RSS تماس درباره ما شناسنامه تبلیغات
سپیده گندمی
482790m2.jpg
تواناییهای بی‌حد و حصر مناسبات هندسی در ایجاد جذابیت‌های بصری بر کسی پوشیده نیست. خطوط، نقوش و روابط هندسی در غالب آثار هنری فراتر از القای زیبایی بصری صرف، گام می‌زنند و در بسیاری از موارد با بهره‌گیری از بیانیه‌های بصری خطوط، اشکال و روابط  حاکم بر آن‌ها در تولید معنا سهیم می‌شوند. در این میان عواملی چون، ریتم، تباین، تعادل و تضاد به عنوان رایج‌ترین روابط موجود، قابل بررسی‌اند.

عکس «سپیده گندمی» نمونه‌ای ساده از بکارگیری همزمان چند ویژگی هندسی در عکاسی است. ریتم بوجود آمده از تکرار عناصر مشابه، بارزترین نمود این ویژگی‌ها است. کانتراست ناشی از اکسپوز صحیح و پروسس مناسب نور، در کنار انتخاب زمان مناسب برای عکاسی، عامل رخ نمودن جلوه‌های گونه‌گونی از رنگدانه‌های خاکستری در سطح عناصر نیمه شفاف تصویر است. تقارن دو نیمه عمودی تصویر که تنها با حضور انسانی در نقطه فشار کادر بر هم می‌خورد نیز به عنوان عاملی  دخیل در معنا، قابل تامل و زیبا است. تضاد موجود در خطوط منحنی، متوازی و ریتمیک سفید همراه با تنوع رنگ، بافت و شفافیت سطوح نیز در کنار مجموعه عوامل هندسی حاکم بر تصویر قابل توجه و بررسی است.

واحدهای مشابه و در عین حال گونه‌گون، در قالب مصداقی ساده برای وحدت و تکثر، تعمیم دهنده حضور مشابه انسانی در بطن سایر چهار دیواری‌های تصویر شده در قابند. از منظری دیگر، گونه‌گونی رنگدانه‌های خاکستری و تفاوت میزان شفافیت سطوح، تفاوت‌های ظاهری، درونی و روحی را برای ساکنین همجنس این واحدهای به ظاهر یکسان، تعریف، تداعی و القا می‌کند.

به خانم «سپیده گندمی» برای انتخاب عکس روز تبریک می‌گوییم.

احسان قنبری فرد

27 اردیبهشت 91




آرش اشکر
838415akkasee.jpg

ماهیت فیزیکی عکس و عکاسی، بر پایه ثبت تصاویر واقعی و مناظری است که روبروی لنز دوربین قرار می‌گیرند و در کنشی فیزیکی، شیمیایی، بر صفحه نقره‌اندود نگاتیو، یا حسگر دیجیتال ثبت می‌شوند. ماهیت هنری آن اما روندی متفاوت را دنبال می‌کند.


هنر، به‌خصوص هنر مدرن، در تلاش است تا ایده‌ها، آرزوها، اندیشه‌ها و درونیات انسان را در قالب مدیا و به شکلی قابل درک، تولید و ارائه کند. وقتی دوربین عکاسی به منزله ابزاری برای ارائه این گونه اهداف مورد استفاده قرار می‌گیرد، یافتن مصادیق استعاری، انتزاعی و مفهومی مورد نظر عکاس، در یک مجموعه همنشست، دشوار و در بسیاری از موارد ناممکن می‌نماید.


عکس‌های ترکیبی و فتومونتاژ غالبا در چنین مواردی به کمک عکاس می‌آید تا او را در همنشست کردن عناصر و علائم نمادین و بهره‌گیری از تئاویل برآمده از این همنشینی یاری کند.


عکس «آرش اشکر» نمونه‌ای موفق از این‌گونه تصویرگری است. تصویری که با گرد هم آوردن چند نشانه و ترسیم فضایی رویاگونه و غیر واقعی، به رویاپردازی رعب آور در باب چیستی انسان و محیط رو به انحطاط زندگی وی می‌پردازد.


