|
|
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
[b]توضیح ضروری:[/b]گویا کامنتهای اخیر بنده، زیر عکسهای برادر گرامی آقا رضای گودرزی، شبه ی ناراحتی و دلخوری شخصی اینجانب نسبت به ایشان را دامن زده است. همانطور که بر آن سرور گرانقدر، پوشیده نیست، بر عزیزان گالری نیز پوشیده نماند که بنده، اردات خاصه به ایشان داشته؛ مباحث اخیر ، تنها به چارچوب تنگ این گالری و اختلاف سلیقه و روش، که حق همگان، و لازمه ی تحرک و پیشرفت، است، محدود می شود. |
||||||||||
|
||||||||||
سلام رضا جانو با سلام خدمت تمام دوستان عزيز من هم مانند دوستان عزيز , عاشق دوام دوستي ها و فرا گرفتن نکات ريز و مهم عکاسي و دوستي هاي خالصانه و منطقي در اين سايت هستم. در اينجا توجهتون رو به يکي از اين ياد گيري ها , از نوع انساني اش جلب ميکنم: [quote] احسنت! امروز صبح با ایشون صحبت کردم. من که اینجا دور افتادم، هرکدام از دوستانی که با ایشون ارتباط نردیک دارند، تنها شون نگذارند. امیدوارم که هرچه زودتر، کسالت ایشون برطرف بشه و بسر کارشون درگالری بازگردند که درغیبت ایشان، صفای قابل عرضی، ندارد. پیروز باشید. [/quote] اين مطلب از قلب مهربون دوستي (شهرام نصير) زير عکس دوستي ديگر (اکبر گلي زاده) نوشته شده که از دوست ديگري (محمدرضا گودرزي) عکس گرفته بود (تاريخ ارسال عکس:8دي1386) زماني بود که من تازه با اين سايت آشنا شده و جدا از انتخابم (سايت عکاسي) خوشحال و مسرور بودم. ولي حالا نميدونم بر سر اون دوستيها و مهربوني ها چي اومده که من (منصور رحمتي) دارم روز بروز از انتخابم و علاقه و شاديهاي گذشتم سرد و سرخورده ميشم و هر بار که وارد سايت ميشم به اميد اينکه محيط اون به روزهاي اوج خودش برگشته باشه. روز هاي اوج هم از نظر هنر عکاسي و هم از نظر عواطف و احساسات انساني. من حقير چيز ديگري براي گفتن ندارم. از ته دل براي تک تک عزيزان از کوچک ترين تا بزرگترين عضو سايت آرزوي صبوري , صداقت , منطق و سلامت رو دارم. کوچيک همتون منصور |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
ادريس جان از من بپرس چه افرادي.اسم همه ي اونها رو اكبر به من گفته. شماره منو اگه نداري از اكبر بگير (: يه بار يه توصيه اي به رضا كردم ، كه رضا بيا و بي خيال عكس هاي بيرون از خونه و چي مي دونم منظره و (سه نقطه شو) بهش گفتم بابا تو خوراكت همينه كه بشيني فكر كني و ايده اي باحالت رو تو اتاق خانم هاويشام پياد كني. مي دونم كه ناراحت نمي شي از دست من پس رك مي گم كه ، اين عكس رو از تو بعنوان دوست عزيز و هنرمندم نمي تونم اينجا قبول كنم. ببين اگه سعيد عباسي هم اين ارسال رو مي كرد فرقي نمي كرد ، بازم نظرم همين بود. خب حرف شهرام رو من قبول دارم ، ولي اين رو هم مي دونم كه شهرام با توجه به علاقه اي كه پياز داغ زياد داره ، اينجا دلشو زده به دريا و حرف از كم بودن پياز داغ كرده. ولي انصافاً رضا پياز داغ اين عكس رو من هم كم مي دونم. از اونجايي كه من مي دونيم هر دو نفر شما لر هستين و وقوع اين جور برخورد ها در اقوام لرها يه چيز طبيعي هستش ، و خيلي زود دوباره قربون صدقه ي هم مي رين ، مي گيد نه از فريد بپرسين كه با لرها داره روز رو شب ميكنه و برعكس گفتم فريد ، آقا بياين مثل فريد دوستي هاي اين جا رو بي خيال شيم و انصافاً مثه فريد به دوستي هاي بيرون سايت بيشتر دل ببنديم. نه آقا اصلاً بياين مثه من بشين. ببوسيد