سامسونگ RSS تماس درباره ما شناسنامه تبلیغات
صفحه 7 از 163
صفحه قبلی صفحه بعدی
"۰۹:۱۴ ۲۵ تير ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | محمدرضا گودرزی (12810)

نمونه بسیار خوب استفاده از فرم و ترکیب در جهت ایجاد حس. بیشتر اشتباه دوستان در موضوع انتزاع بر می گردد به انتظار برداشت یک مفهوم از عکس و در گام بعدی اینکه عکس از چه چیزی گرفته شده است. به یاد دارم یکی از عکسهای من تا توضیح نداده بودم که از چی گرفته شده کسی بشه توجه ای نکرده بود!
+2
"۰۸:۵۹ ۲۵ تير ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (2) | محمدرضا گودرزی (12810)

با این عنوان دقیق با یک عکس مستند روبرو هستم.مخصوصا ساعت نقش کلیدی را بازی می کند. این شات وابسته زمان است و از جهاتی رها از زمان حال. شیح گونه هایی که در دیروز می زیستند و اکنون وجود ندارد.
یاد مثالی افتادم که در رودخانه دیروز نمی توان شنا کرد!
موفق باشی
+2
"۰۸:۵۹ ۲۵ تير ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (2) | محمدرضا گودرزی (12810)

خیلی خوشحالم که عکس شما را دیدم اول بخاطر اینکه من هم تصمیم دارم در روزهای آتی به این مقوله بپردازم و دیگر اینکه از تجربیات هم بهرمند شویم؟
نور را به شایستگی کنترل کرده اید. من همیشه این مشکل را داشته ام.
ممنون از ارسال
+3
بخاطر رعایت الگو!
"۰۰:۵۲ ۲۵ تير ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (2) | محمدرضا گودرزی (12810)

شاید کاستی های تکنیکی را بشود اینجا یک به یک بیان کرد اما من از این موضوع پرهیز می کنم و از دید شما لذت می برم.
ایده بسیار خوبی را به بنده دادید (البته با کسب اجازه!)
موفق باشید
+1
"۰۰:۵۰ ۲۵ تير ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (2) | محمدرضا گودرزی (12810)

برش گوش و کشیدی بیش از حد گردن را نمی پسندم(شخصی است!)
بر عکس لبه کادر در سمت راست بسیار خب است. کنترل نور هم همچنین.
موفق باشید جناب عامری
"۰۰:۴۷ ۲۵ تير ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (2) | محمدرضا گودرزی (12810)

گاه پیش آمده از خانه ای که چند سالی در آن زندگی کرده ایم اثاث کشی می کنیم و وقتی دیوارهای عریان آن را می بینیم چقدر دلتنگ می شویم.حتی اگر از آنجا زیاد هم دل خوشی نداشته باشیم!
ساده دیدید دوست من
"۰۰:۴۳ ۲۵ تير ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (2) | محمدرضا گودرزی (12810)

خوشحالم سعادت همجواری با شما پیش آمد. بیشتر برای من باز انتزاعی دارد؟
بنوعی خیره می کند آن خطوط منحنی سرخ رنگ در زمینه سایه.
ممنو از ارسال
+2
"۰۰:۳۲ ۲۵ تير ۱۳۸۷" | مفید (3) | امتیاز (2) | محمدرضا گودرزی (12810)

یاد نقل قولی از نیوتن افتادم که می گفت مانند طفلی هستم که در برابر دریای هستی دارد با قلوه سنگ های بازی می کند.
موفق باشی
"۲۳:۲۹ ۲۴ تير ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (2) | محمدرضا گودرزی (12810)

سجاد پیگیر کارات هستم اما باز می بینم چند تایی را جا انداخته ام!
از نظر ثبت اجتماعی نمره خوبی می توان بهت داد! اما از نظر ریزه کاری های تکنیکی (که عمده آنرا آرش گفته) هنوز کار داره؟
راستی این ثبت بین رنگی و سیاه و سفید یک جورایی سرگردان است!؟
پایدار باشی
"۲۳:۱۵ ۲۴ تير ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (2) | محمدرضا گودرزی (12810)

منصور عزیز به نگاه دارم غبطه می خورم!
دوست من کمی در معنای انتزاع دقیق شو و همینطور ایجاد مفهوم!
بعد با هم صحبت می کنیم.
کمی تو تکنیک کار داره شات تو اما مهم حس و نگاه است.
راه درستی را در پیش گرفته ای(:
"۱۵:۰۱ ۲۳ تير ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (2) | محمدرضا گودرزی (12810)

