|
|
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
[quote]یادم رفت:از مادر ترزا سوال شد به چه علت در تظاهرات ضد جنگ شرکت نمی کند و او پاسخ داد هر زمان که برای صلح تظاهرات کردید به شما می پیوندم ![/quote]چه خوب! میپذیریم که همین الان یادتون اومد! سید، میبینم که کمالات همنشینان در شما هم اثر کرده! مگر همین سید نیست که در زیر این عکس آقای رضایی، با تایید شروع حمله، آتش بیار معرکه است؟ پس صلحدوستی شما هم مصلحتی است؟! http://aks.akkasee.com/photos/53409/ امیرجان، ملاحظه میفرمایید؟ گاه برخورد، اجتناب ناپذیر است. از نظر عکاسی، کار جالبی است. از نظر مفهمومی، هرچی شما بفرمایید. |
||||||||||
|
||||||||||
[quote]کاملا مشخض است که چه کسي دوستانش رو صدا ميکنه تا به دادش برسن و بالاش ببرن و چند کيلو به امتيازاتتون اضافه کنند. ديگر نيازي به رفع ابهام نيست ادريس خان چون براي همه روشن شده[/quote] خانم انسیه ی اکبری عکاس مقیم سیدنی استرالیا، ضمن خیر مقدم مجدد، برای بازگشت جنابعالی، پرسشی را که بر روی عکس خدا حافظی شما داشتم، اکنون مطرح میکنم: آیا شما شباهتی میان این دو عکس می بیند؟ http://aks.akkasee.com/photos/32981/?extraParams=%253BuserId%253A4112%253BsortBy%253A& http://www.flickr.com/photos/cybele_malinowski/376898859/ اولی در تاریخ ۲۴ دى ۱۳۸۶ با گالری ارسال شده است و دومی، بتاریخ Feb. 01, 2007 برابر با 12 بهمن 1385 به سایت مربوطه. |
||||||||||
|
||||||||||
[quote]اینجا یا لنز و دوربین امتیاز میگریه یا اسم عکاس همین.[/quote]جناب شاهسوند عزیز، با فرض صحت حکم کلی صادره ی فوق، امتیازات جنابعالی، به کدام طریق حاصل آمده است؟ به طریق اولی، یعنی لنز و دوربین، ویا، به طریق اخری، و بواسطه ی نام جنابعالی؟ بنده، بر این باورم که حکم مزبور، صادق نبوده، طرق دیگری نیز موجود است، اینطور فکر نمی کنید؟ ا[quote]ین عکس هیچی نداره[/quote] ممکن است از گالری عکسهای خودتان، و یا دوست عزیزمان، جناب قبادی، چند نمونه عکسهایی که «هیچی» داشته باشند، جهت تنویر افکار، نشان دهید؟ |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
[quote][b]یک سوالی ذهن بنده را مشغول کرده![/b]این چیه؟؟؟ عکس؟یا یک نقاشی کودکانه و یا طرحی که یک گرافیست زده و یا اینکه چکاتندن بی حوصله یک عکاس؟ واقعا نظر دیگری نمی شود داد![/quote] آقای قبادی، ضمن خوشامدگویی برای حضور مجدد، این چه محکمه ای است که بدون فرصت به متهم برای دفاع و توضیح و پاسخ پرسش قاضی، حکم (-3) را صادر کرده است؟ بنظر نمی رسد این پرسش از نوع دانستمندی Rhetorical Question باشد. در هر صورت، اگر این امتیاز معنی دار است، -3، با توجه به سطح عمومی گالری، بسیار شور و اغراق آمیز بنطر میرسد. |
||||||||||
|
||||||||||
[quote]سلام دوستانامروز میخوام 2 تا عکس پر سر و صدا رو معرفی کنم : بوسیدن دوستان سایت ------------------------------------------------------------- [b]جدیدا همه دارن از بحث عکاسی دور میشن و به حاشیه پراکنی روی میارن (جدا واسه چی؟!)[/b][/quote] [quote]--------- ؟!؟ ----------- [/quote] و علیکم السلام. جناب مقدس گرامی، شما که خودتان هم آب به آسیاب «حاشیه» میزیزید! :) |
||||||||||
|
||||||||||
