گالری تصاویر "هادی دهقان‌پور"

         
عکس
نام :   سراب (امتیاز : 80)
عکاس :   هادی دهقان‌پور (امتیاز : 9761)
نوع دوربین :   Canon
مدل دوربین :   Canon EOS 450D
نوع لنز :   Canon
مدل لنز :   Canon EF-S 18-55mm f/3.5-5.6 IS
فیلتر :   UV
دیافراگم :   F8
سنسور :   12 MP
شاتر :   1/500 ثانیه
ایزو :   100
نظرات :   54
بازدیدها :   2387
تاریخ ارسال :   ۲۲ آذر ۱۳۸۸
علاقه‌مندی‌ها :   3
دسته‌بندی کاربر :   در گرو دیدن
دسته‌بندی سايت :   سیاه و سفید , مفهومی
توضیحات عکاس
ای کاش می‌توانستم// یک لحظه می‌توانستم// بر شانه‌هایم بنشانم// این خلق بی‌شمار را// گِردِ حُباب خاک بگردانم// تا با دو چشم خویش ببینند که خورشیدشان کجاست// ای کاش می‌توانستم/// شاملو

"۰۸:۳۹ ۲۲ آذر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | علی رضا ر ياحي فر (1655)

سلام هادي جان
تصوير بسيار پر معني است .در زندان و چند دسته كليد كه كنار چاله اي از آب جمع شده اند
اين مد و نورپردازي در راستاي مفهوم قرار گرفته و انعكاس قفل در چاله آب و كليدهايي كه به اشتباه و سراب بوجود آمده جهت باز كردن قفل به اشتباه بسوي ديگر ي كه چاله آب است رفتند
موفق باشيد

"۰۸:۳۹ ۲۲ آذر ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

زندان
تشبیه به‌جا و قابل تأملی بود...
"۱۱:۱۶ ۲۲ آذر ۱۳۸۸" | مفید (13) | امتیاز (3) | شاهین غفاری (2714)

سلام
شايد پيش از وارد شدن به نوشتاري بر روي عكس هادي دهقان پور لازم باشد توضيحات مختصري ارائه كنم.
عدم نوشتار و بررسي مفصل آثار ديگر دوستان عزيز در سايت عكاسي از جانب بنده دليلي بر ناديده گرفتن و خداي ناكرده كم ارزشي و عدم علاقه به آثار ديگر دوستان نيست. قطعا آثار هر هنرمندي ارزش ويژه و مخاطب درخور خود را دارد و حرف هاي زيادي براي گفتن دارد.
نوشتار بر روي يك اثر از اينجانب را تقديمي بدانيد به همه دوستان عزيز در سايت كه اميدوارم مفيد واقع شود. و باعث ارتقاء نگاه ما به عكس- هنر- حقيقت و زيبايي و نزديكي دل ها گردد. اميدوارم اين نوشتار ارزش وقتي را كه بابت خواندن آن مي گذاريد داشته باشد.
و از ارزش واقعي اثر نكاهد.
شاهين غفاري


