|
|
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
این چیزی هم که من مینویسم از دیدگاهی سختگیرانه است که به هیچ وجه زیبایی این عکس و تواناییهای عکاسش رو زیر سوال نمیبره. فکر میکتم چنین عکس زیبایی، در کنار مقالهای گیرا در مورد این پرنده، دیدنیتر و به عبارتی کاملتر خواهد بود. این عکس به تنهایی، شاید فاقد بعضی فاکتورهای لازم باشد که به عنوان یک عکس تنها بشود به آن نگاه کرد. حداقل من، ارتباط حسی خیلی قوی با سوژه عکس برقرار نمیکنم و دوست دارم که چیزهای بیشتری درباره این پرنده (در قالب کلمات و عکسهای تکمیلی) بدانم تا عکس را بهتر بفهمم. یک سوال جدی: آیا تا به حال به این فکر نیفتادهاید که با نشنال جئوگرافیک همکاری کنید؟ نمیدانم شغل فعلیتان چیست و چقدر پشتوانه مالی و وقت آزاد دارید، اما با این مهارت و علاقهای که من در شما میبینم، حیف است که صفحات نشنال جئوگرافیک از عکسهای شما بینصیب بماند. 2+ را 3+ حساب کنید:) |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
درسته. اونهایی که سنشون قد میده، مانند خود بنده، با دیدن این عکس، همان شخصیت سریال فرانسوی، یعنی «ساتورنن»، برایشان تداعی میشود! البته، ساتورنن، جوجه اردک بود. :) [url=http://www.youtube.com/watch?v=wNjdEN3NcLE]اینهم کلیپش روی youtube[/url] |
||||||||||
|
||||||||||
|
[quote]رسالت عکاس، نشانداندن زشتیها پلشتی و سیاهی ها، به آنانی است که که با این مفاهیم کمتر آشنایند؛ و نمایش زبیایی است، به آنانکه، در چنگال این پلشتی ها اسیرند؛ نه بالعکس. [/quote] توضیح ضروری: مراد بنده از جملات فوق، حکم صادر کردن نبود و نیست.خدای ناکرده، منظور این نبود که بینندگان محترم، در زمره ی اسیران چنگ پلشتی ها هستند. و همینطور، نمی خواستم بگویم که، تنها کسانی سزاوار دیدن زیبایی اند، گرفتار زشتی اند. این کلمات، خطاب به نظریه پردازانی است که رسالت عکاسی را تنها و تنها، نمایش دردها و نومیدی ها، زشتی ها و پلیدی ها، میدانند؛ آنهم برای کسانی که خود درد آشنایند. به گمان بنده، نمایش زیبایی، به آنها که چندان از موهبت آن برخورداد نیستند، مایه امید و کورسویی در کوره راههای تاریک ناامیدی خواهد بود. به همین منوال، نمایش زشتی ها، به آنانکه، بدرجات، از حال روز و مواهب بیشتری برخوردارند، مایه ی عبرت، آگاهی و همدردی، خواهد بود. [b]شاید، دیدن تصویری زیبا از گل لاله، برای یک هلندی، هماتقدر عادی باشد، که دیدن عکس یک کودک بیافرایی، برای گرسنگان آفریقایی. [/b] |
||||||||||
|
||||||||||
|
شهرام جان داشتیم؟ ! خیلی با نمکه یاد یه فیلم کودکانه میافتم که شخصیتهای اون حیوانات واقعی بودن و شخص اولش هم یه جوجه اردک پستچی با همین قیافه بود ...[quote]هرچند زاویه ثبت عکس رو زیاد نمی پسندم :)[/quote] یا حق |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
|
||||||||||
|
||||||||||
|
خیلی زحمت کشیدید. [quote]به خاطر امتیاز 3 که می خواستم ثبت کنم یک روز انفرادی نصیبم شد.[/quote] نیت 3 امتیاز، به انفرادی منجر شد، اگر 3 امتیاز رو داده بودید، چی میشد؟! [quote]من يك شاهد بودهام، و اين تصاوير گواه آناند. وقايعي كه من ثبت كردهام، نبايد فراموش شوند، و نبايد تكرار شوند.[/quote] برگردان به فارسی، بلا اشکال است. اما، از آنجا که، بدلایلی که بر کسی پوشده نیست، فارسی زبان استعاره است و نه دقت، بخش «نباید تکرار شود»، نیاز به توضیح دارد؛ و آن اینکه، "علی القاعده؛ تکرار شدنی نیست». این «تکرار»، ربطی به «ایده های تکراری» نداشته، مراد گوینده، «اصل عدم امکان تکرار در زمان و مکان» است. |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
my testimony. The events I have recorded should not be forgotten and must not be repeated." -James Nachtwey- [url=http://www.jamesnachtwey.com/]www.jamesnachtwey.com[/url] من يك شاهد بودهام، و اين تصاوير گواه آناند. وقايعي كه من ثبت كردهام، نبايد فراموش شوند، و نبايد تكرار شوند. --جيمز نچوي |
||||||||||
|
||||||||||
|
و ضمنا، گاهي وقتها نشان دادن زيباييها به كساني كه در زيباييها هستند هم لازمه؛ چون شايد از اينكه در زيباييها هستند آگاه نباشند؛ و نشان دادن زشتيها به كساني كه اسير زشتيها هستند هم همينطور؛ چون شايد آگاه نباشند كه در چه زشتياي اسيرند. عكاس ميتواند آينهاي بسازد در برابر آدمها. فكر كنم زياد اسير بايد و نبايد نشيم بهتره؛ بهتره لذت ببريم. هر جوري كه فكر ميكنيم درسته:) |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
|





موضوع بسار جالب توجهی طرح کردید، حیف که اندکی دیر!
موافقم، و در عین حال، مخالف! :) موافقم، چون این یک به ظاهر، ساده است از موجودی، به ظاهر ساده تر، که حرف خاصی برای بیننده ی عادی ندارد، جز یک زیبایی ظاهری، که چندان هم خیره کننده نیست. مخالفم، چون، در حقیقت امر گرفتن چنین عکسی، نه تنها ساده نیست؛ بلکه، خیلی هم مشکل است.
این عکس، بیشتر یک مخاطب خاص دارد که در این زمینه از عکاسی، دستی داشته و یا علاقمند بوده، خواهان کسب تجربه و تبادل اطلاعات باشد. برای نمونه عرض میکنم: با توجه به تنظیمات دوربین، زاویه وشدت نور و رنگ سوژه و پس زمینه، دستیابی به یک «کنتراست نرمال»، کار آسانی نبوده، مستلزم دقت و کسب مهارت، در اثر تکرار و ازمایش و خطاست. به بافت پرهای سفید دقت کنید.
سایر عوامل، از جمله ظرافتهای لازم برای عکاسی از پرندگان کاملن وحشی، مبحث دیگری است.
[quote]آیا تا به حال به این فکر نیفتادهاید که با نشنال جئوگرافیک همکاری کنید؟[/quote]
معمولن، آنها به سراغ آدم می ایند. بنده بجز این گالری، فعالیت محسوس و جدی دیگری در زمینه ی عکاسی نداشته، از عکاسی، بعنوان واسطه ای برای دوست یابی و مقابله با استرس های زندگی روزمره سود می جویم.
[quote]نمیدانم شغل فعلیتان چیست و چقدر پشتوانه مالی و وقت آزاد دارید[/quote]
در زمینه سیتمهای سرما/گرما مشغولم و تا دلتون بخواد، بدهی زیاد دارم و وقت عکاسی، کم! :)