سامسونگ RSS تماس درباره ما شناسنامه تبلیغات
­دعوت به عکاسی از مسابقه ماشين راديو کنترلی، جمعه اول آذر 87، 11 صبح [اطلاعات بيشتر]

صفحه 3 از 113
صفحه قبلی صفحه بعدی
"۱۱:۲۹ ۱۷ تير ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (0) | فرید ثانی (8396)

البته حالا که پاها قطع شده ، مقداری هم کراپ عمدی بیشتر از پایین کادر تا زیر زانوها رو تست کن ، فکر کنم نتیجه خوبی داشته باشه
موفق و شاد باشی
"۱۱:۲۴ ۱۷ تير ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (2) | فرید ثانی (8396)

سلام پرهام !

7-8 روزی بود زیاد حوصله نوشتن در محیط بهم ریخته و تغییر کاربری داده شده گالری عکاسی رو نداشتم اما دیدن اسمت و عکس ارسالیت برایم خوشحال کننده بود .

17-18 سال پیش دوچرخه سواری و بازی با کومودور 64 به همراه اشکان در کوچه های اندیشه با هم آشنا شدیم و الان دیدار مجدد در سایت عکاسی ( درسته یا اشتباه گرفتم ؟ )

در مورد عکست :

قطع شدن پاهای سوژه توی این عکس فوق العاده خوب مثل بستن چرخ تراکتور زیر یک بی ام و اخرین مدل به عکس لطمه زده :)

"۲۳:۰۹ ۱۱ تير ۱۳۸۷" | مفید (3) | امتیاز (0) | فرید ثانی (8396)

[url=http://www.foto.ir/Gallery/ShowImage.aspx?ID=48531]این عکس رو دوست داشتی ببین ، اینجا خریداری نداره زیاد[/url]
"۲۳:۰۵ ۱۱ تير ۱۳۸۷" | مفید (5) | امتیاز (3) | فرید ثانی (8396)

چی بگم !

معصومیت و زیبایی و هرچی حس خوب دیگه که میشناسم از این کودک دیده میشه و با توضیحی که نوشتی همش میشه یک پتک و تو سر بیننده قارپی صدا میده :(


خوشبحالش که تو این سن نمی دونه که کیه چیه و آیا بهتر از این هم میشه؟

مرسی که حالمو گرفتی!
"۲۲:۵۰ ۱۱ تير ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | فرید ثانی (8396)

کاش عکس رو 24 ساعت زودتر ارسال می کردید .

مرسی آقا رضا ی عزیز .
البته وقتی عکس رو می گرفتی متوجه شدم و پیش خودم گفت چیزی دوربرش ثبت نشده نمی مونه :)

اگر میشد زاویه نسبت به ارم بهتر باشه تا آرم واضح باشه عکس رو شاید پارس خودرو میدزدید ازت ( اینجا که کسی عکس نمی خره :) )

راستی نمی شد نوردهی کمی بیشتر باشه تا رنگ اطراف آرم یکمی روشن باشه ؟

برای دوری از شایبه های نون قرض ندادن ( هرچند شما نیازی به قرض گرفتن نون ندارید ) امتیازی به عکس نمی دم !
"۱۵:۲۹ ۱۰ تير ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (2) | فرید ثانی (8396)

جنگلهای جنوب عباس آباد و غرب کلاردشت - دهکده ییلاقی کوچکی بنام مازیچال - ایران هست یا نه ؟:)


عکس یکمی تاریک هست سعید جان
"۱۳:۴۰ ۱۰ تير ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | فرید ثانی (8396)

محل عکس : نمایی از کوشک احمدشاهی - کاخ نیاوران - تابستان 1387
"۱۶:۴۵ ۰۹ تير ۱۳۸۷" | مفید (4) | امتیاز (0) | فرید ثانی (8396)

خانم بری
امیدوارم شما و رضا عزیز از حرف من ناراحت نشده باشید.
راستش جدیدا از نقد کردن و بیان اشکالاتی که از دید من در عکسها ممکنه باشه کمی واهمه پیدا کردم چونکه احساس می کنم نظراتم را به حساب غرض ورزی ، حسادت یا ( سه نقطه ) بگذارند و پیش خودم گفتم رضا رحمتی که مقبولیت بیشتری از من نزد دوستان داره شاید با بیان مشکلات عکس تاثیر مثبتی داشته باشد. ماکروها و کلوزاپهای ایشون از طبیعت اینقدر کامل و زیبا هستند که با چند خط نقد این عکس که تقریبا در همون طبقه بندی هستند من و شما چیزای زیادی ازشون یاد می گیریم .

