سامسونگ RSS تماس درباره ما شناسنامه تبلیغات

صفحه 1 از 7
صفحه بعدی
"۲۳:۱۳ ۱۸ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (3) | مریم صحاف زاده (286)

آقای یعقوبی عکس من که هیچوقت به اینجا نمیرسید ..ممنونم که شخص بنده رو در صفحه اول قرار دادین. احتمالا" اگر مسئولین سایت از این مسئله مطلع بشن عکس تونو بردارند...من قصدی جز آزار ندارم از این نظر!
"۱۶:۰۶ ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (3) | مریم صحاف زاده (286)

کادر چشم نواز - رنگهای چسبنده - منزل و بابا و بی سیگاری و بی فندکی و همه چیز باهم نتیجه اش میشه این...:
" گدایی محبت
در سالی که با بهار آغاز می شود
بهانه ای است دلپذیر.
بیداری ترش آلودت می گوید
بهار پائیزگون، همین است
سبز گوجه ای"
"۲۳:۱۴ ۳۰ فروردين ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (2) | مریم صحاف زاده (286)

توی ماشین بودن و با سرعت 1/13 عکس گرفتن در برابر خیلی چیزای دیگه عجیب نیست. الان نظرم همین قدر میاد تا اطلاع ثانوی...
"۱۶:۴۴ ۲۴ فروردين ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (2) | مریم صحاف زاده (286)

خیلی هم ادیت نکردی. باز هم بگذار. مخصوصا" از چشم هاشون!
فکر کن یکی از اینها بشن مدل ...
"۰۹:۰۰ ۱۲ فروردين ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (2) | مریم صحاف زاده (286)

خیلی عجیبه برام که من چرا این عکس رو قبلا" ندیده بودم.
و من جواب کامنت قبلی ات رو هم داده بودم ولی نیست الان.
تو برای عکس هات زحمت میکشی و این خودش قابل تقدیره.
در مورد عکس قبلی ات، خوشحالم که منو قاطی نکردی و منظورم رو گرفتی. همین کافیه. اون توضیحات هم در مورد خودم بود فقط!
در مورد واژه اگزجره باید بگم که تناقض معمولا" افراطی نشون داده میشه..مثلا" ابروهای خیلی بالا مثل ابروهایی که به حد افراطی شیطانی هستند. اتفاقا" تناقض خیلی خوبه چون یه فلش هست به سمت نقطه نظر هنرمند.
"۰۰:۴۳ ۱۲ فروردين ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | مریم صحاف زاده (286)

ممنونم اما من در اتوبوس بی.آر تی بودم. خیلی دلم می خواست یک پا داشتم و می رفتم باهاش آزادی غکاسی و کلی زوایا و این حرف ها!
"۲۱:۵۷ ۱۱ فروردين ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (2) | مریم صحاف زاده (286)

چه خبر شده باز در سایت.
مادر بزرگ عزیزی داری. خدا حفظش کنه. اگر مادر بزرگ منم زنده بود الان 92 ساله بود و منم یک سوژه تکراری اینجا میگذاشتم.
بابا یه کم خوب ببینید و خوب نگاه کنید بچه ها! موضوعات رو انقدر پیچیده نکنید. مدال که به کسی نمیدن اینجا!
"۰۱:۵۹ ۲۸ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (2) | مریم صحاف زاده (286)

درخت بدبختی به نظر میاد......

\"من اینجا یک کپی هستم از تمام افکار تو
شاهد کرگدن هایی بودم
که روی سنگ قبرشان نوشته اند
ما حوصله نداشتیم
پس مردیم \"
"۰۱:۲۷ ۲۸ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (3) | مریم صحاف زاده (286)

میشه من به جای نظر همون کانورتور پیکسل به ورد بشم؟
.....
در پی رد پای دو آهو
به اینجا رسیدم
رویا های آهنینم
در لرزه های بدن تو
آغاز این فاجعه است
اگر کفش هایم را در بیاورم
باز هم به تو نمیرسم
"۰۰:۲۸ ۲۸ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (0) | مریم صحاف زاده (286)