بذاريد كنار عكاسي رو ، و بريد سراغ دوستان عزيزي كه تو همين جا پيدا كرديم. به مولا ارزش دوستي ها خيلي بيشتر از اين سه نقطه ها مي باشد. خوب حالا شهرام و آقا رضا بيايين روي همديگه رو ببوسين و يكي يه ماچ هم بدين به من. ولي شهرام جان اين وسط دلت از يه چيزي گرفته و شكسته شده. ببين اگه نخواستي به من هم كه بگي ، انصافا ً به اكبر هم نگو . چون مطرح كردن با اكبر ، مساوي با مطلع شده همه ي عالمه. (: |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
شیفته ی اینگونه ثبت هایم و همیشه منتظر چنین فرصت هایی هستم تا اینگونه سوژه ها را شکار کنم.برایم سرشار از حس است. ------------------------ گر چه معتقدم که هر ثبتی نامی برازنده نیاز دارد ولی شاید عمومیت نداشته باشد و ثبت هایی بدون عنوان گاها اجتناب ناپذیرند و نیازی نیست برای تفسیر و انگیزه ثبت آن ، اجباری به نامگذاری از عکاسش باشیم. اگر چه خود برای ثبتهایم حساسیت خاصی دارم اما به عکسهای دوستان معمولا حساسیتی به خرج نمی دهم. ------------------------ در خصوص بحث های پیش آمده نمی دانم چه بگویم چرا که همه آنها عزیزان مهربانی هستند و معتقدم شخصی که دوربین به دست می گیرد تا موضوعی را ثبت کند قطعا محبت و مهربانی را در قلب خویش دارد.چه آن کسی که حشره یا پرنده ایی را ثبت می کند تا تاکیدی بر زیبایی های خلقت کند و چه آنکسی که با ثبت های مردمی نوعدوستی و محبت را گوشزد می نماید . و عزیزی که ثبت هایی با مفاهیم ژرف انسانی و آزادی را بازگو می کند. گفتگو های پیش آمده شاید فرصتی باشد که قلب های خویش را بیشتر از صمیمیت ها و زیبایی لبریز کنیم همانطور که که همیشه اینگونه بوده است. ارادتمند همه ی شما دوستانم 3+ |
||||||||||
|
||||||||||
[quote]اميدوارم پياي عزيز هم مثل گذشته بيشتر بفکر ارائه همان کارهاي قشنگ باشد تا بعضي نقدهايي که زيرکانه از طرف بعضي افراد که شايد دوست واقعي هم نباشند هدايت ميشود.[/quote]آقای گلی زاده، ضمن آرزوی شفای عاجل و عمری طولانی برای شما، نه «نقد زیرکانه ای» در کار است، نه «هدایت از طرف بعضی افراد» و نمیدانم شما چگونه یه این نتیجه رسیده اید. [b]برخورد بنده، از روی احساس مسئولیت ، با نیت اصلاح و بدور از دسته بندی ها و حب و بغض های کودکانه است.[/b] |
||||||||||
|
||||||||||
سلام بر دوستان خوبم جناب گودرزي و شهرام خانوالا بنده خوشبختانه يا متاسفانه چند مدتي هست که چند خط در ميان به سايت سر ميزنم و اخيرا هم که دور از جون شما براي مرگي زود رس اماده ميشم نبودم و خبر دقيقي هم از قضايا ندارم ولي انچه جسته گريخته شنيدم و خواندم اخبار ناخوشي بود که از احوالات ناخوش دو تن از بهترين دوستانم حکايت ميکرد من فکر ميکنم که اين حق جناب گودرزي هست که هر عکسي بفرست و هر نقدي که بخواهد بنويسد خيلي ساده اين حق براي شهرام خان هم متصور است ولي نميدانم اين دو عزيز چرا خواسته يا نا خواسته سراغ نقد شخصيت يکديگر ميروند طوريکه شهرام خان صراحتا گفته با کدام رضاي گودرزي مشکل دارد ، و صد البته تذکر ايشان مبني بر اينکه اگر کسي الگوي ديگران قرار گرفت بايد به مراتب بيش از سايرين خوب عمل کند منطقي ، اما نميدانم چه کساني با حضور شهرام خان مشکل دارن يا ايشان را اخلالگر معرفي کرده اند و باعث دلخوري ايشنا شده اند... وعجيبتر اينکه من با شخصيت بسيار ارام و متين اين دو بزرگوار اشنا هستم و اگر هم اشتباه