تقديم به هادي دهقان پور و دوستان عزيز در سايت عكاسي

در اين نوشتار سعي مي كنم به جاي تعاريف صرف و معمولي از عكاس و امتياز دهي بي جا با توجه به دلالت هاي معني دار آن عكس را از نگاه مخاطب نگاه كرده و آن را معني كنم.
اين عكس را ديروز با شكل و شمايلي ديگر در وبلاگ هادي دهقان پور با عنوان سراب ديده بودم(ظاهرا تغييراتي در آن داده) ولي با اين تغييرات هم عنوان در وبلاگش همان است. از همين رو نوشتار زير را با همان عنوان در نظر مي گيرم. از طرفي چون فكر نمي كردم هادي امروز اين عكس را در سايت بگذارد فرصت بيشتري براي نوشتن براي خودم در نظر گرفته بودم با اينحال ظرف مدت كوتاهي از گذاشتن عكس به روي سايت شروع به نوشتن كردم و با توجه به اينكه فرصت بيشتري براي اصلاح نوشتارم بر اين عكس نداشتم اميدوارم كوتاهي ها و اشكالات را بر ديد بزرگوارانه خودتان ببخشيد.
سراب
هادي دهقان پور بار ديگر ما را به هنرمندانه ديدن دعوت مي كند.
از كنار گودال كوچك آبي رد مي شوي. نرده ها آنسو تر است. عكسي از در با قفل بسته مي گيري. قفل را باز مي كني. و يك عكس از آن ميگيري. تعدادي كليد دور آب مي چيني. عكس با قفل بسته را با عكس انعكاس قفل باز بر روي آب تركيب مي كني و از تصويري ساده مفهومي خلق مي كني. اين است كه هنرمند مي تواند علاوه بر ديدن ساده اشياء روابط و تناسب و مفهوم اين المان ها را بازآفريني كند و مفهومي خلق كند. اين قبيل عكس ها نشان دهنده شناخت هنرمند از مفاهيم هنري و بيانگر ديدگاه هاي شخصي اوست در چنين عكس هايي عكاس مي بايست خود مفاهيم را بشناسد تا بتواند با كنار هم قرار دادن و چيدن المان ها در كنار هم مفهوم مورد نظرش را منتقل كند.
هدف:
سراب قرارداري است كه ميان ذهن ما و آب و تشنگي بسته شده. انسان به آزادي و رهايي نياز دارد و در اين گذار دعوت به آبي كه تنها نشان از در بسته با قفل در آن منعكس شده سرابي است اندر سراب ذهن و عواطف انسان در خود پيچيده و ناآگاه.
انسان امروز دستخوش ذهنيات و نوسانات بي شماري است. در اين تصوير با دو وجه روبرو هستيم نگاه ما هم در باز شده را مي بيند و هم كليد هاي چيده شده دور آب را كه انگار هم دعوتي است از فردي و يا نيرويي كه خودش در تصوير وجود ندارد و تنها با نشان دادن انعكاسي غير واقعي(در قفل شده) ديگران را به ضيافتي دروغين و سرگرم كننده براي رهايي دعوت مي كند. ضيافتي كه سردرگمي و خستگي بيشتر را به همراه دارد نه برطرف كردن عطش(رهايي) را. و هم دعوتي داريم به در و قفل باز.
در در آن سو باز است. قفل باز شده و اين توهم(اسارت) و جستجو براي آزادي غير واقعي حصاري است كه انسان و ذهنيت ها و توهم خودخواسته از ناآگاهي اش(يا توسط اجتماع) ايجاد مي نمايد.
دلالت هاي عكس و نشانه هايي كه هنرمند كنار هم چيده نقشي از توهم و سراب را به خوبي زنده مي سازد.
در تعريف سراب مي خوانيم سراب تصویر معکوس‌شده‌ای است که در نتیجه شکست نور در هوا رخ می‌دهد. و عكاس و هنرمند محترم اين شكست و بازي با نور و سنسور را چه خوب معنا بخشيده.
انسان اسير در دنياي امروز در پي يافتن راهي به سوي آزادي است. اين تشنگي و دعوت گاهي آنقدر زياد است كه انسان آنچه را تصور مي كند كه خودش خلق كرده نه آنچه را كه واقعيت و حقيقت است.
تكنيك:
زاويه بندي و كادر مناسب است و ما در يك نگاه با وجوه مختلف عكس سرو كار داريم المان ها. قفل- انعكاس قفل باز شده در آب- قفل باز شده در روي در- و نرده هايي را تا نيمه داريم. كراپ مناسب از نرده ها باعث جلب توجه ما بر روي قفل مي شود.
اديت : تركيب دوعكس و ادغام آنها به نحو موثر در ارائه مفهوم مورد نظر عكاس.
تم رنگي به نگاهي انتزاعي و مفهومي صاحب اثر كمك كرده. كنترل نور مناسب است.
و در مجموع المان ها در خدمت القاء مفهوم مي باشد.
داروي با توجه به عنوان سراب در وبلاگ هادي
3+
نوشتار: شاهين غفاري
پايدار باشيد

"۱۱:۱۶ ۲۲ آذر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

شاهین عزیز! همچون گذشته با دستی پُر و با توضیحاتی خواندنی حضور پیدا کردی. ممنونم از محبت بی‌دریغ‌ات.
"۱۲:۱۷ ۲۲ آذر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | محمد حسین پرورش (1562)

سلام اقای دهقان پور واقعا فوق العاده است ایده هایه عکاسی شما

واقعا برایه من مثل یک کلاس اموزشی هست

همه چیز عالی کار شده فقط کاشکی میله هایه بهتری برایه این کار انتخاب میکردید یکم حالت مصنوعی به کار داده

ولی بازهم کار شما خیلی زیباست

موفق باشید+2

پرورش
"۱۴:۰۳ ۲۲ آذر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | مریم اسماعیل زاده (549)

سلام آقای دهقان پور

عکس های شما جدای از نور و رنگ و کانتراست انسان ها را به فکر کردن دعوت میکنه و این نقطه قوت اصلی عکس های شماست
اما شخصا ترجیح میدادم بجای تعدد در دسته کلید فقط یک عدد کلید وجود داشت ...........

ممنون از اشتراک

"۱۴:۰۳ ۲۲ آذر ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

گاهی اوقات مجبوریم که هر انسانی رو به‌صورتی نمادین به‌تصویر بکشیم. اینجا دیگه نمی‌شه با یه دونه عنصر، حق مطلب رو ادا کرد. مثل دونه‌های کبریت کیارنگ علایی، هر کدوم حرف خودشون رو می‌زنن. اینجا ما با یه موج گُنگ مواجه هستیم که مشغول دست و پا زدن هستند. ممنونم از دقت نظرتون
"۱۴:۱۶ ۲۲ آذر ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (2) | گلاره کاشانیان (321)

سلام آقای دهقان پور
باز هم یک عکس مفهومیه خوب دیگر
به شخصه از این عکس تعبیر های زیادی داشتم
مخصوصا با شرایط حاکم بر جامعه
مود سیاه وسفید کاملا به جا بوده و نور پردازی بسیار خوب
موفق باشید
"۱۴:۲۸ ۲۲ آذر ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (1) | امید سلیمی (49)

