سامسونگ RSS تماس درباره ما شناسنامه تبلیغات
گروه آواژنگ برگزار می‌کند: مسابقه عکس از الکامپ 2008
صفحه 1 از 4
صفحه بعدی
"۱۳:۲۹ ۲۱ مهر ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (2) | ابوالفضل مصطفایی (189)

پاییز خواهد آمد، با لیسَک‌ها
با خوشه‌های ابر و قُله‌های درهمش
اما هیچ کس را سر آن نخواهد بود که در چشمان توبنگرد
و.......


فدريكو گارسيا لوركا

سر بزن by
"۱۳:۲۱ ۲۱ مهر ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (2) | ابوالفضل مصطفایی (189)

ميلاد عزيز سلام
اصولا من از گربه ها خوشم مياد ، هي بهشون پيش پيش ميكنم تا نزديك ميشن يه لگد مشتي نسارشون ميكنم !!! ( شوخي بود ) از نظر نور ، رنگها ، فوكوس و عمق ميدان مثل هميشه فوق العاده اي ، فقط چون سوژه شما فرم و شكل قرينه داشته بهتر بود كه تو عكس هم اين قرينگي رو رعايت ميكردي و آقا يا خانم گربه رو از center سوژه و كادر به دو قسمت مساوي تقسيم ميكردي ، شايد با كراپ كردن بشه يه كارهايي كرد . به ما سر بزن by
"۱۸:۰۸ ۲۵ شهريور ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | ابوالفضل مصطفایی (189)

سلام
آخه من به تو چي بگم ؟ خودت بگو .....!
آخه ...لااله الا الله . شيطونه ميگه فردا اون عكس جوجه اردك زشت رو بفرستم رو سايت . آره ؟ بفرستم ؟


{راستي بهتر بود نقطه فوكوست هم روي كلم e يا p زوم مي شد .
موفق باشيد}

بنظر من بايد نقطه فوكوسم روي كلمه معاونت pp زوم ميشد ، ببخشيد !!!!!!!!D-:




"۱۸:۰۳ ۲۵ شهريور ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | ابوالفضل مصطفایی (189)

سلام مصطفي جان
از اينكه عكسمو ديدي ممنونم
در مورد ايزو درست ميفرمائيد ، نور كم بود مجبور شدم .
در مورد فوكوس هم كم لطفي ميكني ، اين يه عكس ماكرو هستش و فوكوس مناسبي هم به اندازه خودش داره ، شايد منظورت مقدار فضاي محدود فوكوس شده هستش كه بازم بايد بگم عمق ميدان محدود از خصايص كار ماكرو هستش و بازم ممنونم .
"۱۷:۵۶ ۲۵ شهريور ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (1) | ابوالفضل مصطفایی (189)

شجاع جون سلام
خوبي آدم .......! خرگوش صفت !
نامرد تنهايي ميري شيراز ، آره ه ه ه ه ه ه ه ه ؟
براي اين عكس اسم خوبي انتخاب نكردي ، از شيراز و خصوصا از بارگاه شاهچراغ زياد عكس گرفتم ، مخصوصا تو شب . ولي خودت ميدوني همش تو آرشيو اون خراب شده گذاشتيم و اومديم بيرون .
خلاصه بهتر بود اسم اين عكس رو ميگذاشتي :
زيارت شاهچراغ ، همراه با معاونت pp و پيرزنان
البته ميبخشي ها
"۱۳:۰۶ ۲۴ شهريور ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | ابوالفضل مصطفایی (189)

سلام ، عكاس كلاه بردار D-:
تازه كجاشو ديدي ، ديشب جاتون خالي بود ، با عمو عيسي اينا بوديم و ...... جاتون خالي
"۱۳:۰۱ ۲۴ شهريور ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | ابوالفضل مصطفایی (189)

راستي رنگهاي عكست ايراد دارن ، حتما نور مناسب نبوده ،اينطوره ؟ آره ؟ وايت بالانس نكردي ؟ چرا اينقدر رنگمايه ها زرد شدن ؟ چرا رنگ موكت قرمز توي راهرو داره گريه ميكنه ؟ منفي بهت بدم ؟D-:
"۱۲:۵۸ ۲۴ شهريور ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (2) | ابوالفضل مصطفایی (189)

