|
|
|
||||||||||
من هم اعتقاد دارم که روش خیلی خوب انجام شده است. فضای رنگی متاثر از تابش نقرآبی آسمان و بازتابهای نرم و dispers سطح آب بسیار عالی است. نقطه چشمگیر ترکیب بندی استفاده مناسب از پرسپکتیو مجازی ابرهاست. ممنون |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
سنگینی سنگ و تاثیر آن در جدی کردن پلان نزدیک آنقدر زیاد است که تقریبا موجب کم اثر شدن پلان دور و در نتیجه کم عمق شدن کادر شده است. فکر میکنم نظر دوستان در مورد کم بودن عمق میدان بیشتر تحت تاثیر این مسئله است و گرنه F8 شاید مناسب باشد. شاخهای که از آب بیرون آمده به نظر من در ترکیب بندی جای قویی ندارد. اما در کل عکس شاد و آرامی است و مطمئن هستم که از ادیت خوبی هم برخوردار است. |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
از فضای رنگی کادر بسیار لذت بردم. یک مقدار بازتابها و جنسیت آب فلزی شده است. فکر میکنم از آنجایی که این نوع بازتاب برای چشم ناآشناست و فضای رنگی هم از تنهای تیره تشکیل شده است، کل کار فضای سنگینی دارد و کمی کادر را هراس آور کرده است. تصورم اینست که بودن جزیی از ساقهها در کادر و نمایش ندادن اندام اصلی و جسمیت واقعی آنها سهم عمدهای در پایداری این احساس دارد. چنانچه این سوژه طوری پرداخت میشد که ماهیت خود را به بیننده به تمام و کمال نشان میداد، بدون شک چشم با کادر آشنا میشد و این احساس ترس هم پایدار نبود. البته این فکر بنده است. بعلاوه ترکیب بندی کادر میتوانست خیلی متفاوت باشد اما نمیتوانم حدس بزنم چطور میتوانست باشد تا همین ادراکات دیداری در آن حفظ شود. بهر حال ما که لذت بردیم. |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
بازتاب زیبایی از ماه را ثبت کردهاید. تن رنگ آسمان بسیار زیبا، نرم و آرامش بخش است. آن ابرهایی هم که در اطراف ماه خودنمایی میکنند، آسمان را از سادگی بیاندازه بیرون آوردهاند. دوست داشتم کادر از نزدیکی بوته دوم در آب بریده شود. چون احساسم اینست که به بُعد منظره و دریافت عمق آن لطمهای نمیزند و بعلاوه آن قسمت کمی بلاتکلیف است و همه نیازهای چشم در سمت دیگر کادر برطرف میشود. منظره زیبایی است دوست عزیز، با سپاس |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
خانم تفرشی با سپاس از درج نظرات خودتان اجازه بدهید اضافه کنم که گمان نمیکنم بازتابهای بالا-راست تاثیری در متوازن کردن کادر داشته باشد. اول از همه فکر میکنم فضای منفی گسترده کادر خود در به آرامش رساندن عناصر کاملا کارا است. دوم اینکه وزن کادر اصلا در طرفین وجود ندارد و کادر به خودی خود متاثر از هندسهای است که از شاخههای چپ و سوژه اصلی در پایین (به خصوص آن ساقه خفته در آب) بوجود آمده است که در نهاد ترکیب متعادل و پایداری است. بهر حال تصمیم و احساس عکاس شرط است و ممنون که نظر خود را نوشتید. |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
