان را زیباتر کرده ... عبور ابر از جلوی خورشید و در بالای کادر هم بسیار کمک کرده به کشش بصری عکس |
||||||||||
|
||||||||||
شاید بطور منفرد این عکس خیلی چشمگیر نباشه اما بافت خوبی داره و جالب اینه که از منظره ای تشکیل شده که کمتر کسی بهش توجه میکنه برای عکاسی ... حضور برگهای زرد که با شاتوت ها و رنگ زمینه کنراست دارند خیلی خوبه ... فقط من هر چی سعی میکنم نقطه وضوح مشخصی نمیبینم شاید دلیل جذابیتش همین حالت محو بودنش باشه ... گرچه سناریوی پیشنهادی آقای برازش بنظرم کلیشه ای هست اما ابزار خاصی نمی خواد، برای اجراش باید دراز بکشید زمین یا حداقل دو زانو بشینید |
||||||||||
|
||||||||||
تلفیق نقطه حضور پاهای عقب دو حیوان در یکجا و امتداد بدنهای آنها همچنین وجود پالان و ملحقات دیگر روی بدن حیوان سمت راست که بنوعی در هماهنگی با حیوان سمت چپ است حالتی را بوجود آورده که انگار یک حیوان دو سر با شش پا را مشاهده می کنیم ... من هم حس خاصی از نویز عمدی شما نگرفتم (این نویز نرم افزاری هست؟ یا علتش ایزوی 200 دوربینه ؟) در مورد ترکیب بنید هم کمی فضای خنثی بالای کادر و افزایش زمینه پایین تا حدود 1/3 را پیشنهاد می کنم مگر در حالتهای مختلف دو حیوان جدا از هم که خوب میشد عکسهای دیگر |
||||||||||
|
||||||||||
چیزی که بیشتر از همه مشهوده نوع دید شما به این موضوع بوده که قابل ستایشه ... برشی از درخت و سایه اش بر روی پس زمینه ای با بافت مناسب آجری .... و در قالب نگاهی از یک قاب (پنجره ماشین) ... ایده و نوع نگاه مناسبه اما کمی در اجرا ضعف دیده میشه ... دقت در تکمیل قاب در 4 گوشه نتیجه ای بهتر میداشت مگر اینکه هدفمندانه و در خدمت ترکیب بندی یک یا برخی از اضلاع قاب را حذف می کردید ... کمی شدت نوردهی و تونالیته که در بکارگیری نرم افزار قابل اصلاح می بود .. موفق باشید |
||||||||||
|
||||||||||
عکس دیگر شما را هم از این موضوع دیدم ... انتخاب سوژه مناسبه و نبود المان های غیر ضروری به اثر بصری عکس خیلی کمک کرده ... مخالف نامگذاری نیستم اما لزوم این نام های پر طمطراق را متوجه نمیشم حس می کنم به مقدار کافی عکس شامل ترکیب بندی و هارمونی خوب هست که احتیاجی به اینگونه القا از طریق نام نباشه ... به عکس فرصت بدیم با بیننده گفتگو کنه |
||||||||||
|
||||||||||
خوب دیده اید ... بنظر میاد سه پایه همراه نداشتید .... کمه عدم وضوح در میله های پنجره پیشین بچشم میاد ... همچنین دقت بیشتر در زاویه و ترکیب بندی نتیجه بهتری داشت ... حضور گوشه ای از پنجره سمت چپ در داخل قاب پنجره جلویی لزومی نداشته که در هنگام عکاسی قابل اصلاح بوده ... پایین کادر مناسب است اما بالا کمی فاصله حاشیه کادر تا نوک پنجره زیاد است .... همچنین انتخاب زاویه دیگر نسبت به پنجره پیشین می توانست پنجره داخلی را در ترکیب بندی متفاوت تری نشان بدهد در حال حاضر کمی باعث ماسکه شدن دو بخش پنجره جلویی شده است... موفق باشید |
||||||||||
|
||||||||||