شجاع عزيز سلام ، كار در معاونت p .p چطوره ؟
به نظر ميرسه تو اين عكس شما دنبال تصوير نمودن پرسپكتيو حاكم بر محيط بودي و اگر اون اشياء مزاحم در گوشه هاي پائيني عكست نبودن و خطوط يكنواخت سازنده پرسپكتيو رو مخدوش نميكردن ، كار بهتري ميشد ، و در آخر هم به p.p , و ايرج كفتر باز سلام برسان .......!!!!!
"۱۴:۴۰ ۱۴ شهريور ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (1) | ابوالفضل مصطفایی (189)

سلام محمد جان
نواي داركوب رو برم ........D-:
بافت يكنواخت درختان در پس زمينه خيلي خوبه ولي اي كاش به اون خونه ختم نميشد ! يا حداقل به چندتا خونه كوچكتر ختم ميشد ! ولي به قول آقا سيد ،از لحاظ تركيب بندي خونه جاي خوبي قرار گرفته .... موفق باشي by
"۱۴:۳۳ ۱۴ شهريور ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | ابوالفضل مصطفایی (189)

محمد آقا ، درود بر تو و همه ي رفقاي دوربين به دست ..
بايد بگم ، من دنبال يه ساختن يه ضد نور بودم كه نشد اما در مورد محو بودن تصوير با شما موافقم ، يه فايل با فرمتjepg رو اگر چند بار سايزشو تغيير بدي و save كني ،بهتر از اين نميشه !
در ضمن من سالهاست تو كادر عمودي گير افتادم ، شما نميدوني چرا ما به كادر vertical اينقدر علاقه منديم ..... فكر كنم مشكل از بالا خونس .....by
"۱۴:۳۲ ۱۳ شهريور ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (2) | ابوالفضل مصطفایی (189)

سلام بر عمو رضا
تولد پسر گلت هم مبارك باشه
گذشته از اينكه عكس پرتره خوبي گرفتي و با استفاده از عمق ميدان مناسب و محوكردن پس زمينه ، گل پسر را از پس زمينه جدا كردي و هزار مزيت ديگه ......
شايد اگر من بودم كادر عمودي رو انتخاب ميكردم و اونو از سوژم پر ميكردم ......

"۱۲:۳۶ ۰۳ شهريور ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (3) | ابوالفضل مصطفایی (189)

سعيد جان سلام
فضاي عكست بد جور رمانتيكه ، دارم نگرانت ميشم !!!
پدر عاشقي بسوزه ...... D-:
گذشته از شوخي ، كار قشنگي شده در مد سياه سفيد هم قشنگ ميشد ، آقا مارو از نظرات ارزشمندت بي بهره نكن ، به نظرت كليد قفلها دست كيست ؟
"۱۲:۰۶ ۳۱ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (2) | ابوالفضل مصطفایی (189)

سلام بر ميلاد عزيز
كمتر ميشه يه ماكرو به اين نزديكي از يه حشره بگيري ، و اون فرار نكنه ....!
زنبوره چه خوب از پس زمينه جدا شده


به ما هم سر بزنيد ، ترا به خدا ....D-:
"۱۱:۴۹ ۳۱ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | ابوالفضل مصطفایی (189)

يادم رفت بگم ، عقيدتي سياسي در هر نيرويي كه باشي يه واحد سمعي و بصري داره كه كارش اصولا فرهنگيه و شما رو حتما جذب ميكنن ، اينو جدي بگير ......
"۱۱:۴۵ ۳۱ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (2) | ابوالفضل مصطفایی (189)

سيد جان ، سلام !
پسر جان ،چرا فكر ميكني سرنوشت شما مثل اون بره ميشه ؟ بي خيال بابا....
سربازي يكي از جالب ترين دوران زندگي شما خواهد بود ، ميگي نه؟ نگاه كن !!!
راستي يه پيشنهاد دارم برات ، تو سر بازي هر جا كه تقسيم شدي ، يه راست ميري واحد عقيدتي و سياسي و سوابق كاريت و فيلم و عكس و خلاصه نمونه كارهايت را ميبري اونجا ارايه ميكني ...( البته نه اين عكس آخريه ها ) D-:
حتما به كسي مثل شما نياز دارن .