بگم اول سلام! نظرات دوستان رو خوندم. نحوه امتياز دهي رو هم ديدم. نمي گم نمي شه اينطور به عكس نگاه نكرد (همه مي بينيم كه اينطورم نگاه مي كنن. مث عكاس محترم اين عكس) ولي مشكل رابطه پيدا كردن و جستجوي ارتباط معنا دار بين دال و مدلولهاي درون عكسه. مدلولها، اين المانهاي بصري چيده شده توي كادر، قراره چه چيزي رو منتقل كنه؟ حس عكاسو؟ اشتراك بين حس عكاس و مخاطب رو؟ معاني ذهني داخل روح عكاس رو؟
بذارين يه جور ديگه به عكس نگاه كنيم. يه جور ساده تر. بر اساس نشانه هايي كه همه مردم روي دنيا اونارو مي دونن. يه در اون پشته، يك چاله آب اين جلو. ارتباط بين اين دو تا رو رفلكس ميله هاي در تو چاله برقرار كرده. بعدشم يه تعداد كليد چيده شده دور چاله آب. قفل درم باز مونده، ولي در، باز نيس. اينها يه كارگرداني كامل و بي نقص واسه يه عكسه كه قراره يه معني اي رو منتقل كنه. اما
چه معنايي؟ معنايي در ارتباط با مفهوم "اسارت" اينم قبول. ولي چطوري من مخاطب به معناي ذهني خالق اثر پي ببرم؟ به جز نشانه هاي موجود در عكس چي منو هدايت مي كنه؟ اون شعر احمد شاملو هم كه توضيح داده، منو بيشتر سردرهم مي كنه. شايد قطعه ابتدايي شعر "در اينجا چار زندان است..." اشاره مستقيمي بود، ولي لطف اين قطعه انتخابي رو نداشت. پس من مخاطب چي كاره ام؟ كجا مي شينم؟ چطور اين رازو كه انگار همه چي دس به دس هم دادن تا اونو بر ملا كنن كشف كنم. آيا آي كيو مخاطب هم در اين ماجراي كشف رمز عكس لحاظ شده؟ واسه تموم اين سئوالا باس جواب پيدا كرد كه اگه نكنيم، اگه بندازيمش تو معناسازي بي دليل، بي نشانه، بر اساس ادراكات شخصي مخاطب (كه هر كدوم يه ساز مي زنن) مي ريم به بيراهه. عكس اين وسط ديده نمي شه. نهايتا مخاطب، ذهنيت خودشو تو عكس مي بينه و ذهنيت اونه كه سوار به تصوير مي شه، نه تصوير كه باعث ايجاد يا تداعي ذهنيت مخاطب بشه. واسه اين سردرگميهاست كه با نهايت احترام به ايده عكاس، بهش نمي تونم بيشتر از يك بدم. موفق و پيروز باشيد.
بعدالتحرير: درباره مسايل فني عكس به دليل كمبود جا بعدن حرف بزنيم.

"۱۴:۲۸ ۲۲ آذر ۱۳۸۸" | مفید (4) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

جناب سلیمی عزیز! ممنونم از حضور و وقتی که برای عکس حقیر گذاشتید. چندین و چند بار در مورد عنوان و توضیحات صبحت شد و این‌که آیا این دو می‌توانند در جهت کمک به انتقال حس عکاس باشند یا خیر و یا بالعکس در جهت تضعیف آن. با توجه به عنوان و توضیحات، فکر می‌کنم جایی برای نقد آزادانه نیز وجود داشته باشد. بیننده مختار است برداشت شخصی خود را از اثر نماید و این برمی‌گردد به همان عزت نفس و استقلال فکری فرد فرد ما. کمااین‌که در بالاتر، جناب طوسی عزیز برداشت شخصی خودشون رو اعلام کردند. کلمه‌ی مورد برداشت ایشان نه در توضیحات بود و نه در عنوان.
چه معنايي؟
چطوري من مخاطب به معناي ذهني خالق اثر پي ببرم؟
بیننده آزاد است تا هر جا که دل بزرگش اجازه می‌دهد پیش برود و نقد کند و بگوید و بگوید.
خاطرم هست عزیزی همیشه دو رویکرد برای نقد عکس‌های حقیر داشتند: یا از رُک و پوست کنده بودن ایده‌ها گله داشتند و یا از شخصی بودن و بیش از حد مخفی بودن آن.
"۱۴:۵۷ ۲۲ آذر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | عاطفه کیوان (43)

سلام آقای دهقان پور
قبل از هر چیزی مفهوم و سایه قفل روی در, داخل آب باعث میشه آدم روی کارتون توقف کنه...
نگاه خیلی جالبی به موضوع داشتید.
موفق باشید
"۱۵:۳۳ ۲۲ آذر ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (0) | منوچهر بهمنی (3156)

سلام دوست عزيز آقاي دهقان پور
ثبت تاثيرگذار و تامل برانگيزي ارائه داده ايد/تركيب بندي كار در راستاي مفهوماست/
هميشه شاد و خندان باشي.
2+

