|
|
|
||||||||||
نکوهش نیست جملاتی که پی در پی می نویسم و وقت بازگشت و جمله بندی را ندارم.و البته همه ی این نوشتن ها جای تعریف.نکوهش و نکات فنی هم دارد که در این کامنت بیشتر تعریف شات های شماست که در دوران تجربه و جست و جو گرانه شما ثبت می شود. |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
باید بگویم متاسفانه کاربران این سایت درک خوبی از این نمونه کارها ندارند.اما آنچه مسلم است کار خوب ارائه شد ه از طرف شماست.تقابل خوبی است . حس عجیبی دارد.جالب است که ادیت و ترکیب خوبی هم در این عکس انجام شده.فقط وایت بالانس در دو عکس متفاوت است که کاش یکدست میشد تا سوژه ترکیبی جدای از این فضا در یک نگاه ساده دیده نشود.در هر حال ریزه کاری های اصلاحی در این عکس تا رسیدن به یک تصویر خوب وجود دارد که بر گذشت زمان به تجربه های بهتری هم دست خواهید یافت. |
||||||||||
|
||||||||||
نگاه های انگل و گیرایی است.دید خوبی به سوژه داشتید.اما احتمالا زاویه مناسب نبوده.که خوب این یکی از اشکالات این عکس است.ترکیب را منسجم نمیبینم.و احتمالا هنوز جای کار داشته.کم کم دارم کارهای خوبی را در سایت میبینم که البته هنوز دیدگاه کاربران سرگشته این سایت عوض نشده.اما به هر حال لاگین کردن و نوشتن پای این عکس ها خودش یک احترام به یک کار خوب است...موفق باشید. |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
دو شات در یک قاب خوبی میبینم.کارهای خلاقه و نگاه مینیمال و تعریفی به دنیای اطراف یک نگاه ساده و البته قوی را برای شما خواهد ساخت.نگاهی که می تواند شما را به یک عکاس با خلق های بدون دغدغه اجتماعی ، اما سرشار از زندگی و حرکت دادن فرم ها به سمت یک زندگی نزدیک و نزدیک تر کند. و این با تلاش و دقت و خلوص یک عکاس در این عرصه نتیجه نخواهد داد.کارهایتان را که نگاه میکنم هنوز در سرگشتگی خوبی میبینم.موفق باشید... |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
...سلام لیلی عزیز.مدت ها پیش خبر رفتنت را به قاره دوستی ها و رنگ ها داده بودی .حالا میبینم تنها رنگهای نگاه.زندگی .و باز رویای همان مونوکروم های سیاه و سفیدت ارمغان ساده ایست که در یک شاط به ثمر نشسته است. حرفی نیست بیش از این که بگویم ادیت بر این عکست را دوست ندارم.والبته کنتراست و آن نور عالی نشسته بر گوش کودک.حس این عکس هم نتنها در نگاهش بلکه در تمام این کودک نشسته و باید دید.مرسی برای این ارسال ... کسی که طعم زبان عسل نمی فهمد ... تو هرچه هم که بخوانی غزل نمی فهمد... حکایت نرود میخ آهنین در سنگ... لطیفه ایست که آن را کچل نمی فهمد... ....بگذارید سرگشتگی دوستان ادامه داشته باشد.اما...اما به توهم نرسد... |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
سلام.کامنت گذاشتنم زیر این عکس فقط به خاطر عکس یک شدن این ارسال است. جناب نیک کار ارسالی شما اگر چه سعی و کوشش زیادی را برای یک تبلیغات به همراه داشته اما انگار عکاس هنوز درک عمیقی از نور.سایه هماهنگی آن ها با هم.پرسپکتیو.ترکیب نداشته.البته این به اینها را تنها به این دلیل نوشتم که یک بار دیگر ترکیب گرافیکی ساخته شده و ارسالی را نگاه کنی. من مخالف هیچ نوع عکس گرافیکی و ترکیبی نیستم.و البته کار قبلی شما را هم دیدم.و بسیار لذت بردم از ایده خوبش.موفق باشی. |
||||||||||
|
||||||||||
