گالری تصاویر "هادی دهقان‌پور"

         
عکس
نام :   خُسروان (امتیاز : 115)
عکاس :   هادی دهقان‌پور (امتیاز : 9761)
نوع دوربین :   Canon
مدل دوربین :   Canon EOS 450D
نوع لنز :   Canon
مدل لنز :   Canon EF-S 18-55mm f/3.5-5.6 IS
فیلتر :   UV
دیافراگم :   F5.6
سنسور :   12 MP
شاتر :   1/30 ثانیه
ایزو :   800
نظرات :   90
بازدیدها :   5840
تاریخ ارسال :   ۱۴ دى ۱۳۸۸
علاقه‌مندی‌ها :   17
دسته‌بندی کاربر :   زیر گُنبد کبود
دسته‌بندی سايت :   سیاه و سفید
توضیحات عکاس
حال که به «خود» می‌نگرم، جایی برای تأیید صلاحیت دیروز دیگران و انکار امروزشان نمی‌بینم. پس تکلیف صلاحیت من چه؟!

"۱۷:۵۰ ۱۴ دى ۱۳۸۸" | مفید (3) | امتیاز (3) | مسعود بیرامی (359)

3+: عكس از لحاظ تكنیک و موضوع بدون اشكال است. (عکس خلاقانه، جدید، و دارای اجرایی با کیفیت و قدرتمند است. از لحاظ تکنیک و موضوع عالی است.)
"۲۰:۰۰ ۱۴ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | سید علی حاجی محمدی (27)

عكس از لحاظ تكنیک و موضوع بدون اشكال است. (عکس خلاقانه، جدید، و دارای اجرایی با کیفیت و قدرتمند است. از لحاظ تکنیک و موضوع عالی است.)


بسیار عالی
موفق باشید
"۲۰:۱۷ ۱۴ دى ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (3) | نیما حیدری نژاد (1121)

هادی عزیز
سلام
واقا زیبا به تصویر میکشی
و پشت هر ثبتت دنیایی از تفکر قرار داره ای کاش منم مثل شاهین غفاری میتونستم بنویسم اون چیزی رو که در این عکس میبینم
واقا عالیه
خواهشن اینارو تو وایکسم بذار تا اونجا هم بتونیم بهت افتخار کنیم
3+ اگر محروم نشم

"۲۰:۱۷ ۱۴ دى ۱۳۸۸" | مفید (3) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

نمی‌تونم تحمل کنم. ناخودآگاه گونه‌ام مرطوب می‌شه و لب‌هام قفل. صدام درنمیاد ولی... دست به‌کار می‌شم. بشالم؛ همون پیره‌مرد مهربون که علی‌رغم سن پنجاه و اندی‌اش از صبح تا غروب تلاش می‌کنه و جنب‌وجوش داره رو می‌بینم و دعوتش می‌کنم به همراهی. پیره‌مرد مثل همیشه با لبخندی دل‌نشین و بدون کلامی، دعوتم رو لبیک می‌گه. پارچه‌ی مشکی پهن می‌شه. پیره‌مرد با حوصله به حرفام گوش می‌کنه و طبق اونا موضع می‌گیره. 5 دقیقه بعد، پیره‌مرد در حالی‌که جوراب‌های ضخیمش رو به‌پا می‌کنه، زیرلب می‌گه: استغفرالله! پشت به قبله سجده کردم! لبخندی می‌زنم و می‌گم: مهم اینه که همراهی شدی واسه یه درددل. خدا نیت بنده‌هاش رو بهتر می‌دونه. پیره‌مرد، باز هم به من و دوربینم نگاه می‌کنه و این‌بار با قاطعیت می‌گه: مدیونی اگه یه نسخه‌شو به من ندی! دوستان، از صدای خنده‌ی ما تعجب می‌کنن و خیره، به پارچه‌ی سیاه و چهارپایه‌ای که روش ایستادم نگاه می‌کنن...
"۲۰:۲۵ ۱۴ دى ۱۳۸۸" | مفید (3) | امتیاز (2) | میشـــا افشـــار (1595)

هیچ وقت به خدا نگو یه مشکل بزرگ دارم

به مشکل بگو من یه خدای بزرگ دارم . . .

سلام
راستش اول تعجب کردم چرا حالت پیره مرد اینطوریه.بعد متوجه شدم در حال نماز خوندنه (سجده) شما از بالا عکس گرفتید.
کار خلاقانه خوبی شده ولی با استعدادی که شما دارین احساس میکنم میتونست بهتر هم بشه.بک مشکی مقداری روی کار تاثیر منفی گذاشته یه طوری سوژه رو به خودش کشیده و حالت سوژه رو به هم زده.

"۲۰:۲۵ ۱۴ دى ۱۳۸۸" | مفید (4) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

بک مشکی
سوژه رو به خودش کشیده
دقیقاً به هدفم اشاره نمودید. سوژه‌ی انسانی عکس داره توی سیاهی غرق می‌شه. خضاب سفیدی دیگر کارساز نیست!
"۲۱:۳۵ ۱۴ دى ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (3) | امید امیدواری (1727)

از قدیم گفتن آدمهایی که تلاش می کنند و پشتکار خوبی دارند با شانس هم مواجه می شوند ، این پیرمرد این سطل رنگ این زمینه مناسب را از کجا پیدا کردی (شوخی)

ممنون برای اشتراک تفکراتت...
با احترام...

