|
|
|
||||||||||
|
به هر حال حضور تو برای سایر بچه ها مفید و موثر است و می دانم تو در آن سوی دنیا با مهر و تعصبی که به میهن و ملتت داری دلت با بچه هاست .امیدوارم همیشه شاهد حضورت باشم و به امید روزهای بهتر . موفق باشی |
||||||||||
|
||||||||||
|
خيليوقتها، ارزش يك نقد خوب، بسي بيشتر از يك عكس خوب است! حالا كه بحث امتياز مطرح است، بهتر است نقدها هم معيار امتيازدهيشان از -1 تا 3+ باشد تا نقدكنندگان حرفهاي هم شايد انگيزه بيشتري داشته باشند براي نقد كردن. |
||||||||||
|
||||||||||
|
|
||||||||||
|
||||||||||
|
کمافی السابق، در خدمت عزیزان خواهم بود، اما، تا اطلاع ثانوی، از ارسال عکس، معذورم[/quote] مدتی بود که حضور نداشتم ...نه اینکه وقت نکنم که هر رو با مشغله زیادی که داشتم حداقل یک ساعتی را صرف گالری و تماشای عکسهایش میکردم ... دلیل رفتنم هم جوی بود که در گالری بوجود آمده بود .... احساس میکردم (نه بلکه بهتر بگویم به عینه میدیدم ) تک تک عکاسان- نه صاحب سبک که این جمله تو ایران بد جوری مد شده ...بلکه دنبال رو سبکهای خاص با ایدوئولوژی های مشخص- یک به یک (مثل فیلمهای نینجایی) زیر ذره بین قرار میگرفتند و با کوچکترین لغزشی با شدیدترین لحن ها مورد عتاب قرار میگرفتند و در جا سرکوپ میشدند یا اظهار ندامت کرده و سر عقل میآمدند و مثل بقیه فرق سره و ناسره رو درست متوجه میشدند و همرنگ بقیه به درک عمیقی از فلسفه و هنر میرسیدند .... آن روزها مثل اغلب کسانی که از این روال ناراحت و غمگین عطای گالری را به لوایش میبخشیدند و میرفتند ... من هم رفتم اما نگفتم که آی من رفتم و وای من رفتم ، چون بدون دعوت آمده بودم و بی سرو صدا رفتم... تا اهلی نشم ...تا عادت نکنم ... گالری نه یک شبه که یکساله اساتید پرورده بود که یک شبه ره صد ساله رفته بودند و برای خود صاحب سبکی بودند ... تیم های قوی ...باندهای پنهان ... مافیای امتیاز ... که البته هزار بار گفتیم و شنیدیم که ارزشی ندارد و برای نشان دادن اخلاص و صداقت خود بارها حاضر شدیم امتیازات را با مدعی تقسیم ویا کلا به او واگذار کنیم ! ... اما واقعیت چیز دیگری بود ... واقعیت این بود که سبکهایی نو ظهور به عرصه وجود راه یافته بودند و در گالری نوری ازلی و ابدی ...داشت تمام سبکها را در هم میآمیخت .... اگر انتزاعی بو ... اگر مفهومی بود ... اگر فلسفه ای بود ..اگر و اگر همه در یک جهت پیش میرفت و مخالفان یک یک یا عرصه را خالی میکردند ویا با اشاره به خطای محرز خود همان گونه که گفتم اظهار ندامت کرده و (زبانا و عملا ) بخشوده میشدند... بگذریم به کامنت های دریافتی تو نگاهی گذرا میکنم ... (تا بیست صفحه ) بجز معدود دفعاتی اثر از برخی از اعضاء نمیبینم ... نه نظری ...نه امتیازی ..نه نظر مخالفی و نه موافقی ... چرا که استید در حال راهنمایی تازه واردان هستند ... آنهایی که در اول ورود به گالری هستند قطعا باید بدانند جهت شنا کدام ور است و اساتید خود را بشناسند ...وگرنه شما که به نظر و راهنمایی نیازی ندارید و این گونه آغاز میشود مرز بندی اعضا (همانند استبداد و خفقان و بگیر و ببند که آرام آرام بر جامعه ای مستولی میشود ... اعضایی که بر ای روزهای مبادا و نا خود آگاه با لطف برخی تربیت می یابند و بزرگ میشوند و مانند اعضای خانواده پدر خوانده در قسمتی از فیلم بایستی وفاداری خود را اثبات کنند و تا آن موقع در نمک آب خوابانده میشوند ... نقد اثر منفور و تعریف و تمجید جایگزین آن میگردد و همه در دیدن لباس پادشاه با طراحان لباس و پادشاه همراه . زود رنجی و عبارت عیسی به دین خود و موسی به دین خود در مواردی که اجماع وجود ندارد به وفور یافت میشود ... نا گفته نماند که من در درجه اول خود را عکاسی فهومی و البته بیشتر یک منتقد میدانم (این نوشته ها برای مفهومی ها گران نیاید) ولی یک جای کار همواره تو این گالری و در کل بین هنرمندان ایرانی لنگیده است ...