|
|
|
||||||||||
البته این روال سایت است که کاربران را به سمت نقد کاربردی و یا نظری هدایت میکند.و به شخصه اعتقادم بر حفظ هر دو جنبه است در پیش زمینه دو لکه سیاه بلافاصله چشم را به سمت خود معطوف و ثابت میکند دو شخصیتی که حالتی از جمود و تهدید را در خود دارد و به طور آشکار تضاد دارد با حالت رهایی دیگر شخصیتها و توقف چشم در آغاز مشاهده بر روی همین دو شخصیت است که تامل را آغاز میکند. فضایی اشتقاقی ایجاد شده که بی شباهت به نقاشی های اشر نیست و البته نقاشی های اشر که به عقیده بنده مناسبت عمیقی با فضای جامعه امروز ما دارد. |
||||||||||
|
||||||||||
در 15 کلمه معنای سخن از دست رفتعکس خوبی ثبت کردی در 15 کلمه حرفم را ثبت میکنم 15 قدم در کوچه های آبی را میروم و لذت میبرم از 15 کلمه کنتراست و فوکوس و نویز در 15 کلمه از دست رفتند جلوی لذت را نمیتوان گرفت. عامل انسانی در 15 کلمه گم شد. عطر نان سنگک طبلخی ها و سر و صدای فروشندگان را در 15 کلمه جمع میکنم. سورئالیسم خواهش کلان را گم کرد. در تکرار گم شدیم. تیرهای چراغ برق توی ذوقم نمیزند. دوست دارم 15 قدم دیگر راه بروم. چند دقیقه به زاویه ات خیره شدم خیره به عکسی که بالا میرود. فضایی سرد و غمبار و برداشتی سنگین. سنگین برندار 15 کلمه کافیست. من و تو سلهاست که گذشتیم. |
||||||||||
|
||||||||||
چه چیز در این عکس مستتر است؟هرج و مرج؟ عدم تعادل؟ پویایی؟ و یا حتی سکون؟ حرکت مداوم چشمها از نقطه ای به نقطه دیگر کادر و ریتم پر تلاطم خطوط متقاطع بیش از هر چیز مولد هرج و مرج است ستون کلفت بصورت خطی ایستاده نیروی خطوط اریب را تا حدی خنثی میکند و این آشفته بازاری است که در نهایت از حد معینی تجاوز نمیکند و پذیرفته شده است. |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
ریتم پر تلاطم خطوط منحنی همراه با سطوح دو بعدی سیاهی همانند بدن دو نیم شده انسانی سرخوش که مغایرت عام دارد و پارادوکسی بین حالت انسان و فضایی که او را احاطه کرده دیده میشودوالبته متفاوت نام عکس حاکی از پیش فرض عکاس از روال حاکم بر سایت و چگونه عکسهایی است که با اقبال عمومی مواجه میشوند با استفاده از فتو گرام نیز میتوان عکسهای مشابهی خلق کرد. |
||||||||||
|
||||||||||
نقد گشودن فضای بحث است نه دادن حکم قطعی در مورد یک اثرعکس در بزرگراه تبعیض و نابرابری حرکت میکند و پس از دادن توضیحاتی در مورد آن به خیابان ناکارامدی سایت هدایت میشود متاسفام بابت اینکه در این میان خود عکس غایب است و اثری از نقد نظری در مورد خود عکس به چشم نمیخورد و اینجا عرصه ای شده برای مخاصمه بین اعضا که به قول نامجو ملت عاشقند و خط و ربط نمیدانند. خیلی از دوستان هدف خود را تجربه اندوزی میدانند ولی در عمل میبینیم که سایت محیطی شده برای مطرح کردن خود و نقش نقد بسیار کم رنگ است تا حدی که در اینجا میبینیم جای صحبت در مورد خود عکس گفتگو ها به کجا کشیده میشود. در واقع اندیشه ایرانی چیزی را به عنوان نقد نمیشناسد و مایل است هر که را که در مقابل او قرار میگیرد حذف و یا اخته کند و در این راه به انواع وسیله ها از جمله توهین و طعنه و تخطئه متوسل میشود. آقای عباسی اعتراض خود را نسبت به عملکرد سایت با این عکس اعلام کرده . دوستان دیگر هم میتوانند خلاقیت خود را بکار بیاندازند و اعتراض خود را با عکس خود بیان کنند. در واقع من به خود شما هم (آقای عباسی) ایراد دارم که چرا در این بازی قهر و آشتی کودکانه شرکت میکنید. از شما و از همه خواهش میکنم حتی اگر به مغرضانه بودن عقیده کسی ایمان صد در صد نیز داشتید باز راجع به حرفهای او فکر کنید اگر درست بود بکار ببندید و اگر نادرست بود دیگر جایی برای جواب دادن نمیماند و باز هم عنوان میکنم که خود این عکس در اینجا مظلوم مانده و غایب است سیم وسیله ایست برای ارتباط. ارتباطی که ناقص است و از همه ظرفیتهای آن استفاده نمیشود. |