"۲۱:۳۵ ۱۴ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

شاید باورتون نشه، ولی تقریباً هر روز این پیره‌مرد رو می‌دیدم و به‌فکر فرو می‌رفتم. حتی چند بار با فیگورهای مختلف ازشون عکاسی کردم ولی راضی‌کننده نبود تا این‌که امروز نتیجه‌ی بهتری گرفتم.
"۲۲:۱۳ ۱۴ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (1) | احمد اعتدادی (67)

نمیدونم ولی اگه سفیدی تو سیاهی غرق میشد چطور میشد منظورم اینه ضمینه سفید بود رنگ و لباس نقاش مشکی (ینعی سیاهی داه واسه پاکی و سفید بختی سجده میکنه)
اما عکستون رو دوست دارم ای کاش میشد کاری کرد که تسبیح معلوم تر میشد چون به سختی میشه حدس رد که سوزه مشغول ستایش خداست من که کلی چشامو زوم کردم که دونه های تسبیح رو ببینم اما همچنان واسه عکستون احترام خاص قایل هستم
با تشکر
"۲۲:۱۵ ۱۴ دى ۱۳۸۸" | مفید (3) | امتیاز (3) | محمد جواد شفیعیان (9750)

با سلام خدمت هادی عزیز
برخلاف بنده به نظر دوستان شما ثبت خلاقانه ای اشتید
انگار نقاش بر روی چادر سیاه شب سجده کرده
سطل رنگ هم نقش ماه آسمان عبادت نقاش است
لذت بردم
با آرزوی بهترینها برای شما
+3






"۲۲:۱۵ ۱۴ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

سطل رنگ
ماه آسمان
تعبیری بود که ناخودآگاه برای من هم تداعی شد!
ممنون دوست عزیز
"۲۲:۲۱ ۱۴ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | رضا محکم (1893)

سلام
شاتی که اول دیده شده و سپس اجرا با توضیح خوبتون مفهوم گیراست و باعث می شه که نگاه به سختی از این شات عبور کنه
با توانایی که در شما سراغ دارم احساسم می گه که اجرا می تونست قوی تر باشه من با توضیح شما تونستم که فرو رفتگی در سیاهی را درک کنم ولی در نگاه اول حس کردم که اشکال در ادیت یا اجراست به نظر من می تونست آن قسمت از نگاه شما جزء در دل شات مستتر باشه و قضاوت رو می گذاشتیم به عهده بیننده

با احترام فراوان
رضا

"۲۲:۲۱ ۱۴ دى ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

گاهی به این می‌اندیشم که هضم افکار ناپخته‌ام برای این محیط، قدری سخت است و تحمل‌شان، نشان‌دهنده‌ی بزرگواری دوستان. در هر صورت، ممنون از حضورتون

"۲۲:۲۱ ۱۴ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | رضا محکم (1893)

احساس می کنم که نوع نگاهم به این شات شما را آزرده کرد که این ناخواسته بود چون من با کمال صداقت بینش و ادرک خود را از این شات توصیف کردم و دوس دارم که اگر این نگاه صادقانه با افکار شما در تناقض هست شما هم بزرگواری کنید و به من یاداوری کنید چون تنها هدف من از حظور در بین شما دوستان خوبم بیشتر دانستن و از شما یاد گرفتن هست منتظر ارسال های بعدی شما دوست عزیز هستم تا بیشتر یاد بگیرم
در ضمن شات آخرم منتظر نگاه هوشمند شماست

خلاق باشید و شاد

"۲۲:۲۱ ۱۴ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

رضای عزیز! در این فضای مجازی، سهم زیادی از تجربه‌ای که کسب کرده‌ام را مرهون رهنمودها و راهکارهای خوب دوستانی همچون شما هستم. اینجا آمده‌ایم تا فرا بگیریم و به‌اشتراک بگذاریم، هر آن‌چه را که آموخته‌ایم، درس عکاسی و مهم‌تر از آن، «درس زندگی». باز هم متشکرم از نظر صادقانه‌ات.
"۲۲:۵۲ ۱۴ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | علیرضا روشن (275)

جناب دهقان پور عزیز
عکس بسیار زیبایی شده و هم از نظر موضوع، هم از نظر ترکیب بندی و هم از نظر ادیت، بسیار پخته و کامل عمل شده.
واقعا لذت بردم. ممنون.
"۲۳:۰۴ ۱۴ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | محمدامین صاحب پور (3160)

سلام به هادی عزیز :
چه کردی....؟ مثلث مفهوم موجود در عکست بسیار دوست داشتنی شده . زاویه بالا!! چیزیه که من 1 ماهی هست شدیدا در گیرشم و احساس میکنم بهترین تایج توی چنینی ثبتهایی خواهد بود .....
احسنت هادی جان.حیف که وسط امتحاناتم وگر نه اگه حوصله نوشتنم می امد کلی حرف داشتم برای این عکس....
آفرین
سپاس
+3 گوارای وجودت
"۰۰:۵۴ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | مهناز رضايي (45)

سلام
ثبت زيبايي انجام داديد بدون عيب و نقص اميدوارم از راهنمايي شما بهره مند شوم .
موفق باشيد .
"۰۱:۲۵ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | گل مریم یزدانی نژاد (800)

سلام
بعد از یه مدتی به سایت عکاسی اومدم.
چه موقع خوبی.....
چه عکس مفهومی و زیبایی...
می‌گه: مدیونی اگه یه نسخه‌شو به من ندی!!!
نمی‌تونم تحمل کنم. ناخودآگاه گونه‌ام مرطوب می‌شه

نم دونم دید من ایراد دارد یا مانیتور ولی کمی کنترل نور...
موفق باشید.
+2

"۰۱:۲۵ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | گل مریم یزدانی نژاد (800)

"۰۱:۳۹ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | علیرضا یونسی (180)

سلام آقای دهقان پور عزیز
با اینکه الان ساعت نزدیک به 2نیمه شبه ومن هم حسابی خوابم میاد وحوصله تایپ کردن رو نداشتم
ولی هر چه با خودم کلنجار رفتم نتونستم با خودم کنار بیام که کامنت نذارم....
تو یک کلام
حرف نداره...
3+
"۰۵:۰۴ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (3) | امتیاز (2) | محمد صفرپور/ نوروز (1792)

سلام خدمت استاد دهقان پور عزيز

ثبت زيبايي انجام داديد با اجرايي بسيار قوي ومفهومي

مثل ثبت هاي قبلي جالب

م
ح
م
د
"۰۷:۳۵ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

از همه‌ی دوستان عزیز، صمیمانه تشکر می‌کنم. در پناه حق...
"۰۷:۴۱ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (0) | مرتضی صفرپور (284)

سلام آقاي دهقانپور عزيز

اي كاش كلاه سر سوژه نبود با كلاه اين حس القا ميشه كه سوژه ژست گرفته چون وقت نماز بايد پيشاني به مهر برسه كه با كلاه اين امر در نظر بيننده بعيد به نظار ميرسه نكته ديگه اين كه با وجود تيرگي رنگها زمختي دست وپاي سوژه به خوبي احساس ميشه واين فضاي خالي كه بين كفشها وسطل رنگ ايجاد شده باعث برجستگي سوژه در سمت چپ ميشه .بازهم ميگم اين فقط نظر شخصي منه كه سواد عكاسي ندارم.