ضمنا من هم در دوران سربازي دوربين به دست بودم , و عكاسي ميكردم .... يادت نره ها ضمنا منتظر كارهاي شما هستيم
"۱۱:۳۱ ۳۱ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | ابوالفضل مصطفایی (189)

سلام بر همه ي رفقاي عاشق عكاسي .
محل عكاسي : سواد كوه ، ارتفاعات مشرف به مناطق جنگلي شورمست
سايز اصلي كار قبل از اعمال محدوديت ارسال :9798*1209 - بعد از تغيير رزولوشن ، پدر عكس در اومده....
"۱۴:۵۷ ۲۹ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (1) | ابوالفضل مصطفایی (189)

درود بر خانم دلیر
شروع میکنم از کادر زیبای افقی که البته مورد علاقه شخصی من نیست ولی شما بهش علاقه داری و اینجا هم خیلی بدرد خورده .
دو یوم ، پس زمینه تیره و که به خوبی فلو شده و از سوژه اصلی جداست ...! باریکلا
رنگهای طبق معمول در نهایت شارپ بودن و شفافیت هستند ، که نشان از وایت بالانس استادانه عکاس و نوردهی مناسب ....! پس باریکلا
سیوم ، با محل قرار رفتن ساقه و برگ گیاه و رنگ سبز دلربای اونها موافقم .... و اما.....
اما با محل قرار گرفتن اون پروانه پرپر شده موافق نیستم !
شما اون پروانه رو به عنوان سوژه صلی باید در نقطه طلایی کادر قرار میدادی .
یعنی باید از پروانه خواهش میکری به اندازه دو سه سانتی رو ساقه گیاه حرکت کنه و بیاد پاءین تر ....
"۱۴:۲۷ ۲۹ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | ابوالفضل مصطفایی (189)

رفقا ، اینقدر در مورد سرعت شاتر مارو چوب کاری نکنید !!!!
سرعت ثانیه 25/1میباشد !!!!
ضمنا درسته که از سه پایه استفاده نکردم اما خدا که لبه پنجره ماشینو ازم نگرفته بود ......D-:
"۰۹:۰۰ ۲۹ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (2) | ابوالفضل مصطفایی (189)

علیرضا جان ، سلام بر شما
من چند ماه ÷یش رفته بودم کوه ،سمت اوین درکه...!
رفقای تهرانی حتما میدونن کجاست ..
اونجا بود که برای اولین بار چشمم به جمال این دوربینی که شما ازش عکس گرفتی روشن شد .
یه بنده خدایی که حتما از من بیشتر از عکاسی سر در میاورد ، میرفت پشت این مثلا دوربین تخت ژست میگرفت ، بعد مشتری ها میچسبیدن به هم و میگفت بی حرکت و...........
چند لحظه صبر میکرد بعد دست میکرد تو اون جعبه و یه عکس در میاورد و میکرد تو یه سطل آب ،مثل اون سطل های آب نمکی که بلالی ها دارن ها .....
بعد عکس سیاه سفید خیس رو میداد دست مشتری !!!!
من که کنج کاو شده بودم رفتم جلوتر و بغل عدس لنز اون مثلا دوربین کلمه canon رو خوندم!
کر میکنم اون عکس نتیجه همکاری یه دوربین canon power shot و یه پرینتر بود ....نظرت چیه ؟؟؟؟
"۱۴:۳۶ ۲۸ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (2) | ابوالفضل مصطفایی (189)

سعيد جان سلام
من از وقتي كه تصميم گرفتم توگالري سايت شركت حضور داشته باشم ، كارهاي شما رو هم دنبال كردم و واقعا لذت بردم از هنرمندي شما ، اما يه سوال دارم !
اين رنگ متمايل به قرمز كه ابرها دارن از كجا اومده ؟ آيا از فيلتر هاي رنگي رو لنز استفاده كردي ؟ يا اينكه تو فتوشاپ اديت شده ؟ در صورتي كه جواب سوال دوم من مثبت بود ، ميخواستم بدونم كه به نظرت اديت عكس تا كجا بايد ادامه پيدا كنه ؟ فرق كار گرافيكي و يه عكس در كجاست ؟ ممنون
"۱۴:۲۳ ۲۸ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | ابوالفضل مصطفایی (189)