نکنم از يک طائفه حال اين دو را چه ميشود که اينگونه از هم دلگير و دلخور شده اند نميدانم. اما انتظاري که حقير و شايد تمام دوستان مشترک داشته و دارند کمي خويشتن داري، گذشت و تحمل يکديگر است که خيلي هم بيجا نيست. اميدوارم پياي عزيز هم مثل گذشته بيشتر بفکر ارائه همان کارهاي قشنگ باشد تا بعضي نقدهايي که زيرکانه از طرف بعضي افراد که شايد دوست واقعي هم نباشند هدايت ميشود. نميدانم دوستان من مثل جناب ارش خان ، ياسر ،جناب رحمتي ، ادريس ، جناب رضاييان ، اقايان عباسي، جناب شيشه گر ، از قديميها جناب برازش ، وسايرين در اين شرايط بايد چه نقشي ايفا کنند حتما خودشان بهتر ميدانند اما به ذهن من ميرسد بايد در اين موضوع کمي حساس تر برخورد کنند سو تفاهمات ايجاد شده را با اعتبار و احترامي که بين اين دو عزيز دارند رفع کنند... ما که کوچکتر هستيم در عکاسي هم شاگرد تنبل کسي به حرفمان اعتنايي نمي کند ... |
||||||||||
|
||||||||||
[quote]آره خیلی خسته ام[/quote]آقا جدن خسته نباشید! اما، خسته از چی؟ اما، حدس میزنم؛ شاید خسته از این مسابقه ی بی امان امتیازها، که آدم، مجبور میشه هرکاری برای حفط موقعیتش بکنه. یادمه همین چند روز پیش بود که یکی توی همین گالری، از زیاد شدن عکسهای «گل و بلبل و منظره»، آنهم از نوع خوبش، نگران بود و ضمن مذمت تکنیک و تکنولوژی، ملت را به نداختن عکس، از نوع «انسانی/مفهومی.انتزاعی»، موعظه می کرد. آیا واقعن، طبقه بندی یک عکس ضعیف و غیر تکنیکی، تحت یکی از طبقه بندی های یاد شده، و انتخاب عنوانی دهان پرکن، واقعیت امر را، عوض میکند؟ بنده، با رضا گودرزی، بعنوان یک فرد محترم و رفیقی خوب، هیچ مشکلی ندارم. اما، با رضا گودرزی، گالر ی عکاسی، که بهر طریق در پی حفظ کاریزمای بزیر سوآل رفته و هژمونی بخطر افتاده، است، آنهم در شرایطی که بسیاری از اعضای نو و کهنه ی گالری، بدنبال سرمشق و مراد میگردند، و اشتباه وی تاثیری چندبرار دارد، مشکل دارم. لازم به ذکر است که بنده بهیج وجه، قصد ایجار اخلال و اشوب در گالری را ندارم. از آن هایی که ممکن است رگ گردنشان با خواندن این کلمات متورم شود، میپرسم: آیا تاکنون اندیشدیده اید که بنده، چه سودی از آشوب و اخلال در گالری میبرم؟ گفتنی، بسیار است و مجال کم. |
||||||||||
|
||||||||||
ارائه فرم تضاد گونه براي عنوان کاري بس زيبا و همچنين هنرمندانه است! بسيار اين حالت رو ميپسندم! ولي براي اين برداشت به نظرم ارائه نام ميتونست به صورت:[b]برکه زيباي روياي من[/b] يا هر عنوان ديگري که فرم شاد زيستن و سرخوش بودن و راضي بودن از زمان و مکان رو داشته باشه برسونه انتخاب کرد! به نظرم اين بيشتر تضاد رو نشون ميده تا اين عنوان! (شايد) |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
سلام.بحث انتخاب عنوان برای عکس و بده بستانی که بین یک ثبت و عنوانش ایجاد می شود خود می تواند بحثی مفصل و کاملا تخصصی باشد که لازم است کارشناسان و صاحب نظران هنر عکاسی در این زمینه تحقیقات و مقالاتی تالیف کنند.با دیدن عکس خلوت و دنج بودن این مکان در ذهنم القا شد که که این رکود و دورافتادگی به قول آقای داعی حس آرامش را هم به همراه خود دارد. البته معمولا حضور انعکاس و تصویر اشیاء در آب ناخوداگاه دلالت و تاکیدی بر حضور و وجود فیزیکی آن جسم را در ذهن بیننده ایجاد می کند و این همسو با عنوان بدون حضور (و در اینجا: غیاب) نیست. البته توضیحات شما از زمان ثبت این عنوان را برایم گویا ساخت و نیز این عنوان که یاد آور اثر ارزنده ای از سینمای کشورمان هست برایم زیبایی خاصی دارد و نوعی تقدیر از آثار به یادماندنی تلقی می شود. ایده عنوان آرامش دیگران در غیاب من هم خیلی بامزه بود ولی از نظرم اصلا نمی تواند تفسیر عکس باشد.