|
|
|
||||||||||
لبخند و چهره ی انسانی همیشه بهم نیرویی داده که دیدن هیچ گل و سنگ و خشتی بهم نداده لبخند زیباترین معماری و آفریده ی خداست اگر لبخند از دل باشد ... دوست ندارم وارد تکنیک عکاسی بشم عکس سمت چپ کمی بلور شده ... موفق باشید |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
جمله ای که توی توضیحات نوشیتد بسیار تاثیر گذار بود. گذشته از اون در مورد خود عکس، می دونم که تنظیم نور برای این عکس نباید راحت باشه، برای همین صخره می شه گفت نورش خوبه، و جالبه که نور برای ماه و ابرهایی که در معرض خورشیدند هم مناسبه... طرح ابرها کاش زیباتر بود، اگرچه الان هم بد نیست. (و طبیعتاً این دیگه دست شما نبوده!) اما اگه طرح بهتری داشتند شاید می شد کادر بندی رو هم که خیلی می تونه متاثر از طرح ابرها باشه رو یه مقداری تغییر داد. اما الان برای آسمان موجود به نظرم کادر بندی خوبه... با سپاس از لطف همیشگی شما... |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
راستش من احساس ميکنم رنگهای تند (حالا فرضا قرمز تند) وسط یک کار معمولی تاثرات بیشتر ایجاد مي کنه مثل تلنگر میمونه که به یک آدم ميزنند.من خودم بیشتر ترجیع میدادم که لکه ها هم رنگ پروانه باشند از نظر گرافیکی گیراتر بود در هر صورت به تعداد آدما نظرات مختلفی روی تاثر رنگها است که توی این چند تا نظر کوتاه هم به چشم می آید |
||||||||||
|
||||||||||
به نظرم عقيده دوستان در مورد كادر بندی اين شات، به سليقه هر عكاس مربوط ميشه و ما با كادر ناصحيح و مخربی رو برو نيستيم كه به ايده ضرر برسونه...همچنان كه آقای قمی نژاد به بستن كادر از راست عقيده دارن كه منجر به كاهش منطقه روشن تصوير و شاخصتر شدن قاصدك روشن ميشه، آقای برازش به پائين تر آوردن كادر و تخصيص فضايی بيشتر به مناطق روشن عقيده دارن كه تعديل و بسط فضای روشن و تاريك صحنه رو به دنبال داره... كادر پيشنهاد اول شخصيت قاصدك روشن رو ميون بقيه ممتاز ميكنه كه به دريافت های عميق و شخصی عكاس از صحنه ای قابل تامل برميگرده؛ با نظر به عكسهای آقای قمی نژاد، اتفاقاً اين شخصيت شاخص و واحد بين عناصر عكس رو مي بينيم. كادر پيشنهاد دوم قاصدك ها رو در يك تعامل و تفاهم، عرضه ميكنه و تك تك اونا رو با تعادل روشنايی برقرار شده به گفتگو واميداره و معنايی كاملاً متفاوت از صحنه ميده... هر دو معنا عميق و با ارزش و در عين حال شخصی هستن؛ كادرهای صحيحی هم هستن و در بيان موضوع مد نظر، خللی وارد نمیكنن. در ادامه اشاره ميكنم به مورد مشابهی كه نقد عكس \"تهران...\" اثر آقای برازش هست : [quote]خب دوستان خيلي حرف زدن. واسه همينه که سر شوق اومدم منم بنويسم. مسئله اي که در مورد سايت احساس مي کنم يه چيزه اما در مورد عکس چيز ديگه اي. در مورد سايت فکر مي کنم يه جورحس مرعوب شدن تو بعضي دوستان هست که نمي خان واقع گرايي خودشونو فداي نقد تصاويري کنن که شايد با سرعت عمل گرفته شده، اما شاهکار نيس. پيشنهاد مي کنم مث يه منتقد هنري واقعي اثر رو ببنيد نه صاحب اثر رو. چون در حقيقت اينا از هم يه کم سوان. اما در مورد عکس باس بگم نصف بيشتر اين امتيازا و نظرها در مورد عکاسه. عکس يه تصوير معمولي، شلوع و در هم و بر هم از يه آسمون صاعقه زده س که با ساختمون هاي زيادي و تپه هاي فراووني احاطه شده. فقط همين. رنگهاي آسمون و ابر واقعي و تميز از آب در اومدن. اما وقتي اين قدر المان هاي مختلف تو شات ريخته بشه، طبعا نباس انتظار داشت مسير حرکت و نگاه تماشاگر بتونه خيلي راحت و واقعي راه خودشو پيدا کنه. عدم تمرکز بر زمين، آسمان، خانه ها، تپه هاي خاکي و همين طور برق آسمون باعث شده نگاه و مخاطب بين تمام اين المانهاي نامتجانس سرگردون بمونه. فرض کنين اين تصوير با اسم نه چندان مطرحي تو سايت آپلود مي شد، اون وقت فکر نمي کردين يه کم باس واقعي تر نظر هنري بدين؟ با عرض معذرت[/quote] : [b]نظر آقای سليمی[/b] [quote]تمركز مخاطب در اين شات بزرگ روی المان های كوچك مثال زده شده نمونه و بهانه خوبی هم داره: ديد سوپر وايد...[/quote][quote]در نتيجه همنشينی \\\"اين المانهاي نامتجانس\\\" معانی درونی اين اثر استخراج ميشن و \\\"تمركز\\\" مورد نظر شما همون ديد ناب و خاص هر عكاسه... مطمئنناً اگر شما آنجا بوديد جور ديگری ثبت ميكرديد...[/quote][quote]مسير حرکت و نگاه تماشاگر مي تونه خيلي راحت و واقعي راه خودشو پيدا کنه:[/quote][quote]اعتراض مردم اعصاب خورد تهران...[/quote][quote]به همين راحتی مسيرهای متفاوت نگاه مخاطب، مانند عكاس، راه خودشو پيدا میکنه و هيچ موقع سرگردون نمی مونه... يا عكسو مي پسنده يا نه.[/quote][quote]دوستانی هم كه به نظر محترم اميد اينقدر لطف داشتن، منصفانه تر قضاوت كنن. يعنی فقط قضاوت... [/quote] : [b]نظر حقير[/b] |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
یه جور قرابت به واقعیت توی این عکس بخصوص شکل قرار گیری پروانه و برگها وجود داره، که احتمالا به زاویه دیدی و میزان فاصله از سوژه و انتخاب مناسب فاصله کانونی مربوط می شه که شبیه کار چشم از کار در اومده!پروانه توی این عکس واقعاً برجسته است! به نظرم یه کم زیادی به گوشه راست و پایین نزدیک شده این پروانه، کاش کادر از این در طرف یه مقدار خیلی کمی بازتر بود... رنگ روی گلهای قسمت وسط نزدیک کادر بالا یه حالت خاصی پیداکرده، توی یه همچین حالتی از زمینه که Blur هستش، در حالت عادی با یک گرادیان ملایم رنگها عوض می شوند اما الان شیب تغییر رنگ خیلی تند شده... البته سفید و زرد زمینه زیبایی برای این پروانه ساخته... |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
عكس خوبيه تنها به نظرم بوكه روشن بالا سمت چپ، اضافيه. |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
البته من این عکس را هنگام صبح زود گرفته ام و اول هم میخواستم با یک گردش افقی با عنوان طلوع به تعبیری با خورشید مقایسه اش کنم بخاطر همین نیمه آنرا بیشتر می پسندمدر مورد فکوس همه چیز عمدی است و اگر مشکلی در اجراست بدیهی است مقصر من هستم بیشتر دل نگران بکگراندش بودم تا گلبرگها در هر حال اینها را فراموش کنیم و از شکوه طبیعت ( چه خرد و چه در مقیاس کلانش لذت ببریم) ! |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
عکس جالبی شده، و نیمه بودنش هم ایده خوبی بوده...فوکوس روی گلبرگهایی که به سمت دوربین جلو اومده بودن (بیشتر گلبرگهای وسطی) یه مقداری مناسب نیست، البته منظورم این نیست که از دستتون در رفته... شاید هم عمدی بوده، اما چون محدوده زیادی از کادر رو گرفتن بخصوص وسط کادر رو، فوکوس نبودنشون به نظر بنده اذیت می کنه! اما وسط گل بسیار زیباست با بافتی جالب. حالا به نظرتون 4/1 گل توی یه زمینه تیره تر چطور بود؟ |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
|



لبخند و چهره ی انسانی همیشه بهم نیرویی داده که دیدن هیچ گل و سنگ و خشتی بهم نداده لبخند زیباترین معماری و آفریده ی خداست اگر لبخند از دل باشد ... دوست ندارم وارد تکنیک عکاسی بشم عکس سمت چپ کمی بلور شده ... موفق باشید 