با احترام 2+

محروم از امتياز

"۰۷:۴۱ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

مرتضی عزیز! ممنونم از تفسیر و نگاه خوبت. در مورد کلاه پیره‌مرد بایستی عرض کنم، ایشون همیشه با همین کلاه به سجده می‌ره و نماز می‌خونه، چون براش مزاحمتی ایجاد نمی‌کنه و پیشانی‌اش، مُهر رو لمس می‌کنه. موفق باشی دوست عزیز
"۰۷:۵۲ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | عزیز عباسی (10130)

سلام______________
طبق معمول ایده عالی ... و کارگردانی هم ...
فکر میکنم محل قرار گرفتن دوربین بهتر از این میتونست باشه ... پایین تنه نامناسب و کوتاه تر بنظر میاد ..
موفق تر باشی ..
عزیز

"۰۷:۵۲ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

در مورد پایین‌تنه، شاید تیرگی، موردی رو که فرمودید تشدید کرده. ممنون از دقت‌نظرتون
"۰۸:۰۵ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (2) | ارشیا کمانگیر (-353)

سلام .
این پرسش و پرسشهای اینچنینی از عدم آگاهی است .
در همه حال ملاک حال افراد است نه گذشته .
ضرب المثل ایرانی :(داشتم داشتم حساب نیست دارم دارم حسابه)
چه بسیار حر ها و مجید سوزوکی ها که حالشان تغییر کرد و خدایی شدند و چه بسیار .... !
سخن آخر : باید در شناخت حق کوشش کنیم نه صاحبان حق .
+2 برای نکات فنی و گرافیکی تصویر

"۰۸:۰۵ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

ملاک حال افراد است
سوال اینجاست که صلاحیت من داور را چه‌کسی تأیید نموده!
"۰۸:۱۸ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (3) | امتیاز (0) | ارشیا کمانگیر (-353)

اما نکته ای در نظرات شما و برخی دوستان دیدم که لازم است با زبان الکنم پی نوشت کنم :
هیچگاه نور و سفیدی در سیاهی غرق نمیشود .
شب اگر میآید نشان از نابودی خورشید نیست .
من اگر پرده زخیم مخملی اتاقم را بکشم و در روز در تاریکی بسر ببرم ؛ نمیتواند انکار روز باشد .
باید آنقدر به نور نزدیک شد که مانند پروانه سوخت .

"۰۸:۱۸ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

غافلگیرم نمودید!
به‌جا و سنجیده!
...اگر خدا بخواهد...
"۰۸:۲۹ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | ارشیا کمانگیر (-353)

اولا" : بسیار دوست دارم مباحثه نمایم ولی ایجا سایت عکاسی است .
ثانیا" : توصیه میکنم اگر خود به پاسخ نمیتوانید دست یابید با مطالعه دقیق ویا طرح سوال از مکان خودش تحقیق فرمایید و تا به جواب نرسیدید رها نکنید .
در غیر اینصورت سوالهای بسیاری هست که انسان در هر سطحی از دانش با آن برخورد میکند و میتواند موجب زلزله یزرگ روحی برای خودش و اطرافیانش گردد .
اگر پایه های اعتقادی ما از ابتدا ضد زلزله ساخته نشود با کوچکترین لرزشی خواهد ریخت .
موفق باشید . این حقیر را ببخشایید اگر شما را آزردم.محتاج دعا

"۰۸:۲۹ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

ممنونم جناب اشتری
به نکات خوبی اشاره فرمودید و بنده نیز نظرتان را تأیید نمودم.
h_dehghanpoor@yahoo
"۰۹:۲۳ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (8) | امتیاز (3) | پروانه پاری (3229)

شجریان تصنیفی قدیمی خونده با دیدن عکس شما ناخود اگاه یاد این تصنیف افتادم:
به کدام مذهب است به کدام مکتب است که کشند عاشقی را که کشند عاشقی را که تو عاشقم چرایی ............
---------------------------------
دلم میخواست دست به قلم موی سطل رنگ میبردم و با بی غمی کودکانه و به همه جا رنگ سفید میزدم و خودم. بعد مینشستم و قهقهه میزدم .وای چه حس خوبی .
کفش های مرد رو میدزدیدم و فرار میکردم.
حواسشو برای این نوع عبادت با کلاه و تسبیح و متعلقات زمینی پرت تر میکردم و میخندیدم.
من سفیدی میخواهم من نور میخواهم .من اهریمن سیاهی را دوست ندارم. اره بهترین کار همونه که گفتم قلم مو و........ یه دنیای پر از رنگهای قشنگ پر از ایمان /پر از عشق به خود و انسان/.
-------------------------------
یه جمله ایی در قلب من از کتاب کلیدر محمود دولت ابادی نقش بسته و همیشه کمکم میکنه:زمان بهترین مرهم زخم هاست
برقرار و شاد باشید.
ممنون از این اشتراک های زیبا و عمیق شما

"۰۹:۲۳ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (3) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

گاهی اوقات خداوند به انسان نعمت‌هایی می‌دهد که کم‌تر قدرش را می‌داند. دوستان خوب، با نگرش‌های مختلف و با حس‌های متفاوت و قشنگ‌شون، یکی از همین موهبت‌ها هستند برای حقیر.
"۰۹:۴۸ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | امیر عبدل پناه (4500)

با سلام ...

به نظر من همه اجزاء سر جای خودشون قرار دارند. فقط پس زمینه مشکی یه مقدار اذیت می کنه.

در کل کار گیرایی است.

شاد باشید و شاد کنید ...
"۱۰:۳۱ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (4) | امتیاز (2) | محمد رضا گودرزی (3885)

سلام
چيدمان نسبتا خوبي دارد.
كمي بيش از حد منظم است مخصوصا در مورد كفشها كه با وجود حضور قدرتمندشان اما اندكي اغراق آميز قرار گرفته اند.(نظر شخصي)

حضور تسبيح زائد است و ...