به جز تصویر چند شاخه که در بالا-راست وجود دارد و باعث عدم آرامش چشم در کادر است، بقیه چیزها کاملا در راستای هدف عکس و نام آن میباشند. فضای رنگی، لطافت سطوح کادر، بازی ریتمیک سایه-روشن لبههای برگ و تصاویر بسیار نرم بازتابی از سطح آب همگی آرامش بخش هستند. نقش شاخههای عمودی چپ را نباید در کادر نادیده کرفت. ناظر بودن آنها به آرامش برگها هویت اصلی کادر میباشد و عکس از حضور آنهاست که قوام گرفته است. بعقیده من در این عکس میتوان آموخت که چگونه عنصری سوژه اصلی کادر نیست ولی استحکام و مفهوم نهادی کادر منبعث از آن است. |
||||||||||
|
||||||||||
مشخصات فنی عکس را که ننوشتهاید ولی عمق میدان بسیار خوب انتخاب شده. هم پسزمینهای مفهوم دارید و هم به اندازه کافی بدلیل بار معنایی که میخواستید فلو شده است. اما کادر ترکیب بندی مناسبی را بوجود نیاورده است. بخصوص در ارتباط با پسزمینه که جای کار بیشتری دارد. فکر میکنم اگر از بالا بازتر باشد بهتر است. حالا روحانی خودش خطر است یا این حالت مطلومنمایی که نزدیک به گریه است خطر است چیزی است که مربوط به خودتان میباشد. ولی بهر حال عکس سوژهگرایی مناسبی دارد. |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
کادر ساده عکس دارای استحکام بالایی است که اجازه نمیدهد پرندهها حتی در ذهن بیننده نیز از شر انسان خلاصی پیدا کنند و اوج بگیرند. انگار اجباری تغییر ناپذیر آنها را در این ارتفاع پست نگه میدارد. اولین باری که شانس نزدیک شدن به پرندههای مهاجر را داشتم و از دیدن یک انسان ترسیدند و به پرواز درآمدند، همین صحنه را دیدم و همگی در نزدیکی سطح آب فرار میکردند. آنجا دقیقا همین احساسی که از نام این عکس بر میاید به من دست داد.به شخصه برای تاکید بر اجبار این پرندگان دوست دارم کادر در بالا فضای بسیار بیشتری داشته باشد و اصلا عمودی باشد. درست است که شماری از پرندگان را از دست میدهیم ولی بر مفهوم اسیری آنها تاکید مضاعف داریم. با سپاس |
||||||||||
|
||||||||||
کادر بندی خیلی خوب و کمی نوپردازانه است. به تعلیق کار کمک میکند و واضح است که هدف عکاس هم تمام و کمال ایجاد حس پایداری نبوده است. حالا چرا، برمیگردد به نگاه درونی عکاس از سوژه. شاید دلیلش نقش سوژه انسانی و شاید دقیقتر -زن- در این کادر باشد. شاید اصلا تار و پود نام استعاری این عکس باشد نه دقیقا نام چیزی که دارد بافته میشود. البته در این صورت عکس از ضعف پرداخت مناسب پرسوناژ برخوردار است. دستها، صورت و نگاه در حالتی کم جزییات و شاید بهتر باشد بگوییم کم حالت قرار دارند و اگر واقعا این یک عکس با مفهوم استعاری است خوب بود پرداخت بهتری روی آنها انجام میگرفت. بهر حال عکس با کششی است. |
||||||||||
|
||||||||||
گل سمت چپ تصویری به وضوح گل سمت راست ندارد. شاید منظور خانم عرشی نیز از این بابت باشد. آن قسمت سپید پشت گل چپ نیز به تجسم آن لطمه زده است. کادر و ترکیب بندی بعقیده حقیر بد نیست ولی حالا که پسزمینهای اینقدر مبهم داریم شاید بهتر بود با بازتر بودن کادر به توصیف بیشتر گل در صحنه میپرداختیم. البته اینها را از آن جهت میگویم که در عکسهای قبلی شما این نکات را دیدهام. طرح گلها برای ارایه سیاه سفید عکس خیلی خوب و مناسب است و به تجربه میدانم که این تصمیم را به جا و فکر شده گرفتهاید. |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