||||||||||
|
||||||||||
بهشت سرد یک ترکیب پارادوکسیکال بین بهشت و سرمادر متون زرتشتی دوزخ جایی است با سرمای استخوان سوز.این که چرا اینجا بهشت است چون فضای زیبایی است و چرا سرد؟چونریزش برف همه جا را سپید کرده است. اتفاقی که از نظرها پنهان مانده کدام است؟ یک کادر نزدیک به مربع چون تمام فضای درخت را بگنجاند و فضای قبر مانندی در زیرآن که ظاهرا تهی به نظر میرسد. عرفانیتی که به واسطه اسم و شاید بیشتر از آن فضای خود عکس درک میشود و یا قرار بوده درک شود بخاطر کادر نزدیک به مربع کاهش پیدا کرده و زمینی شده فضای تردید میبینم. چهار فصل این منظره کنار هم چه طور میتوانست باشد؟آیا این عکس اگر اسم دیگری داشت عکس تغییر میکرد ومیتوانست موجب دیده شدن قسمتهایی که از نظرها دور مانده شود؟ خلاصه اینکه چه چیزی در عکس خود را پنهان میکند? |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
چند پرسش خطاب به دوستان که خود جواب آن را ندارم:1-آیا هدف از نقد همخانواده این کلمه انتقاد به معنی زیر سوال بردن و به باد نکوهش گرفتن است؟ 2-آیا نقد تعریف و تمجید است؟ 3-آیا نقد اظهار نظر شخصی است؟ 4-آیا هدف از نقد ارزیابی یک عکس توصیف و یا تفسیر آن است؟ 5-آیا منظور از این که بهتر بود این کار را میکردید و آن کار را نمیکردید از دیدگاه مخاطب است یا خیر؟ 6-آیا تغییر یک عکس از هر لحاظ برداشتهایی که از آن میشود را متفاوت نمیکند و این تفاوت نقش عکاس را کمرنگ نمیکند؟ 7-آیا قرار است یک عکس در همه ما احساسی یکسان ایجاد کند؟ آیا اصولا عکس وظیفه ای در وفاداری هر چه تمامتر به واقعیت دارد؟ 8-آیا عکس باید طبیعت را بی کم و کاست به تصویر کشد؟ 9-آیا نام نهادن بر روی یک عکس محدود کردن فضای جولان مخاطب است؟ 10-آیا بهتر است عکس زیبایی ها را به تصویر کشد یا زشتی ها و پلیدی ها را؟ 11-آیا عکس آرمانگراست؟ 12-آیا تفسیر یک عکس خود گرفتن عکسی دیگر از عکس هنرمند و خلق فضاهای دیگری نیست که شاید بر خود عکاس نیز پوشیده بوده و لذا نقاد نیز همانند عکاس باید دست به امری خلاقه بزند؟ 13-آیا موقعیت و مکان عکاسی را باید پیدا کرد یا بوجود آورد وآیا کدام یک بهتر است؟ به قول بارت ساعت زمان را جلو میبرد و دوربین زمان را به عقب باز میگرداند شما هم زمان را در این جغرافیای زیبا متوقف کردید تا همه فرصت لذت بردن از آن را داشته باشند اما آیا لذت بردن غایت عکس است؟ |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
سلام توماج عزیزمن از تکنیک زیاد سر در نمیارم. شخصا فکر میکنم وقتی از جایی عکس میگیریم اون عکس قطعه ای از وجود خود ما میشه تا این که عکسی از اون جغرافیای خاص باشه به قول یکی از دوستام( عکاس قبل از عکس افتاد) . به علاوه فاصله ای رو که قراره من مخاطب توش زندگی کنم محدود میکنه عکست زیباست به معنی مطلق وفوق العاده برای سکونت به قول آقای عباسی اگه تو منطقه ابرها کنتراست بیشتری داشتیم زیباییش بیشتر هم میشد با پانوراما هم خیلی موافقم. خوش باشی برادر. |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
|




























بی شباهت به حبابهای دریاهای نخستین نیست
صطوح گرد که با رنگ آبی زمینه همخوانی دارد و به طور ضمنی حالتی از صعود را القاء میکند.