سامسونگ RSS تماس درباره ما شناسنامه تبلیغات

صفحه 1 از 59
صفحه بعدی
"۱۷:۴۴ ۲۳ مهر ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | حامد فرهنگی (4898)

از اینکه عکس رو به این دقت نگاه کردید و با این لطافت و حسن سلیقه ان را نقد کردید بسیار سپاسگذارم. نوشته هایتان با ذهنیت و حس بنده در هنگام عکاسی بسیار همخوانی دارد.
ممنون.
"۱۴:۳۱ ۱۸ شهريور ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | حامد فرهنگی (4898)

[quote] نکته اينکه، اون کلمه "ف ا ک" تو اين جمله معنی بدی نميده [/quote]
درسته توماج! اما بعضی از دوستان کمی حساسند :)
"۱۴:۲۳ ۱۸ شهريور ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | حامد فرهنگی (4898)

نفهمیدم چرا امتیازم ثبت نشد؟؟؟؟؟ به هر صورت 2+
"۱۴:۲۱ ۱۸ شهريور ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | حامد فرهنگی (4898)

از نظر بنده هم این شات انتزاعیست.
همنشینیه بکگراند و فورگراند و تضاد سیاهی و سفیدی ان و کمرنگ بودن نقش تار تنیده ی عنکبوت در عکس که اون رو از حالت شعاری در اورده از نکات مثبت این عکسه.در کل عکس دلچسبیست.
"۱۲:۱۷ ۱۸ شهريور ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (2) | حامد فرهنگی (4898)

در چه حالی مرد حسابی؟
می بینم که با تمام قوا داری می گردی و ثبت می کنی.
عکست فضای هولناک و وهم انگیزی داره.با این حال ابهت و عظمت تخت جمشید رو هم درونش می بینم.
"۱۱:۴۷ ۱۸ شهريور ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (3) | حامد فرهنگی (4898)

سلام ارش.
بعد از چند وقت که نبودی دیدن این کارت خیلی بهم چسبید.نگاه غم انگیز و نگران دختر رو بسیار بسیار جذاب و دلچسب می بینم. با اینکه در نور و تاریکی و کنتراست زیاده روی شده اما این از معدود عکسهاییست که این زیاده روی و اغراق رو من می پسندم.
"۱۴:۵۷ ۳۰ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | حامد فرهنگی (4898)

در مقابل کارهای دیگه ای که از تو دیدم چنگی به دل نمی زته. ایده تکراریست و اجراهای زیادی هم از این ایده دیدیم.
جسارت حقیر رو ببخشید پوریا جان.
"۱۴:۵۲ ۳۰ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (3) | حامد فرهنگی (4898)

عکس به نظر بنده هیچ نقصی نداره.
جذابترین نکته ی عکس همخوانی رنگهای بک با لباس مرد افغانه!! و البته عمق میدان عالی!!
میمیک صورت و کنترل نور و.... عالی.
"۱۴:۴۳ ۳۰ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (2) | حامد فرهنگی (4898)

برات ارزوی موفقیت می کنم و امید وارم که به راحت ترین و سریع ترین حالت ممکن از این اجبار بیهوده خلاص بشی!!
تشابه وضعیتت با این عکسی که فرستادی جالب بود.این وضعیت رو بهش می گن وضعیت گوسفندی :)
"۱۸:۱۵ ۲۸ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (1) | حامد فرهنگی (4898)

من ثبتهای انتزاعی ه این چنینی را دوست دارم. اما تنها انتزاعی بودنشان مفید نیستند.فکر و مفهوم پشت ان هم برایم مهم است. اما شما رنگها را در عکاسیتان خوب ثبت می کنید.
"۱۸:۱۱ ۲۸ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (2) | حامد فرهنگی (4898)

این ثبت از یک طرف عجیبه! از طرف دیگه خنده داره. عجیب اون تضاد خشکی و سبزیه و خنده دار اون گاوها هستن که ادم فکر می کنه اون برهوت کار اوناست.
موفق باشی.
"۱۸:۰۸ ۲۸ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (1) | حامد فرهنگی (4898)