نزدیکی سوژه به دیوار کمی سایههای غیر معمول بوجود آورده است. دست فرد هم خیلی جلو قرار دارد که به چشم من باعث یک نوع deformation شده است و کمی هم به تصویر عمق داده که باز این هم معمول پرترههای این چنینی نیست. به شخصه دوست داشتم فوکوس را روی بینی و لبها کامل کنم تا موها ولی خوب این هم سلیقهای است. ترکیب بندی شبیه wallpaper های ویندوز شده است که اجبارن کادر افقی دارد. من بیشتر کادر عمودی و دادن سهم بیشتر به سر و حفظ سهم کتف را میپسندم. با توجه به گرمی چهره و لبخند پرسوناژ، تن رنگی زیبایی در کادر وجود دارد. از نظر رنگی فکر میکنم خیلی خوب عمل شده. ممنون |
||||||||||
|
||||||||||
بنده هم فکر میکنم این دانه بندی کنترل شده به تصویر اعمال شده است. ارتباط با نام کار برایم کمی سخت است. یک احساس دوگانگی بوجود میاید. وقتی نگاه یک سوژه در کادر حذف میشود واقعا برداشت غایی از کادر به شدت سلیقهای و اتفاقی میشود. شاید از این نظر این یک راز باشد.آناتومی صورت در همین زاویه بسته و با همین کادر دانه دانه به خوبی به ذهن بیننده انتقال پیدا میکند و چهره را ملموس میکند. خصوصا آن دو عدد خالی که روی چهره دیده میشود به تجسم آناتومیک صورت کمک بسیار با ارزشی کرده است. شاید به همین دلیل احساس بیگانگی با این صورت به بیننده دست نمیدهد. در کل عکس با احساس و زیبایی است (شاید بهتر باشد بگوییم قشنگ است). با سپاس |
||||||||||
|
||||||||||
با جناب روشن موافقم، چشم خیلی دوست دارد در کادر گردش کند. حالت سوژه هم خوب است. یک نوع کسالت و سرخوردگی را به خوبی نشان میدهد. انگار همه چیز را پشت سر خود نهادهایم. انبوهی از دانش و داستان، انبوهی از خاطره و واقعه. چارلی نمایندهی قشری از هنرمندان بود که در بهت و در انزوای خود خلق کردند و امروز که ما در بهتی هستیم غیر خلاقانه و عقیم.با سپاس |
||||||||||
|
||||||||||
|
||||||||||
عکس بسیار زیبایی است. بازه دینامیکی بسیار خوب است و در نتیجه عکس بسیار شفاف و دارای رنگهای متنوع است، و بعلاوه جنسیت درخت، سبزه، فلز و چوب صندلی به ظریفی بدست آمده است. به جز گلهای بنفشه در وسط-پایین که موجب سنگینی کادر در اجرای تطابق پلانها شده است، سنگینی درخت چپ و هویتی که به کادر میدهد، ترکیب بندی خوبی ایجاد کرده است. فرآیند بازآوری عکس آنقدر لطیف و خوب است که از تمام جزییات روزمره آن مدلی را ارایه میدهد و در نتیجه کاملا از سوژه یک تصویر زنده بوجود آمده است. مثل دستهای چروک، کیسه نایلونی که خوراک پیرمردهاست، تن خمیده و حتی برق کفشها که به نوعی نماد مرتبی، نظم و وقت شناسی اوست. پسزمینه نسبتا محو به احساس تنهایی این آدم مظلوم واقعا کمک میکند. نامی هم که انتخاب شده با توجه به شخصیت سازی مناسب عکاس، مفهومی زنده را به یاد میآورد. چیزی شبیه تقابل نظم و بینظمی یا وفاداری و بیوفایی .... . فقط مسئله همان ترکیب بندی است که میتوانست بهتر باشد. البته اگر بپرسید نمیدانم که چطوری بهتر بود. ولی کلی لذت بردم. با سپاس |
||||||||||
|
||||||||||
