|
|
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
سلام!سمت و سوی نگاه پسر بچه هم سمت و سوی نگاه عامه مردم و جامعه فعلی ماست.یک نگاه در که پی یک دنیا دیگر است. دنیای مرفه تر و مانند اکثرا مردمان این کره خاکی. من هم ماشین خوب ، مسکن مناسب ، کار مطلوب و غیره را خواستارم؟ آن ماشین اسباب بازی هم فعلا سرگرمی امثال ماست. ولی تا کی می شود از بلوغ جامعه ای جلوگیری کرد؟ ممنون از ارسال +2 |
||||||||||
|
||||||||||
البته به احتمال زیاد بار انتزاعی عکس کم رنگ است؟ اگر محوی چرخ دنده های بسیار بیشتر می شود بطوریکه ماهیت آنرا زیر سئوال می رفت و تنها فرمها و ترکیب بندی رحف اول را می زدند شاید می شود در باب انتزاع بیشتر صحبت کرد. بیشتر من از بابت زماندهی هوشمندانه که باعث شده حرکتی در عکس آشکار گردد لذت بردم!موفق باشی |
||||||||||
|
||||||||||
قبل از نظر:فکر کنم تعدد ارسالها از درج امتیاز جلوگیری کند!؟بد نبود اندکی فضا بیشتری به بالا و سمت راست کادر اختصاص می دادید. این مفهومی بودن کار بر می گردد به دیدگاه شما نسبت به کارکرد سمبلها در این محیط؟ مثلا لنگر عامل بازدارنده ، قایق و دریا نشانه رهایی و رفتن؟ در هر حال این نشانه های کمی صورت قضیه را رو افشا می کنند و لذت کشف را از بیننده سلب می کنند. ممنون از ارسال |
||||||||||
|
||||||||||
به یادتان بودم شاید به یاد صحبت کردن آرامتان افتاده بودم!این صلابت یخهای دریاچه و ته رنگ آبی آنها بسیار خوب اتمسفر آنجا را به بیننده منتقل می کند. کمی اشباع بالای آبی آسمان بگمانم بایستی تعدیل می شد (گرچه در این ارتفاع آبی به سیاهی می زند!) علت استفاده از فیلتر پولاریزه را می توانید توضیح دهید. بگمان من فلیتر UV کارسازتر بنظر می رسد. با سپاس |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
[b]جناب آقای شهرام نصیر کاریزما شناس! (پیا لر سابق)[/b]قطعا منظور من از دوست شما نبودید آقای محترم که در پی پاسخگویی بر آمدید. دوست تان من کسانی بودند که زمانی که از آنها خواستم در مورد رفتارهای شما قضاوت کنند پا پس کشیدند و گرچه اوایل در پی زیر سئوال بردن شما بودند اما به یمن گروه های گوگلی و شاهکارهایی که در آنجا رد و بدل می شود تن به مصلحت اندیشی دادند. شما همان بهتر که جای بلوغ و نبوغ را اشتباهی بگیرید : (پرهیز از رنگ آن هم در جائیکه که می توان تنها به امید رنگ و لعاب ظاهری آن دل بست نشانه [b]بلوغ [/b]هنری است. این آسمان را قطعا خیلی ها دوست نخواهند داشت چون انتظار بصری آنها به دیدن یک چیز عادت دارد.) صادره از پیا لر: حقیقتن، داوری و تشخیص «[b]نبوغ [/b]هنری» بر مبنای فقط یک عکس از یک عکاس، کاری است که از اساتید فن بر می اید و بس. و یا منتظر مجلات خارجی بمانید تا سراغتان بیایند: [b]quote]آیا تا به حال به این فکر نیفتادهاید که با نشنال جئوگرافیک همکاری کنید؟[/quote] معمولن، آنها به سراغ آدم می ایند. بنده بجز این گالری، فعالیت محسوس و جدی دیگری در زمینه ی عکاسی نداشته، از عکاسی، بعنوان واسطه ای برای دوست یابی و مقابله با استرس های زندگی روزمره سود می جویم[/b] [b]در زمینه سیتمهای سرما/گرما مشغولم و تا دلتون بخواد، بدهی زیاد دارم و وقت عکاسی، کم[/b] و با آن وقت اندکی که دارید در اینترنت دنبال نمونه عکسهای من بگیرید ، زاغ سیاه مرا چوب بزنید ،کامنتهای دیگران را به سخره بگیرید و با قرض و وام لنز آخرین مدل بخرید (در رابطه با بدهی های شما عرض کردم) و تا آخر عمر از ماکیان پارک بغل خانه تان عکسهایی به یادگار بگیرید. [b]درمان امثال شما نسخه ای دارد که در هفته آینده پیچیده خواهد شد![/b] راستی غلط املایی زیاد دارید فکر کنم بخاطر تاثیر آب و هوا کشور بیگانه است؟ |