وقتی تک عکسی اینگونه می بینیم همونطوری که خودتون گفتید تجربه ثبت حرکت بیشتر خودشو نشون میده اما صرف اطلاق تجربه نمیتونه نقطه ضعفی در این مورد باشه چرا که اینقدر حالتهای مختلف در این نوع تجربه کردن زیاد و متفاوته که هر تجربه را شاید به اسانی تکرار پذیر نمیکنه ... یکی از اصول عکاسی یعنی کنترل نور در این نوع تجربه ها تبدیل به یک تکینیک می شود ... نوردهی متفاوت و بیشتر از حد معمول ... شاید در عکاسی نجومی تقریبا زمان لازم نور دهی برای هر عکاسی از پدیده های گوناگون آسمان شب کما بیش توسط اساتید معرفی شده باشه و عامل حضور در زمان مقتضی و مناسب و خلاقیت عکاس در تلفیق پدیده های نجومی و عوارض طبیعی یا ساخته دست بشر پر رنگ تر جلوه کنه ... و یا در تکنیک پنینگ همینطور ... اما اینگونه عکسها چیز دیگری هستند ... و حتی فقط به ثبت \"حرکت\" که دیدگاه شما در این عکس بوده خلاصه نمیشه .... گستره موقعیت های مختلف در این تصاویر بسیار زیادند و عکاس با توجه به نگرش خودش در موقعیت مورد نظر انتخاب میکند که چه المان یا پدیده موجود در [url=http://www.foto.ir/Gallery/ShowImage.aspx?ID=38149]عکس[/url] و یا چه مفهوم و چه نوع بیانی را هدف قرار دهد .... در این تصویر ترکیب بندی مناسب باعث شده تا حرکت سریع پاهای حیوان بخوبی خودشو نشون بده ... موفق باشید |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
تلفیق دو بافت متفاوت با بکارگیری تکنیکی از عکاسی بر روی نگاتیو ... تصویری که فقط در خیال میشه تصور کرد و مابازای بیرونی به این شکل ندارد .. در بحث موضوعی شاید تاثیر حضور دودکش ها بعنوان نمادی از زندگی ماشینی بر آسمان و جایگاه زندگی انسان امروز که به گونه ای فرسوده و ترک خورده نمایش داده شده مورد نظر بوده است |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
این کار بسیار قویست ... بخصوص در ترکیب بندی .... کادر مناسب عمودی . زاویه مناسب با قایق پشت ور و جهت ایجاد عمق و پرسپکتیو و همچنین حضور بازتاب چند قایق دیگر در گوشه بالا/راست که تعادل وزنی کار را بخوبی برقرار کرده ... در مورد نور و رنگ نمیدانم سلیقه خودتان در ویرایش بوده یا شرایط محیطی و ساعت عکاسی ... به نظر همرا ابری یا غبار آلود میاد و از نور مستقیم اثر پر رنگی دیده نمیشه ... اما همین تونالیته حاصل هم خودش بنوعی در القا حسی غم بار و دراماتیک موثره ... امواج در ایجاد حس دورافتادگی و بخش های بجامانده از رنگ قرمز بر حسی نوستالژیک از حرکت و سرزندگی دلالت در گذشته دلالت دارد... موفق تر باشید |
||||||||||
|
||||||||||
کاش ساعت عکاسی یا در صورت ویرایش نوع ان را هم ذکر می کردید... تو این استعاره شما از نخل طلا نور موثرترین نقش را بازی میکنه اما زاویه و ترکیب بندی هم بی اثر نیست ... این نوع زاویه انتخابی شما خوبه شاید با سلیقه ای متفاوت زاویه های بسته تر (در صورت امکان) اثر نور بر شاخه ها و برگ نخل بیشتر نمایان میشد |
||||||||||
|
||||||||||
