سامسونگ RSS تماس درباره ما شناسنامه تبلیغات
گروه آواژنگ برگزار می‌کند: مسابقه عکس از الکامپ 2008
صفحه 2 از 16
صفحه قبلی صفحه بعدی
"۱۷:۰۰ ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | مسعود حیدری (343)

[quote]ازشون بخواهید که ایرادات کار رو براتون مطرح کنند و شما به رفع آنها بپردازید [/quote]
آقای کاید خورده ممنون از بذل توجه شما.
منم غیر از این چیزی از آقای مریدی نخواستم.
[quote]اگه آقای مریدی بخواند کلاس آموزشی بذارن که مطالب به درازا می کشه [/quote]
اتفاقا فلسفه ی بودن این سایت همینه که از راهنماییها و آموزشهای همدیگه بهره ببریم و گرنه سایت تبدیل به محیطی میشود که اعضا مثل بچه کوچولوها داشته هاشونو به شکلی بچه گانه به رخ هم بکشند.
"۱۵:۱۹ ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (2) | مسعود حیدری (343)

با توجه به اینکه عنوانی را برای کار انتخاب نکرده اید و توضیحاتی هم نداده اید ، صحبت کردن و نقد کار برای بیننده کمی دشوار است .
از این تصویر هم میتوان آزادی و رهایی را برداشت کرد که آقای عباسی به آن اشاره کردند.
هم میتواند حالت و احساس کسی باشد که از همه چیز بیخیال است و در حال سیر در عالمی است که برای خودش متصور شده و سادگی تصویر و فضای خالی بالای آن هم میتواند مبین این مساله باشد.
در هر دو صورت کادر انتخابی برای بیان مفهوم بسیار شایسته و بجا می باشد.
موفق باشی
"۱۴:۴۷ ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | مسعود حیدری (343)

جناب آقای مریدی دوست عزیز
از اینکه کارهای بنده را مرور میکنید از شما تشکر میکنم.
بسیاری از نظرات ارسالی شما را در پروفایلتان نگاه کردم
تقریبا همه ی نظراتتان در مورد کارهای سایر دوستان محصور شده است به کادر. کادر خوب است . کادر بد است . کادر جای کار دارد. زاویه ی دیگری هم امتحان میکردید.
آقای مریدی عزیز
وقتی نظری میدهید پیگیر گفته هایتان هم باشید که یا شما راضی و قانع شوید و یا طرف مقابلتان را توجیه کنید
در مورد کار قبلی هم از کادر صحبت کرده بودید که جواب دادم و سوالی هم پرسیدم . چرا جواب ندادید ؟ برایتان مهم نبود ؟ یا فقط سر سری یه نگاهی به تیپ عکس میاندازید و یه چیزی میگید و پشت سرتان را هم نگاه نمیکنید؟
بسته به نوع کاری که عکاس ارائه میدهد خیلی فاکتورهای عکس میتوانند تابع قانون خاصی نشوند.
قرار نیست همه عکسها وضوح و شارپ داشته باشند
در این عکس چه نا هماهنگی ای بین عنوان و کار وجود دارد ؟ چرا هیچوقت مفهوم عکس و یا هدف عکاس را تفسیر نمیکنید ؟ اگر توضیح بدهید ممنون میشوم. اگر هم توضیح ندادید ازتون خواهش میکنم که دیگر در مورد کارهام نظر ندین.
ببخشید که کمی هم تند صحبت کردم. منتظر جواب و دلایلتان هستم.
"۱۸:۱۶ ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (3) | مسعود حیدری (343)

کار بسیاز زیبایی شده .
وضوح ، فوکوس و کادر عالیه .
در لحظه ای که چشم پرنده کاملا باز بوده و مطمئن بودید این پلک نمی زند تصویری زیبا خلق کرده اید.
مهمتر از سرعت دوربین ، هوش و احساس عکاس بوده که در لحظه مناسب افق را در چشمان این پرنده به یادگار گذاشته است .
موفق باشی.
"۱۸:۰۸ ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (1) | مسعود حیدری (343)