به قول خودت کادر بهتر از اینها می تونست باشه. من از عنوان خوشم اومد. علاقه ی شدیدت به pink floyd را از عنوانهات می شه فهمید.
موفق باشی.
"۱۷:۴۷ ۲۸ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (2) | حامد فرهنگی (4898)

عکس به تنهایی گویای همه چیز است.
دوست داشتم کمی از سمت چپ عکس را کم کرده و سمت راست را اضافه می کردید که کلمه ی برندگان هم کامل در کادر بیفتد.
احساس می کنم کمی عجولانه عکس را گرفتید تا از بد و بی راههای اون خانم در امان باشید.
ممنون.
"۱۷:۳۷ ۲۸ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (3) | حامد فرهنگی (4898)

نمی دونم چرا دوستان از ترکیب عکس راضی نیستند؟ به نظر بنده یکی از نکات قوت عکس بعد از زیبا بودن رنگهای پروانه و شکسته بودن بالهای ان، همین ترکیب بندی و همین فاصله ی نه چندان کم (ماکرو) از پروانه است.این ثبت اگر به صورت ماکرو و فاصله ی کم انجام می شد این جذابیت را برای من نداشت. تنها مشکلی که می بینم اون مثلث بالا، سمت راست کادر هستش که از لحاظ ترکیب و صفحه بندی انچنان خوشایند نیست.
یکی ار معدود پروانه هاییست که دیدن ان برایم جذاب بود.
ممنون.
"۱۴:۳۷ ۱۲ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | حامد فرهنگی (4898)

شما لطف دارید دوست من. بنده خود را در سطح تعاریف شما نمی دانم. من هم اینجا به کار اموزی مشغولم به هدف انکه از دوستان بیاموزم.
در مورد عکس هم این نکته رو اضافه کنم که:
بنده از نور طبیعی استفاده کردم.
فرم انگشت هم کاملا طبیعی و متعلق به فردیست که در خواب به سر می بره. وقتی بیدار شدن و من از خوابشان سوال کردم گویا کابوسی وحشتناک می دیدند. جالب این که حس این کابوس به من هم منتقل شده بود.
"۱۴:۲۷ ۱۲ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (3) | حامد فرهنگی (4898)

یکی از بهترین عکسهایی که این چند وقت در گالری دیدم!!
ایکاش حاشیه ی بالای کادر صاف تر بود!!
دسته بندی انتزاعی را هم مناسب می دانم.
موفق باشی.
"۱۴:۲۴ ۱۲ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (3) | امتیاز (3) | حامد فرهنگی (4898)

اول خلاقیت در پاسپارتوی زیبا دوم وضوح و کیفیت بی نقص کار و بعد عمق میدان یکدست و رنگبندی مناسب عکست را بهت تبریک می گم سعید جان.
موفق باشی.
"۱۴:۲۱ ۱۲ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (2) | حامد فرهنگی (4898)

عکستون فضای غمگینی داره دوست من!!
گل پشت شیشه و فرم مشبک شیشه ها برای من سرشار از نوستالجیه!!
ممنون از ارسال.
"۱۴:۱۸ ۱۲ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (2) | حامد فرهنگی (4898)

یکی از نکات مثبت عکس شما خطوط کجیست که در 2 طرف و وسط کادر قرار دارد.از کنتراست خوبی هم استفاده کردید.
یکی دیگر از نکات عکستون هم اموزنده بودن ان است.
ممنون از ارسال.
"۱۴:۰۲ ۱۲ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | حامد فرهنگی (4898)

[quote]متاسفانه به هر سايتي مراجعه كردم در ايران آدم هاي لا شعوري مثل شما آنجا را به تباهي مي كشند[/quote]
رحیم جان شما اگه با سایتهای ایرانی مشکل دارید می توانید از سایتهای خارجی استفاده کنید.کسی شما رو مجبور به استفاده از این سایتها نکرده برادر من.
خودت احساس نمی کنی که امتیاز منفی را وسیله ای برای تنبیه اختیار کردی؟
لا شعور یعنی چه؟ چرا انقدر بی ادبی؟ یکبار هم زیر عکس بنده بد و بی راه نوشتی که من خود را در سطح جوابگویی نیافتم.
[url=null]http://aks.akkasee.com/photos/54651/?extraParams=%253BuserId%253A3193%253BsortBy%253A&[/url]
خوی درنده ی شما با مدتی ریاضت و نخوردن گوشت از بین خواهد رفت.
"۱۴:۴۹ ۱۱ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | حامد فرهنگی (4898)

