علیرضا دین محمدی
سلام دوست عزیز،

موضوع را خوب دیده اید و از تنظیمات خوبی با انتخاب تقدم دیافراگم 5.6 بهره برده اید.

اما ترکیب و کادر بندی می تواند به گونه ای مؤثرتر نیز در اختیار شما قرار گیرد.

این قاعده که چشم در حرکت متعارف خود عموما از ناحیه چپ به ثبت وارد و به دنبال نقطه سکونی در سمت راست می گردد، در بسیاری از ترکیب بندی ها می تواند به هدایت مخاطب در پیمایش ثبت و تمرکز بر آنچه مورد نظر شماست کمک کننده باشد.

در این تصویر اگر غنچه ها که ابژه اصلی تصویر هستند، در سمت راست قرار گیرند، محل توجه بیشتری برای نگاه مخاطب خواهند داشت.

نکته دیگر، توجه به تعادل در تصویر است.

یکی از عوامل مؤثر بر احساس تعادل در ثبت زمانی است که خطوط قوی موجود در عکس نسبت به خط فرضی قائم یا افق، وضعیت مشخصی از نظر وزنی داشته باشند، یعنی یا با آنها منطبق شوند که به تعادل کامل میل می کنند و یا از آنها به شکل معنا داری فاصله گیرند که به تناسب زاویه ای که ایجاد می شود تعادل ثبت تغییر ماهیت خواهد داد.

در این عکس شاخه ای که غنچه ها روی آن قرار دارند، خطی مایل است که از حالت قائم و افق فاصله معنا داری دارد. خطی اریب را تشکیل می دهد که هم از انرژی بالای آن بهره می برد و به پویایی ثبت کمک می کند و هم اینکه وضعیت مبهمی را نمایش نمی دهد.

اما ساقه اصلی چنین نیست و با انحراف کمی که از خط فرضی قائم گرفته ، ثبت را به سمت بی تعادلی سوق داده و به ماهیت آرامش بخش عکس آسیب زده است.

این اثر با مشاهده عکس در حالت آیینه ای (جای چپ و راست را با هم عوض کنید) و با کمی اصلاح زاویه چرخش دوربین جهت انطباق با خط قائم به سادگی قابل اصلاح است اما تاثیر آن در موفقیت عکس کم نیست.

از دلایل جذابیت عکس شما، بهره بردن از رنگهای زرد و قرمز در زمینه غالب سبز در اثر بوکه مناسبی است که با دیافراگم گشوده 5.6 و فکوس خوب به آن رسیده اید است که ضمن برجسته سازی مناسب غنچه ها، از همنشینی خوبی میان رنگها برخوردار است.

اگر برگهایی که توسط کادر قطع شده اند نیز کامل تصویر می شدند، مناسب تر بود.

وجود تارهای عنکبوت نه تنها از زیبایی تصویر نکاسته که به اصالت و بکر بودن صحنه تصویر شده کمک کرده است.

همین اثر در برگ زرد آویخته رو به پایین نیز قابل مشاهده است.

به همین دلیل، شاید بی مایه نباشد اگر هویت قاعده گریز ثبت را مبین ماهیت بکری که در طبیعت آن است ببینیم و فارغ از خط و قاعده و نگرانی از نگاهی که عکس ها را گلچین می کند با شما و سهراب در لذت نگاه به آن همراه شویم...


آری ما غنچه یک خوابیم
غنچه خواب ؟ ایا می شکفیم ؟

یک روزی بی جنبش برگ
اینجا ؟

به تماشا چه کسی می اید چه کسی ما را می بوید...

و به بادی پرپر ...؟


و فرودی دیگر ؟ (سهراب سپهری)


--------------------------------
شکوفا و سرسبز باشی


عباد کیانفر
سلام
در دسته بندي معماري ، اثر غالبا از لحاظ تركيب بندي و كادر بندي ( خطوط ، شكل، فرم ،هارموني،حركت ، تقارن و تعادل) مورد توجه قرار ميگيرد. كه در اين ثبت اين المانها را به خوبي ميبينيم. در مورد نور سنجي هم سوختگي يا اور شدن نور را در مناطق پر نور تر نميبينيم.
در ثبتهاي شبانه كه كمبود نور داريم براي جبران اين مهم با افزايش حساسيت سنسور (ايزو 320) به ناچار نويز تصويرمان كمي بالا ميرود كه اين اتفاق طبيعيست.
با توجه به انتخاب مود aperture priority ( اولويت ديافراگم) مقدار ديافراگم انتخابي شما در اگزيف عكس مشخص نبود.
موفق باشيد
علیرضا دین محمدی
سلام دوست عزیز،

ضمن احترام به نظر دوست گرامیمان حامد عزیز، تصور می کنم این نوع نگاه به ثبت به صِرف قرار گرفتن آن در دسته بندی مفهومی، به سبب عدم همراهی فرم با محتوا کمی اغراق آمیز است.

به عبارتی نمی توان نشانگان چنین تعابیری غنی را در ثبت مشاهده کرد مگر آنکه متوسل به خیال نا محدود شد.

آنچه به نظر من می تواند در مورد این ثبت در قالب "مفهومی" منصفانه باشد، نمایش عدم استحکام ابزار است. وگرنه حتی ویژگی خاصی در گردو نیز مشاهده نمی شود که آن را از گردوهای دیگر متمایز و مقاوم تر نشان دهد.

شاید با کمی اغماض بتوان کنایه ای از کالاهای بی کیفیت در بازار را به ثبت نسبت داد.

کادر مناسب انتخاب شده و از انرژی خطوط قطری بهره مناسبی برده اید اما نور - به ویژه در قالب یک ثبت مفهومی - نیاز به بازنگری دارد.

سرافراز باشی


فهیمه درودی
یک نگاه هوشیار چیزهایی را می یابد که همگان در تکرار ، آن ها را از دست داده اند
حرکت های مکرر دوار در ترتیب ها ، ترکیب ها ، فرم ها و منطق های گوناگون ، بافت محکم و گیرایی باقی گذاشته اند که به شکل متفاوتی انتزاع را در قاب بیدار می کند
درود و سپاس
سعید سلطانیان
این نگرشِ خوبِ شما کاش با ویرایشی مناسب همراه بود. چیزی که به نظرم در درجه ی اول ثبت بدان محتاج است حذف رنگ است.
آندریاس فی نینگر - تکنیک عکاسی - ص 41 :
"اگر رنگ مهم ترین خصوصیت سوژه نباشد ، گرفتنِ عکسِ سیاه و سفید بیشتر به صلاح است. چون در این صورت عکاس کنترل بیشتری روی عکس دارد. کیفیتِ نیمه انتزاعی بودن ، سیاه و سفید بودن زمانی که صحیحا" به کار گرفته شود ، تأثیر گرافیکیِ تکان دهنده ای به وجود می آورد. در صورتی که نور و فرم و فضا در درجه ی اول اهمیت قرار داشته باشد ، عکس سیاه و سفید معمولا" بر عکس رنگی برتری دارد؛ چون رنگ عکس کیفیات فوق را مختنق و خفه می کند."
صفحه 10 از 49
صفحه قبلی صفحه بعدی