سطل رنگ مانند نشانه روشني است در اين شب ظلمت

موفق باشي

"۱۰:۳۱ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

رضای عزیز! خوشحالم از حضورت و ممنون از راهنمایی‌ات
"۱۱:۲۰ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | تارا مصباحی‌نیا (439)

سلاااااام
اینجا نمیشه خیلی جیغ زد.D:
ایده طبق معمول عالی.سیاهی کار رو خیلی دوست دارم.سوژه رو کاملا در خودش فرو برده.چیزی که توی عکس برام خیلی دوست داشتنیه سطل رنگه.با نظر آقای گودرزی هم موافقم.کمی چیدمان عکس زیادی منظمه و حضور تسبیح در عکس اضافه به نظر میاد.
چاکر داش هادی
خوش بیذره
زت زیادD:
"۱۲:۰۷ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | ناصر گل نظری (1628)

عالیه یه کار متفاوت دیگه و پر از حس انسانی و نوع دسته بندی هوشمندانه و خلاقانه که کار رو زیبا و تاثیر گذار کرده .ممنون
"۱۳:۰۴ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (3) | محمدعلي سلیم لوئی (2401)

سلام هادی عزیز و دوست داشتنی

چه المانهایی,چه فضای ساده و مملو از حس...
زیر گنبد کبود...

حرف نداری بخدا
+5
(:

"۱۳:۰۴ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

به! ببین کی اینجاست؟ محمد باصفای خودمون! ممنون دوست عزیزم
"۱۳:۱۲ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (3) | سعید ترابی گودرزی (347)

سلام جناب دهقانپور عزیز
اثری که ذهن رو درگیر کنه موفقه،مثل همین ثبت شما.
از دیدن عکس من دو برداشت مختلف داشتم:
1- فریب:کسی که در سیاهی غوطه ور ست اما با تزویر و رنگ وریا خود را خوب جلوه میدهد و ...
2-مبارزه:کسی که مهیای از بین بردن سیاهی ست ...

اما ...
حضور سه عنصر اساسی که با نظم خاصی چیده شده اند مخصوصا کفشها و همراستایی جهت آن با شخص ، زاویه برداشت که از پشت و همسو با سوژه است نشانه هدفی خاص است که قرار گرفتن رنگ سفید جلو تر از بقیه عناصر من رو به مفهوم دوم رسوند .
موفق و پیروز باشید
"۱۳:۱۴ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (3) | امتیاز (3) | شاهین غفاری (2714)

آخرين نيايش
انگار اين واپسين نيايش است . انگار كفش هايش را جفت كرده آماده رفتن و رنگ آميزي تيرگي است....
دانه هاي تسبيح و سجودي و دعايي به درگاه احديت و سطل رنگ سفيدي كه مي خواهد با آن به جنگ سياهي برود و دنيايش را با آن سفيد كند....
...
نماز شام غریبان چو گریه آغازم
به مویه​های غریبانه قصه پردازم
به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار
که از جهان ره و رسم سفر براندازم
....
عكس از لحاظ تكنیک و موضوع بدون اشكال است. (عکس خلاقانه، جدید، و دارای اجرایی با کیفیت و قدرتمند است. از لحاظ تکنیک و موضوع عالی است.)
2+: عكس با كیفیت است ولی بهتر هم می توانست باشد. ـ مشکلات اندکی از لحاظ تکنیک یا موضوع دارد.
موفق باشي
"۱۳:۲۰ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

از امیر، ناصر، ترابی، شاهین و خانم مصباحی‌نیای عزیز بابت حضور و اظهار لطف‌شان متشکرم.
"۱۳:۲۰ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | رضا وهمی (8851)

سلام هادی جان
به نظر بنده یکی از ضعیفترینها .
چون احساس میکنم فقط به بخشی از خواسته های درونی ات توجه میکنی و بخش دیگر تفکر و خلاقیتت را ( که به عقیده بنده شخصیت واقعی هادی دهقان ÷ور را ساخته است ) خشکانده ای .هادی جان . درون مرزی کار نکن . برون مرزی کار کن اخوی .
من خسته ام .... تو چطور ؟

فارغ از هر مسئله ای میگویم که دلم برای ان عکسهای صاف و ساده ات تنگ است . حالا که اینهمه عقب ماندگی داریم و این همه مشکل ، حداقل خودمان دیگر جلوی رشد و پیشرفتمان را نگیریم .
این نیز بگذرد ..... برو به استقبال اینده ی روشن .
جسارت مرا ببخش . دوستت دارم . اگر چه تو مرا دوست نداشته باشی :)
موفق و سلامت باشی .
"۱۳:۵۶ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | محمدرضا منفرد (1665)

با سلام
عكس از لحاظ تكنیک و موضوع بدون اشكال است. (عکس خلاقانه، جدید، و دارای اجرایی با کیفیت و قدرتمند است. از لحاظ تکنیک و موضوع عالی است.)
موفق باشید
"۱۴:۱۱ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | سامان ناجیون (256)

سلام جناب دهقانپور عزيز
ثبت بسيار گيرايي شده ... از لحاظ فني تا اونجايي كه سواد ناقص بنده ياري مي كند همه چيز خوب و بجاست ...
البته من كي باشم كه در مورد ثبت هاي استادانه ي شما نظر بدم ولي جسارتا كارهاي قبلي شما را بيشتر دوست داشتم ...
شاد و سلامت باشيد ...
"۱۴:۵۳ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (2) | حمید سبحانی (902)

بسم از هوا گرفتن که پری نماندو بالی...

سلام جناب هادی خان عزیز

هر کسی از ظن خود یار این تصویر میشه

و من هم این تصویر رو دوست دارم

اما:
دقیقاً به هدفم اشاره نمودید. سوژه‌ی انسانی عکس داره توی سیاهی غرق می‌شه. خضاب سفیدی دیگر کارساز نیست!

با کلیت این موضوع موافقم که این اتفاق رخ میده برای بعضی انسانها

اما انسان در این تصویر(پیرمرد.رنجدیده. کارگر. کسی که تونسته تورو منقلب کنه...) اون جنسی نیست که بخواد در سیاهی غرق شه

نظر شخصی من بود ببخشید

با احترام سبحانی
"۱۴:۵۳ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | نیروان فدایی مقدم (107)

چقدر زیبا . صریح و نکته بینانه
واقعا از دیدن عکس مینیمال و پر معناتون لذت بردم.
موفق و سرفراز باشید .
"۱۵:۰۸ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | احمد خیراله نژاد (1837)

سلام و خسته نباشید
این نوع ایده ها برام َآشناست دوست دارم از این که این کارارو می بینم لذت میبرم در کادر بندی خوب عمل کردین هادی جان ولی در قسمت پایین پا قدری احساس کوچکی تناسب نرمال می کنم
ولی این هیچ از قدرت درک و استعدادی بی پایان شما کم نمی کند مثل این که بر روی محمد رضا هم تاثیر گذاشته ای ...
منتظر حضور بیشترت در سایت هستم
"۱۵:۱۸ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (0) | پروانه پاری (3229)

شاگردی راستین باش و بخت و اقبال را دریاب .
در مرز مخاطره زندگی کن و بر طناب بند بازی ، جست و خیز.
اگر افتادی ، از بادی که بر صورت خندانت میخورد لدت ببر.