سلام!
سمت و سوی نگاه پسر بچه هم سمت و سوی نگاه عامه مردم و جامعه فعلی ماست.یک نگاه در که پی یک دنیا دیگر است. دنیای مرفه تر و مانند اکثرا مردمان این کره خاکی.
من هم ماشین خوب ، مسکن مناسب ، کار مطلوب و غیره را خواستارم؟
آن ماشین اسباب بازی هم فعلا سرگرمی امثال ماست.
ولی تا کی می شود از بلوغ جامعه ای جلوگیری کرد؟
ممنون از ارسال
+2
"۱۳:۵۸ ۲۳ تير ۱۳۸۷" | مفید (4) | امتیاز (1) | محمدرضا گودرزی (12810)

البته به احتمال زیاد بار انتزاعی عکس کم رنگ است؟ اگر محوی چرخ دنده های بسیار بیشتر می شود بطوریکه ماهیت آنرا زیر سئوال می رفت و تنها فرمها و ترکیب بندی رحف اول را می زدند شاید می شود در باب انتزاع بیشتر صحبت کرد. بیشتر من از بابت زماندهی هوشمندانه که باعث شده حرکتی در عکس آشکار گردد لذت بردم!
موفق باشی
"۱۳:۵۲ ۲۳ تير ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (1) | محمدرضا گودرزی (12810)

قبل از نظر:فکر کنم تعدد ارسالها از درج امتیاز جلوگیری کند!؟
بد نبود اندکی فضا بیشتری به بالا و سمت راست کادر اختصاص می دادید. این مفهومی بودن کار بر می گردد به دیدگاه شما نسبت به کارکرد سمبلها در این محیط؟
مثلا لنگر عامل بازدارنده ، قایق و دریا نشانه رهایی و رفتن؟
در هر حال این نشانه های کمی صورت قضیه را رو افشا می کنند و لذت کشف را از بیننده سلب می کنند.
ممنون از ارسال
"۰۸:۵۲ ۲۳ تير ۱۳۸۷" | مفید (4) | امتیاز (2) | محمدرضا گودرزی (12810)

به یادتان بودم شاید به یاد صحبت کردن آرامتان افتاده بودم!
این صلابت یخهای دریاچه و ته رنگ آبی آنها بسیار خوب اتمسفر آنجا را به بیننده منتقل می کند.
کمی اشباع بالای آبی آسمان بگمانم بایستی تعدیل می شد (گرچه در این ارتفاع آبی به سیاهی می زند!)
علت استفاده از فیلتر پولاریزه را می توانید توضیح دهید. بگمان من فلیتر UV کارسازتر بنظر می رسد.
با سپاس
"۱۵:۰۷ ۲۲ تير ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (1) | محمدرضا گودرزی (12810)

صدای غرش آب را می توان شنید!
اما کادر افقی بنظر شما مناسب است؟ (تنها یک سئوال است!)
اندکی زماندهی شاید کمتر مناسب تر از می بود؟
موفق باشید
+1
"۱۵:۰۴ ۲۲ تير ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (3) | محمدرضا گودرزی (12810)

شگفت انگیز!
نوید حضور یک عکاس خوب در سایت عکاسی!
نه تنها برداشت و تکنیک بلکه حس فوق العاده ای در کادر شما موج می زد.
سکوت می کنم و به تماشا می نشینم
+3
خدا کند الگو را رعایت کرده باشم!
"۰۸:۱۱ ۲۲ تير ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | محمدرضا گودرزی (12810)

تقسیم بندی فضا ها در داخل کادر را می پسندم (سلیقه شخصی) اما کیفیت رنگها (در ناحیه آسمان) و خود سوژه (پرنده) خیلی شاخص نیست. شادی این کیفیت بعلت ضد نور بودن آن باشد.
با توجه به سمت و سوی نگاه پرنده بد نبود سوژه سمت راست کادر واقع می شد (؟)
موفق باشید
"۲۲:۲۲ ۲۱ تير ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (3) | محمدرضا گودرزی (12810)

به واقع ثبت شگفت انگیز از کار در آمده هم پست پروسس اش هم کنترل حین برداشت!
رنگهای سرد در زمینه آبی و گرم در میانه کادر حیرت آور است. مخصوصا با توجه به برند شما نبود نویز برایم آموزنده است.
مرسی از ارسال این اثر
"۱۴:۴۴ ۲۱ تير ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (2) | محمدرضا گودرزی (12810)

محسن فکر کنم بیشترین بار مفهومی عکس را آن خط زرد میانی به دوش می کشد.
بد نبود تسبیح کامل در کادر قرار می گرفت.
عنوان خوب انتخاب نشده و برداشت را از بیننده سلب می کند.
آهسته تر برو دوست من!؟
"۱۴:۳۸ ۲۱ تير ۱۳۸۷" | مفید (4) | امتیاز (2) | محمدرضا گودرزی (12810)