با توجه به عناصر موجود در کادر و دسته بندیهایی که لحاظ کرده اید ، عنوان اعدام سایه ها مناسب نیست.
کادر هم خیلی شلوغه .
موفق باشی دوست عزیز.
"۱۷:۴۷ ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | مسعود حیدری (343)

پاسپارتو جالب نیست.
خط افق هم که تراز نیست .
سنگهای جلویی کادر باعث شلوغی زیاد تصویر شده اند.
کاش عنوان دیگری انتخاب میکردید چون این عنوان در سایت به کرات استفاده شده و بلافاصله ذهن بیننده را به سمت تکراری بودن کار سوق میدهد.
چهار نوع رنگ هم در سطح دریا وجود دارد که به نطرم زیاد جالب نیست .
موفق باشی.
"۱۷:۳۷ ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (2) | مسعود حیدری (343)

وقتی میگویند که چیزی سربی است یعنی احساس ندارد و سرشار از سردی و دل مردگی و بی رحمی است.
وقتی میگویید آسمان سربی است ، ما هم انتظار فضایی سرد و بی روح را داریم.
این فضا به میزان نه چندان زیاد و فقط در قسمت بالایی کوهها به چشم میخورد.
اگر امکان داشت که از زاویه ای عکس می گرفتید که پراکندگی ابرهای سربی در آسمان تعادل بیشتری داشتند کار بسیار عالی میشد.
"۱۷:۲۵ ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (1) | مسعود حیدری (343)

جدای از همه اشکالاتی که خودتان و سایر دوستان متذکر شدید یه چیز جالب در این کار شما هست.
نگاه کودک با لبخند معصومانه اش و نوری که بر روی صورتش قرار دارد . انگار فرشته ای از بیرون پنجره این کودک را میخنداند .
"۱۵:۲۱ ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (2) | مسعود حیدری (343)

باز بودن کادر و اشباع بیشتر رنگها برای کامل شدن سایه ی کبوترها را پیشنهاد میکنم.
در مورد فوکوس هم که خودتان توضیح دادید.
موفق باش دوست عزیز .

"۱۵:۰۷ ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | مسعود حیدری (343)

در مورد چرخش و حذف عناصر انسانی کاملا موافق هستم.
باید بگم اینجا به قدری شلوغ بود که تقریبا 2 ساعت منتظر شدم تا به این صورت خلوت شود و نمی توانستم مانع تردد کسی بشوم . حذف اون دو نفر هنگان ادیت برام کمی سخت بود و میترسیدم که کارمو خراب کنم. البته نفر سومی هم بر روی پله های روبرو قرار داشت که در ادیت حذفش کردم.
با تشکر از دقت شما و سایر دوستان عزیز
"۱۴:۵۸ ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | مسعود حیدری (343)

دلیل خاصی برای تغییر کادر از بالا یا پایین ندیدم. ممنون می شودم اگر دلیلی برای اینکار بیان کنید. این زاویه و این برداشت دقیقا همانطوری است که مد نطرم بود و هیچ گونه ادیتی برای دستکاری کادر انجام نشده . تنها ادیت عکس افزایش کنتراست برای تشدید مفهوم کار بوده.
خط ایجاد شده در کادر دقیقا مسیری را می پیماید که میتواند حالت تعلیق و ایجاد حجم را بوجود بیاورد.

از سایر دوستان هم خواهشمندم در مورد خمیدگی درختان در جهت وزش باد که در خلاف جهت شیب زمین است با توجه به عنوان کار نیز نظر بدهند.
با تشکر از دقت دوستان.
"۲۰:۰۳ ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (2) | مسعود حیدری (343)

تمام فصلهای من زمستانی است طولانی.
خشونت سرما و هجوم آن به این بهشت کاملا مشهود است . سنگینی برف بر روی شاخه های نازک و نحیف این درخت مبین همین مساله است . عمق میدان هم میتواند به طولانی بودن سرما اشاره ای داشته باشد.
با توجه به اینکه گفتید که ادیتی بر روی کار نداشته اید ، باید بگم که کادر و زاویه کار خیلی خوب شده هر چند که با کمی کراپ از پایین میتوانست سیاهی های پایین کادر از بین برود . غلظت رنگ سیاه هم میتوانست جالب باشد.
موفق باشی دوست عزیز.
"۱۹:۵۲ ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (2) | مسعود حیدری (343)