سراب

عمری به سر دویدم در جست و جوی یار :
جز دسترس به وصل ِ وی ام آرزو نبود
دادم درین هوس دل ِ دیوانه را به باد
این جست و جو نبود
هر سو شتافتم پی ِ آن یار ِ ناشناس
گاهی ز شوق خنده زدم گه گریستم
بی آن که خود بدانم ازین گونه بی قرار
مشتاق ِ کیستم !
رویی شکفت چون گل ِ رؤیا و دیده گفت :
" این است آن پری که ز من می نهفت رو
خوش یافتم ، که خوش تر از ین چهره ای نتافت
در خواب ِ آرزو ... "
هر سو مرا کشید پی ِ خویش در به در
این خوش پسند دیده ی زیباپرست ِ من
شد رهنمای این دل ِ مشتاق ِ بی قرار
بگرفت دست ِ من
وان آرزوی گم شده بی نام و بی نشان
در دورگاهِ دیده ی من جلوه می نمود
در وادی ِ خیال مرا مست می دواند
وز خویش می ربود
از دور می فریفت دل ِ تشنه ی مرا
چون بحر موج می زد و لرزان چو آب بود
وانگه که پیش رفتم ، با شور و التهاب
دیدم سراب بود !
بیچاره من ، که از پس ِ این جست و جو ، هنوز
می نالد از من این دل ِ شیدا که " یار کو ؟
کو آن که جاودانه مرا می دهد فریب ؟
بنما ، کجاست او ! ...
" هوشنگ ابتهاج "
"۱۶:۰۱ ۲۲ آذر ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (0) | امید سلیمی (49)

درود بر عكاس
توضيح خوبي بود. ممنون
"۱۶:۳۰ ۲۲ آذر ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (2) | محمد جواد شفیعیان (9750)

با سلام
آیا کلیدی هست که بتواند قفل دل زندان بان دل سیاه رو بگشاید!!!
جمعی به فکر آزادی چون سراب مانده ایم از تحمل رنجها در مقابل چشانمان سرابی می بینم
می گردیم و سعی می کنم بیابیم چرا؟؟
شاه کلید روح خسته از زندان تن را
پس روحها پرواز کنید
با آرزوی بهترینها برای شما
+2

"۱۷:۲۳ ۲۲ آذر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | نیما حیدری نژاد (1121)

جناب دهقان پور عزیز
سلام لذت میبرم از اینکه با دیدن عکسهاتون هم یاد میگیرم و هم به فکر فرو میرم فکر میکنم امضای هادی دهقانپور اینه که در عکسهاش باید جستجو کرد فکر کرد و به نتیجه رسید شما در عکسهاتون از ساده ترین المانها عمیقترین مفاهیم رو میسازین
تبریک میگم و امیدوارم موفق باشین
و باز هم شاهین غفاری که با اون قلم قدرتمندش دیگه جایی برای حرف زدن نمیزاره
در در آن سو باز است. قفل باز شده و اين توهم(اسارت) و جستجو براي آزادي غير واقعي حصاري است كه انسان و ذهنيت ها و توهم خودخواسته از ناآگاهي اش(يا توسط اجتماع) ايجاد مي نمايد.
"۱۷:۴۵ ۲۲ آذر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | طلیعه چوپانی (452)

به‌به واقعاً لذت بردم.کارهای شما همیشه زیبا و مفهومی‌ هستند ولی‌ این یکی‌ واقعاً جای احسنت داره و نمی‌شه بدون تبریک گفتن به خاطره تلاشتون ازش گذشت.عالیه...جمع شدن کلید‌هایی‌ با ظاهر‌های متفاوت گرداگرد انعکاس قفل باز در حالی‌ که خود قفل در پشت اون هاست....واقعاً جالب و قابل تامل است. مرسی‌
"۱۸:۲۳ ۲۲ آذر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | عزیز عباسی (10130)

سلام______________
تلاش همیشگیت برای چیدمان و کارگردانی عناصر در جهت پدید آوردن یک عکس مفهومی و القای نظراتت در قالب عکس ستودنی ست . ..
چشم ضعیف من در این عکس عده ای را میبیند که به دور تصویری غیر واقعی ولی دلخواه از محبوب خود گرد آمده اند .. و محبوب که بی نیاز از آنان ست بر آنان احاطه دارد و گمراهی آنان را میبیند ... و در این میان حتی یکنفر به سمتی که باید برود نرفته .. ....
....
3+
موفق باشی
عزیز
"۱۹:۱۰ ۲۲ آذر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | پوریا افخمی (1785)

3+: عكس از لحاظ تكنیک و موضوع بدون اشكال است. (عکس خلاقانه، جدید، و دارای اجرایی با کیفیت و قدرتمند است. از لحاظ تکنیک و موضوع عالی است.)


هادی جووون تو بهترینی رفیق !!! عالی کار کردی ... as always ;)
"۱۹:۳۰ ۲۲ آذر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | محمد صفرپور/ نوروز (1792)

درود بر عكاس عزيز

تركيب بندي كار در راستاي مفهوم است

نگاه خیلی جالبی به موضوع داشتید.