سلام بر همه رفقاي عاشق دوربين به دست....!!! البته اين عكس مربوط ميشه به نمايي از يكي از خيابونهاي اطراف پارك ، منتظر بودم تا همه جمع بشن تا سوار ماشين بشيم ، حوصلم سر رفت ، دوربين رو گذاشتم رو سقف ماشين و موبايلم رو گذاشتم زير لنزش و يه چند فريمي گرفتيم ! مثل اينكه ملت براي خروج از پارك خيلي عجله داشتن ، اينطور نيست ؟
"۱۹:۱۶ ۲۱ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (2) | ابوالفضل مصطفایی (189)

علی آقای صارمی
درود بر تو ... و درود بر ذهن زیبایت !
چند لحظه پیش نقد پراز محبت شما رو در رابطه با تهجم خواندم و حسابی لذت بردم ... نه اینکه از حرف موافق خوشم آمد ! نه نه ! از حرف حساب لذت بردم . تشویق شدم بیام و گالری شما رو ببینم و بیشتر با کارهای هم آشنا بشیم ...
عکس خوبی انداختی ،در اولین کلام باید بگم با مایه رنگ کار موافقم ،به نوعی با قدمت معماری سوژه هماهنگی داره ..!
همینکه تصویر واژگون نظرت رو جلب کرده و ترجیح دادی ذهن بیننده در واژگونی و عوجاج تصویر درگیر بشه ،دیدنی و جذابه !
اگر من به جای شما بودم ،اجازه نمیدادم بیننده متوجه ترفند شما در عکاسی از داخل حوض روبروی بنا بشه !
شاید بهتر بود اون دوتا مثلث کوچک سفید در دو گوشه بالای تصویر را کراپ میکردی .... یکم چشم رو دنبال خودشون میبرن ...
موفق باشی رفیق ...by
"۱۸:۵۷ ۲۱ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | ابوالفضل مصطفایی (189)

علی جان ، دوست عزیزم سلام
ممنونم که عکسمو دیدی ، در موردش فکر کردی و نظرات پر ارزشت را سخاوتمندانه به من و دیگر دوستان هدیه کردی !
باید اعتراف کنم که درک عمیق شما منو غافلگیر کرد ...
از عبارات زیبا و ارزشمند شما که در وصف تهاجم نوشتید حتما بهره فراوان خواهم برد ....
اسم این فتو رمان همچون ایده آن در چند لحظه به وجود آمد و لزوما نباید زیاد ذهن مخاطب را با خود درگیر کند .
مارو فراموش نکن رفیق ...by
"۲۱:۵۱ ۲۰ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | ابوالفضل مصطفایی (189)

سلام شجاع عزيز
الان كه مندارم اين مطالب رو مينويسم احتمالا شما خواب هفت پادشاه رو ميبيني ....!
عكس خوبي گرفتي ،منم با مد سياه سفيد موافقم ،كمك ميكنه تا اون حس و حالي رو كه مد نظرت هست به بيننده منتقل بشه ......
چرا يه چند وقت عكاسي سياه سفيد انجام نميدي ، شما با اين همه احساس ساس ساس ساس ساس ساس .... (-:
ياد اون شب افتادم كه با اون لحافها و تشك هاي توي اون گوشه عكس تا صبح سر كرديم ... يادش بخير چقدر سرد بود هوا ....
خدا همه پدر بزرگها و مادر بزرگها را رحمت كند .....
با دوستان بوسنيايي چطوري ....by
"۲۱:۳۸ ۲۰ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | ابوالفضل مصطفایی (189)