مبانی بصری هنر عکاسی در تمامی مکاتب مقادیر تعریف شده و ثابتی است که پا گذاشتن به هر پله از مکتب مستلزم طی مراتب قبلی است واضحتر بگویم مفهوم و انتزاع هدف عکاسی است که کادر و زاویه و نور و فرم و پرسپکتیو را بشناسد و البته وقتی نشناسد در جایی که توجیهی برای اثر نیابد آنرا هنر ازلی و ابدی و وحی منزل مینامد و ختم کلام با گفتن "من اینگونه دوست دارم " خود را خلاص میکندویا لا اقل متصور میشود که خلاص شده ... همواره برای مبانی بصری تعریف ویژه ای شده و حتی دختر بچه کوچک من هم با دیدن یک ثبت میداند که زیباست یا خیر ولی وقتی مرز مشخصی برای انتزاع و مفهوم موجود نباشد (که هست ) یک شبه میتوان ره صد ساله راپیمود و البته صاحب سبک و صاحب ایده و صاحب ذوق و صد البته ندای درون از نوع هنری شد. ... ایرانی از رک گویی خوشش نمی آید و تو همگان را به محکمه اقرار کشیدی ... ایرانی اعتراف نمیکند که به هزار دلیل آنرا حمقانه میداند .. وتو با نادیده گرفتن این حس کتمان همه را به اعتراف به منبع الهامات ازلی دعوت کردی ... آری برادر تو خود در راهی که پیش گرفته بودی از پیش باخته بودی و باختی و سر کوب شدی تایاد بگیری که چه قلم فرسایانی دارد ..این مرز و بوم و چه شاعرانی دارد و چه مبارزینی که در لحظه احساس خطر و آن موقع که بحث تحقیر و حیثیت و حقارت در میان باشد مثل آوار بر سرت خراب میشوند و چرا که نشوند ...مگر تو میدانی "سهمیه بندی" چیست ...مگر تو میدانی پودر رخت شویی و چای و قند وروغن و ... چقدر گران است تو زحمت رانندگی زوچج و فرد رامیدانی .. تو میدانی با حقوق 400 هزار تومانی چند ماه باید پس انداز کرد تا یک دوربین 3 میلیونی خرید؟ حال که اینها را نمیدانی قطعا مفهوم هنر را نمیفهمی که همانا بزرگترین هنر زندگی کردن است. آری برادر اینها را نوشتم تا گفته باشم که تصمیم درستی گرفتی برای ارسال نکردن عکس و منتظر ماندن .. تا شاید وقتی دیگر. و ماهمجنان منتظر آن روز بزرگ مینشینیم و هنر واقعی را تجربه میکنیم |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
و اما حکایت این شمارش معکوس: از خدا که پنهان نیست، از شما چه پنهان، بعد ار بده بستانهای اخیر با گالری و فید بک دریافتی از عزیزان، به این نتبجه رسیدم که جو غالب گالری، پذیرای سبک و سیاق بنده نبوده، ادامه ارسال عکس، نه به صلاح بنده است، نه به سود اعضای محترم. کمافی السابق، در خدمت عزیزان خواهم بود، اما، تا اطلاع ثانوی، از ارسال عکس، معذورم. پاینده باشید. |
||||||||||
|
||||||||||
|
شايد گاهي اوقات، كمي دور شدن از يك فضا، براي تامل، نگاه دوباره، و گرفتن انرژي، لازم باشد. اميدوارم شهرام نصير و عكسهاي بينظيرش همچنان در اين گالري حضور داشته باشند و اگر رفتن ِ موقتياي هست، طولاني نشود. [quote]هر کی سی ِ خودش![/quote] همهي ما سي ِ خودمان هستيم، اما براي يك هدف مشترك كه "عكس" است، در اينجا دور هم جمع شدهايم. راههايمان متفاوت است، اما همه در نهايت به يك جا ميرسيم. مثل كعبه، كه افراد از شمال و جنوب و شرق و غرب به سوي آن روانه ميشوند، اما در نهايت به يك جا ميرسند. |