حالا بعد از مدت ها مجموعه ای از عکس هایی را میبینم که دیدنش نشانه حرکت دوباره این سایت از کاربر اهی جدید است.تبرک برای این تهاجم خوب ارسالی شما.امروزه عکاسی به سمت مجموعه عکس هایی میرود که بتوان تمام زوایای یک موضوع را مورد بررسی قرار میدهد.و این چقدر خوب است که بتوانی در عصر دیجیتال به مجموعه عکس هایی دست یابی که البته سخت و البته نتیجه خوشایندی خواهد داشت. |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
درک نور در این عکس حرف اول را میزند.عکاس شعاع های نوری را میبیند.لذت بصری خود را میبرد.دست به دوربین میشود و وشاتر را میچکاند.او ثبت میکند تا لحظه ای زیبا از خلقت هستی را که خیلی ها حسرت آن را میخورند ثبت میکند.نور ها حرف میزنند.پرواز این نور ها برایم خیلی لذت بخش است.اما ادیت در نهایت بی دقتی ارائه شده است.کنتراست بهتری بر روی این کار میتوانست زیبایی این کار را چند برابر کند.اما ترکیب به نظرم عالیست.تنها موردی که اذیت میکند ادیت و کنتراستی بود که میتوانست این ثبت را فوق العاده کند. |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
|
||||||||||
|
||||||||||
درک و شعور بالای عکاسی از تمرین،آزمون و خطایی که تجربه ای اینچنین حجیم رو رقم زده.در واقع از عمق این عکس به وجد آمده ام.همین.تفسیر در روتیت این عکس است.که خود شعور بالایی میخواهد.نگاه جهانی در وایسین روزهایی که مردم مانده اند:در سوالی بی جواب.در ذهنی که هسی خود را وول میخورند،که آخر چه میشود.چه اتفاقی خواهد افتاد؟.در گیر ماجرایی است این عکس.نمیدانم اما ذهنم را مشغول یکسری جریانهای سیاسی این روزها کرده است.همین برایم کافی است که دغدغه های ذهنی ام را در عکسی عمیق ببینم.آیا نشانه قدرت است.نشانه پاکی است و یا نه نشانه حضور وهم انگیز است که در تکنولوژی های بشری زیر آب نهفته است.یا شایدم نه هیچ کدام از این ها.سوال ها پراکنده و زمانی اوج میگیرد که بیننده با خواندن این نوشته ی من هزار مشغله خود را به این عکس منتقل میکند.این ها تفسیر نیست باز شناخت ذهنی آدم ها است از محیط اطراف در درون این عکس.شاسید اگر دوباره بنویسم چیز دیگری باشد.؟؟؟؟!!! |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
تو هنوز درد میکشی؟تو در انزوای این دوری دنیا هنوز هم درد میکشی؟ تو تکراری بگذار تاکید کنم تکرار.هیچ نشانه ای از یک نگاه یک ژست .یک قدرت مفهوم.یک انگیزه در عکاسی.حتی ، حتی یک فریاد هم نداری.تو گم کرده ای آنچه دنبال ش میگردی.در واقع این کنجکاوی در عکاسی تو نیست.راه راه سختی است و انگیزه یک نشانه ی دیگر..... در واقع باز تو خود تکراری. بگذار اگر هم میخواهی فریاد کنی.ذهنت نفس بکشد. امید که ناراحتم نکنی...D: |
||||||||||
|
||||||||||
او کجای جهان ایستاده.او در روزگار به خود مانده در آسمانی ترین نقطه تاریخ حرف از آب و باران میزند. انسان ها خاموشند. مرده اند و لبان خشکیده دختر همسایه به از گوشه ی چشم به قطره آبی از اسمان دوخته شده. او در اوج زندگی در کنار زندگی به قدرت خدا نزدیک است.به حاشیه های امنیت.به رنگی جز بی رنگی.به سکوت.آرامش.به حرف هایی که فقط در آن بالا بوی زندگی میدهد.به رهایی به خاک نه به آسمان بلندی که تنها و تنها چند ساعتی است که از خواب بیدار شده ام.چشمانم را میبندم.میخواهم زیر این سیاهی به اوج رنگ به اوج زندگی برگردم.صدای گریه ی دختر همسایه مگر میگدارد. پی نوشت:برای تمام نسلها.برای رضای میلانی.برای 3 ماه تاخیر در تبریک ازدواجش.... |
||||||||||
|
||||||||||