(از پل مارتین لستر)
"۱۶:۴۵ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | منوچهر بهمنی (3156)

سلام دوست عزيز آقاي دهقان پور
ثبت فوق العادست/تركيب بندي و زاويه ديدعاليست/مثل هميشه كاري تاثيرگذار و تامل برانگيز/
هميشه شاد و خندان باشي.
3+
"۱۷:۴۸ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (3) | هــــ انـــ یـــــ ه شکیبا (1066)

سلام
برای شروع میرم سراغ دسته بندی، سیاه و سفید...یادمه جایی چیزی شبیه این شنیدم که انسان هنوز قادر نیست عکس رنگی رو درک کنه، البیته فهمیدن این جمله برای خود من سخته، اما اینو می دونم که گاهی عکسی که میگیرم سیاه و سفیدش گویا تر میشه و رنگیش یکجورایی گنگه، شاید این عکس شما هم در همین قالب سیاه و سفیدش مفهوم پیدا می کنه، روشنایی و تاریکی...

راستش اول که عکستون رو دیدم وا موندم یک جورایی جوّش منو گرفت! نظر ها رو نگاهی کردم و با دیدن این جمله جا خوردم: دقیقاً به هدفم اشاره نمودید. سوژه‌ی انسانی عکس داره توی سیاهی غرق می‌شه. خضاب سفیدی دیگر کارساز نیست! البته نه قسمت اولش، از قسمت دومش! بخش اول قسمتی از عکسه اما قسمت بعدی حرفتون فقط برداشت شماست، جسارت منو ببخشید...

اجازه بدید این رو اضافه کنم که به نظر من درسته که سبک عکس و فضا متعلق به شماست اما از روی توضیحاتتون برداشت دیگری رو دارم، اینکه شما بار ها از اونجا رد شدید و تلاش پیرمرد رو دیدید، نماز خوندنش رو دیدید، یک جورایی چیزی در فکرتون رشد کرده، تلفیقی از حس پیرمرد و ضمیر ناخود آگاه خودتون! برای همین من اعتقاد دارم که چیز های دیگری بغیر از یک حس لحظه ای از شما یا ناراحتی شما در ایجاد سناریو عکس دخیل بوده، شاید مثلا سال دیگه برداشتتون از عکس متفاوت باشه!
یعنی همون طور که آقای سبحانی گفتن آدما به با اقتضای حالشون برداشت متفاوتی دارند از این عکس، شاید سهم پیرمرد بیشتر از اون چیزیه که فکر می کنین!

اما من ضمیر عکس رو پاک و سفید می بینم، هرچند سهم سیاهی زیاده، اگر سیاهی ها نباشه سفیدی ها خودشون رو نشون نمی دن...اون لکه های سفید روی لباسش همون نقاط سفیدی ای که همه آدما دارن، چقدر هم خوب خود نمایی می کنه، یک شاتِ از بالا، انگار خدا داره نگاش می کنه،یکی هست که همیشه می بینش، حس آرامش میده، حالت سجده که نزدیک ترین حالت انسان به خداست، اون سطل سفید اون بالا، فکر می کنم یکی از اونجا رد مبشه و پاش بهش میخوره، حتی اتفاقی! اونوقت همه چیز عوض میشه... بودن کفش ها رو یکجور پشت پا زدن به یک مصداق دنیایی می بینم، همین که از روی ادب سجده به پاهاش نبست(منظور بیان این مطلبه)

تنها ایرادی که در عکس میبینم که البته در فضای ایجاد شده کمی حل شده اما بازم خود نمایی می کنه،تصنعی بودن فضاست، مثلا نزدیک بودن بیشتر پاها به هم رو پیشنهاد می کنم، قرار نداشتن تسبیح دور دست سوژه، جای کفش ها رو خیلی قوی نمی بینم، شاید اگر از یک ارتفاع بلند تر به شرط حیات! عکس مینداختین بهتر میشد


شرمنده که طولانی شد...

به دست خدایت که باز است و کریم..شک نکن و اعتماد کن به گوش هایی که همیشه صدایت را می شنوند و چشم هایی که لحظه لحظه هایت را نگاه می کنند

موفق باشید+3

"۱۷:۴۸ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

حوصله کردن، فکر کردن و از همه‌ مهم‌تر ارزشی که برای عکسی این‌چنین خشک و زمخت و بدون جذابیت‌های بصری، کاری‌ست که شما انجام دادید و از این بابت از شما تشکر می‌کنم.
چند نکته به ذهن حقیر می‌رسه. مورد اول این‌که داستان زندگی پیره‌مرد قصه‌ی ما، هیچ ربطی به داستان عکس نداره. کما این‌که ماهیت وجودی ایشون، هرچند جثه‌ی نحیفی دارند، ولی بسیار روشن‌تر و ظاهر آراسته‌ای نیز دارند. پیره‌مرد، یاری شد برای بیان داستانی که هفته‌ای است با آن در جدالم. داستان پیره‌مرد، بهانه‌ای شد تا عکس و خصوصیات عنصر انسانی را شرح دهم و بیننده‌ی عزیزم را در جریان ماجرا و طریقه‌ی ثبت و تغییرات آن قرار دهم. علت استفاده‌ام از انسانی با چنین خصوصیات، بیان این امر بود که بعد از این‌همه سال، بی‌خبرم از این امر که: هنوز بر زمینی که سیاه است، مشغول دعایم و هنوز باطن سیاهم را در پس معرفت (سفیدی) مصنوع، پنهان نموده‌ام. کفش‌هایم همیشه جفت و آماده‌ی حرکت!
و امام مورد دوم درخصوص حالت سوژه و نوع چیدمان، کاملاً به‌جا و موشکافانه فرمودید. کمااین‌که به فکرم رسید دوباره و با کیفیتی بهتر اجرا کنم.
موفق و سربلند باشید