با توجه به عنوان ، انتخاب سوژه که حالت مسطحی نداشته باشد بسیار جالب و زیرکانه است. کج بودن دندانه ها بخاطر قوسی شکل بودن سطح شانه ، نوعی حرکت در تصویر ایجاد کرده و بیننده احساس میکند که این دندانه ها در حال راه رفتن و حرکت از تاریکی به روشنایی هستند.
دندانه های جلویی کاملا سیاه هستند و هرچه به سمت عمق تصویر می رویم این سیاهی کاسته شده و روشنتر شده اند تا جایی که بعضی هاشون به سختی دیده می شوند.
میتوان نتیجه گرفت که انسان هرچه وزنه ی گناهانش سنگین تر باشد ، اگر به سمت نور و روشنایی پیش برود اثری از این لکه های سیاه در دلش به جا نمی ماند .
موفق باشی پوریا جان .
ایده ی بسیار جالب بود.
"۱۸:۳۱ ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (1) | مسعود حیدری (343)

سلام سعید جان .
اولین اشکالی که عکس داره کوچک بودن کادر است که باعث شده به کل کارتون لطمه جدی بزنه .
با توجه به عنوان ( آرزو ) ترجیح میدادم که عمق میدان بیشتر باشه و حتی اون طرف شیشه هم دیده بشه تا آرزوی رفتن به آنسوی شیشه حس قویتری در نگاه بیننده القا کنه .
موفق باشی .
"۱۸:۲۷ ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (2) | مسعود حیدری (343)

زاویه ی جالبی را برای ثبت انتخاب کردین.
یکی از نکاتی که به زیبایی کار شما افزوده ، شروع شیب خیابان است که به شکلی ملایم از وسط کادر شروع میشود .
با کمی افزایش شفافیت رنگها هم موافقم.
موفق باشی.
"۱۸:۲۱ ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | مسعود حیدری (343)

خانم نوروزی از این کار شما خیلی تعجب کردم.
یه عکس کاملا معمولی با کادری ناقص و بریده.
هدف خاصی نیز در تصویر جلب توجه نمیکند . با توجه به دسته بندی هم نمیتوان چنین برداشت کرد که اینجا یک منظره ی روستایی و یا حومه شهر باشد چون فاکتورهایی که مرتبط با روستا یا حومه شهر باشند در کادر حضور ندارند. اینجا میتواند قصابی هم باشد.
موفق باشید .
"۱۲:۲۰ ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (1) | مسعود حیدری (343)

با توجه به عنوان " لاله های واژگون " ، در تصویر ثبت شده ، خبری از لاله های واژگون نیست . هر چند که ممکنه اینجا دشت وسیعی از این گونه گلها باشه .
با توجه به عمق میدان زیاد ، شیب دار بودن زمین و از آن مهم تر کراپ کردن آسمان ، کمی حالت نامتعادل بودن به کار داده . البته اگه آسمان کراپ نمیشد ، حس عدم تعادل به وجود نمی آمد.
موفق باشی دوست عزیز.
"۱۴:۵۳ ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | مسعود حیدری (343)