من اینجا رو دوست دارم چون نظرات ایرانی ها رو میتونم بشنوم وگرنه سایت اصلی عکس برای من اینجا نیست. چون تخصص من fashion و nude هست و جاش در سایت مملکت سانسوری نیست.
اگر کسی نظر میده کاملا\" محترمه اگرچه اشتباه! در زیبایی شناسی و جامعه شناسی هنر هیچ چیز ذاتا\" زیبا نیست و زیبایی نسبی است!
اینجا هم کامنت بازه و کسی که اومده فقط امتیاز بگیره و چیزی نشنوه به نظر من اشتباهی اینجا رو انتخاب کرده! خود من شخصا\" اینجا هستم که همه نظرات رو از هر قشر و سنی برای پیشرفت کارم بشنوم و خودم همچین تجربه ای داشتم و فقط یک مورد تقریبا\" این شکلی سوتی داشتم و عکاس FTV این مطلب رو بهم گوشزد کرد منم وظیفه دونستم که به دوست خوبم که مستعد این کاره این رو منتقل کنم. در کار حرفه ای تناقض در یک نکته خاص که اگزجره نشده باشه یک گاف در مد به حساب میاد!
زحمت خانم شادیان پور و کلیه دوستان سایت نه بر بنده و نه بر دوستان پوشیده نیست و اگر اینجا هستیم و نظر دادیم یعنی عکس رو دیدیم و پسندیدیم و وقت گذاشتیم وگرنه با به به و چه چه بی فایده اینجا به کسی مدال نمی دهند خوشبختانه یا شوربختانه!
"۱۴:۱۲ ۲۷ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (1) | مریم صحاف زاده (286)

کادرت رو الان هم میتونی درست کنی البته ..راستی اینجا کجاست؟
از اقای کلانتری هم ممنون برای توضیحات مفیدشون!
"۱۳:۰۳ ۲۷ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (2) | مریم صحاف زاده (286)

فریبا جان بسیار بختیاری است...صحنه لباس و چشمها با این نورپردازی نسبتا\" خوب و زیبا...ولی ..ولی !!! کاش ابروهایش تهرانی نبود!
"۱۲:۵۹ ۲۶ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (1) | مریم صحاف زاده (286)

این عکس ات رو به ادریس تقدیم کن این روزها هر جا یک لکه قرمز میبینم یاد کارهای ادریس می افتم!
ما هنوز ماهی قرمز نخریدیم که چند روز بیشتر سر سفره باشه... عکس مفهومی ات رو دوست دارم.
اصولا\" در گالری عکسی که جلب نظر کنه بهترین عکسه نه عکس هایی که متعلق است به کسانی که در اینجا دوست بیشتری دارند! موفق باشی.
"۱۲:۵۱ ۲۶ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (1) | امتیاز (1) | مریم صحاف زاده (286)

مرسی از کارت پستال شب عیدت به هیوا... سبز روی آبی... این عکس هم عکس جذابی بود در بین کلیشه های گالری!
"۱۲:۴۰ ۲۶ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (3) | مریم صحاف زاده (286)

تبریک میگم ... به امید اینکه در خبرگزاریهای جهانی منتخب بشی و افتخارات بالاتر و بهتر! این نور های آبی خیلی حرفهای قشنگی میزنند...قدوسیت هاله آبی رو از نور سبز بیشتر می پسنده روح آدمی!
"۱۲:۲۱ ۲۶ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (2) | مریم صحاف زاده (286)

پرتره و کار های fashion شما خیلی جذابه...من پیشنهاد می کنم تو همین سبک کار هاتو ادامه بدی و حرفه ای همین کار بشی.
"۱۱:۳۴ ۲۶ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (3) | مریم صحاف زاده (286)

یه ضرب المثل چینی میگه:\" تا تو با 40D اینطور عکس میگیری کار من آه کردن است..ای به فدای لنز تو این چه ...\"
"۱۱:۱۱ ۲۶ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (2) | مریم صحاف زاده (286)

عکس ات به نسبت کلیشه های اینجا جلب نظر میکنه و همین یعنی عکس خوبیه که بیننده رو دنبال خودش می کشونه!
"۱۷:۴۳ ۲۵ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (1) | مریم صحاف زاده (286)