[quote]زاغ سیاه مرا چوب بزنید[/quote]On behalf of National Geographic, Can I take a picture of your [quote]زاغ سیاه[/quote]؟ دیکشنری خدمتتون هست؟ بازم در مقابله با این همه دانش و هنر، کم اوردم! زبون خارجیم هم مثل فارسیم خرایه! اما در عوض، لری خوب بلدم، شما چطور؟ [quote]درمان امثال شما نسخه ای دارد که در هفته آینده پیچیده خواهد شد![/quote] میبینم که بطور علنی تعلق به جمع نسخه پیچان را ابراز می فرمایید! استخدام در روزنامه ی عصر را تبریک میگویم. دفترچه ی بیمه ی تامین اجتماعی بدم خدمتتون؟ برادر گرامی، بجای شعر و فلسفه و سیاست، عکاسی کنید! [b]و دیگر اینکه در نقدهایمان مرد باشیم !! همین و بس[/b] |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
[quote][b]دوستان سابق[/b] بد جوری کوپن هایشان را خرج کردند و بجای اینکه [b]زمان اندکشان را صرف بدهی شان کنند [/b]منتظر می مانند تا رقیب چه ارسال می کنند چه می اندیشند چه می نویسد تا [b]در این دریای پوچ اینترنت[/b] مشابه ای برایش بیابند ، همدیگر را به دزدی متهم کنند ، تمامی حیثیت هنری همدیگر را به سخره بگیرند و مانند یک گلادیاتور منتظر واکنش رقیب بمانند...[/quote][b]دوستی کی اخر آمد؟[/b] [b]زمان اندک؟ کدام بدهی؟![/b] [b]پوچ است و اینگونه جدی گرفته اند! شناگران قابل را که از دریا باکی نباید باشد![/b] [quote] گرچه از دوستان اندکم دل گیر هستم (دلیل آن را نبایستی بیان کرد)[/quote] اگر اینجا محل مناسب عنوان کردن دلگیری است، محل عنوان دلیل هم هست. اصولن، طرح یک گزاره و پوشاندن آن با گزاره ی بعدی، که در واقع، سلب مسئولیت از گوینده و واگذاری تعبیر به شنونده، است، عامل اصلی عدم شفافیت و آشفتگی فضای این گالری، بشمار میرود. روشن و واضح بگوییم و پی آمد آنرا نیز بپذیریم. یک به نعل، یکی به میخ زدن، از شیوه های سیاسی مبتذل و ابزرای برای تحمیق مخاطب بوده، بیش از همه، نشانه ی سنجش شرایط، به منظور انتخاب موضع مناسب، صرف نظر از درستی آن، است. [quote]نبایستی خودمان را گول بزنیم این بارکج به هیچ منزلی نمی رسد. [b]هیچ صدایی هر چقدر هم بلند نمی تواند کسی را که خودش را بخواب زده بیدار کند[/b].[/quote] کاملن موافقم! [b]و دیگر اینکه در نقدهایمان مرد باشیم !! همین و بس[/b] |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
سایر موارد، از حوزه ی تجربه،فهم و دانش بنده خارج اند. |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
عاقبت چپ روی، راست روی است.عزیزان، در نقد کارها، از افراط و تفریط، بپرهیزیم. در هنگام نقد، به سابقه و تجربه ی عکاس، تجهیزات، موقعیت برداشت و مهمتر از همه به تاثیر عکس و عکاس، دقت کنیم. در عکاسی، از دید هنر و تکنیک، نوع ابزار، اهمیتی نداشته، چگونگی بکارگیری آن تناسبش با نوع عکاسی، حائز اهمیت است. دوربین موبایل، مانند سایر دوربینهای دیجیتال و غیر دیجیتال، تنها یک ابزار بوده، بخودی خود، ملاک داوری نیست. در همین گالری، عزیزانی هستند که کیفیت برخی کارهایشان که با دوربین فول فریم برداشته شده اند، از کیفیت موبایل، پایین تر است و بالعکس. در این مورد خاص، با توجه به همه ی شرایط نکات مثبتی بچشم میخورند که شایان تشویق اند و نکاتی که مستوجب تذکر. به گمان بنده، برای یک تازه کار، با دوربین موبایل و در شرایط برداشت نه چندان مطلوب، عکس بدی نیست. |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