جناب عباسی عزیز
در اجرا و پیاده سازی مفهومی که دنبال کرده اید بنده ی حقیر نیز انتقاداتی دارم که در کمال پوزش از حصرتعالی بیان میکنم.
1- همانگونه که دوستان نیز اشاره کردند ، دست کسی که میخواهد سوژه ی شما خفه کند عاری از هرگونه اثر خشونت و فشار بر گردن سوژه می باشد و ضعیفتر از دستان سوژه جلوه میکند .
2- ادریس جان توصیه میکنم که چند تا فیلم سینمایی خشن که مقتول در حال خفه شدن توسط دست یا طناب است نگاه کنید تا به وضوح متوجه شوید که انسانی که در حال خفه شدن است ، چشمانش دریده تر و بازتر میشوند تا اینکه بسته شوند.
3- کسی که در حال خفه شدن است ( برخلاف حالتی که شما ترسیم نموده اید) ، مجالی برای برای فریاد زدن ندارد بلکه صورتش متورم شده و رگهای گردنش به وضوح دیده میشوند.
4- دست چپ سوژه شما ( سمت راست تصویر ) اثری از یک خط سیاه دارد که بیانگر خون جاری شده بر روی دست است که سر منشا آن هم مشخص نیست و با حالت مد شما ارتباطی نمیتواند داشته باشد.
5- به شانه ها و سینه ی سوژه خوب کن ! اثری از واکنش در برابر خفگی در آنها مشاهده نمی شود.

موفق باشی دوست عزیز.
+1 امتیاز من به شماست برای تلاشتان.
که آنهم امروز از دادن امتیاز محروم هستم
"۱۴:۳۱ ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | مسعود حیدری (343)

این کار را به همین شکلی که هست دوست دارم.
به نظر من لزومی ندارد که خط های عمودی ادامه دار باشند و کادر زوتر کراپ نمیشد .
مهم حالت و نگاه سوژه است که فرم بسیار جالبی دارد و شما در زمان کاملا مناسب سوژه مورد نظرتان را در بهترین حالت چهره ثبت نموده اید.
نگاه این کودک ترکیبی از حالت انتظار ، ترس ، نگرانی و یا اضطراب ناشی از انتظار باشد که در این صورت شاید بهتر بود که عنوانی برای کارتان انتخاب نمی کردید و آنرا به ذهنیت بیننده واگذار میکردید.
در این گونه کارها ، به نظر من جای ایرادی برای خطوط افقی یا عمودی و امتداد آنها وجود ندارد.
اینجا فقط یک چیز مهم است : کودکی که از پشت در به بیرون سرک کشیده با موهایی ژولیده ، و حالتی خاص در چهره و امتداد نگاهش و عکاس هم تمام ذهنیتش را متوجه ثبت آن نموده. اگر امتداد خطوط مهم بود خیلی راحت میشد که آنرا در ادیت امتداد داد ولی انجام این کار اهمیت چندانی نداشته . ارزش این کار شما فراتر از امتیاز و نمره است و اعدادی که امتداد ارزششان فراتر از 3 نیست .
امروز از دادن امتیاز محرم هستم.
+3 در نظر بگیرید . باشد که این مشکل سایت هم چاره اندیشی شود.
موفق و پیروز باشی جناب بهار لو .
"۱۶:۱۹ ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | مسعود حیدری (343)

با توجه به عنوان ، سهم سوژه بسیار اندک است .
از لحاظ بصری تاکید خاصی بر طولانی و بینهایت بودن این راه نشده .
موفق باشی .
+1
"۱۵:۵۶ ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | مسعود حیدری (343)

در نوع خودش کار جالبیه .
ترجیح میدادم کادرت عمودی باشه.
کادر هم یه مقدار کج شده.
با دیاف بازتر هم کاش امتحان کرده باشی.
موفق باشی دوست عزیز
"۱۳:۵۰ ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (3) | مسعود حیدری (343)

غیر از قسمت جلویی این تخته سنگ ، همه چیز بسیار عالی شده .
اگر تا فردا عکستان را در صفحه اول ندیدید ، پیشنها میکنم اسمتان را به شهرام نصیر تغییر دهید تا به حقتان برسید.
( البته پیشاپیش از شهرام عزیز پوزش میطلبم و خدای نکرده منظورم جسارت به ایشان نیست. منظور دوستانی است که عکس ندیده امتیاز میدهند ).
موفق باشی احمد جان.
"۱۳:۳۹ ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (2) | مسعود حیدری (343)

کادر و زاویه برداشت بسیار زیباست .
میزان سافت شدن تصویر برای نویز گیری ، بیشتر از حد نرمال است . البته اگر این کار عمدی باشد یه مساله دیگری است .
موفق باشی آقای خلجی .
"۱۲:۳۰ ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (3) | مسعود حیدری (343)