"۱۷:۴۸ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | هــــ انـــ یـــــ ه شکیبا (1066)

این‌چنین خشک و زمخت و بدون جذابیت‌های بصری، اغراق...
البته پیرمرد تاثیرش را گذاشته است....
کفش‌هایم همیشه جفت و آماده‌ی حرکت! نمی دونم درست میگم یا نه، اما قرار دادن کفش ها زیر پای سوژه بیان کننده آماده شدن سوژه برای عبادت و شاید یکجوری نماد پشت پا زدن به مادیات باشد، حتی اینکه کفش از سوژه فاصله دارد، یک نوع بی اهمیتی سوژه را به کفش می رساند، به نظرم در رساندن این مفهوم باید بیشتر رویش کار کنید، شاید جلو قرار دادن کفش بتونه موثر باشه البته به شرطی که جلوی کادر رو شلوغ نکنه

"۱۷:۴۸ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

ممنونم خانم شکیبا! با شکیبایی پیگیر هستید و بنده را راغب به تلاش بیشتر می‌نمایید. «نمادشناسی» مبحثی است که باید بیشتر روی آن سرمایه‌گذاری کنم.
"۱۸:۱۱ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | یونس جهانگیری (1422)

سلام.كار خيلي خوبي شده گفتني ها رو ديگران گفتند.موفق باشي هادي جان.پانزده پانزده پانزده پانزده پانزده پانزده پانزده پانزده پانزده پانزده پانزده پانزده
"۱۸:۴۵ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | هوشنگ فروغمند اعرابی (68)

سلام
کار مفهومی خوبی شده است از دیدن آن لذت می برم
عجیب است که این عکس را در دسته بندی مفهئمی قرار ندادید.
موفق باشید
"۱۸:۵۱ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (3) | سعید عامری (4478)

دلم نیامد برای این عکس کاممنت نذارم. همه اش شاید ناب بودن این نگاه و ایده و اجرای کار است. عمق خوبی داره این کارت .سیاه و سفید شدن آن هم نشان از تفکرت نسبت به اجرا و خروجی آن روی سایت است. سجده یک رنگ کار پیر که رنگ شناس خوبی است. هویت دارد و معتقد به یکتای پاک . در دنیای خاکی هم سپیدی یک حس خوب. یک المان مناسب برای پاکی است و این لکه های روی پیراهن چه عمق خوبی از تمام این احساس ها .برداشت ها برای من بیننده دارد.پیر مرد رنگ کاری که در مقابل دنیای سیاه و خاکستری خود، نیم نگاهی به لکه های سفید معلق در این دنیا دارد. سعی می کند با همان سطل رنگ و تسبیح، رنگ پاکی به خود بگیرد. حال این رنگ بر لباس اوست یا بر روحش دیگر خدای او داند. لکه ها انگار پُر می شوند بر لباس او می نشینند تا یکدست شدن....تو را با این عکست هیچ گاه فراموش نخواهم کرد.

"۱۸:۵۱ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

سعید عزیز! خوشحالم از حضورت. می‌شناسمت، چون، پیش از این، عکس‌های خوبت را لمس نموده‌ام.
"۲۰:۲۷ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | حامد بارچیان (1458)

سلام بر هادی عزیزم
چه میکنی با دل خود؟چه میکنی با دل ما؟
لذت بردم.
واقعا دیدت خوب کار کرد طبق معمول اما مثل بقیه کامل کامل نبود.
كمي بيش از حد منظم است مخصوصا در مورد كفشها
باغت آباد باد دوست من
"۲۱:۱۲ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | بهرام تندران (1371)

سلام

من الان دو روزه عکس سایز کوچیکشو میبینم سر در نمیاوردم - امروز که دیدم واقعا کف کردم - واقعا کادر تمیز - زیبا - و حس مورد نظر رو برام القا میکنه . واقعا زیباست .
"۲۲:۳۸ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | را مین هوشمندی (7541)

سلام
فارغ از مفاهیم و تفاسیر گوناگونی که از این برداشت می شه کرد ( اغلب ارسال های شما حاوی این ویژگی است )، به نظرم:
كمي بيش از حد منظم است مخصوصا در مورد كفشها كه با وجود حضور قدرتمندشان اما اندكي اغراق آميز قرار گرفته اند.

پاینده باشید.
2+
"۲۲:۴۹ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (3) | آرش نصیری (11202)

سلام
یک عمر رنگ زده. رنگ داده. شکل داده. روح داده. به حال و هواهای مختلف و فضاهای مختلف. به آدمهای مختلف
اما این همه شکل و رنگ باعث سرگردونیش نشده
به نظرم تکلیف سوژه شما با خودش معلومه. خوب هم معلومه
تو اون فضای سیاه یکدست! لا اقل یه منبه برای سفیدی به همراه داره. یه سفیدی دائمی
ما چه داریم؟ برای روشنایی بخشیدن به خودمون.
آیا راهش رو میدونیم.
اگر وسیلشو نداریم آیا حداقل راهشو بلد هستیم؟

اینجاست که هرکسی باید برای تشخیص اینکه چقدر تکلیفش با خودش معلومه برای یکبار هم که شده خودشو محک بزنه
ممنون که مارو به فکر این محک زدن انداختی.
تا اینکه سنگ محک ما چه باشه؟ اصل یا فرع ؟؟؟

موفق باشی دوست آگاه من

"۲۲:۴۹ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

آرش عزیز! خوشحالم از حضورت و اشاره‌ات به نکته‌های ظریف و مکملت
"۲۳:۲۶ ۱۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | علــــی آذرنوش (1614)

سلام هادی جان،
خوب دلمون تنگ شده بود برات، اومدم عکستو دیدم سر حال اومدم.
جهت عرض ارادت مزاحم شدم...
موفق باشی
"۰۰:۳۲ ۱۶ دى ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (3) | بهاره شهاب (537)

