|
|
|
||||||||||
[quote]توضیح و عکس هیچ ربطی به هم ندارند و میشد به جای 2 پیچ گوشتی از مثلا گوشت کوب و قندشکن هم استفاده کرد!!! [/quote]شاید هم اشتباه از من باشه ولی گمان می کنم که تدا آگاهانه نکته ظریفی را در این کار بجا گذاشته که فابل ترجمه نیست اگر به فارسی فکر کنید. هردوی این پیچگوشتی ها(Screwdrivers) برای پیچانیدن ([b]Screw) [/b]بکار گرفته میشوند و انتخاب به فعل آن اگر به انگلیسی تامق شود بُعدی خیلی جدی تر و عمیق تری می دهد که من فکر میکنم ندا با دانایی به آن این انتخاب بسیار زیرکانه را انجام داده... (اگر هنوز در شک هستید معانی متفاوت Screw را در دیکشنری نگاه کنید یا از آن بهتر از دوستی که انگلیسی را خوب می داند بپرسد). |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
یک کتاب رو خلاصه کردی توی یه عکس.چه کرکتورهای جالبی بطور کندید ثبت شده اند. من که مسخ اون پدر بزرگ و نوه شده ام. [quote]هیچوقت از ترمینال و اتوبوس خوشم نیومده ....![/quote] اومدن مسافر همیشه شیرین ولی رفتنشون که می سوزونه. من وداع رو دوست ندارم چه در همین ترمینالهاست که گاهی به پیشواز باارزشترین موجودات روی زمین می رویم. کمی بازی با کانترست و نور را توصیه دارم. |
||||||||||
|
||||||||||
[b]توبه ها را بشکنید ، توبه ها را بشکنیدمیخانه ها را وا کنید ای باده خواران پیمانه را احیا کنید ای ميگساران باده درساغرکنید توبه ای دیگر کنید خرقه از تن بر کنید توبه ها را بشکنید ، توبه ها را بشکنید ، آمد بهاران توبه ها را بشکنید ، توبه ها را بشکنید ، آمد بهاران یادی از آیین مستانی کنید تا سحر پیمانه گردانی کنید روز و شب معشوقه بازی های عرفانی کنید مست پنهانی کنید همچون خماران ای بیقراران توبه ها را بشکنید ، توبه ها را بشکنید ، آمد بهاران توبه ها را بشکنید ، توبه ها را بشکنید ، آمد بهاران عاشقان غوغا کنید بر دل شیدا کنید یک نفس گر میتوان ساغر زدن پس چرا اندیشه فردا کنید ُ قصه از سر وا کنید پیمانه را احیا کنید ای بیقراران توبه ها را بشکنید ، توبه ها را بشکنید ، آمد بهاران توبه ها را بشکنید ، توبه ها را بشکنید ، آمد بهاران [/b] |
||||||||||
|
||||||||||
[b]داد درويشي از سر تمهيسرقليان خويش را به مريد گفت از دوزخ اي نکوکردار قدري اتش به روي ان بگذار بگرفت وببرد و بازآورد عقد گوهر ز درج راز اورد گفت در دوزخ هر آنچه گرديدم درکات جحيم را ديدم خبر از آتش و ذغال نبود اخگري بهر انتقال نبود هيچکس آتشي نمي افروخت [i] زاتش خويش هر کسي ميسوخت [/i][/b] [b] زاتش خويش هر کسي ميسوخت[/b] از صغير اصفهاني |
||||||||||
|
||||||||||
خالب است همین طور شرح که حاکی از مسالل جامعه مثل همیشه به نحوی از انحا می باشد.بگمانم که نتنها ببینیم روزی را که کنتری برای شمارش و فرستادن ماهانه وجه الهزیته فطرات باران را که درجلو منازل نصب نمایند بلکه صورت حسابی مکمل بر اولی که مالییات سالانه باران را هم از ما بطلبد. خوشحالم که حال این آب برای آشامیدن نیست، جد اقل بیش از یک مصرف دارد و مراجع را محظوظ. رنگها و شارپنس مثل همیشه بحایند. حالت کار بسیار زیبا سه بعدی ثبت شده (از برای نقل داستان). روزتان به زه دیروز. |
||||||||||
|
||||||||||
این هم دوباره نویسی چه پس از کلیک بروی ارسال ، همه نوشته ها پاک شد بدون ثبت. پس این بار خلاصه تر می نویسم.مدتی بود که کارهایت را ندیده بودم و پس از سری به گالریت دیدم که ماشااله که چه پر کار بوده ای. خوشجالم که به حای دوربین مبایل داری با اس ال آر عکس می گیری. زمان آن خیلی وفت پیشتر ها رسیده بود. - سوژه بسیار زیباست. - رنگها مناسب ثبت شده اند. - ترکیب بندی اعچاز می کند. - شارپنس کافی مشاهده نمی شود. - امضا قدری نمایان تر از آن که شایان باشد. خوب می بود از یکی از رنگهای غالب عکس نمونه برمی داشتی برایش و سپس از کدورک می کاستی نا به 50 تا به 75 درصد. پیروز باش و نهروز |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