ظاهرا از همان نمایش است که ایشان هم چند تایی شات زده بودند؟
بیشتر شبیه نجواست تا بوسیدن؟
دوست داشتم برش سمت چپ کادر بر صورت سوژه را از وسط قطع می کرد؟
کنترل نور در نواحیی کامل نیست که با توجه به امکانات دیجیتال قابل اغماض است
+2
"۰۱:۴۸ ۲۱ تير ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | محمدرضا گودرزی (12810)

[b]جناب آقای شهرام نصیر کاریزما شناس! (پیا لر سابق)[/b]
قطعا منظور من از دوست شما نبودید آقای محترم که در پی پاسخگویی بر آمدید. دوست تان من کسانی بودند که زمانی که از آنها خواستم در مورد رفتارهای شما قضاوت کنند پا پس کشیدند و گرچه اوایل در پی زیر سئوال بردن شما بودند اما به یمن گروه های گوگلی و شاهکارهایی که در آنجا رد و بدل می شود تن به مصلحت اندیشی دادند.
شما همان بهتر که جای بلوغ و نبوغ را اشتباهی بگیرید :
(پرهیز از رنگ آن هم در جائیکه که می توان تنها به امید رنگ و لعاب ظاهری آن دل بست نشانه [b]بلوغ [/b]هنری است. این آسمان را قطعا خیلی ها دوست نخواهند داشت چون انتظار بصری آنها به دیدن یک چیز عادت دارد.)
صادره از پیا لر:
حقیقتن، داوری و تشخیص «[b]نبوغ [/b]هنری» بر مبنای فقط یک عکس از یک عکاس، کاری است که از اساتید فن بر می اید و بس.
و یا منتظر مجلات خارجی بمانید تا سراغتان بیایند:
[b]quote]آیا تا به حال به این فکر نیفتاده‌اید که با نشنال جئوگرافیک همکاری کنید؟[/quote]
معمولن، آنها به سراغ آدم می ایند. بنده بجز این گالری، فعالیت محسوس و جدی دیگری در زمینه ی عکاسی نداشته، از عکاسی، بعنوان واسطه ای برای دوست یابی و مقابله با استرس های زندگی روزمره سود می جویم[/b]

[b]در زمینه سیتمهای سرما/گرما مشغولم و تا دلتون بخواد، بدهی زیاد دارم و وقت عکاسی، کم[/b]

و با آن وقت اندکی که دارید در اینترنت دنبال نمونه عکسهای من بگیرید ، زاغ سیاه مرا چوب بزنید ،کامنتهای دیگران را به سخره بگیرید و با قرض و وام لنز آخرین مدل بخرید (در رابطه با بدهی های شما عرض کردم) و تا آخر عمر از ماکیان پارک بغل خانه تان عکسهایی به یادگار بگیرید.
[b]درمان امثال شما نسخه ای دارد که در هفته آینده پیچیده خواهد شد![/b]

راستی غلط املایی زیاد دارید فکر کنم بخاطر تاثیر آب و هوا کشور بیگانه است؟


"۱۹:۲۳ ۲۰ تير ۱۳۸۷" | مفید (6) | امتیاز (0) | محمدرضا گودرزی (12810)

(ها ، چه خوب آمد ، به یادم ، گریه هم کاریست.
گاه آن پیوند با اشک است ، یا نفرین
گاه باشوق است ، یا لبخند
یا اسف یا کین،
و آنچه زينسان ، ليک باید باشد اين پيوند)
بار دیگر سیب را بوید و ساکت ماند.
من نگاهم را چو مرغی مرده سوی باغ خود بردم.
آه،
خامشی بهتر.
ورنه من باید چه می گفتم به او ، بايد چه می گفتم،
گرچه خاموشی سرآغاز فراموشی است،
خامشی بهتر،
اخوان ثالث
سلام یاسر!
گرچه از دوستان اندکم دل گیر هستم (دلیل آن را نبایستی بیان کرد) اما از آن بدتر دلخسته از فضای بشدت مسموم فعلی سایت محترم عکاسی هستم. هیچگاه در این یک سال و نیمی که در این سایت فعاليت داشته ام شاهد چنین پرده دری های نبودم. دوستان سابق بد جوری کوپن هایشان را خرج کردند و بجای اینکه زمان اندکشان را صرف بدهی شان کنند منتظر می مانند تا رقیب چه ارسال می کنند چه می اندیشند چه می نویسد تا در این دریای پوچ اینترنت مشابه ای برایش بیابند ، همدیگر را به دزدی متهم کنند ، تمامی حیثیت هنری همدیگر را به سخره بگیرند و مانند یک گلادیاتور منتظر واکنش رقیب بمانند...
اینان بی شک اقیانوسی هستند به عمق یک سانت!
زمانی دعا می کردیم کسی سایت را ترک نکند اما هم اکنون اگر در کنار هم بودیم قطعا کمر به قتل همدیگر می بستیم!
یادم می آید زمانی با دوست خوبم سعید عامری درگیری داشتیم برسر انگیز و تفکرمان نسبت به عکاسی یکبار عکس گلی از من به رتبه اول رسید و سعید از در اعتراض درآمد که این سایت بزرگترین سایت ماکروگرافی ایران شده است! باور می کنید که کوچکترین درگیری پیش نیامد!
url=http://aks.akkasee.com/photos/13783]لينک عکس[/url]