به هر صورت اگر هدف ما از فعالیت در گالری رشد دانش عکاسی مون هست با تعارف و تمجید بجایی نخواهیم رسید ، و فقط در یک محیط کوچک به بازی بی نتیجه و صرف وقت پرداخته ایم !

[b]
نظر شخصی و تجربی من در مورد عکس :[/b]

غنچه گل دارای فوکوس خوبی هست و با توجه به اینکه در گوشه کادر هست نمی تونه سوژه اصلی باشه و دقت و توجه رو از سوژه اصلی پرت می کنه . اما سوژه اصلی که لطافت و رنگ الحق زیبایی داره روی دوتا از گلبرگهاش نور خیلی زیادی هست و نور سفید بالای کادر هم باعث شده که کار رو تحت تاثیر زیاد بگذاره ،

شاید قسمتی اور اکسپوز توی یک عکس اجتماعی یا یک منظره شهری زیاد حساسیت بر انگیز نباشه ، اما عکس از نمای بسته از یک گل که بخش زیادیش سفید شده روی کار تاثیر منفی زیادی داره ، البته بعضی عکسها هم هستند که زمینه کاملا سفید و اور اکسپوز هستند و سوژه وسط با رنگ عادی خودش ،

اگر به عکسهای ماکرو یا نمای بسته گل زیبا که در این سایت امثال آقای رحمتی ارسال می کنند دقت کنید بجز وضوح و زیبایی خود سوژه ( گل ، پروانه ، ) یکدستی و رنگ زمینه هست که تاثیر بسزایی در کل عکس می گذاره


موفق باشید
"۱۳:۴۰ ۰۹ تير ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | فرید ثانی (8396)

[b]جناب رحمتی از شما به عنوان فرد با تجربه و دانش انتظار می رفت با اشاره به مشکلات فنی عکس از قبیل نور به شدت زیاد زمینه و ترکیب احتمالی بهتر ، عکاس و بیننده های عکس مثل من ، رو راهنمایی کنید.[/b]

جسارت من رو ببخشید
"۲۳:۲۱ ۰۸ تير ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (1) | فرید ثانی (8396)

جس جالبی داره عکستون! نقدی و توضیحی به نظرم نمی رسه اما دیدنش برایم جالب بود
ممنون و موفق باشید!
"۲۳:۱۴ ۰۸ تير ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (1) | فرید ثانی (8396)

جای دیگه هم عرض کردم ، سمت راست کمی فضای بیشتر می خواست.
فضای دلگیریست و کمی نور اسمان زیادی .

رفع کسالت شده حتما؟
از 2 نفر شماره تلفن خواستم برای احوالپرسی ، ندادن :) محرمانست؟
"۲۳:۰۴ ۰۸ تير ۱۳۸۷" | مفید (3) | امتیاز (0) | فرید ثانی (8396)

[url=http://aks.akkasee.com/photos/29042/?extraParams=%253BuserSystemViewC%253AArray%253BfilterBy%253Auser_group%253BfilterValue%253A501%253BsortBy%253A&]چهره زمستانی از همین زاویه [/url]
"۱۸:۵۸ ۰۸ تير ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (3) | فرید ثانی (8396)

وضوح عکس خیلی خوب شده افرین
رنگ زمینه هم مناسب و مکمل رنگ سنجاقک هست.
برگی روش نشسته بسته بندی شده ؟
"۱۶:۴۳ ۰۸ تير ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (2) | فرید ثانی (8396)

کار جالبی شده، توی این سایت کارهای مدل و از این دست کارها خیلی کم هست .
حالت مدل سمت راست به نظر من از بقیه بهتر و زیبا هست .
"۲۳:۲۷ ۰۵ تير ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | فرید ثانی (8396)

[quote]شما رو جو این امتیازات کاذب گرفته,[/quote]

بقول رضا گودرزی ،[b] با این تمام این امتیازات حتی یک لنز یو وی تقلبی و دست دوم هم به کسی نداده اند [/b]. اما اگر فکر می کنید بخاطر اینکه امتیاز من زیاد شده نمی تونم تو مجادلات سایت شرکت کنم ، خوب یک اکانت جدید باز می کنم !


