|
|
|
||||||||||
راستش فقط چون از من اسم برديد جواب ميدم خانم ماندگار اگر منظورتون از آقاي تفرشي من بودم كه من خانم تفرشي هستم :) ... غير از اون راستش من نفهميدم شما چرا خوشتون نمياد كه كسي با نظرتون مخالفت كنه؟ من خودم شخصا جايي كه نظر ميدم حق مخالفت رو براي بقيه هم نگه ميدارم. به هرحال اين بحث به من ربطي نداره و من در بالا هم فقط نظر خودم رو گفتم. موفق باشيد |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
در مقایسه با کارهای قبلیت این خیلی بهتره. خیلی خوب سیاه سفید شده. و اینکه نمیدونم شاید فقط اگه شاید کمی دوربین به سمت راست میرفت و به سمت چپ تر! زاویه میگرفت زاویه دید بهتری به دست می اومد. و اینکه کمی ژست سوژه و مدل دست گرفتن قرصها تصنعی شده انگار که داره به دوربین قرصها رو نشون میده. ایده کامبیز هم در مورد رنگی بودن قرصها جالب بود. همیشه موفق باشیم :) |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
سعيد عزيز فكر نميكنم منظور آقاي منتظري نديدن اين ها بود. كدام يك از ما بدبختي نديده ايم؟ در اطرافمان؟ من شايد جزامي نديده باشم اما بدبختيها و سياهي هاي اين اجتماع اينقدر فراوان است كه چشم هم بببنديم قادر نيستيم نبينيم! ميخواستي با اين عكس فقط زخمها و چرك ها را نشان دهي؟ خب از اين لحاظ عكس موفقي است. به همان اندازه كه يك پرتره با كادر بسته از صورتي زيبا موفق است. دوستان اينجا از هنرمتعهد و رسالت عكاس صحبت كرده اند. من نميدونم چه عكسهاي ديگري از اين محيط داري اما اين يك عكس رو نه هنر متعهد ميدونم و نه رسالت عكاس. به نظرم عكسي گذري مياد از سوژه اي كه بدبختي اش سوژه شده فقط! حس و حال دردمند تو از ديدن اين صحنه ها و اين محيط در عكست نشون داده نميشه. اما در توضيحاتي كه در جواب دوستان نوشتي به چشم مياد. دوست داشتم تمام اين حس توضيحاتت در عكس وجود داشت. چشمم رو به دنبال خودش ميكشيد و اون رو فراتر از زخمها و چركها ميبرد. |
||||||||||
|
||||||||||
من با آقای منتظری موافقم . سیاه نبینیم اما سیاهی را حس کنیم. نظر دیگه ای نمیتونم بدم چون خودم رو در سطح نظر دادن در مورد این گونه عکسهای اجتماعی نمیدونم. اما برای خودم اینگونه عکاسی را ممنوع کرده ام. چون همیشه ترس دارم که به سادگی سیاهی های زندگی مردم را سوژه دوربینم کنم. فکر میکنم عکسهای به یاد ماندنی در اینگونه عکاسی اجتماعی با اینکه به قول مرحوم گلستان سیلی به صورت بیننده میزنند در عین حال چشم را میخکوب خود میکنند نه اینکه چشم جرات نگاه کردن به آن را نداشته باشد. |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
به نظرم تكرار [b]نكردن[/b] تجربه هاي ديگران به بهانه دنبال ايده جديد گشتن فقط باعث درجا زدن هست و بس. باعث ميشه هيچ كاري نكنيم و هيچ عكسي نگيريم چون كه ديگري قبل از ما انجام داده. درسته كه گاهي بعضي تجربه ها شايد فقط در حد انجام آن و يادگرفتن تكنيكش مفيد باشه و تكرار چندباره اش تقليد باشه. به هرحال عكس شما بسيار زيباست. مني كه تا حالا يك بار هم تجربه اين كار رو نداشتم خيلي نميتونم اينجا نظر فني بدم. فقط اينكه با توجه به دوربين شما بسيار عالي اجرا شده. اگر از عنوانش [b]صرفنظر[/b] كنيم دوست داشتم پري دريايي كوچك شما كمي به سمت چپ ميرفت تا خورشيد را كمي بيشتر مي ديديم. |
||||||||||
|
||||||||||
[quote]بنظر من عکس کاملا معمولی است که دلالت بر مشخصه خاصی نمی کند (حتی عکاس هم نمی توانند عنوان خاصی را برگزیند؟)، [/quote] با تشكر از نظر شما.. از نظر من عكس يا عنوان دارد يا ندارد! اگر داشته باشد عنوانش را مي نويسم اگر نداشته باشد سعي در عنوان سازي ندارم...[quote]در ضمن فاقد عمق کافی است و بگمانم چون بیشتر شاتهای مه آلود طرفدار زیادتری دارند امتیاز خوبی بدست آورده است![/quote] عمق كافي دقيقا چقدر است؟ واحد سنجشش چيست؟ |
||||||||||
|
||||||||||
با تشكر از همه دوستان[quote](این نویز نرم افزاری هست؟ یا علتش ایزوی 200 دوربینه ؟)[/quote] ايزو 400 بود كه تصحيحش كردم. به علت ايزوي 400 به هرحال مقداري نويز در عكس وجود داشت و با اديت بيشتر هم ميشد. بنابراين تصميم گرفتم كه از اين نويز استفاده كنم تا حذفش كنم. به همين دليل مقداري هم نويز نرم افزاري اضافه كردم. اينكه زياد شده يا متناسب است از نظر خودم متناسبه اما نظر بينندگان مختلف ممكنه فرق كنه. به هرحال هدفم اغراق در فضاي گرفته و مه آلود بود و البته حس خود عكاس در هنگام اديت كاملا روي مراحل ويرايش عكس تاثير گذاره. [quote]فاصله گرفتن از سوژه و استفاده از زوم اثر قوی تری داشت[/quote] الان هم همين اتفاق افتاده [quote]اما وجود نویز رو به این حالت دوست ندارم ، کارهای بهتری میشد کرد ، که البته احتمالا بهترین بوده [/quote] مسلما بهترين نبوده و هميشه بهتري هم هست :) [quote]تلفیق نقطه حضور پاهای عقب دو حیوان در یکجا و امتداد بدنهای آنها همچنین وجود پالان و ملحقات دیگر روی بدن حیوان سمت راست که بنوعی در هماهنگی با حیوان سمت چپ است حالتی را بوجود آورده که انگار یک حیوان دو سر با شش پا را مشاهده می کنیم[/quote] ديد خيلي جالبي بود! [quote]طراوت و پاکی فضایش را حس می کنم....[/quote] ممنون از نظرتون خوشحالم كه اين فضا به اين صورت منتقل شده |
||||||||||
|
||||||||||
|
|


























سعید عزیز چند بار نظرت رو خوندم اما واقعا متوجه نشدم چی نوشتی. خودت هم یه بار دیگه بخونش :)