وجود لامپ در جهت فکر و دیدگاه ذهنی بنده در عکس گنجانده شده ارش جان!!
اینکه ما انسانها همانقدر که تکنولوزی و مدرنیته را در اختیار داریم و از ان برای راحتی استفاده می کنیم، همانقدر هم در اختیار و وابسته به اون هستیم.و هر چقدر هم که پیش می ریم، وابسته تر و تنبل تر می شیم!!
(البته خاموشیهای اخیر و وجود لامپ خاموش و نوری که منبع ان خورشیده خدادادیست رو هم نباید بی تاثیر دانست).
ایتکه هر کس جداگانه تفسیر خود را از این عکس داشته باشه بسیار برای من جذابه، برای همین هم بجای دسته بندیه مفهومی از دسته بندیه انتزاعی استفاده شده.
ممنون از توجهت ارش جان. :)
"۱۴:۳۹ ۱۱ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (2) | حامد فرهنگی (4898)

وقتی عکس رو نگاه می کنم اولین ایتمی که به چشمم می خوره دیده موشکافانه و تیز عکاسه. کادر بسته کمی کار رو کلیشه و اماتور کرده! البته می دونم تاکید بر این داشتی اگهی های ترحیم دیده بشن که در کادر باز تر هم امکانپذیر بود.
ممنون.
"۲۲:۳۵ ۰۹ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (3) | حامد فرهنگی (4898)

عجب حس عجیبی داره این عکس!!!
من بر خلاف اقای دیده ور وجود اون کفش را مناسب و مفید می دانم.
می تونم بگم اول توضیحات، و بعد عکس بود که روی من تاثیر گذاشت.
همه چیز سر جایش است.
ممنون.
"۲۲:۲۴ ۰۹ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (2) | حامد فرهنگی (4898)

عکس دارای فضای صمیمی و گرمیست.
ترکیب و محل قرار گرفتن نقاط نورانی رو هم دوست دارم.
ممنون.
این رو هم برای 15 کلمه می نویسم.
"۲۲:۲۱ ۰۹ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (2) | حامد فرهنگی (4898)

من هم از این غولهای مزاحم (ساختمانها) زیاد عکس می گیرم. حس خوبی نسبت بهشون ندارم.مجال تنفس را گرفته اند.
ممنون.
"۲۲:۱۴ ۰۹ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (2) | حامد فرهنگی (4898)

اینکه از یک ساعت کهنه عکس می گیری و ان برایت مفهومی دارد بسیار جذاب و لذت بخش است.و اینکه سیاه سفید عکاسی می کنی باز هم لذت بخش است.
کنتراست زیاد نشان از بین رفتن زمان گذشته دارد.
ساعت 6 نشان از گذراندن نیمی از عمر و پیش رو داشتن نیمی دیگر است.
ممنون.
"۲۱:۲۸ ۰۹ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (-3) | امتیاز (0) | حامد فرهنگی (4898)