سعیت قابل تقدیر اما من کاملا با سیاهی بکگراند مخالفم چرا که این پرده کشویی استفاده شده بسیار خوب است و جدابتر تا یک ضمیته سیاه بی روح (مرا ببخش اگه خوبتر نمی توانم بیان کنم). ضمنا فراموش نکن که عکاس کلی خرج و زحمت مرتب کردن استودیو و بکگراند را کرده (که کاملا مطلبق سلیقه روز در این ور آبهاست)، حیف نیست آنرا با خلا سیاهی پر کرد؟ ضمنا کار روی صورت با آنکه متفاوت شده (دستت درد نکند) اما به نظر من برای صورت یک بانو و بسیار مسن تر مناسب بود. خوب حالا که این قدر حرف پیش آمد از سارا اجازه می خوام که من هم با نشان داد یک عکس منظورم را بیان کنم (یک عکس گویا تر از هزار....) پس این هم لینک من: [url=http://i26.tinypic.com/2h3wsp1.jpg][u][b]رابظ[/b][/u][/url] امیدوارم که سارا دلخور نشود و خیلی خوشحال میشوم هم نظر سارا و هم تظر آرش (بخصوص اگر متفاوت و مغایر بانظرم باشد) را بشنوم. راستی سارا آیا سوژه با شما هم نسبتی دارد؟ ایشان صورنشان کاملا شبیه به دوران جوانی خود من است بطوری که قکر می کردم دارم روی عکسهای آلبوم خودم کارمی کنم! هیچ بعید نیست ندانسته یک فامیل هم باشیم! |
||||||||||
|
||||||||||
[b]این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشتهر کجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت دوزخ از تیرگیء حال درون تو بود گر درون تیره نباشد همه دنیاست بهشت [i]شعر از صائب تبریزی[/i] (((((((((((((((())))))))))))))) این چه جهانیست که نوشیدن می نارواست؟ این چه بهشتیست در آن خوردن گندم خطاست؟ آی رفیق این ره انصاف نیست،این جفاست راست بگو راست بگو راست،فردوس برینت کجاست؟ راستی آنجا هم هر کس و ناکس خداست؟ راست بگو راست بگو راست، فردوس برینت کجاست؟ ور همه گویند که هوشیار باش بر در فردوس نشیند کسی تا که به در گاه قیامت رسی از تو بپرسند که در راه عشق پیرو زرتشت بدی یا مسیح؟ دوزخ ما چشم به راه شماست راست بگو راست بگو راس،باز همین ماجراست؟ راست بگو راست بگو راست، فردوس برینت کجاست؟ این همه تکرار مکن ای همای کفر مگو شکوه مکن بر خدای پای از این در که نهادی برون در غل و زنجیر برندت بهشت بهشت همان ناکجاست وای به حالت همای،وای به حالت این سر سنگین تو از تن جداست نه نه توبه کنم باز حق با شماست شعر از همای فومنی[/b] |
||||||||||
|
||||||||||
پوریا:اگر به ضلع پایین توجه فرمایید، در عکسی که سمت چپ شعله آغداشلو و هما سرشار قرار داده شده می بینی که نوازنده دف صورتش کامل گرفته شده ولی چون هدف من نمایش صورت این پدیده اعجاب انگیز (خواننده و شاعر- جوانی در میان بام شباب از خطه همیشه سبز گیلان) که رویی ناآشنا برای بیشتر ما در این ور دنیا دارد بود، عکسی را وسط قرار دادم که صورت "همای" را کاملتر نمایش دهد. ضمنا توجه داشته باش که عکاسی قدقن بود و این عکس هم یک عکس بسیار بزرگ , متشکل از 17 عکس می باشد که هم سوژه هم محل زیبای سالن نمایش که شاهکاریست از معماری و هم انبوه تماشاگران را همه یک جا و آن هم در یک عکس کوچک 740 پیکسلی کمتر از 160 کیلو (با توجه به شرایط سایت) نشان بدهم. فکر می کنم یک عکس به این کوچکی توانسته باشد تا حدی بیانگر رپرتاژ آن شب دراز و بخاطر ماندنی باشد. آیا نیست اینطور؟ |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
- نور بک می توانست کمی بالاتر باشد (یا محل یا درجه). - شارپنس را به حد لازم نمی یابم. - دو عکس قبلیتان از همین نشست را از نظر ترکیب بیشتر دوست دارم - شانه مدلتان در عکسهای متعدد، پایین افتاده که نمایانگر خجل بودن سوژه و امثال است. به شانه حاکم در عکس کمک کنید. - زاویه 45 درجه بسیار درست انتخاب شده. |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
