حمیدرضا پیمان
3759541.jpg

یک عکس برای «موفق» نامیده شدن نیاز به همنشینی سه عنصر دارد.



1- ایده، یا تصویر ذهنی هنرمند عکاس، چیزی که از نظر عکاس یک حقیقت در جریان است و شایستگی این را دارد تا به دیگران بازنمایانده شود.



2-«مصداق عینی ایده» در جهان واقع. منظر، رخداد یا تصویری که بیانگر آن ایده باشد و آن را به شکل عینی برای مخاطب به تصویر بکشد.



3- قرار گرفتن عناصر در شرایط مطلوب بصری، ترکیب بندی مناسب، نور خوب، و قرار گرفتن عکاس در زمان مناسب، در مکان مناسب.



این تعاریف، مصداق لحظه قطعی کارتیه برسون هستند. اما زمانی که ایده، فراتر از یک رخداد قابل لمس در جهان بیرون است، به تصویر کشیدنش نیازمند داستان‌سرایی و همنشین کردن عناصری تصویری در یک قاب است، به گونه‌ای که آن داستان را روایت کنند.



فتومونتاژها، کولاژها و عکاسی صحنه آرایی شده در چنین شرایطی نمود پیدا می‌کنند.



عکس‌ «حمیدرضا پیمان» تلاشی در جهت به تصویر کشیدن رویایی مخوف، اما واقعی است. شکوه و عظمت یک شهر افراشته و حقیقت ویرانی آن در بستر زمانی بس دراز را به دشواری می‌توان در یک قاب واقع نما حکایت کرد. اما بکار گیری عنصر سنبلیک ساعت شنی، که گذر و فروپاشی و ریزش را همزمان تصویر می‌کند، در کنار چشم اندازی غبارآلوده و غروب‌زده از شهر، به خوبی روایت‌گر این واقعیت انکار ناشدنی است.

پرهیز از ورود به دنیای فراواقعی در متن عکس و حفظ واقع گرایی در ظاهر عناصر عکس، ضمن افزایش باورپذیری رخداد، شایسته تامل است.


به آقای «حمیدرضا پیمان» برای این تصویرسازی هوشمندانه شادباش می‌گوییم.



18 مردادماه 92



«مدیر هنری گالری»




نیما مقیمی
DSC_3370-Edit-Edit-Edit.jpg

عکس نیما مقیمی، بعد از مرور شیوه‌های تکنیکی از جمله بکار گیری تم روشن
مایه برای آشنایی زدایی از موضوع، بهره‌گیری از موضوعی که شاید برای مخاطب
ایرانی کمی ناشناخته باشد و تقارن کامل عناصر سازه‌ای، بهانه خوبی است برای
یادآوری برخی از ویژگی‌های هنر مدرن، بی هیچ توضیح و افزونه‌ای:


هنر مدرن، فریاد اعتراضی است مه از خودبیگانگی انسان مدرن را فریاد می‌کند و آن را نمی‌پذیرد.(تئودور آدورنو)


هنر مدرن توانایی برقراری ارتباط با جمع کثیری از مخاطبان، یعنی عوام را نداشته است. (آدورنو)


هنر
مدرن برداشتی جدید از واقعیت است. نکته مرکزی در آن بیان واقعیتی در دنیای
بیرون یا حس و عاطفه و هیجانی در روح هنرمند نیست. هنر مدرن بیانگر نیست.


هنر مدرن مقلد واقعیت نیست.(بر خلاف آنچه از افلاطون در باب هنر سراغ داریم)


هنرمند مدرن چیزی را که می‌‌بیند، تصویر نمی‌کند، بل چیزی را که بدان می‌‌اندیشد به تصویر می‌کشد. (براک، پیکاسو)


هنر مدرن گریز از زبان آشنا و دستیابی به لذت بیگانگی است.


هنر مدرن ارامش مخاطب را بر هم می‌زند و از عاطفه و شور دور می‌شود.


هنرمند
مدرن، خودآگاه است. یعنی اثر خود را در مقام یک منتقد نقد می‌کند و از آن
آگاه است.

(رجوع کنید به «حقیقت و زیبایی، بابک احمدی، درس دوم، مدرنیسم و
مسائل تازه»)


به آقای نیما مقیمی برای انتخاب عکس روز شادباش می‌گوییم.


7 مرداد 1392


«مدیر هنری گالری»



محمد رضا مومنی
248870179.jpg

کویر، بستر بی‌انتهای آفرینش‌ است و جلوه فریبنده آن، نه تنها افسون‌گر نگاه جست و جو گر و زیبابین عکاسان، که دست‌مایه آفرینش‌های ادبی و شاعرانه و غیراز آن نیز بوده است.

پیش از این نیز شاهد جلوه‌گری‌های این افسونگر چشم‌نواز در آثار عکاسان بوده‌ایم. این ارائه تازه از محمدرضا مومنی اما با حذف رنگ و کاهش جلوه رنگ‌های زرد و نارنجی و قرمز در ویرایش سیاه و سفید، به جلوه‌ای متفاوت از بافت و شکل دست یافته است که در نوع خود تامل برانگیز است.

اینجا نشانی از هارمونی همیشگی عکس‌های کویری و تلاش برای انتزاع‌های برهنه نما نیست. اشکال زمخت و ناهمگونی را شاهدیم که گویی در هم می‌لولند و در پیش زمینه به یاری برجستگی‌های در سایه نشسته برای مخاطب خطای دیدی چشم نواز ایجاد می‌کنند.

انتخاب زمان مناسب برای عکاسی را می‌توان از مهم‌ترین مولفه‌های دستیابی به این جلوه زیبا به شمار آورد.