ببین من قصد مسخره کردن یا حلوا حلوا کردن کسی یا چیزی رو نداشتم ، پس اصلا فراموشش کن و بقول آرش لذت ببر از عکاسی که بهش علاقه داری.
"۲۳:۲۰ ۰۵ تير ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (1) | فرید ثانی (8396)

دوست عزیز توی اون عکس شهرام نصیر ، قصد ناراحت کردن و رنجش شما یا دیگران و مسخره کردن کسی رو نداشتم اگر اینگونه برداشت کردید ، عذر می خوام !


"۲۳:۱۲ ۰۵ تير ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (2) | فرید ثانی (8396)

انگار گربه توی پس زمینه محو شده .
ادیت و تغییر مد رنگی رو می پسندم ، کادر رو زیاد نه شاید سر گربه سمت راست تر کادر بود بهتر می شد

پ م : گربه اگر میدونست با لنز میلیونی داری ازش عکس میگیری
وقت بیشتری برات میذاشت :)
"۱۵:۵۵ ۰۵ تير ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | فرید ثانی (8396)

توی اینترنت جستجو کردم و یک چیزایی متوجه شدهم ، این فیلتر براحتی توی ایران پیدا میشه؟ چه مارکی خوبه و چند هست؟
(دهنه لنز من 58 هست )
"۱۵:۴۸ ۰۵ تير ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | فرید ثانی (8396)

[quote]ر این شرایط نوری خاص حتما یا باید از فیلتر graduated استفاده کنی [/quote]

ممنونم میشم بیشتر توضیح بدی سینا؟
"۱۴:۵۱ ۰۵ تير ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (3) | فرید ثانی (8396)

با کنتراست بالاو عکس سیاه سفید موافقم و دوست داشتم صندوقها هم که رقبای اون پسرک هستند با پسرک همرنگ بودند

در هر صورت عکس به شدت خوبیست
"۱۴:۴۶ ۰۵ تير ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (1) | فرید ثانی (8396)

خوشرنگ و خوش نور اما کادر باز و برگهای که فلو شدند به سوژه اصلی اسیب میزنه به نظر من .
موفق باشید
"۱۴:۳۶ ۰۵ تير ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (2) | فرید ثانی (8396)

[quote]می مشکل کنترل نور داره که دوسوم کنار کادر از وسط روشن تر ه [/quote]

آیا نورسنجی اتوماتیک بوده؟ شاید همین مساله موقع ثبت فریم وسط باعث شده که تیره تر ثبت بشه .
"۱۴:۳۳ ۰۵ تير ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (2) | فرید ثانی (8396)

از اون عکسهایی هست که نور و شعاعهای تابیده شده از سوی اون به عکس جلا و زیبایی خاصی داده ، شاید کمی گرمتر کردن رنگها مخصوصا باعث میشد جلوه بیشتری روی دیوار گلی داشته باشیم.
"۱۴:۳۱ ۰۵ تير ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (1) | فرید ثانی (8396)

پس زمینه متنوع و بعضی جاها نورانی عکس رو از کیفیت مطلوب دور کرده به نظر من .
موفق باشید
"۱۳:۵۷ ۰۵ تير ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (1) | فرید ثانی (8396)

سلام

فوکوس و عمق میدان عکس مشکل داره ، و برخلاف نظر یاسر من فکر میکنم عمق میدان بیشتر و البته فوکوس دقیق روی مرکز گل کیفیت عکس رو مطلوب می کرد
"۱۳:۵۴ ۰۵ تير ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (2) | فرید ثانی (8396)

بسیار زیبا و دوست داشتنی !یکمی رنگهای گرمتر رو هم تست کنید شاید زیبا تر بشه ، زاویه یا جایی نبود که فشردگی بیشتری از منازل دیده بشه؟
"۱۲:۴۰ ۰۵ تير ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (0) | فرید ثانی (8396)

[quote]این که شما عکاس قابلی هستید شکی نیست[/quote]
شک که نه ! مطمئن باشید نیستم !