جسارتا باید بگم بر خلاف نظر برخی دوستان و در ادامه نظر خانم کامکار هدف پر رنگی تو کار دیده نمیشه ... به خودی خود این منظره زیباست ... اتمسفر دریا ، قایق ها ، گذرگاه چوبی و اوون اتاقک ... همه المان هایی هستند که جذابیت های لازم را برای عکسهایی با انگیزه ها و موضوعات مختلف با نگاه های متفاوت دارند... اما بنظر میاد عکاس نخواسته هیچکدام از آنها را متمایز تو جلوه بده ... بجز گذرگاه چوبی که در نامگذاری اندکی روی آن تایید شده برجسته سازی دیگری دیده نمیشود .. در خود عکس اما همین راه نیز در بین دیگر المان های هم عرض گمشده و متمایز نیست... از اوونجائیکه نور و نگ موجود در این عکس (چه اصلی چه بر اثر ویرایش) چیز خاصی را از اوون محیط، آب و ساحل نشون نمیده خیلی نمیشه به اعتبار عکس طبیعت بودن تکیه کرد ... همچنین حضور المان انسانی تاثیر توجیه لازم را ندارد ... حضور یک عکاس دیگر در اتاقک یا دو دوست دیگر که بنوعی ماسکه شده اند بر روی پل چوبی نشانی از یک مفهوم یا بیان خاص ندارد ... حتی برای یک عکس یادگاری هم برای خود این دوستان مناسب نیست ... اندکی انگیزه(ولع) نمایش تمامی عناصر در یک کادر به چشم میخوره(تایید اینو میشه از حضور اوون چوب داخل آب در سمت چپ گرفت) این ولع باعث شده تا ترکیب بندی مناسبی روی کل تصویر صورت نگیره و بهمین دلیل المان ها همگی در یک سطح بمونند ... برای تاکید روی گذرگاه چوبی میشد این المان را در پرسپکتیو مناسبی در کادر قرار داد ... نقطه شروع حضورش در این عکس قدرت لازم را نداره ... یکی از المان هایی که بسیار میتونست جذاب باشه همون چوب سمت چپه که مورد کم لطفی قرار گرفته و فقط تو عکس حضور داره ... با آرزوی توفیق در کارهای دیگر |
||||||||||
|
||||||||||
با زاویه باز و ترکیب بندی مرکزی که در نظر گرفتید و همینطور امتداد خطوط بین سنگفرش و حضور درخت در پس زمینه نمایی موجه و کامل و بدون المان زائد از محیط ارائه دادید ... اما اوون احساسات انسانی که تو نام عکس هم بهش اشاره کردید کمی اغراق آمیز بنظر میاد و جلوتر از خود تصویر حرکت میکنه ... حتی در خوشبینانه ترین برداشت گربه ها در این لحظه حتی نگاه هم بهم نکرده اند و چهره ها بیشتر جدی بنظر می آیند تا عاشقانه ... |
||||||||||
|
||||||||||
تلاش شما ستودنیست در ایجاد تصویر با بیانی خاص از اجسام بیجان ... در نگاه اول ترکیب بندی شاید خوب بنظر بیاد ... اما وقتی می بینیم کار چیدمان بوده و امکان تکرار هم وجود داشته انتظار بیشتری می رود ... اصل استفاده از این اشیا ایرادی نداره ... اما بنظرم برای ایجاد حس مورد نظر شما نکاتی باید رعایت میشد ... مثلا نور کل کار یکنواخت است و در کناره ها سایه هایی دیده میشود ... میشد نور روی المان جلویی با نور گروه اشیا متفاوت باشه تا تنهایی بیشتر جلوه کنه ... حتی رنگ هم در این کار بخوبی استفاده نشده ... همان نقش و رنگ و حتی برجسته تر و با وضوح بهتر در سوژه به ظاهر تنها مشاهده میشه ... اینها نکاتیست که به فضاسازی شما برای القا حس کمک می کند ... موفق باشید |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