زیر گنبد کبود
جز من و خدا
کسی نبود
روزگار رو به راه بود
هیچ چیز نه سفید و نه سیاه بود
با وجود این مثل این چیزی اشتباه بود
زیر گنبد کبود
بازی خدا نیمه کاره مانده بود
واژه ای نبود و هیچ کس
شعری از خدا نخوانده بود
تا که او مرا برای بازی خودش انتخاب کرد
توی گوش من یواش گفت:
تو دعای کوچک منی
بعد هم مرا مستجاب کرد
.......................................
درود بر جناب دهقان پور
برداشت فوق العاده تاثيرگذاري ارسال نموديد
كمپوزيسيون عاليست - زاويه ديد هوشمندانه انتخاب شده
سپاس فراوان از ارسال هاي قوي شما
هميشه منتظر ارسال هاي بعدي شما هستم
SHAHAB
"۰۹:۵۴ ۱۶ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | حامد سبحانی (767)

سلام آقای دهقان پور
مثل همیشه زیبا و با مفهومی عمیق
دوستان اینقدر زیبا نقد و بررسی کردند که حرفی برای گفتن باقی نذاشته اند

فقط میتونم بگم مثل همیشه زیباست

موفق و پیروز باشید
حامد سبحانی
"۱۰:۵۷ ۱۶ دى ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (2) | وهب رامزی (1921)

سلام

لایه های درونی یک آئین مذهبی ...

سجده طبق فرمایش امام رضا (ع) نزدیکترین حالت بنده نسبت به خدا است و انسان در همه حال به سجده محتاج است و در عرصه های خطر محتاجتر ...

و چه چیز خطرناکتر از شک!
و چه چیز خطرناکتر از انبوه سوالاتی که جوابی نمیابیم برایشان ...
-------------------------------------------------------------

سیاه کاملترین رنگ است نه سفید. سیاه موحدترین رنگ است نه دیگر رنگ ها، سیاه دینی ترین رنگ است نه ...

سیاه بعد از یکی شدن بعد از به وحدت رسیدن تمامی رنگ ها پیدا میشود.
-------------------------------------------------------------

بعضی وقت ها به راحتی میشود بین هدف و پیام یک عکس و تکنیک آن فاصله ای گذاشت و نسبت به ارزشیابی آن اقدام کرد اما در برخی کارها نمیشود.

------------------------------------------------------------

به نظرم چیدمان اثرت هم خیلی خوب نیست و هم فضای اضافی زیادی دارد.
با اصل زاویه انتخابی یعنی از نمای بالا کاملا موافقم ( در این نوع زاویه هنرمند حرف هایی را میتواند بزند که دیگر زوایا چنین قدرتی ندارند) اما به گمانم نیمه پایینی سوژه هم خوب نشده هم لازم نبود. شاید یک سوم پایین عکست اضافه باشد.
آن کفشها نبودند هم خوب بود اما شاید در کنار سطل رنگ که کمی هم نامنظم چیده شده باشند نتیجه بهتری میداد.
و ...
--------------------------------------------------------------
لایه های درونی یک رفتار مذهبی. این آن چیزی است که مدتهای مدیدی است ذهن مرا درگیر خودش کرده. تلاش شما برای رسیدن به لایه ای از لایه های یک رفتار دینی قابل ستایش است.
شما به خودتان مراجعه کرده اید و نمود این خودنگاری منجر به یافتن چیزی شده که جور دیگر دیده می شود.
و شاید یکی از رموز یافتن این لایه های پنهان مراجعه ادمی زاد به خودش و شناخت بیشتر نفسش باشد.
--------------------------------------------------------------
هادی جان ناگزیر بودم این طور بنویسم. تو ناگزیرم کردی، اثرت ناگزیرم کرد.
کاش فرصت گفت و گوهای کلامی پیرامون معنای هنر بیشتر باشد.
ما همه اسیر تکنیک هستیم. و تکنیک برای هنرمند مثل دنیا است برای آدمی زاد. از معنی خالی شده ایم (در بهترین حالتش داریم خالی میشویم) خودمان را گرفتار الفاظ کرده ایم و گمان میکنیم داریم در معنی تلاش میکنیم. خودم که تواناییش را ندارم اما مدت هاست در هیچ اثری نشانه ای از کشف و شهود را ندیده ام کشف و شهودی که روزی یکی از ویژگی های هنری بود که ما میشناختیم یا آوازه اش را شنیده بودیم.

ناگزیر بودم هادی جان!

بامهر

"۱۰:۵۷ ۱۶ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

وهب عزیز! از صبر و حوصله‌ات و نیز نکات خوبی که اشاره فرمودی تشکر می‌کنم.
"۰۵:۲۳ ۱۷ دى ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | محمد صفرپور/ نوروز (1792)

درود

خوشحال ميشم نظرتون در مورد آخرين عكسم بدونم

"۰۹:۴۴ ۱۹ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | محمدرضا زمان ثانی (43)

سلام
خيلي عكس زيباي شده و خيلي جذاب مثل بقيه عكس هايتان به اميدموفقيت هايبيشتر براي شما.
"۱۹:۰۲ ۲۳ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (1) | رضا ملکی (296)

سلام
کار خوبی شده!!!
اخر من موندم عکاسی با ادیت اصالت داره؟ یا به قوا پیش کسوت های حرفه ای حتی دست به اثر نباید زد؟اگه دست زد میشه هنر تجسمی پوستریا عکس؟؟؟؟

دستت درد نکنه هادی جان سوژت قابل احترامه
"۲۰:۰۱ ۲۳ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | محمد رضا دادمهر (35)

سلام بر آقای دهقان پور
بسیار هنرمندانه و زیبا با تمام وجود حسش کردم
با اینکه عکس امتیاز فضایی داره ولی باید فضایی تر بشه ..
"۰۸:۱۶ ۲۵ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | حمیده سلیم نژاد (617)

با درود فروان
لذت بردم...عكس جديد خلاقه بدون نقص...
قضاوت كار سختي است اما هر كس بايد قاضي زندگي خويش باشد نه ديگري...
شما دنياييد تاريكي ني چوپان در چراگاه براي شما...
سليم نژاد
"۰۵:۳۸ ۰۱ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | محمد صفرپور/ نوروز (1792)

درود استاد

خوشحال میشم نظرتون رو در مورد آخرین عکسم بدونم.

"۰۶:۱۶ ۰۲ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | محمد صفرپور/ نوروز (1792)

سلام مهربان

میخوام نظرتون رو راجع به آخرین عکسم که به شما و آقای،شفیعیان تقدیم کردم بدونم
واگر شایسته ی امتیاز بود بدون در نظر گرفتن این که این عکس رو به شما تقدیم کردم امتیاز واقعی به عکس بدهید.