مود سیاه وسفید کاملا به جا بوده و نور پردازی بسیار خوب

با آرزوی بهترینها برای شما

مح مد
"۲۰:۴۷ ۲۲ آذر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | تارا مصباحی‌نیا (439)

سلام
آخه این چه عکسیه؟به نظر شما به این هم میشه گفت عکس؟نه تکنیک درست و درمونی،نه مفهوم درست و حسابی.دوربین رو دست بچه دو ساله می دادید بهتر عکس می گرفت.آدم روش نمیشه بگه عکاسی که 50 سال داره عکاسی می کنه،همچین عکسی گرفته.آخه چرا با ارسال چنین عکسهایی سطح کیفی سایت رو پایین میارید؟یه نگاه به گالریتون بندازین.یه عکس درست و حسابی توش پیدا میشه؟نه.آخه چرا باید این طور باشه؟چرا باید این همه از سال های عمرتون رو به پای عکاسی بذارید اما یه عکس خوب نگیرید؟بهتر نبود عمر هفتاد ساله تون رو صرف کار دیگه ای می کردید؟چرا با این کارتون جای عکاسای دیگه رو تنگ می کنید؟عکاس کمتر،عکسهای بهتر.
شوخی کردم.D: گفتم یه کم فضا رو عوض کنم.خوب کاری کردم نه؟(;
مثل همیشه خوب بود.باعث شد بازم از این مغز کار بکشیم.ولی نتیجه کار کشیدن از مغزم باشه برای خودم.(:
موفق باشید
"۲۱:۴۸ ۲۲ آذر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | پوریا افخمی (1785)

آنان که قفل جهل و حماقت را بر درهای اندیشه و آزادی انسانی میزنند بدانند ... که دست حقیقت سرانجام شاه کلید تمامی درهای بسته خواهد بود ...
دوست عزیزم ... تا حقیقت رخ ننماید ... هیچ شاه کلیدی درگشای زندان جهل و بی خبری نخواهد بود ...






"۲۲:۱۳ ۲۲ آذر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

از سرکار خانم کیوان عزیز با تأکید خوب‌شان بر سایه‌ها، منوچهر عزیز با گریزی به اشعار فوق‌العاده‌ی هوشنگ ابتهاج، محمدجواد عزیز با اشاره‌ به نقاط تاریک مفهوم عکس، نیمای عزیز با اظهار لطفش، خانم چوپانی عزیز با تشریح خوب‌شان، عزیز عزیز با شکسته‌نفسی‌اش، پوریای عزیز با نثر عامیانه و دوست‌داشتنی‌اش، محمد عزیز با بررسی خوبش و خانم مصباحی‌نیای عزیز با نثر طنزآلودشان صمیمانه تشکر می‌کنم.

متأسفانه امشب سرعت نت آن‌قدر پایین است که امکان تشکر از تک‌تک دوستان میسر نشد.
"۲۲:۴۸ ۲۲ آذر ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (0) | رضا وهمی (8851)

به قدري كامل و قويست اين كار كه حتي با كراپي از ميانه و حذف درب بالاي كادر ، بازهم لطمه اي به كار وارد نميشود .
البته اشاره به اين موضوع كنم كه با كراپ از ميانه عكس ممكن است از مفهوم فعلي كمي فاصله بگيرد .
(با توجه به باز بودن قفل روي درب.)
اما هر كدام در نوع خود كامل و زيبا هستند .

كانتراست متعادل و عالي . سازگار با سليقه ي بنده :)

سلام هادي جان .
ممنون از ارسال .

اما همچنان از رنگ و بوي عكسهايتان كمي آزرده خاطرم . ميترسم اين نوع نگاه برايت عادت شوم و ذهنت را محدود كند . دوستانه ميگويم كمي فاصله بگير از اين فضا . به خاطر پيشرفت خودت حداقل .پوزش بابت جسارت.

موفق و سلامت باشي عزيز دل .
+3

شمارنده دفعات ارسال نظر : هفت

"۲۲:۴۸ ۲۲ آذر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | رضا وهمی (8851)

محروم شدم ....

"۲۲:۴۸ ۲۲ آذر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

رضای عزیز! ممنونم از نظر و اظهار لُطفت.
همچنان از رنگ و بوي عكسهايتان كمي آزرده خاطرم
خوشحالم از این‌که دوست دل‌سوز و بامحبتی همچون شما دارم. همیشه سعی کرده‌ام در زمینه‌های مختلف فعالیت داشته باشم و تجربه کسب کنم. بودن در جمع دوستان خوبی همچون شما، یکی از انگیزه‌هایم در طی مسیر فراگیری عکاسی‌ست. خوشحال می‌شوم نظر شما را بعد از دیدن فتوبلاگ شخصی‌ام بدانم:
http://dehghanpour.blogspot.com
"۲۳:۳۴ ۲۲ آذر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | حمید سبحانی (902)