ترکیب بندی خوبه اما ویژه و بهترین نیست ... نور و رنگها هم مناسبند ... در مورد خبری بودن یا نه باید گفت این عکس به تنهایی چیز زیادی به بیینده نمی گوید اما بسیار قابل استفاده در متون خبری و مقالات ورزشی می باشد ... با نامگذاری عکس یا مقاله می توان به اشکال مختلف به این عکس نگاه کرد ... مثل همین نامی که شما گذاشتید ... یا \"رحمتی زیر نظر مربیان تیم ملی \" ، \"رحمتی زیر ذره بین حریفان\" و یا \"حضور رحمتی در ابهام\" |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
1/3 بالی عکس لندسکیپ از شهر را بنمایش گذاشته که تنوع خوبی در نوع ساختمان ها دارد اما خوب زیبایی چشمگیری ندارد البته پرسپکتیو خوبی دارد ... بنظر میاد ساعت عکاسی با شما یار نبوده و نور خوبی بر روی آب نداشته اید و کلا بافت امواج در این تونالیته اندکی کدر بنظر میاد ...شاید هم در رنگی آب آنچنان خوش رنگ نبوده قایق اما در ترکیب بندی جای خوبی دارد ... اما سیاه سفید بودن کار را نقطه قوتی نمی بینم ... بیشتر خاکستریست یه خاکستری کم اثر .... در المان های عکس شما حرکت و زندگی حضور داره اما این تونالیته این حرکت را کمرنگ کرده |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
روی نوار بالایی و خط مرز ضلع بالایی کمی تردید می بینم ...حضور کم اثر بخشی از آن دو قایق هیچ چیزی را به این عکس نیفزوده ...براحتی می تونستید آنها را حذف کنید و با ندکی چرخس ظلع بالا را با اسکله همتراز کنید این میزان کجی اندک هیچ مزیتی در عکس شما ندارد.... با برش لنج های سمت راست مشکلی ندارم بنظرم بنوعی نقطه قوت عکس است و سهم آب هم بخوبی رعایت شده |
||||||||||
|
||||||||||
زاویه و ترکیب خوبه ... در این حالی تاکید بیشتر روی نوشته در آمده ... شخصا دوست داشتم عمق میدان بیشتری در عکس بدست می آمد تا دندانه های انبر دست در وضوح بهتری قرار می گرفتند ... با حذف دسته های انبر که وظیفه انتقال و چند برابر کردن نیرو را دارند دندانه ها در این عکس مهمترین ویژگی یک انبردست (بی دسته) می باشند .... همچنین برای اینگونه عکسهای صنعتی و تبلیغاتی پس زمینه مناسبتر در جلوه گری عکس نقش بسزایی دارد ... پس زمینه ای که برای آن تدارک دیده شده باشد و از رنگهای اصلی یکدست باشد (مثل سفید ،سیاه و یا آبی ) که البته لزوم نورپردازی دقیق را هم شامل می شود |
||||||||||
|
||||||||||
یک نایت شات که از لحاظ نورسنجی خوب ثبت شده .... هدف شما در ارائه تصویری از سکون و آرامش همه اشیا حاضر در منظره و در نهایت تلفیق آن با نام \"خواب شبانه در شهر\" ایده خوب و قابل پرداختی است ... اما در عکس شما از این نظر چند نکته رعایت نشده است: با کمی دقت بر خلاف نظر آقای محمدی حاقل 3 نقطه اکتیو می بینم که نقض غرض این عکسه ... سمت راست روی خط عابر پاهای عابری دیده میشود که نور پس زمینه بالاتنه آن را در 1 ثانیه شاتر شما محو کرده است، در مرکز عکس خط قرمز افقی دیده میشود که باید مربوز به حرکت وسیله نقلیه باشد و همچنین در منهی الیه سمت راست هیبت محوی از یک انسان در زیر درختی که بشکل دیجیتالی تزئین شده دیده میشود که با تکانی که خورده بنظر زنده می آید ... علاوه بر این نکات زاویه مورد عکاسی و ترکیب بندی عکس زیبایی کافی را ندارد ... تعدد المان های متفاوت از پیش زمینه گرفته تا پس زمینه در نقاطی از عکس در مقابل نقاط خالی پایین/راست و بالا/چپ این آرامش را به هم می زند .... ساختمانها در پرسپکتیو مناسبی قرار دارند اما نقطه همگرایی آن و حضور دوچرخه ها در پیش زمینه با ین پرسپکتیو در تعارض است ... موفق باشید |