وقتی نفس به گلو تنگ میشود.سخت است سخت هوای مجسمه....مرسی سینای عزیز برای این راوو ها و ادیت های هوشمندانه و البته موفقت.درک خوب تو از جهره.نور و خطوط در کارهایت نمود دارد.رنگ و کنتراست حرف میزند و قدرت تو در لحظه شات زدن یکی از آن درجه هایی است که در این سایت دیده نمیشود.اینکه چگونه یک عکاس باید عکاسی کند.چه لحظه ای شاتر بزند و چگونه سوژه را درک کند.چگونه به سوژه نزدیک شود لوکیشن را ببیند ... و چه های دیگر...D: پکی عمیق به تمام سرنوشت میزند.به تمام درد های آن سال ها.یه گیجگاه چروکیده خود .در خود حل میشود.میبیند و اما چشمانش بسته ی لحظه های درخور تاریخ است.به رازهای در خود مانده اش با پکی عمیق به سیگارش میرسد.نگاه میکند و چشمانش بسته است.دستان او ترک ترک با قدی بلند و سفید به لبانش نزدیک میشود. او را کام میگیرد و اما رنگ ها قوت یک افسانه اند در حیاتی بی روح.مرده .نفس نخواهد کشید.او کام میگیرد در خودش .تا عمق وجود.حل میشود به زنگ ها .به رنگ ها به قرمزی چرک مانده اش تا سال های تبعیدی....من میخواهم فریاد بزنم برای یک عمر پکیدن در خود.در سنای یک گوشه ی جهان.من درد میخواهم.میکشم. |
||||||||||
|
||||||||||
محمد رضای عزیز .دیدن کارهای تو در این سایت حد اقل با بقیه فرق دارد.چون بوی تجربه میدهد.تو باید عکاسی کنی.من هنوزم این سایت رو خوب میبینم.و متاسفانه این کاربرای سایتن که احساس نیازهای متعددشون راه مستقیم ولی آرام این سایت رو به هم زد.بگذریم.در هر حال فضای این سایت هنوز محکم و بهانه تراشی برای کسی است که عکاسی دوست ندارد.حواشی رو میپسندد.باز هم بگذریم.در مورد عکست چند نکته :جدای از فضا و کادر خوب و نور مناسب.سیاه کردن بکگراند به خوبی صورت نگرفته.معلق بودن فانوس رو هم دوست ندارم.شاید عمدی بوده اما عکست رو از حالت کمپوزسیون خارج کرده...در هر حال حس این کار به موفقیت نزدیک شده اگه همه نکات رو در مورد یک عکس رعایت کنیم.موفق باشی.کارهای انتزاعیتو دیدم.تنها تجربه های بصری است.که حتما نتیجه میدهد. |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
بله عجیب است و ناخوشایند.این گالری سایت عکاسی است.همان سایتی که روزها درگیر و روزها در حاشیه ها میگذشت و هیچ کدام از دوستان نمیتوانستند با امتیاز های بالایی که جمع میکردند تن به حرف هایی که بر حقیقت بود بدهند.حالا روح این سایت خشکیده و بال دراوردنش از فصل بهار گذشته. و این همان بحث هایی بود که میگذشت و خیلی ها ناراحت میشدند .اما همان روزها این کسالت سایت را یقین داشتم و میدانستم که هیچ محیطی بدون اموزش.بدون یاد گیری.بدون نقد پذیری راهی ترکستان میشود.حقیقت این است که اگر قالب این سایت عوض هم نمیشد همین بود.و حالا با این همه کاربر سکوت حرف میزند و چند شاخه تکراری برای تقدیم به دوستان و تک درخت های عاشقانه و پوسیده و گاه نمی از بهار و شکوفه ای در حال افتادن.این ها روزمرگی های یک سایت عظیم است!! که خیلی ها تبلیغش را در جعبه و ترازوی جادویی میکنند.اما ....تک درخت زیبایست با ادیتی نابخشودنی از جناب گلی زاده. |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
|



نکوهش نیست جملاتی که پی در پی می نویسم و وقت بازگشت و جمله بندی را ندارم.و البته همه ی این نوشتن ها جای تعریف.نکوهش و نکات فنی هم دارد که در این کامنت بیشتر تعریف شات های شماست که در دوران تجربه و جست و جو گرانه شما ثبت می شود. 






_copy[w70h70mresizeByMaxSize].jpg)

