||||||||||
|
||||||||||
(ها ، چه خوب آمد ، به یادم ، گریه هم کاریست.گاه آن پیوند با اشک است ، یا نفرین گاه باشوق است ، یا لبخند یا اسف یا کین، و آنچه زينسان ، ليک باید باشد اين پيوند) بار دیگر سیب را بوید و ساکت ماند. من نگاهم را چو مرغی مرده سوی باغ خود بردم. آه، خامشی بهتر. ورنه من باید چه می گفتم به او ، بايد چه می گفتم، گرچه خاموشی سرآغاز فراموشی است، خامشی بهتر، اخوان ثالث سلام یاسر! گرچه از دوستان اندکم دل گیر هستم (دلیل آن را نبایستی بیان کرد) اما از آن بدتر دلخسته از فضای بشدت مسموم فعلی سایت محترم عکاسی هستم. هیچگاه در این یک سال و نیمی که در این سایت فعاليت داشته ام شاهد چنین پرده دری های نبودم. دوستان سابق بد جوری کوپن هایشان را خرج کردند و بجای اینکه زمان اندکشان را صرف بدهی شان کنند منتظر می مانند تا رقیب چه ارسال می کنند چه می اندیشند چه می نویسد تا در این دریای پوچ اینترنت مشابه ای برایش بیابند ، همدیگر را به دزدی متهم کنند ، تمامی حیثیت هنری همدیگر را به سخره بگیرند و مانند یک گلادیاتور منتظر واکنش رقیب بمانند... اینان بی شک اقیانوسی هستند به عمق یک سانت! زمانی دعا می کردیم کسی سایت را ترک نکند اما هم اکنون اگر در کنار هم بودیم قطعا کمر به قتل همدیگر می بستیم! یادم می آید زمانی با دوست خوبم سعید عامری درگیری داشتیم برسر انگیز و تفکرمان نسبت به عکاسی یکبار عکس گلی از من به رتبه اول رسید و سعید از در اعتراض درآمد که این سایت بزرگترین سایت ماکروگرافی ایران شده است! باور می کنید که کوچکترین درگیری پیش نیامد! url=http://aks.akkasee.com/photos/13783]لينک عکس[/url] همین عکس آخر من ! ادریس به آن منفی 2 داد این دومین منفی من در طول مدت حضورم در سایت بود ولی خودتان قضاوت کنید که آیا درگیری شد یا نه! خیلی فضای آشفته اجتماع راحت وارد سایتمان شده است. نبایستی خودمان را گول بزنیم این بارکج به هیچ منزلی نمی رسد. هیچ صدایی هر چقدر هم بلند نمی تواند کسی را که خودش را بخواب زده بیدار کند. عکاسان خوب دیگر به سایتمان نخواهند آمد و دلمان خوش خواهد بود که همدیگر را استاد خطاب کنیم ، بجای آنکه به عکسهای صفر امتیازی نظر بدهیم وقتمان را صرف فحاشی کنیم و از عکسهایی تقدیر کنیم که بعد از خاموش کردن کامپیوترمان سریع فراموش خواهند شد. خداحافظ[ |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
همیشه صحبت من این بوده که باید فضای عکسمان مهیای و جوابگوی نوع تکنیک باشد . پرهیز از رعایت قواعد قطعا برای کشف لذتهای بصری غیر مترقبه در مواردی اجتناب پذیر است اما باید بتواند از خودش دفاع کند.راستش نمی توانم هدف عکاس را درک کنم. مخصوصا برشها کادر و نبود یک تقابل حسی بین دو عنصر گیلاس و آن خانم. پایدار باشی 0 |
||||||||||
|
||||||||||
|
|







[w70h70mresizeByMaxSize].jpg)

















[w70h70mresizeByMaxSize].jpg)




+2