||||||||||
|
||||||||||
با عرض پوزش باید عرض کنم از المان های موجود بخوبی استفاده نشده و عکس معمولیست ... فعالیت آتش نشانها حتی در مانور ها هم سوژه ای جذاب و پر هیجان است بخاظر نوع لباس آنها که از منتراست های مناسب رنگی برخوردار است ... همچنین وسایلی که بکار می گیرند و خود صحنه حادثه یا حریق .... در این عکس اما بیننده چیزی از یک حادثه یا حریق نمی بیند و نمی توان به آن اطلاق عکسی خبری و ژورنالیستی داد ... حتی به عنوان سوژه ای از کار و فعالیت یا ویژگیهای انسانی آتش نشانان باز هم المان های موجو یا بی اثرند یا کم اثر ... اسپری شدن آب می توانست حداقل یک صحنه جذاب از لحاظ بصری بیه بینده ارائه کند اما تعجب می کنم با نور شدید آفتاب چرا از سرعت بالاتر استفاده نکرده اید و زاویه انتخابی شما (که شاید اجباری بوده) موجب پخش آب در فضای زیادی از کادر شده بدون اینکه اثر بیانی خاصی را داشته باشد .... موفق باشید |
||||||||||
|
||||||||||
ترکیب بندی زیبا بیشترین تاثیر را در عکس شما دارد ... درسته شاید وضوح چشم الزامی نباشد که در هر پرتره ای اجرا گردد ... اما در این عکس اثر ویرایش (بیشتر از همه افزایش شارپنس) نمود بیشتری در جزئیات دارد .... مخالف ویرایش و اصلاح خروجی دوربین دیجیتال نیستم اما این حد افزایش یک پارامتر بافت کل تصویر را از آنچه در اصل بوده دگرگون کرده است .... حتی بافت صورت که در خیلی از پرتره های شما و دیگر عکاسان (مخصوصا از سالمندان) اثر گذاری زیادی دارد در اینجا با تغییر بافت کل عکس مخلوط شده و دیگه از اثرش کم شده .... موفق باشید |
||||||||||
|
||||||||||
از کادربندی و نامگذاری شما اینطور بر می اید که روی خود سوژه درخت و پرچین های سنگی دورو برش تاکید اصلی را داشته اید و همچنین فضای اطراف نیز ویژگی خاصی در برندارد ... عکاسی مستقیم و روبرو شما از این درخت تصویری کلی از یکی از زوایای این منظره را میدهد .... اما جهت ایجاد بیان کاملی از ایستاده و ایستادگی این تصویر قدرت لازم را ندارد ... المان های غیر ضروری مثل تپه ، درختان کوچکتر پشت سر و ... نمای سوژه اصلی را کم اثر کرده اند ...شاید امکان این وجود میداشت تا با تغییر زاویه المان های مذکور حذف یا حضورشان به حداقل میرسد ... همچنین نور سنجی و ایجاد سایه روشن ها و رنگها خصوصا در ناحیه درخت و سایه های زیر آن با ازدیاد نور همراه شده ... تمرکز بر روی این موضوع می توانست ویژگی بصری بهتری را در عکس شما نمایان کند ... موفق باشید |
||||||||||
|
|



جریان زندگی را خوب دیده ای سعید خان اما ...ماسکه شدن حیوانات پشت هم کمی این زندگی را تو هم تو هم (...) کرده ... اما در کل نور ها را خوب شکار کردی و رنگ ها هم گرچه به نظر میاد کمی اغراق شده اما خوب ثبت شده اند 



