سلام جناب دهقانپور عزیز
مثل همیشه زیبا و عالی


کلی تفسیرو شعر با ذوق دیدن این عکس نوشتم ولی 9بار ثبت کردم نشد
خسته شدم

):

با ارزوی موفقیت

با احترام سبحانی

"۲۳:۳۴ ۲۲ آذر ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

این ثبت‌نشدن‌ها، این بار هم شما را خسته کرد و هم بنده را از خواندن مطالب خواندنی‌تان محروم! :) ممنون حمید عزیز
"۰۱:۰۲ ۲۳ آذر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | موسی ربانی (1228)

سلام جناب دهقان پور عزیز

پیشرو در مفاهیم
خیلی زیباست

برداشت من در نگاه اول قبل از خوندن نقدها:
ما همیشه در خیالمان درها بسته است ... در صورتی ه همه در ها برای همه ی بنده ها باز است....

بعد از خواندن نقدها:
نقد آقای غفاری رو خوندم زبونم بند اومد...
نقد آقای غفاری رو خوندم زبونم بند اومد...
نقد آقای غفاری رو خوندم زبونم بند اومد...


فوق العادست

یاحق
+3

موسی
"۰۱:۲۹ ۲۳ آذر ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (3) | را مین هوشمندی (7541)

سلام
صبح که عکستونو دیدم کلی حرفم اومد! اما وقت نداشتم تا الان. حالا هم با دیدن و خوندن نظرات دوستان، بویژه "شاهین و عزیز" می بینم که حرفی ندارم!

ای نشسته تو در این خانه پر نقش و خیال
خیز از این خانه برو، رخت ببر، هیچ مگو.

مرسی از اینهمه ذوق و خلاقیت
3+
"۰۷:۲۵ ۲۳ آذر ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (3) | پروانه پاری (3229)

سلام اقای دهقان پور عزیز.
خلق عکسها توسط شما دوست هنرمند سکوت را به حرف و حرف را به سکوت راه میبرد. و من به لحطه ی از فریب . نرده و سراب و کلید و .....به سکوت رسیده ام که گاه بودن در همین است و همهمه را نتیجه ایی نیست.
ممنون از از اشتراک سراب .
ایا میتوان از سراب به واقعیت رسید؟!!!!!
شادیتان افزون
+3َ
"۰۷:۴۳ ۲۳ آذر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | محـسن نیــرومـنــد (2975)

باور کن هادی منم مثل رامین وقتی عکستو دیدم خیلی چیزا واسه نوشتن داشتم
عکست منو برد به عشق به سیاست به مسائل اجتماعی
و من واسه هر کدوم این مفاهیم و ارتباط خوبی که با عکست برقرار می کردن کلی فکر کردم
.
خیلی وقت بود که یه عکس اینقدر منو باخودش درگیر نکرده بود .

از نظرات دوستان استفاده کردم

بسیار عالی کار کردی
بهترین عکس ترکیبی/مفهومی هادی
"۱۱:۴۶ ۲۳ آذر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | محمدامین صاحب پور (3160)

برای بار n ام مینویسم : n از 1 الی بی نهایت !!!!!!
سلام به هادی عزیز :
چقدر دیر رسیدم پسر!!!!! / اما خوبه که رسیدم/ بازهم کنتراست بالا تاثیر گذاری عکستو 2 برابر کرد / چینش عناصر داخل کادر خوب شده / اما من احساس میکنم کمی ساده شده / مفاهیمی واقعا عمیق درک میکنم از عکست که شاید گفتن همه این مفاهیم خوب نباشه!!!!!! و البته جایز ! / اما انچه هست اینه که در درگیر کردن ذهن مخاطب خوب عمل شده / احساس میکنم با وجود خوب بودن چینش عناصر در کادر اما میتونست قویتر هم باشه /
ممنون که تحمل کردی هادی عزیز
+2
"۱۳:۰۳ ۲۳ آذر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | بهاره شهاب (537)

سلام و درود فراوان بر هنرمند ارجمند هـادی دهقـان‌پور
سپاس از اينمه ارسال هاي زيبا و انر‍ژي فراواني كه صرف ثبت آنها مي كنيد
گفتني ها را دوستان گفته اند

از آنروزی که رستم فرخزاد نیزه های تازیان را به پیکر گرفت
از آنروزی که افشین به بابک خیانت کرد
ازآنروزی که حلاج واقعیت را با تمامی سلولهای وجودش احساس کرد
در آنروزها که خیام خون رزان می خورد و دیگران خون کسان
درآن لحظه ها که حوض فین خون امیر را در خود بلعید
در آن لحظه ها ،،، درآن روزها
گذشتگان ما سراب را در رویاها می دیدند.....تا
....تا که دری در حال گشودن بود،، اما افسوس

ممنون از ارسال زيبا و بي نقص
3+
SHAHAB
"۱۴:۵۱ ۲۳ آذر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | حامد بارچیان (1458)

چه حرفي مي توانم بزنم در زماني كه حرفي ندارم.
سلام به استاد دهقانپور
مفهوم عكست به اندازه اي بالاست كه ذهنم از پردازشش قاصره.
چه ميكني با ما؟؟؟؟؟؟؟؟؟
فوق العاده است.
باغت آباد باد دوست؟برادر؟استاد؟؟؟من
"۱۶:۳۶ ۲۳ آذر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | امید امیدواری (1727)

سلام

عکس شما انسان را به فکر کردن وا می دارد.
این نمادین و رمز الود بودن کار شما ، و موضوع عکس با شعر ، شاید اشاره ای به موضوعات قابل تعمق " سیاسی و اجتماعی" داشته باشد ( از دیدگاه من)

مثل همیشه خوب و عالی....