ادریس جان هم در دادن امتیاز قدری انقلابی برخورد کرده. راستی چه بر سر عنوان عکس قبلی رفت؟؟؟!!!!! موفق باشی |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
کمی راجع به لوکیشن برایتان بگویم اینجا اصلا مکان زیبایی نبود یک برکه لجن گرفته و یک درخت تازه جوانه زده (هیچ درخت دیگه ای آن اطراف نبود از این مکانها توی ایران زیاد است یک کشور کویری آبگیرها و واحه هایش همیشه مکانهای خاصی به حساب می آیند) ولی سکوت و آرامشی در زمان ثبت مرا فرا گرفته بود. سه شات گرفتم و رفتم. |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
[b]این یک نمونه بسیار خوب از بحث سازنده است که نظر دوستان را به آن جلب می کنم![/b]اگر پای عکس یک سیب این عنوان را دیدید نظرتان چیست؟: [b]این یک سیب نیست![/b] بی شک در بسیاری از عناوینی که من انتخاب می کنم یک کنایه ای نهفته است. برخلاف خیلی ها من هم برای عنوان ارزشی زیاد قائل هستم. با نگاهی سرسری به عناوین عکسها گالری زیاد توجه ای به عنوان نمی شود و گاه نتایج مضحکی هم حاصل می شود. به هیچ وجه ادعا ندارم که دستی در ادبیات دارم ولی برای خیلی از کارهایم گوشه چشمی به سایر هنرها بخصوص شعر دارم. این عنوان هم برگفته از نام فیلمی کلاسیک ایرانی است با عنوان (آرامش در حضور دیگران) که فکر کنم ساخته ناصر تقوایی است (1346؟) ممنون |
||||||||||
|
||||||||||
جناب گودرزي عزيز:با توجه به عنوان من حس آرامش پس از طوفان رو دارم و فضايي آکنده از غبار! ولي در برداشت چيز ديگري رو حس ميکنم! مرگ خود! آرامش ديگران در غياب من! مشکل من بر سر برداشت و متن موضوع که ناقص است نيست! مشکل من بر سر تضاد ميان عنوان با حس برداشت است! (البته شايد مثل هميشه 99% اشتباه ميکنم) موفق باشيد. |
||||||||||
|
||||||||||
[quote]پوزش بابت نثر صريح[/quote]آقا خواهش می کنم عذرخواهی برای یک نظر! این بچه بازی تعدادی معدودی است که توی سایت نمی شه به عکسشان گفت بالای چشمتان ابروست! اما در حیطه دفاع از عکس باید بگم [b]مرگ هم نوعی به آرامش رسیدن است[/b] و همین دریافت تشویش و یا احساس متضاد آن آرامش در تعدادی از دوستان بخوبی از قوت نسبی کارم خبر می دهد نه ضعف آن باز هم ممنون و یک نکته نا مرتبط اینکه اگر به عکسی از عکسهایت نظری نمی دم بخاطر نداشتن حس متقابل با آن کار است وگرنه همیشه پیگیر هستم. |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
آرش عزيز:انتخاب عنوان براي يک برداشت نشان از حس عکاس و سوق دادن ديد وذهن بيننده به سوي منظور و مفهوم و حس مورد نظر عکاس براي ثبت است! با توجه به توضيح شما اين ميشه هر کسي از هر برداشتي هر جور دلش ميخواد برداشت کنه و عنوان ناديد گرفته بشه! شايد اگر اين برداشت بدون عنوان ميبود مسير ذهني هر بيننده راحت تر حرکت ميکد! (شايد) |
||||||||||
|
||||||||||
|
|








نکاه و براداشت خوبی است .اما اگر ترکیب طوری می بود که چشم از کادر خارج نمی شد حرف نداشت .در حال حاضر مسیر حرکت چشم از پایین با بالا در زاویه کادر از عکس خارج می شود.
موفق باشید