فضای فراواقع گرای اثر، به واسطه اتمسفر ناآشنا و وهم آلوده آن در ضمن رخدادهایی غیر معمول مانند به هوا برخواستن صندلی ترسیم شده است. وحشت‌زدگی، با ابهام ایجاد شده در اندام انسانی ، به مخاطب القا می‌شود و گریز هراسان وی از زمینی که با نماد سنگ تعریف می‌شود قابل درک است. این گریز به واسطه فضای غیرقابل زیستی است که برخواستن صندلی، به عنوان نماد ایستایی و نشست انسان، در این اتمسفر رعب‌آلوده و مرگ آور تداعی و القا شده است.

به آقای «آرش اشکر» برای این آفرینش ارزنده تبریک می‌گوییم.


احسان قنبری فرد


18 اردیبهشت 91   



حامد محسنی
pel le kan.jpg
نگرش هدفمند عکاس در نمایش نمایی متفاوت از آنچه غالبا در قالب Cityscape نمایش داده می‌شود، عکس را از یک نمای شهری ساده ممتاز می‌کند و رگه‌هایی از معنا را به متن اثر می‌افزاید.

عکس در پی ایجاد ارتباط معنایی میان دو مقوله همواره همراه و متضاد، مرگ و زندگی است و این هدف را با بهره‌گیری از تشابه ظرف مکانی این دو معنا دنبال می‌کند. ریتم افزایشی منزلگاه‌های پلکانی و آرامگاه‌های موجود در عکس، در دو نیمه متقارن تصویر، روند ایجاد پیشرونده این ظروف مکانی را تداعی و القا می‌کند. محصور شدن دو نیمه معنایی متضاد در دو مثلث همراس و متقارن، ضمن تشدید تضاد معنایی، در ترسیم ارتباطی نیمه گسسته برای هر دو مقوله می‌کوشد. انسجام، هیاهو و مشغله زندگی در نیمه بالایی عکس در اوج خود تعریف شده و در راس مثلث معکوس فوقانی به حداقل می‌رسد. در نیمه پایینی و در متن مثلثی معکوس و متقارن، جریان مخالف زندگی، مرگ، در قالب آرامگاه‌های پراکنده ترسیم و در جریانی متضاد و متقارن، در نیمه پایینی گسترده شده است. انتخاب زاویه دید مناسب، به خوبی عکاس را در برقراری رابطه معنایی مبتنی بر تقارن معکوس اشکال هندسی یاری کرده است.

تعریف تضاد معنایی و بصری عناصر عکس در قالب مثلث‌های دیدگانی معکوس، در کنار نمایش موفق روند تکثیر دو جریان مخالف در عکس موفق و زیبا است. ترکیب استوار بر خطوط قطری و چهار مثلث همراس، ریتم و عمق میدان موجه ایجاد شده در عکس، قابل تامل و شایسته است. گرچه اعوجاج حاصل از عدسی باز و وین‌یت‌های افزوده شده، در روند بررسی اثر، ناموفق و ناکارآمد توصیف می‌شوند.

به آقای «حامد محسنی» برای انتخاب عکس روز تبریک می‌گوییم.

احسان قنبری فرد

15 اردیبهشت 91  




سپیده گندمی
510570044.jpg
اندیشه، برجسته‌ترین عامل آفرینش عکس‌های ارزنده است. کنشی که نشانه‌های بصری را در قالب رهنمودهای تاویلی در مقابل دیدگان مخاطب می‌گسترد و ذهن وی را مرحله به مرحله به سوی تاویل نهایی هدایت می‌کند.


عکس خانم سپیده گندمی نمونه‌ای از تصویرگری اندیشه‌مند است. مجموعه‌ای از نشانه‌های هدفمند که در چینشی آگاهانه در تصویر گنجانده شده‌اند و پرسش‌های برآمده از دال‌های هم‌نشست را در یک توالی موزون پاسخ می‌گویند.