با احترام
امید امیدواری
"۱۹:۴۱ ۲۳ آذر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

از اظهار لطف صمیمانه‌ی موسی عزیز، رامین عزیز، محسن عزیز، حامد عزیز، محمدامین عزیز، امید عزیز، و خانم‌ها پاری و شهاب تشکر می‌کنم. شاد و منصور باشید.
"۱۱:۱۶ ۲۴ آذر ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (3) | علیرضا رستگار (1293)

درود بر استاد ثبت هاي مفهومي و ...
با عرض شرمندگي و به دليل كلافه شدن در ناموفقيت بودن ارسال نقد اينقدر دير خدمت رسيدم
كانسپت هاي شما هميشه بي نقص پردازش و اجرا مي شه و جايي براي نقد از لحاظ فني و تكنيكي باقي نميگذاره. تنهاي چيزي كه باقي مي مونه بحث در مورد فلسفه برداشت است كه گفتني ها را دوستان گفته اند و البته شاهين غفاري با قدرت نوشتار خود توضيحات كاملي را عنوان كرده.
هادي عزيز ممنونم از ارسال هاي موفقت و برات آرزوي سرفرازي و شادكامي دارم
3+
Rastegar
"۱۲:۵۴ ۲۴ آذر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | شهریار بهمن. (476)

با سلام و درود بر شما

جناب دهقانپور عزیز

عکس خیلی جالبی شده بر روی کنتراستش خوب وقت گزاشتید

تصوير بسيار پر معني است

فکوس هم به خوبی انجام شده

اما در کل حس رو به خوبی منتقل کرده

منو که به فکر انداخت و تحت تاثیر کارت قرار داد

ازتون دعوت میکنم به گالری من هم سر بزنید و منو در جریان نظراتون بزارید

مرسی
"۱۳:۵۸ ۲۴ آذر ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

در باز است ؛ ما هميشه در پشت درب های بسته نشسته ايم ؛ در انتظار کليدی، معجزه ای، کسی. در باز است، او همیشه باز بوده است...
هومن حقیقت
"۰۱:۲۲ ۲۶ آذر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | شهریار بهمن. (476)


آفتاب است و بیابان چه فراغ
نیست در آن نه گیاه و نه درخت
غیر آوای غرابان دیگر
بسته هر بانگی از این وادی درخت
در پس پرنده ای از گرد و غبار
نقطه ای لرزد از دور سیاه
چشم اگر پیش رود می بیند
آدمی هست كه می پوید راه
تنش از خستگی افتاده ز كار
بر سر و رویش بنشسته غبار
شده از تشنگی اش خشك گلو
پای عریانش مجروح ز خار
هر قدم پیش رود پای افق
چشم او بیند دریایی آب
اندكی راه چو می پیماید
می كند فكر كه می بیند خواب
سهراب




عمري به سر دويدم در جست وجوي يار
جز دسترس به وصل ويم آرزو نبود
دادم در اين هوس دل ديوانه را به باد
اين جست و جو نبود
هر سو شتافتم پي آن يار ناشناس
گاهي ز شوق خنده زدم گه گريستم
بي آنكه خود بدانم ازين گونه بي قرار
مشتاق كيستم
رويي شكست چون گل رويا و ديده گفت
اين است آن پري كه ز من مي نهفت رو
خوش يافتم كه خوش تر ازين چهره اي نتافت
در خواب آرزو
هر سو مرا كشيد پي خويش دربدر
اين خوشپسند ديده زيباپرست من
شد رهنماي اين دل مشتاق بي قرار
بگرفت دست من
و آن آرزوي گم شده بي نام و بي نشان
در دورگاه ديده من جلوه مي نمود
در وادي خيال مرا مست مي دواند
وز خويش مي ربود
از دور مي فريفت دل تشنه مرا
چون بحر موج مي زد و لرزان چو آب بود
وانگه كه پيش رفتم با شور و التهاب
ديدم سراب بود
بيچاره من كه از پس اين جست و جو هنوز
مي نالد از من اين دل شيدا كه يار كو ؟
كو آن كه جاودانه مرا مي دهد فريب ؟
بنما كجاست او


درخواست میکنم به گالری من هم سر بزنید ونظرتون رو واسم بذارید
"۱۷:۰۴ ۲۶ آذر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | محمدرضا دهقان پور (3348)

سلام داداش

ببخشید دیر خدمت می رسم
اینقدر حواس پرتم این روزها که خودمم دقیقا نمی دونم کجام
دقیقا یه چیزی تو مایه های همین عکست