خیلی دلم می خواد اینجا رو از نزدیک ببینم ....ممنونم برای کامنت و در جواب باید بگم که سوژه خشک بودن اون درخته روی چیزهایی که روزی آنها هم خشک خواهند شد اگر نور ایمان به خدا روی اونها بتابه!
"۱۶:۳۶ ۲۵ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (0) | مریم صحاف زاده (286)

1-وحید جان این عکس مفهومی هست... من کلا\" از این جور اماکن عکس نمیگیرم چون اعتقادی به خاک پرستی ندارم و این عنوان رو هم به همین علت انتخاب کردم! روزی همه چیز خشک خواهد شد جز خداوند زنده! این بود عنوانی که تو ذهنم بود اول.
2-امیدوارم جواب ابولفضل رو هم داده باشم .
3-مرسی از تو سعید نازنین!
"۱۵:۳۶ ۲۵ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (2) | مریم صحاف زاده (286)

مخصوصا\" برای تبلیغات الماس FTV ...خیلی باحال بود سوژه و رنگ پس زمینه و انشالله با تراش های خوشگل تر و صیقلی تری در آینده کاراتونو ببینیم!
"۱۴:۴۴ ۲۵ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (3) | مریم صحاف زاده (286)

بعضی وقت ها فکر میکنم که 400ِِD میتونه فقط این جور عکس هارو بگیره... عکس های من که قابل نیست به کسی تقدیم بشه . من هم این عکس رو مجدد به همین آقای عامری تقدیم می کنم.
"۱۴:۳۶ ۲۵ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (3) | مریم صحاف زاده (286)

سه هزار امتیاز پیش پرداخت برای سوژه سازی های بعدی شما!
تازه فهمیدم جریان اون معاونت چی بوده که به شما دادند...
"۱۴:۲۱ ۲۵ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (2) | مریم صحاف زاده (286)

خیلی هم خوب با یك قاب قرمز توی یك كشور گرمسیر! خنك كننده است عكس ات.
راستی من هنوز با دوربینم آشنا نیستم خیلی...خیلی چیزا باید یاد بگیرم بعدش میرم فیلتر پو لاریزه میگیرم.
شما در تماس باشید.
"۱۴:۱۸ ۲۵ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (2) | مریم صحاف زاده (286)

ایشون رو به خدمت كرده . پشت به دنیا! جای خواهری عنوان قشنگی انتخاب كردی! اون برادرمونو با ماشین رنگی كن یه تستی بزن ببین چی میشه!
"۱۴:۱۶ ۲۵ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (2) | مریم صحاف زاده (286)

معصومیت فقط برای بچه هاست و بس....تا وقتی بزرگ نشدن و اعداد و ارقام اونها رو نسبت به خداوندشون بدبین و بی ایمان همی جوری عسل هستند! رنگ لباسش با نور قاطی شده خیلی گرم شده عكست!
راستی مثلا\" چه كادر بهتری! ؟ كوها رو می دونم ایشالله برای چاپ حذفش میكنم اما اینجا میخوام عكس بی ادیت بگذارم.
"۱۴:۱۵ ۲۵ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (3) | مریم صحاف زاده (286)

فرید جان تمام حس کورس رو منتقل کردی...جدا\" فکر میکنم پس اسبی که من روش شرط بسته بودم کجا مونده؟ حتی صدای اون آقا هم میاد تو گوشم که:\"و حالاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا\"
"۱۳:۴۷ ۲۵ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (1) | مریم صحاف زاده (286)

چرا کوهها رو قطع کردی؟
"۱۰:۴۱ ۲۴ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (2) | مریم صحاف زاده (286)

از توضیحات ممنونم علی جان. بله جای شما سبز بود آن شب و ستاره باران بود آسمان ... تابحال همچنان صحنه ای ندیده بودم!!!
"۱۰:۰۳ ۲۴ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (2) | مریم صحاف زاده (286)

خیلی خوب می فهمم چه حسی داری... به سانسور آلوده شدیم و عادت كردند حضرات! الان شاه هم ببخشد وزیر نمی بخشد! البته درد اینجاست كه خود وزیر در پنهانش چه كارها را حق مسلم خود نمی داند... كاش آقای قلی زاده و آقای اسماعیلی این عكس شما رو می دیدند شاید شاهدی بشود برای عرایضم!
صفحه 1 از 7
صفحه بعدی