با سپاس دوستدار شما محمد صفرپور
"۱۰:۳۹ ۰۵ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | مهدی نخعی (23)

با سلام .
از نظرتان تشکر میکنم .
البته نام مرا اشتباه گفته اید امیدوارم که نیت تان عکس من بوده باشد من کوچک شما نخعی هستم .
البته شنیدم امتیاز عکاس مذکور از 600 به -50 رسیده !
لطفا" احتیاط فرمایید بادش مرا نگیره !!
"۲۳:۴۶ ۲۷ تير ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (2) | صابر وکیلی راد (1317)

درود بر شما
نمیدونم چرا ثبت رو میبینم قلبم به تپش میافته.واقعا عالیه واقعا.
همه ی گفتنی هارو دوستان یک سال پیش فرمودند پس چیزی
برای گفتن باقی نمانده است.

ممنونم ازت هادی جان
2+
"۰۸:۰۶ ۳۰ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

"۱۹:۰۴ ۳۰ مرداد ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | صابر وکیلی راد (1317)

سلام هادی جان

خوشحال میشم در مورد ارسال ثبت در 1x با شما صحبتی داشته
باشم،چون ثبتی ارسال کرده ام اما از جزعیات کار و نحوه انتخاب
آگاه نیستم.
ممنون میشوم
saber_rad_ie@yahoo.com
در ضمن انتخاب ثبت زیبایتان را در همانجا صمیمانه تبریک میگویم.

با احترام/صابر وکیلی راد
"۲۰:۳۶ ۱۵ مهر ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | حامد منوچهری (318)

دمت گرم .من حال مجیز گویی ندارم هرچند برای شاهکاری مثل این.
به امید موفقیت های جهانی
"۲۱:۳۲ ۲۳ آذر ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | محمد صفرپور (923)

میتوان گفت مردم نگاری وفتو ژورنالیسم و نگاه های اجتماعی که به واقعیات میپردازند از پر طرفدار ترین ژانرهای عکاسی محسوب میشوند چرا که در آن صورت مخاطب با یک انسان روبرو شده و شاید حرفش را بهتر بفهمد…

تصویر فوق عبارتست از یک لحظه فراموش نشدنی و عملکرد هوشمندانه و صحیح عکاس آن که پس از گذراندن پروسه ادیت(مناسب)به یک تصویر دلنشین رسیده است.

فرم های ملایم و نورسافت که بر روی آنها میباشد بعلاوه نور اسپات روی آنها، خطوط را ملموس ساخته است و آنها را به تکیه گاه هایی برای چشم تبدیل کرده است / فضای خالی بین المان ها نیز به بر جستگی آن ها کمک کرده،همچنین به همویتشان و این اتفاقیست که فاصله المان ها را تا ذهنمان کم کرده است که عملی شایسته از سوی عکاس به شمار می آید.

صحنه ای روایی را در پیش داریم.آنچنان که مرد سطل رنگش را میگذارد،کفشهایش را در میاورد،....

المان های تصویر همه و همه تشدید کننده شغل این مرد هستند .رنگ بر روی لباس هایش و کفش هایش و کلاهش نقشی از خود بر جای گذاشته.یک نفر نقاش را در کادر شاهدیم که طبق شواهد میان انجام کارش به وقت نماز رسیده و حال در روبروی خالقش...

زاویه انتخابی از سوی عکاس زاویه ای متفاوت به شمار می آید همچنین به زیبایی فرم ها کمک کرده و اندیشه انسان را در باره تصویر گسترش میدهد.
عکس در حال پیمودن یک واقعیت است
تلاشی فراموش نشدنی در انسان نگاری
نگرشی ژرف
"۲۰:۱۵ ۱۱ دى ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (0) | عباس حاجی محمدی (550)

همه چيز در اين عكس ساده و بي ريا است حتي رنگ داخل سطل نيز سفيد و يك رنگ و بي غل و غش است.
"۱۸:۰۱ ۲۳ فروردين ۱۳۹۰" | مفید (1) | امتیاز (0) | محمود آقااحمدی (207)

زیبا و متفاوت
"۱۴:۲۷ ۰۵ ارديبهشت ۱۳۹۰" | مفید (1) | امتیاز (2) | فرشاد داوری (1749)

قبلا این اثر زیبایتان را در سایت 1x دیده بودم
جایگیری عناصر بسیار زیبا و هنرمندانه
سطل رنگ که گویی به ماه شباهت داره و کفش های جفت شده
بسیار لذت بردم
"۱۱:۳۹ ۰۴ تير ۱۳۹۰" | مفید (1) | امتیاز (3) | شهرام رشیدی (6836)

از نقاط قوی عکس دید خلاقانه و تیز عکاسه
و چیدمان زیباکه به مفهوم کمک کرده و نشان از تجربه و دلی پر احساس و معنوی عکس داره
موفق باشید
"۱۷:۵۸ ۲۱ تير ۱۳۹۰" | مفید (1) | امتیاز (2) | امین موسوی (1026)

جایگیری عناصر بسیار زیبا و هنرمندانه
سطل رنگ که گویی به ماه شباهت داره و کفش های جفت شده
بسیار لذت بردم
"۲۱:۳۵ ۰۱ بهمن ۱۳۹۰" | مفید (1) | امتیاز (0) | محمد گنجه (294)

آخرين نيايش
انگار اين واپسين نيايش است . انگار كفش هايش را جفت كرده آماده رفتن و رنگ آميزي تيرگي است....
دانه هاي تسبيح و سجودي و دعايي به درگاه احديت و سطل رنگ سفيدي كه مي خواهد با آن به جنگ سياهي برود و دنيايش را با آن سفيد كند....
...
نماز شام غریبان چو گریه آغازم
به مویه​های غریبانه قصه پردازم
به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار
که از جهان ره و رسم سفر براندازم
....
عكس از لحاظ تكنیک و موضوع بدون اشكال است. (عکس خلاقانه، جدید، و دارای اجرایی با کیفیت و قدرتمند است. از لحاظ تکنیک و موضوع عالی است.)
2+: عكس با كیفیت است ولی بهتر هم می توانست باشد. ـ مشکلات اندکی از لحاظ تکنیک یا موضوع دارد.
موفق باشي