همون لحظه که عکست رو دیدم خیلی خوشم اومد! کادر و نور رو توی ادیت خیلی خوب به ایده آل رسوندیشون

موفق باشی
"۰۰:۰۸ ۲۹ آذر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | سامان ناجیون (256)

سلام جناب دهقانپور
واقعا ثبت زيبايي شده ... من هميشه با ديدن عكسهاي شما حيرت زده مي شم...
واقعا هنگ مي كنم و براي سوزه ها و ديدتون نسبت به موضوع هاي مختلف به شما درود مي فرستم ...
اميدوارم كه هميشه شاد و سلامت باشيد ...
"۰۰:۰۸ ۲۹ آذر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | سامان ناجیون (256)

ببخشيد گويا از امتياز دادن محروم هستم
+2
"۰۰:۰۹ ۲۹ آذر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | سامان ناجیون (256)

البته منظورم +3 بود كه به اشتباه 2 تايپ كردم...
"۱۰:۰۹ ۲۹ آذر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | میشـــا افشـــار (1595)

سلام.

راستش اولین کسی بودم که عکس رو هنگام آپ کردن دیدم.اما به خاطر اینکه دوبار در هفته بهتون نظر داده بودم بدون امتیاز ثبت میشد. حالا هم آخرین نفرم.


ایده بسیار جالبیست.
به غیر از عکاس و ادیتور خوب کارگردان خوبی هم هستید.




"۱۰:۰۹ ۲۹ آذر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

ممنونم دوست عزیز
اتفاقاً بنده نیز اولین بیننده‌ی آخرین اثرتان بودم! که متأسفانه به دلیل محرومیتم، از نظردهی پرهیز نمودم. به امید خدا، در اولین فرصت خدمت خواهم رسید.
"۰۹:۲۸ ۳۰ آذر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | شهاب صادقی (2549)

سلام بر هادي عزيز
وقتي به گالريت آمدم و انگشتي شات را ديدم با خودم گفتم هادي نميتونه يه شات هويجوري از يك انعكاس بگيره. بايد پاي موضوعي ديگه در ميان باشه.به هر چيزي فكر كردم جز چيزي كه در عكس ديدم.به نظرم اين يكي از بهترين كارهاي شماست.و باز هم به نظرم شايد وجود دسته كليد ها ضروري نبود و يك انعكاس از قفل بسته(شايد هم برعكس-قفل بسته و انعكاس باز) هم كفايت ميكرد تا نشان دهد كه راه باز است و اين سراب ها هستند كه تو فكر ميكني كه درها به روي تو بسته شده اند.

"۰۹:۲۸ ۳۰ آذر ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

شهاب عزیز! خوشحالم از فعالیت مجددت. در پناه حق...
"۲۱:۲۳ ۰۱ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | زهرا درویشیان (4596)

shayad hata klid lazem nabud,
un khalghe bishomar ke hatman mileha hastan
ei kasho ma nemibinim, pas rahehal mileharo ham nabayd tu tasvir did
nemidunam mano mafhum pedare hamo dar miarim, shayad dige ziadi man khordegir shodam, ya ziadi mibinam

exposure axet kheili khube, hichi az dast nadady

"۲۱:۲۳ ۰۱ دى ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

یه رابطه‌ی خوب بین مفهومی و درگیری ذهنی و زهرا درویشیان و دغدغه‌ها می‌بینم. هم خوندی و هم خوب لمس کردی...
"۰۰:۰۵ ۱۶ دى ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | مجتبی ره انجام (1)

با سلام خدمت آقای دهقانپور. من تازه کارم و تازه وارد جمع دوستانه شما شدم با دیدن عکسهای زیباتون واقعآ به شوق اومدم تازه می فهمم که کجای کارم و باید در کلاس اول محظر اساتید عزیز ثبت نام کنم . موفق باشید
"۲۲:۵۳ ۰۶ بهمن ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | فرنوش عبدلی (57)

خیلی خوبه که آدم فقط یک عکاس نباشه و به مفاهیم عمیق و معناها هم فکر و توجه کنه.
بهتون تبریک می گم که اینقدر خوب می تونید ذهنیتتون رو به تصویر بکشید با زبانی گویا.
"۱۶:۳۵ ۲۹ فروردين ۱۳۸۹" | مفید (1) | امتیاز (0) | حسین اسدزاده (485)

سلام
این عکس حقیقت تلخی رو به تصویر کشیده
بازار گرم سرابها...
البته از این تلخ تر هم شاید باشه
و اون "غرق شدن در سرابهاست"
آفرین به نگاهتان
یا علی مدد
"۱۶:۲۹ ۲۱ آذر ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (3) | نیلوفر حسین زاده مقدم (3544)


در اينجا 4 زندان است
به هر زندان دو چندان نقب
در هر نقب چندين حجره
به هر حجره چندين مرد در زنجير ...
احمد شاملو

خورشيدشان كجاست ؟
خورشيدمان كجاست ؟
احمد شاملو

شايد قدري چرخش زاويه دوربين به چپ واسه اين ديدگاه رندانه ..

موفق و مويد