چینش موزون صندلی‌ها در سکوت و سکونی ابدی که بیش از هر چیز غیاب عناصر انسانی را در این میهمانی مسکوت، یادآور می‌شود. افق آرام و یکنواخت عکس در تضاد با پرسپکتیو لایه‌های تحتانی به سر می‌برد.  در لایه میانی صندلی‌های آراسته نقطه گریزی در نیمه راست افق را دنبال می‌کنند و در پیش زمینه، سایه شاخه‌هایی عریان، به نقطه‌ای مخالف چنگ می‌اندازند. آشفتگی آرمیده عکس، ناشی از همین تضاد بصری است که با اختلاف فاحش تیرگی و روشنایی در دو نیمه عمودی عکس، تشدید می‌شود.


شاخه‌ها سایه گستر این کرسی‌های در گرما نشسته نیستند. بلکه مانند دستانی خشک، عریان و مهاجم، به آراستگی صندلی‌هایی که گویی برای هیچ کس، مهیا شده‌اند هجوم می‌برند. معنای عکس، بر پایه عملکرد نامتعارف عناصر آشنا، همراه با غیاب پرسش‌برانگیز انسان‌ها بنا شده است. عکس در نگاهی تطبیقی به آثار Richard Misrach و به صورت خاص به عکس (نهارخوری خارجی) وی پهلو می‌زند.


به خانم «سپیده گندمی» برای انتخاب عکس روز تبریک می‌گوییم.


احسان قنبری فرد


13 اردیبهشت 91





امیر حسین ا
391164aa.jpg
آمیزش خجسته ناتورالیسم عکاسانه و انتزاع هندسی را در بستری از بافت، خط و رنگ شاهدیم. عکاس در این تصویر، در ضمن تلاشی که برای به سخن آوردن عناصر مجرد هندسی و تجسمی دارد، سویه عکاسانه عملکرد خویش را به زیبایی مراعات کرده است. زمینه عکس از هرگونه صورت یا شکل طبیعی پیراسته و پالوده شده است تا در نگرشی صرفا تجریدی، از بیانیه‌های بصری و تمثیلی رنگ برای بیان مفاهیم خود بهره گیرد. در این بیان تمثیلی:



  • درخشندگی زرد خالص و سهم گسترده آن در قاب که کانتراست کمّی آن ‌را توصیف می‌کند، نمادی از روشنایی،  نور و حتی خورشید است. همسایگی رنگ زرد با خطوط لاجورد و زمینه گسترده آبی روشن، شدت درخشندگی و نیز قدرت تمثیلی آن را افزایش داده است.

  • برافروختگی و حرارت قرمز نارنجی، که در بیان تجسمی نمادی از برافروختگی سوزنده شعله و آتش است، به واسطه زمینه مشبک و آمیختگی‌اش با سیاه، به سردی گراییده و در ابعاد کوچک خود گوشه‌گیر و محصور می‌نماید.

  • زمینه گسترده آبی روشن، نمادی از آرامش، بیکرانگی و تمثیلی از آسمان است. آرامش بی‌حد و حصر رنگ آبی در بافت زمینه‌ای متشکل از خطوط افقی و آرام تثبیت شده و نمودی چند باره یافته است.

اتفاق زیبای این عکس اما حضور شاخه‌ها و برگ‌های سبز در صورت و شکلی واقعی است که وفاداری هنرمند را نسبت به مدیای عکاسی نشان می‌دهد و تصویر را از یک انتزاع نقاشانه به آفرینشی عکاسانه بدل می‌سازد. سرخوشی و رهایی این سبزینه شاداب در بستری از آبی بیکران، در جوار نور زندگی بخش خورشید و به دور از برافروختگی سوزنده شعله‌های محصور، قابل لمس، زیبا و خواستنی است. گرچه این تعبیر تمثیلی می‌تواند بسیار فراتر از هدف و نگرش اولیه عکاس باشد.

مطالعه آثار Piet Mondrian، Theo van Doesburg و Fernand Léger در این زمینه خالی از لطف نیست.

 به آقای «امیر حسین ا» برای این آفرینش هنرمندانه تبریک می‌گوییم.

احسان قنبری فرد

8 اردیبهشت 91




صفحه 1 از 23
صفحه بعدی