همین عکس آخر من ! ادریس به آن منفی 2 داد این دومین منفی من در طول مدت حضورم در سایت بود ولی خودتان قضاوت کنید که آیا درگیری شد یا نه!
خیلی فضای آشفته اجتماع راحت وارد سایتمان شده است.
نبایستی خودمان را گول بزنیم این بارکج به هیچ منزلی نمی رسد. هیچ صدایی هر چقدر هم بلند نمی تواند کسی را که خودش را بخواب زده بیدار کند. عکاسان خوب دیگر به سایتمان نخواهند آمد و دلمان خوش خواهد بود که همدیگر را استاد خطاب کنیم ، بجای آنکه به عکسهای صفر امتیازی نظر بدهیم وقتمان را صرف فحاشی کنیم و از عکسهایی تقدیر کنیم که بعد از خاموش کردن کامپیوترمان سریع فراموش خواهند شد.
خداحافظ[
"۱۱:۵۸ ۲۰ تير ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (2) | محمدرضا گودرزی (12810)

کنتراست و ترکیب بندی های مخص شماست. ببیشتر ترکیب بندی به کارهای سیاه قلم می ماند
موفق باشید
"۱۱:۵۷ ۲۰ تير ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (2) | محمدرضا گودرزی (12810)

تنها صحبت من بر سر کیفیت ثبت است وگرنه لوکیشن و انعکاس مبهم و بقیه موارد را مناسب می دانم
+1
موفق باشید
"۱۱:۴۸ ۲۰ تير ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (2) | محمدرضا گودرزی (12810)

لوکیشن زیبایی است که حیف نبود نور مناسب و نوردهی مطلوب به کلیت آن آسیب رسانده است؟
موفق باشی
و منتظر شاتهای بعدی هستیم!
+1
"۱۱:۴۷ ۲۰ تير ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (2) | محمدرضا گودرزی (12810)

یک ترکیب استوار را ثبت کرده ای!
البته فکوس روی سر حشره هنوز اندکی جای کار داشت اما فیگور ظاهری او برایم مانند یک شخصیت ذی شعور است!؟
موفق باشید
+2
"۱۱:۳۸ ۲۰ تير ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (2) | محمدرضا گودرزی (12810)

با توجه به برخی از شاتهای شما می توان این برداشت را کرد که شما نگاه یک عکاس را دارا هستید. این زاویه برداشت برایم مانند تیزی نوک گیاه بود . غافل گیر کننده!
+2
"۱۱:۳۶ ۲۰ تير ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (2) | محمدرضا گودرزی (12810)

این تقسیم فضا از دغدغه های ذهنی من است (فعلا)
منتهی باید از تخت بودن عکس جلوگیری می کردید. آن درختان پایین کادر اگر نقشی پر رنگ تر داشتند این اتفاق ممکن بود رخ دهد
+1
"۱۱:۳۵ ۲۰ تير ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (2) | محمدرضا گودرزی (12810)

همیشه صحبت من این بوده که باید فضای عکسمان مهیای و جوابگوی نوع تکنیک باشد . پرهیز از رعایت قواعد قطعا برای کشف لذتهای بصری غیر مترقبه در مواردی اجتناب پذیر است اما باید بتواند از خودش دفاع کند.
راستش نمی توانم هدف عکاس را درک کنم. مخصوصا برشها کادر و نبود یک تقابل حسی بین دو عنصر گیلاس و آن خانم.
پایدار باشی
0
"۱۱:۳۱ ۲۰ تير ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (2) | محمدرضا گودرزی (12810)

خیلی از این خطوط محیطی لذت می برم. یکی دو نکته را عرض کنم اول استفاده از نور سافت و دیگر قرار گرفتن سوژه در سمت راست کادر (؟) اینها بعنوان یک انتخاب هستند و شاید هم درست نباشند
موفق باشید
+2
صفحه 7 از 163
صفحه قبلی صفحه بعدی