به آقای «محمدرضا مومنی» برای تمام آفرینش‌های چشم‌نوازش شادباش می‌گوییم.

3 مرداد 1392

مدیر هنری گالری


مصطفی نادرپور
IMG_54133.jpg

بیش از هفتاد سال از اولین قطره‌نگاری‌های تاریخ عکاسی بوسیله Harold Eugene Edgerton می‌گذرد و این شیوه عکاسی تکنیکال هنوز هم جذابیت‌های خود را دارا است. گرچه امروزه دشواری‌های ثبت لحظه بسیار کمتر از آنی است که Edgerton با آن دست و پنجه نرم می‌کرد و ابزار عکاسی استروبوسکوپی نیز به هیچ شکل قابل مقایسه با آن روزها نیست، اما حتی تماشای دوباره عکس‌هایی که وی با حباب معروفش در آن روزها خلق کرده است، برای غالب مخاطبان هیجان انگیز و جذاب است.

اگر چه برای ثبت‌های مشابه امروزی واژه ساده‌تر را به کار می‌گیریم اما با وجود تمام ابزارها و امکانات، هنوز عکس‌هایی مانند آنچه در پیش رو داریم، چندان سهل‌الوصول و ودر دسترس نیستند.

آن‌چه قطره‌نگاری‌های مصطفی نادر پور را تامل برانگیز و زیبا می‌کند، خلاقیت و نوآوری ایشان در خلق صحنه‌های بدیع در قطره‌نگاری است. او به ثبت یک اتفاق در کسری از ثانیه قناعت نمی‌کند و موقعیت‌ها، رنگ‌ها، سرعت‌ها و ترکیب‌های مختلف را می‌آزماید تا به نتیجه‌ای مانند آن‌چه پیش رو است دست یابد. نکته قابل تامل دیگر در عکس‌های ایشان، توجه کامل به ترکیب‌بندی، نورپردازی، تعادل و اصول فنی ثبت یک عکس چشم‌نواز است. این ثبت‌های تصویرگرایانه، گرچه دارای مشابهاتی باشند و یا در تکنیک و نوع خود اولین نباشند، اما بواسطه پشتکار و خلاقیتی که به همراه دارند، به لطف تلاشی که در تولید این آثار صرف شده است و به موجب خلاقیتی که تنوع چشم‌نوازشان را موجب شده است، قابل تامل، چشم‌نواز، ارزنده و قابل تحسینند.


به آقای «مصطفی نادرپور» برای این تلاش بی‌پایان و این نتیجه‌های چشم نواز شادباش می‌گوییم.

25 تیرماه 1392

مدیر هنری گالری


یوسف حیدری ترکمانی
vagheiat va haghighat_20130709_0024.jpg

این عکس و چند عکس اخیر «یوسف حیدری ترکمانی» بیان دیداری چالش‌هایی مضمونی و معنایی در باب فلسفه هستی و ارتباط ماهوی میان برخی "چیز"ها است. این عکس‌ها بازنمایی دیگرگونه واقعیت، یا به تعبیری دیگر، بازی عکاسانه با مفاهیم عینی‌اند. نوعی شوخ‌طبعی عکاسانه در به بازی گرفتن ذهن مخاطب. آن‌چه توصیف اتفاق رخ داده در این عکس‌ها را دشوار می‌کند، همان نکته‌ای است که دستمایه خلق این آثار قرار گرفته است.در کنار هم قرار گرفتن مصادیقی عینی که در جهان واقعیت نمودی متفاوت دارند. یا استفاده از تعابیر موازی واژگان دیداری و مفاهیم مختلف برآمده از آن‌ها.





آب و قایق دو واژه دیداری‌اند که هر گاه در کنار هم قرار گیرند، تصویری آشنا در ذهن مخاطب خلق خواهند کرد. اما در عکس پیش رو مصداق تصویری متفاوتی از هر یک از این معانی به کار گرفته شده‌است تا ضمن به بازی گرفتن ذهن مخاطب، درک صحیح او از چیستی چیزها را به چالش بکشد.





این عکس‌ها بازسازی‌های ساده‌ای هستند که دستمایه‌ای جز اندیشه خلاق ندارند. گرچه عکاس می‌کوشد در نگاشته‌های که با عکس همراه می‌کند، وجهی فلسفی و عمیق به این تصاویر ببخشد، اما پذیرش این تعابیر نه چندان صحیح، در قالبی چنین متعالی، ساده‌انگارانه می‌نماید. با این حال، این مساله چیزی از ارزش فراوان این ارائه کم نمی‌کند و بدون تردید این عکس‌ها را می‌توان اتفاقی مبارک در میان ارسال‌های پیشین عکاس به شمار آورد. نکته جالب توجه این‌جا است که که در میان برداشت‌هایی بسیار ساده و حتی ضعیف، گاه به آثاری مانند «رهایی» برمی‌خوریم و پس از آن دوباره عکس‌برداری‌های ساده یا به تعبیری (Snap Shot)ها تکرار می‌شوند که نشان از عدم تمرکز یا عدم شناخت کامل ایشان از رسانه عکاسی و توان نامتناهی آن در بازنمایی درونیات عمیق ذهنی دارد. تمرکز آگاهانه عکاس بر این وجه عکاسی و پرهیز از قدم گذاشتن دوباره در بیراهه می‌تواند موجب خلق آثاری بدیع و ارزشمند باشد.  
تماشای آثار هنرمند خلاق Gilbert
Garcin
در ادامه این راه خالی از لطف نیست.




به آقای «یوسف حیدری ترکمانی» برای این اتفاق مبارک شادباش می‌گوییم.





20 تیرماه 1392




«مدیر هنری گالری»





صفحه 7 از 37
صفحه قبلی صفحه بعدی