|
|
|
||||||||||
وای چقدر عکس جالبیه.. شکاف خیره کننده تاریکی! اون انحنا و حرکت نور.. استفاده حداقل، ولی مؤثر از بافت.. و کامنتای شدیداً رو اعصاب.. خیلی عالیه. |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
خوب به نظر من این یکی بهتره.عکسهای موبایل ادیت بیشتری لازم دارن. من اگه بودم، یه تم تک رنگ رو این عکس می دادم تا کمی رویایی به نظر بیاد. پیشنهاد می کنم تا قبل از اینکه دوربین بخری و درگیر مسائل فنی عکاسی بشی، اولاً تا می تونی عکس ببینی تو سایتها و مجلات معتبر. ثانیاً رو مبانی هنرهای تجسمی کار کنی تا تو این فرصت نگاهتو قویتر کنی. دو تا کتاب خوب و سبک پیشنهاد می کنم: «مبادی سواد بصری» و «ترکیب بندی در عکاسی» هردو انتشارات سروش. البته اگه کنکور بذاره! موفق باشی.. |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
افشین جان، همین الان مطلبی که در مورد چهارشنبه سوری و خرید 400D و کنکور و اینا برای انسیه نوشته بودی، خوندم. می خواستم بگم اصلاً مهم نیست. تو شروع خوبی داشتی و همینطور جسارت عالی برای نشون دادن عکسات. عکاسی فقط یه بخشش تکنیکه. اصل هنر نگاه و ایده و روح هنرمنده. می دونم خیلی وقتا دستت بسته است. ولی محدودیت، خلاقیت ایجاد می کنه. اینارو از سر سیری نمی گم. خودمم تا قبل از اینکه دوربین بخرم، یه شش ماهی با موبایلم عکس می گرفتم. باور کن الان که عکسامو می بینم، تعجب می کنم. یه چیزی تو اون عکسا هست که تو این عکسهام نیست. یه جور آزادی و تنوع تو عکسها. شاید چون درگیر شاتر و دیاف و ایزو و ... نبودم و موبایلم هم همه جا باهام بوده. منم مثل تو جرأت کردم عکسهای موبایلمو نشون همه بدم. این لینکشه، اگه دوست داشتی، یه نگاهی بنداز. عکسهایی که نوشته phone camera رو ببین. [url=http://www.usefilm.com/photographer.asp?P=2&ID=86615&PF=0]www.usefilm.com/photographer.asp?P=2&ID=86615&PF=0[/url] موفق باشی، منتظر کارهای بعدی و بهترت هستم.. |
||||||||||
|
||||||||||
سلام انسیه،من امروز کلی خوشحال شدم که به طور اتفاقی پروفایل تو و دانیال سماواتی رو کشف کردم. عکسهای تو رو یکی یکی از اول دیدم و شعرها رو خوندم تا به این آخری رسیدم و تازه فهمیدم که دیر به انتها رسیدم! خیلی از عکسهاتو دوست داشتم. با اینکه خیلی تلخ هستن و من هنوز تا این اندازه تلخ نیستم (به جز مواقع خاص تنهایی و بیزاری) اما دوستشون داشتم. یه مقداری هم رنگ فمینستی دارن عکسات. من فمینیست هم نیستم. اما بازم عکساتو دوست دارم. اون مجموعه زن سپید پوش سیاه بخت، خیلی خوبه. خیلی دلم می خواست تو یه نمایشگاه همه شونو با یه ترتیب هدفمند ببینم. به جز اون عکسها از عکس قبلیت (رگها)، از «ماهیان می گفتند»، «از من»، «زیبا ببینی ام»، «سبز خواهم شد» و همین عکست هم خوشم اومد. خوب، من در مورد موندن و رفتن هیچ ایده ای ندارم. برامم فرقی نمی کنه عکساتو کجا ببینم. فقط دوست دارم لطف کنی و در صورت امکان بهم لینک بدی (sarahgraph@yahoo.com)، و اگه دوست داشتی عکسامو ببینی.. |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
مونا جان پرتره زیباییه، مخصوصاً نور روی دست خیلی عالیه. سرعتتم برای ثبت دود مناسب بوده.فقط قسمت روشن صورت بهتر بود نیم تا یک دیاف تیره تر باشه، خیلی سوخته. من خودم طرفدار نورپردازی حساب شده کلاسیک نیستم و دوست دارم نورها با کنتراست بالا و اغراق شده باشن. اما اینجا سوختگی به خصوص روی پیشانی یه مقدار تو چشم می زنه. یه کمی هم کادر از پایین قطع می شد تا خود دست نباشه، بهتر بود. |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
|



وای چقدر عکس جالبیه.. شکاف خیره کننده تاریکی! اون انحنا و حرکت نور.. استفاده حداقل، ولی مؤثر از بافت.. و کامنتای شدیداً رو اعصاب.. خیلی عالیه. 

