عکس زیبایی است و نام خوبی هم برای آن انتخاب شده است. فرآیند انجام گرفته روی آن به نظر خیلی خوب میآید. با اشکال مطرح شده که افراد عضو سایت عکس رنگی را بیشتر میپسندند چندان موافق نیستم و دلیل آن حجم عکسهای سیاه و سفید و نظرات دیگران است که اغلب آنها را تایید میکنند. در مورد یکی از دوستان عکاس که دیدم عکسی که تقریبا ویرایش رنگی آن مونوتن بود را نیز به سیاه و سفید تبدیل کرده بود و این نشان میدهد چقدر این روش در بین عکاسان خودمان حتا مد گرایانه انجام میشود. شاید قضاوت شما محدود به عکسهای خاصی یا شاید هم محدود به عکسهای خودتان باشد که در این صورت اساس قیاس درست نیست. البته با نگاهی به پروفایل خودتان هم باز چنین قضاوتی را نمیتوان به یقین بیان کرد. رسیدن به photo.net هم اگر آرزوی ماست بهتر است همانجا عضو شویم. در حال حاضر akkasee.com تنها جایی است که افراد نقد مینویسند و این نقد حتی از برداشتهای فرهنگ ایرانی و پارسی متاثر است. بهر حال عکس زیبایی است و در فضای آن میتوان تنفس کرد. موفق باشید |
||||||||||
|
||||||||||
نام بسیار خوبی را انتخاب کردهاید که با توجه به سستی سوژه یک بار احساسی غمانگیز دارد. گویا دست تقدیر عزم بر باد دادن آرزوهایمان را دارد. ترکیب بندی خوب است ولی احساس میکنم جا داشت ساقه از ضلع پایینی کادر بیرون میآمد تا درست از کنج کادر. بعلاوه بهتر بود تصویر شارپتر میبود چون درست در جایی که قرار است سستی سوژه به نمایش درآید یعنی پایه قاصدک، کادر دچار افت شارپنس است (شاید این اتفاق در resize کردن عکس افتاده است) و این در دریافت احساسی کار ایجاد مشکل میکند. بعقیده من دسته بندی مفهومی با توجه به نام عکس مناسب است. اگر اشتباه میکنم خوشحال میشوم دوستان دلایلشان را مطرح کنند. بهر حال عکس خوبی است و ممنون . |
||||||||||
|
||||||||||
گرچه عکسهای جناب امدادی محیط عرض اندام نقد بنده نیست ولی دوست دارم تاکید کنم که سهم اجزا در کادر به نظرم خیلی مناسب است. فضای آزاد بالای کادر نه آنقدر زیاد است که آزدی تنفس به گیاهان و بیننده بدهد و نه آنقدر کم که مفهوم همزیستی خدشهدار شود. بنظرم جا داشت که کمی وضوح اجزا بیشتر شود، مثلا با شارپ کردن. نام همزیستی هم شاید بیشتر از آنکه به احساس گیاه برگردد به احساس انسانی که در این محیط زندگی میکند برگردد. انسانی که مجبور است همیشه در تضاد و اجماع دوگانگیها زندگی کند. |
||||||||||
|
||||||||||
از دوستانی كه زحمت كشیدند عكس را نقد كردند بسیار سپاسگذارم. واقعیت اینست كه خودم از تركیب بندی به رضایت كامل نرسیدم ولی با كاهش فضای بالای كادر یك حالت خفگی به گلها دست می داد كه مطلوب من نبود. زیرا در اصل مفهومی كه انتظار ارایه آنرا داشتم دلم می خواست گلها ماهیت بهاری و فضای كافی خود را برای عرض اندام داشته باشند ولی خود فضا محل نفس كشیدن و آزادی و شادابی نباشد. یعنی رسیدن به یك فضای تصنعی كه ذات سوژه را همراهی نمی كند (درست مثل كارهای موسیقی صدا و سیما كه واقعا ساز است و رنگ و ضرب ولی در نهاد خود عاری از حس نشاط زندگی است و فقط تكرار كلماتی بدون مفهوم عشق است). تنها راه رسیدن به تركیب بندی خوب آن بود كه من در محل می دانستم چكار می خواهم انجام دهم كه خوب ..... نمیدانستم |
||||||||||
|
||||||||||
|
|





من هم اعتقاد دارم که روش خیلی خوب انجام شده است. فضای رنگی متاثر از تابش نقرآبی آسمان و بازتابهای نرم و dispers سطح آب بسیار عالی است. نقطه چشمگیر ترکیب بندی استفاده مناسب از پرسپکتیو مجازی ابرهاست. ممنون 


