شخصی در حال برداشتن تابلوی راهنماست . مسیر جابجایی تابلو سراشیبی است . با توجه به حرکت دوربین و القای حس سرگیجه و عدم تعادل ، مفهوم سقوط را میتوان از چنین کاری برداشت کرد.
نتیجه اینکه در صورت نبودن راهنما در زندگی ، انسانها در سراشیبی سقوط قرار خواهند گرفت .
انتقال مفهوم را با توجه به اجرای کار ، بسیار عالی میبینم.
موفق باشی رضا جان.
"۱۲:۲۲ ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (1) | مسعود حیدری (343)

با توجه به جهت تابش شعاع نور ، ترجیح میدادم که سوژه در سمت راست کادر باشد.
با توجه به تاریک بودن فضا ، انتظار می رفت که این چراغها روشن باشند تا ارتباط بیشتری با عنوان انتخابی شما برقرار شود .
میزان نور خورشید هم اگر در هنگام ادیت افزایش می یافت جلوه ی بهتری به کار می داد.
موفق باشی فرشید جان.
"۱۱:۲۹ ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (2) | مسعود حیدری (343)

ثبت زیبایی شده با عمق میدان مناسب.
میتونستید با کمی ادیت ، رنگها را شفاف تر کنید تا کل تصویر از حالت یکنواختی در بیاد .
اورامانات مناطق وسیعی از غرب کشور را شامل میشود ممنون میشم اگر دقیقا بگویید اینجا کجاست ؟
موفق باشی دوست عزیز.

"۱۰:۵۷ ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (2) | مسعود حیدری (343)

کار بسیار زیبایی شده خانم نوروزی.
کادربندی هم عالیه.
فضای کار با توجه به ابری بودن هوا ، حس قشنگی داره.
کاش اون قوطی آبی رنگ گوشه ی راست ( شایدم شیء دیگه ای باشه ) را حذف میکردی.
وجود منحنی های زیاد ایجاد شده توسط تپه ها و کوه و موقعیت قرارگیری دریاچه خیلی قشنگ شده.
موفق باشی.
"۱۵:۳۰ ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | مسعود حیدری (343)

عکس شما کاملا معمولی و صرفا ثبت تصویر یک پرنده از فاصله دور می باشد .
کادر خیلی کوچک است و سهم سوژه ی شما بسیار اندک .
رنگها هم خوب نیستند .
موفق باشی .
"۱۵:۲۳ ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (1) | مسعود حیدری (343)

با توجه به منظره ای که داشته اید ، می توانستید کار بسیار بهتری ارائه کنید.
کادر تقریبا مربع شکل است.
هیچگونه تاکید خاصی بر روی موقعیتهای روبرویتان نداشته اید.
سهم کوه ، گلها و آسمان تقریبا یکسان است و هیچکدام به میزان مناسب در نظر بیننده جلوه گر نیستند.
اگر سهم کمتری به گلهای پایین کادر میدادید و اور شدن نور ابرها را هم اصلاح میکردید ، تصویر بیادماندنی و زیبایی را میتوانستید ثبت کنید.
موفق باشی دوست عزیز.
"۱۵:۰۸ ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (1) | مسعود حیدری (343)

با توجه به محیط اطراف شخص و عناصر موجود در کادر ، به هیچ وجه تصور نمی شود که این شخص کارگر باشد ، بیشتر شبیه کارمند است که البته با توجه به تابلوی پشت سر ، تداعی کارمند بودن هم مخدوش می شود.
از نظر قوانین کار هم ، کارمند با کارگر تفاوت دارد بنابراین عنوان انتخابی شما برای اینکار مناسب نمی باشد.
به هر دلیلی اگر هم فرض کنیم که این شخص کارگر باشد ، حالت سوژه و چهره ی او باز هم مانع رسیدن به عنوان شماست .
موفق باشی دوست عزیز.
صفحه 2 از 16
صفحه قبلی صفحه بعدی