||||||||||
|
||||||||||
|
|
||||||||||
|
||||||||||
|
1- خوب برادر هم باعث افسردگی و دلتنگی ما میشی با این تصمیمت هم اگه کارهای شما هم نباشه که دیگه انگیزه ای برای یادگرفتن و پیشرفت باقی نمی ماند . 2- به نظرم دشواری همیشه از آن بزرگ هاست ( در همه چیز ) ، اطمینان دارم که شخصیت بزرگ شهرام نصیر این دشواری را همیشه تجربه کرده و از اون دسته آدما نبوده که هر چیزی را از راحت ترین راه با لطایف الحیل بدست بیاره بلکه از عکاسیش مشخصه که هر کاری را درست انجام داده هر چند دشوار بوده . 3-به هر حال به احترام دوستی استدعا دارم بمانید و تأثیر گذار باشید تا ما هم بی آموزیم که چگونه درست ببینیم و درست عمل کنیم هرچند ساده نباشه . 4-ما که ارادتمندیم ، امتیاز واقعی این عکس را هم میدم ( اگه ثبت بشه ) |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
یعنی اینهمه خواهش هیچ اگه وقت کردی کار اخر بنده رو ببین حالا که تصمیم خودت رو گرفتی اون کار رو هم ببین شاید تاثیری داشته باشه. [quote]ثانیا مخالفت خودم رو از خالی کردن صحنه بهت اعلام کرده باشم .... آری آسمان به اندازه کافی واسه سفیدی و سیاهی بزرگه - که هر کدوم بتونن راه خودشونو برن - ولی عقاب بودن تو این آسمون لذتی داره که تنها با ماندن و اوج گرفتن محقق میشه اگر چه باور دارم که برای کسانی که قدرت پرواز ندارند اوج گرفتن عقاب به معنی کوچک شدن اوست اما حقیقت را نه میتوان انکار کرد ونه برای همیشه کتمان .[/quote] نمیونم چرا داری اینکار رو میکنی اما به نظرم جدا از لطف یک وظیفه هم برات ایجاد شده که بمونی ما عکاسهای مبتدی رو راهنمایی کنی .3- نه به عکس به خاطر اعتراض به اینکاری که داری میکنی . اگه کار اخرم رو دیدی به عنوانش دقت کن خدا کنه تاثیر گذار باشه موفق باشی |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
امتیاز منفی، اختیاری است[/quote] من حوصله روده درازی و آسمون ریسمون بافتن ندارم ...ولی به خواست خودت و با اختیار خودم یه 3 امتیاز منفی بهت میدم تا اولا تو این گالری حسرت امتیاز منفی دادن رو دلم نمونه و ثانیا مخالفت خودم رو از خالی کردن صحنه بهت اعلام کرده باشم .... آری آسمان به اندازه کافی واسه سفیدی و سیاهی بزرگه - که هر کدوم بتونن راه خودشونو برن - ولی عقاب بودن تو این آسمون لذتی داره که تنها با ماندن و اوج گرفتن محقق میشه اگر چه باور دارم که برای کسانی که قدرت پرواز ندارند اوج گرفتن عقاب به معنی کوچک شدن اوست اما حقیقت را نه میتوان انکار کرد ونه برای همیشه کتمان . ببخشید که بیشتر از -3 نمیتونم بدم |
||||||||||
|
||||||||||
|
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
[quote]عکس قبلی 3 بود و این یکی قاعدتاً 2 میشود ! [/quote] نه اقا تا جایی که من یادم شماره عکس قبلی چندرقمی بود فکر کنم101010101010101010101010101 10 بود حالا یک یک اینور اونور. [quote]گاهِ پریدن[/quote] توضیحاتتون دوپهلوست در مورد پرنده این توضیحات قابل قبوله اما در مورد خودتون نه اقا کجا میخوای بپری شهرام جان؟ نکن این کارها رو من و اقا رضا کافی نیستیم برای خواهش |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
|



کیفیت و و ضوح عکس واقا عالی شده انقدر رنگ آبیه آب زیبا و یکدسته که اگه حرکت آب در زیره پرنده نبود فکر میکرم عکس دور بر شده کاش فضای خالی از بالا بیشتر بود
موفق باشید