[quote]پرهیز از رنگ آن هم در جائیکه که می توان تنها به امید رنگ و لعاب ظاهری آن دل بست نشانه بلوغ هنری است. این آسمان را قطعا خیلی ها دوست نخواهند داشت چون انتظار بصری آنها به دیدن یک چیز عادت دارد.[/quote]حقیقتن، داوری و تشخیص «نبوغ هنری» بر مبنای فقط یک عکس از یک عکاس، کاری است که از اساتید فن بر می اید و بس. آقای عباسی، به گالری عکاسان، خوش آمدید. با این کامنت صدرنشین گالری، کار شما سخت تر میشود. امیدوارم که این سیر نبوغ، در ارسالهای بعدی نیز، ادامه یابد. |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
[b]توضیح ضروری:[/b]گویا کامنتهای اخیر بنده، زیر عکسهای برادر گرامی آقا رضای گودرزی، شبه ی ناراحتی و دلخوری شخصی اینجانب نسبت به ایشان را دامن زده است. همانطور که بر آن سرور گرانقدر، پوشیده نیست، بر عزیزان گالری نیز پوشیده نماند که بنده، اردات خاصه به ایشان داشته؛ مباحث اخیر ، تنها به چارچوب تنگ این گالری و اختلاف سلیقه و روش، که حق همگان، و لازمه ی تحرک و پیشرفت، است، محدود می شود. |
||||||||||
|
||||||||||
[quote]اميدوارم پياي عزيز هم مثل گذشته بيشتر بفکر ارائه همان کارهاي قشنگ باشد تا بعضي نقدهايي که زيرکانه از طرف بعضي افراد که شايد دوست واقعي هم نباشند هدايت ميشود.[/quote]آقای گلی زاده، ضمن آرزوی شفای عاجل و عمری طولانی برای شما، نه «نقد زیرکانه ای» در کار است، نه «هدایت از طرف بعضی افراد» و نمیدانم شما چگونه یه این نتیجه رسیده اید. [b]برخورد بنده، از روی احساس مسئولیت ، با نیت اصلاح و بدور از دسته بندی ها و حب و بغض های کودکانه است.[/b] |
||||||||||
|
||||||||||
[quote]آره خیلی خسته ام[/quote]آقا جدن خسته نباشید! اما، خسته از چی؟ اما، حدس میزنم؛ شاید خسته از این مسابقه ی بی امان امتیازها، که آدم، مجبور میشه هرکاری برای حفط موقعیتش بکنه. یادمه همین چند روز پیش بود که یکی توی همین گالری، از زیاد شدن عکسهای «گل و بلبل و منظره»، آنهم از نوع خوبش، نگران بود و ضمن مذمت تکنیک و تکنولوژی، ملت را به نداختن عکس، از نوع «انسانی/مفهومی.انتزاعی»، موعظه می کرد. آیا واقعن، طبقه بندی یک عکس ضعیف و غیر تکنیکی، تحت یکی از طبقه بندی های یاد شده، و انتخاب عنوانی دهان پرکن، واقعیت امر را، عوض میکند؟ بنده، با رضا گودرزی، بعنوان یک فرد محترم و رفیقی خوب، هیچ مشکلی ندارم. اما، با رضا گودرزی، گالر ی عکاسی، که بهر طریق در پی حفظ کاریزمای بزیر سوآل رفته و هژمونی بخطر افتاده، است، آنهم در شرایطی که بسیاری از اعضای نو و کهنه ی گالری، بدنبال سرمشق و مراد میگردند، و اشتباه وی تاثیری چندبرار دارد، مشکل دارم. لازم به ذکر است که بنده بهیج وجه، قصد ایجار اخلال و اشوب در گالری را ندارم. از آن هایی که ممکن است رگ گردنشان با خواندن این کلمات متورم شود، میپرسم: آیا تاکنون اندیشدیده اید که بنده، چه سودی از آشوب و اخلال در گالری میبرم؟ گفتنی، بسیار است و مجال کم. |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
|

















برگردان به زبان مادری بعضی از ما:
برداشته شده از درون قطار. نور روز، از ورای (شیشه ی) مات پنجره. محل: عجب شیر، استان اذربایجان شرقی، ایران.
Real illusion = توهم واقعی (!)
پارسی را پاس بداریم!