پريسا خانم ، استاد خودم درود بر شما
اول از اينكه عكسمو ديدي و منواز نظرات پر ارزش خودت بهرمند كردي ممنونم . و واقعا شرمنده هستم كه نتوانستم اصل فايل ديجيتال اين مجموعه عكسها رو تقديم كنم ، با تمام تلاشم و جستجوي ميان صدها سي دي بازم موفق نشدم و اجبارا يك عكس چاپ شده را پس از اسكن تقديم كردم ....خلاصه ببخشيد.
واينكه بايد بگم رويدادي كه من در اين فريم ها ثبت كردم خيلي سريع اتفاق ميفتاد و من هرگز نمي توانستم اون كارگر ها رو متوجه خودم كنم و از آنها بخواهم تا كارشون رو بخاطر من به تاخير بندازند ....پس بايد سريع دست به كار ميشدم .....ناخواسته در فريم اول و فريم هاي بعدي از محل اوليه ام حركت كردم كه فكر نميكنم زياد مهم باشه ... و شما هم مارو عفو ميكني.... ممنونم by
"۲۱:۲۸ ۲۰ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | ابوالفضل مصطفایی (189)

استاد عباسي سلام
وقتي آدم چشمش به عدد ( 8935) كه جلوي اسم شما جا خوش كرده ميفته ، بايد يكم با احتياط صحبت كنه ....!
از اينكه به من لطف داري و منو از نظر ارزشمند و پر از محبت خودت بهره مند كردي ...ممنونم .
وقتي عكسي به ميل و رضايت خودت ميگيري ، توي لذت اون لحظه تا ابد ماندگار ميشي ،
by
"۲۱:۱۸ ۲۰ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | ابوالفضل مصطفایی (189)

آقا سيد بزرگوار ، سلام
وقتي توي روزمرگي اسير ميشي از اتفاقات كوچيك و بزرگ اطرافت غافل ميشي ...! هزاران بار نگاه ميكني ولي بازم نميبيني .....! من سعي ميكنم اينجوري نباشم ، به اطراف از يه زاويه جديد نگاه كردن خيلي جالبه .... امتحان كني بد نيست ....
از نظرات با ارزشت ممنونم ....by
"۲۱:۰۹ ۲۰ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | ابوالفضل مصطفایی (189)

پوريا ، دوست عزيز سلام
از اين عكسمو ديدي و منواز نظرات پر ارزشت بهره مند كردي ممنونم ، ديد خوبي داري و به احتمال زياد تشخيص دادي كه در پس زمينه فريم اول و آخر اندازه سايه بانها با هم فرق داره ! من با دو فاصله كانوني متفاوت عكاسي كردم و در فريم هاي وسط بعد از مجذوب شدن به سو‍ ژه به طرف اون حركت كردم و بهش نزديك شدم ...!!! پس شما درست در مورد مكان برداشتها درست ميگي .... ممنونم رفيق by
"۱۷:۳۹ ۱۹ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | ابوالفضل مصطفایی (189)

پرهام عزيز ، سلام بر شما
از اينكه نظرات پر ارزشت رو به من هديه كردي ممنونم،
من در ثبت اين عكس هيچ ايده اوليه اي نداشتم !!!!
ايده در طول چند ثانيه به ذهنم رسيد . من فقط از اون لحظات استفاده كردم و بايد بگم من اولين عكسمو در سن 7-8 سالگي گرفتم !!!! ولي هنوزم يه مبتدي هستم كه عاشقانه به دوربين و عكاسي علاقه دارم ....و هنوزم از دوستان خوبي مثل شما مطالب پر ارزش ياد ميگيرم .....((( خدايا مارو از دوربين عكاسي جدا مكن و اين چكاندن شاتر را از ما نگير )))) همه بگين آمين ...... (-:
"۱۷:۳۱ ۱۹ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | ابوالفضل مصطفایی (189)

درور بر حامد عزيز
به نظر من اگر اين عكسها رو بدون خواندن توضيحات اوليه من نگاه كني بيشتر احساسي در رابطه با
_ به تاراج بردن ، غارت كردن و يا حتي تهاجم پيدا ميكني . البته شما در رابطه با كوتاه كردن برگهاي درختان درست ميفرمائيد . ممنونم از نظرات با ارزشت .....by
صفحه 1 از 4
صفحه بعدی