[quote]پادشاه شما هستید و شما هستید که خود را گول می زنید.[/quote]
فکر نکنم

[quote]گر اعضا بر فرمایشات شما خرده نمی گیرند شاید به خاطر احترمی است که به شما می گذارند و متاسفانه شما آنرا غلط برداشت کردید.[/quote]

ببینید دوست عزیز ، من حتی شاید بیش از چند مقاله و متن در مورد سبکهای عکاسی نخونده باشم ، بنابراین هیچ ادعایی در رد یا تایید سبکی خاص نمی تونم بدم و اصلا در اون سطح نیستم و حتی نسبت به عکسهایی که خودم می گیرم به دیده شک نگاه می کنم .

اما وقتی می بینم شهرام یک عکس رو برای طنز و از نظر خودش بدون مفهوم ارسال می کنه و چند نفر که در جریان کار او نیستند از درک مفاهیم والای عکس! لذت می برند یاد اون داستان معروف میافتم ، همین :)

[quote]د شما مثل موسی به دین خویش و عیسی به دین خویش را شنیده باشید و امیدوارم آنرا آویزه گوش خود قرار دهی[/quote]

تقریبا یک سالیست که همین کار رو می کنم و نسبت به ارسال های که قادر به درکشون نیستم حتی از نزدیک ترین دوستان واکنشی ندارم :)


راستی شناخت خوب شما نسبت به نظرات و روحیات و فعالیت اعضا ی گالری در مقایسه با فعالیتتون و ارسالهاتون خیلی خوبه ، موفق باشید .





"۰۹:۴۲ ۰۵ تير ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | فرید ثانی (8396)

اسم نویسنده رو درست گفتم؟
"۰۹:۳۵ ۰۵ تير ۱۳۸۷" | مفید (3) | امتیاز (0) | فرید ثانی (8396)

حالا که من نتونستم به شوخی منظور خودم رو برسونم به جدی سعی می کنم بگم :

دو نظر اول عکس رو نگاه کنید ، داستان خیلی از عکسهای مثلا مفهومی که در سایت عرضه میشه همینه ،چیزی به عنوان مفهوم خاص پشتش نیست ( هر عکس یک نگاهی داره انتزاعی ، احساسی و اما نمیشه بهش گفت مفهومی ) اما برخی همینجوری از درک والای مفهوم والای اون عکس ( که نداره ) صحبت می کنند و صاحب اثر هم هم امر بهش مشتبه میشه که واقعا فیلسوفانه عکس گرفته .

حتما داستان هانس کریستین اندرسون رو شنیدید :

[b]دو نفر برای پادشاه شروع به دوخت لباسی می کنند و ادعا می کنند که احمق ها این لباس رو نمی بینند ، بنا بر این همه از روی ترس با وجود اینکه لباسی نمی بینند ، شروع می کنند از لباس تعریف و تمجدید تا احمق قلمداد نشوند ، پادشاه هم لباس رو نمی بینه ( صاحب عکس مثلا مفهومی ) اما تظاهر می کنه که لباس زیبایی پوشیده و در نتیجه لخت در انظار عمومی ظاهر میشه و فقط پسر بچه ای هست که فریاد می کشه مردم پادشاه لخته! [/b]

این داستان به نظر من تمثال خیلی ( نه همه ) از عکسهای مفهومی سایت ما هست ، ببخشید من دیگه توی این بحث زیر این عکس یا جای دیگه شرکت نمی کنم و بحساب سر شلوغی زیاد بگذارید ، اگر هم به کسی برخورد عذر خواهی می کنم ، نظر من ممکنه واقعا و کاملا رد شده باشه !
"۰۱:۰۴ ۰۵ تير ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | فرید ثانی (8396)

ای ساربان آهسته ران کارام جانم می رود
تن آدمی شریف است به جان آدمیت که این لباس زیبا باز آید به کنعان غم مخور !

در رفتن مرغ از تابلو من خود به چشم خویشتن دیدم که مرغت می رود :)
-.-.-.-.-.-.-..-.-.-.-.-.-

آقا شهرام کوتاه بیا دیگه ، شما اینور جوق ، مفهومیا اونور جوق ! منم پاچه هامو میزنم بالا میرم وسط جوق که دعوا نشه !

این 2 تا دوست بالایی قضیه رو جدی گرفتن ظاهرا !



صفحه 3 از 113
صفحه قبلی صفحه بعدی