به پسگیرایش توجه کنید که شاید علت کدور کیفیت در برخی از عکسهایتان نیز از آن منشی گرفته باشد چه دوربین تان قابلیت والاتر از نظر ثبت دارد و فکر می کنم کامپرشن بیش از حد فایل سبب افول باشد. با توصیه بالا برای ترکیب متفاوت کاملا مخالفم چه بنظرم ترکیب بسیار مناسب و موزون است. اگر از نشانی و یا خطی هم در مورد محل بنویسید، برای بینند هم آموزنده تر و هم جالب تر خواهد شد. |
||||||||||
|
||||||||||
پرنده زیباست ولی من هم با توجه به وسایل کارتان واین لنر سنگین و سنسور خوب د300 انتظار کیفیت بالا تری هستم.بوکه خوب که جز آن هم انتظاری نمی رفت از 4/5 F (البته نمی دانم چرا حالا که اینهمه خرج کردید از F5/6 بجای 4/5 F استفاده شده که هم باعث محوی بهتر پس زمینه وهم به سرعت بالاتر از 1/500 ثانیه که در عکاسی پرندگان بهتر است می فزود، پس زمینه هنوز شلوق که طلب چرخش زاویه (در صورت امکان که محتملا نا ممکن است) و نیز از همه مهمتر در شرایط حال احتیاج به کار مناسب در پسگیرایش هست. بنظر می رسد این ملخ خوشمزه به پرنده تیزبال فرصت خوبی برای پز دادن جلوی دوربین را داده. توصیه من: 1- استفاده از دیاف باز ترین برای بوکه بهتر . این لنز بخوبی از پس آن بر می آید. 2- استفاده از EV منهی (1/3 - تا 1-) در صورت استفاده از مد خودکار می باشد که به ثبت رنگهایتان اعجاب آور اضافه خواهد کرد. همتتان را در ثبت پرندگان زیبا ستوده و آرزوی موفقیت بیشتر برایتان دارم. مواظب دیسگ و ستون فقراتتان باشید! نه جدآ میگویم چه خود مددیست که تاوان حمل لنزهای سنگین را می پردازم. |
||||||||||
|
||||||||||
گروه مستان[b]ملاقات با دوزخیان آن دم که مرا می زده در خاک سپارید زیر کفنم خمره ای از باده گذارید تا در سفر دوزخ از این باده بنوشم بر خاک من از ساقه ی انگور بکارید آن لحظه که با دوزخیان کنم ملاقات یک خمره شراب ارغوان برم به سوغات هر قدر که در خاک ننوشیدم از این باده ی صافی بنشینم و با دوزخیان کنم تلافی جز ساغر و میخانه و ساقی نشناسم بر پایه ی پیمانه و شادی ست اساسم گر همچو همای از عطش عشق بسوزم از آتش دوزخ نهراسم نهراسم [/b] |
||||||||||
|
||||||||||
|
|

















aa[w70h70mresizeByMaxSize].jpg)





هیچ وقت از یک منتقد وعکاس حرفه ای شما چنین کاری را نخواهید دید اما شما ....
شما دوستان نظرات خود را اعلام کردید ولی هیچ وقت نباید به خود تان اجازه چنین عملی را میدادید. [/quote]
بسیار متاثرم از آنچه نوشتید. حق با شماست.
از آنجا که معتقدم یک عکس گویا تر از هزار کلام است و ضمنا معتقدم این علافه مشترک به عکاسیست که ما را در این مکان بدور هم جمع آوری نموده و اینکه کار خود را بسنچیم با توجه به نظرات دیگران ، به خود چینین اچازه ای دادم و هدفم بجز تشریک عقاید و نهایتا بالاتر بردن سطح دانش عکاسیم نبوده چه اگر اینطور نبود اینچا نبودم. شاید من به غلط اعتقاد به یکسان بودن نظر دادن ویا نشاندادن آن نظر بطور گرافیک داشته ام و الا هیچگاه مایل به جریهدار کردن احساساتان و خدشه به خاطرتان نبوده و نیستم. علت اینکه دوباره به این محل بازگشته ام نیز همین نیت بوده که دیگر شکی ندارم از نظر شما درست نیست.
میدانم که ندامت بی فایده است ولی می توانید این را به عنوان یک اشتباه که تکرار نخواهد شد از من فبول فرمایید.
ضمن ایتکه نمی خواهم با نظر ابراز شده تان مخالفتی داشته باشم، سایت های غکاسی کاملا پروفشنالی هستند که عکاسان حرفه ای عکس مورد نقد را با توجه به توانایی خویش ادیت نموده و آبشار نقد چنین پیش میرود. بطور مثال photography-on-the.net چنین است. البته دکمه ای برای آپلود کننده تعبیه شده که اعلام دارد آیا مایل نیست که روی عکسش توسط دیگران کار شود. البته فریب به اتفاق اکثریت فقط برای دیدن ادیت دیگران و نظر های متفاوت و یا مخالف به این محل که بسیار هم پر ترافیک هست مراجعه می کنند.
بهر حال لطفا از من قبول فرمایید که یه هیچ عنوان قصد توهین نداشته ام و اگر قصدی بود فقط از نیت خیر سرچشمه داشت.