سلام اقای صفری:
بنده رو که خاطرتون هست؟ یادتون میاد که به یکی از عکسهای بنده امتیاز 3- دادید (3 عکس قبلی، عکس اون دختر خانم). غیر از امتیاز منفی تون (که فدای سرت) کلی هم بد و بیراه حواله ی بنده کردی!!
حالا:
در این عکس یک سرویس ناهار خوری می بینم که ان را به مدد تجهیزات (فیس وان اچ 5....) نور دادید.(حتی از نورپردازی ه طاقت فرسای ثابت و کلاسیک هم استفاده نکردید) و گمان می برم که ان را برای استفاده در کاتالوگ و بروشور تهیه کردید.فکر هم نکنم نمایش دادن این عکس جای دیگری به غیر از کاتالوگ جذاب باشدو معنی بدهد.مگر اینکه مفهومی را بخواهید برسونید که انهم از شما بعید است.
گمان می کنم که در انتخاب دسته بندی ها هم هدف تمسخر را در سر داشتید! (از انجا که مثل چند ثبت قبلیتان از محصولات و صنعتی استفاده نکردید)....
و یک سوال؟
الان شما انتظار دارید بگوییم به به چه عکس زیبایی، عجب میز ناهار خوریی، عجب فلاش گران قیمتی، عجب بکگراند سفیدی، عجب سایه های خوشگلی یا عجب.......
برادر من، دوربین رو بردار و حرف بزن. با عکسهات جمله بساز و صحبت کن!!! یا مثل دوستان با عشق طبیعت از زیباییها عکس بگیر. بنده عکاسی صنعتی رو دوست دارم و به ان احترام هم می گذارم، و با توجه به نکات ظریف و تکنیک بسیار پیچیده ی ان به شما پیشنهاد مطالعه ی بیشتری در این زمینه می کنم. (شناختن نور و مواد و جنس و فرم و انعکاس و......)
بنده رو بابت پر حرفی ببخشید.
"۰۱:۱۴ ۰۸ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (2) | حامد فرهنگی (4898)

عکست دید را مستقیما به سمت نگاه و حالت سرد دختر می بره. چه نگاه سردی! نگاهی که در چهره ی کودکان امروزی بیشتر مشاهده میشود!
در برخورد با این جور سوژها زاویه ی مقابل را بیشتر می پسندم.
ممنون ارش...
"۰۳:۱۵ ۰۷ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | حامد فرهنگی (4898)

[quote]يك تك عكس از يك مجموعه هم وقتي فاقد اصول اوليه عكاسي است جايي براي دفاع ندارد[/quote]
شما این رو تشخیص دادید که من نباید از عکسم دفاع کنم؟
[quote]ضمنا شما با اين حرف ها ترويج جمع هايي مانند پارتي و ... را مي كنيد كه اين خود برايم جالب بود [/quote]
کافر همه را به کیش خود پندارد!!
[quote]شما اگر به سنگ واره هاي تخت جمشيد نگاهي بكنيد هيبت زنان ايراني را در آن دوره كه به دين زرتشتي بودند مي بينيد[/quote]
خوب. ارتباطش را با صحبتهای بنده چیست؟
[quote]خيلي خودتان را نبازيد[/quote]
چه چیز باعث شده که شما خودتان را ببازید؟
[quote]هر دگم بازي و افراط را هم رد مي كنم [/quote]
شما در دگم بازی و افراط غرق شده اید! اینکه شما همنشینی چند دوست را پارتی خطاب می کنید خود ذهنیت و افکارتان را بر من روشن می کند!
"۱۹:۴۷ ۰۶ مرداد ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (0) | حامد فرهنگی (4898)

چند وقتیست که مشغول جمع اوری تصاویری از محافل کمی خصوصی تر و صمیمی تر از جامعه ی بیرون هستم.
محافلی که ما یک سری از احساساتمان را در چهارچوبهای ظریف تر و صمیمی تر به نمایش می گذاریم.محافلی که ازاد تر و دور از اجبارها و قوانین و چهارچوبهای نه چندان درست جامعه تشکیل می شوند.شاید مکانهایی که دیده شدن مو جرم نیست.مکانهایی که بسنه کردن و پنهان کردن لازم نیست.
وجود موی باز دختر خانمی را شاید بتوان کنایه ای دانست به رهایی از جامعه ای که دگم بودن و بسته بودن را به ما اموزش میدهد.
این اشتباه رو هم از من بابت ارسال تک عکسی که متعلق به مجموعه ای 20 عکسیست بپذیرید.
از این بابت من به دوستانی که با این عکس هیچ ارتباطی بر قرار نکردند خورده نمی گیرم.
شاید بتوانم با به اجرا گذاشتن مجموعه ی ان حرف خود را تا حدی زده باشم.
ممنون.
صفحه 1 از 59
صفحه بعدی