گالری تصاویر "هادی دهقان‌پور"

         
عکس
نام :   Freedom (امتیاز : 80)
عکاس :   هادی دهقان‌پور (امتیاز : 9761)
نوع دوربین :   Canon
مدل دوربین :   Canon EOS 450D
نوع لنز :   Canon
مدل لنز :   Canon EF-S 18-55mm f/3.5-5.6 IS
دیافراگم :   F5.6
سنسور :   12 MP
شاتر :   1/30 ثانیه
ایزو :   400
نظرات :   53
بازدیدها :   2498
تاریخ ارسال :   ۰۴ مهر ۱۳۸۸
علاقه‌مندی‌ها :   3
دسته‌بندی کاربر :   در گرو دیدن
دسته‌بندی سايت :   احساسات انسانی , مفهومی , انسان
توضیحات عکاس
کار با بیش از 40 متر مفتول فلزی برای ساختن قفسی کُروی، حوصله و صبر زیادی می‌طلبید که از من بعید بود! :) نویز، عمدی‌ست.

"۲۲:۰۱ ۰۴ مهر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | علی محمد گنج علیخان (335)

با سلام
چه حس و حال نا یاب و عجیبی.
دریافت مفهوم و گرفتن مقصود کمی برام سخته .
ولی کلیت و پرداخت قابل تحسن و اندکی بحث بر انگیزه .
1- اگر این عکس اسمی داشت شاید به درکش کمک میکرد
2- کیفیت و پرداخت طوری هستش که بیننده تصور ساختگی بودن ( کامپیتری بودن ) را داره .
موفق و پیروز باشید +2

"۲۲:۰۱ ۰۴ مهر ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

عکس در یک فریم برداشت شده و ترکیبی نیست.
برای دیدن با کیفیت بهتر «اینجا» کلیک نمایید.

"۲۲:۰۱ ۰۴ مهر ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

مورد دیگری که انجام شد، تصحیح لیوان بود که در راستای مفهوم، جایگزین گردید.
"۲۳:۲۸ ۰۴ مهر ۱۳۸۸" | مفید (3) | امتیاز (2) | نعمت الله کفایتی (198)

از این کار مفهومیتان خیلی لذت بردم. مرا به یاد
این شعر حافظ انداخت:
حجاب چهره جان میشود غبار تنم
خوشا دمی که از این چهره پرده بر فکنم
موفق باشید

"۲۳:۲۸ ۰۴ مهر ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

حضورتان برای بنده جای بسی افتخار و مسرت است.
"۲۳:۵۵ ۰۴ مهر ۱۳۸۸" | مفید (4) | امتیاز (3) | میلاد دهقانی (456)

سلام جناب دهقانپور
عکس تامل بر انگیزیه
همه جا اعلام میکننن آزادی هستش ولی آدمو گذاشتن تو قفس و تمام راه های دستیابی به اونو بستن اینجاست آزادی یه رویا میشه برای کسی که تو قفسه و با نا امیدی سعی میکنه دستشو بهش برسونه
لیوان آب نماد آزادی
مرسی از ارسال زیباتون
موفق باشید
به منم سر بزنین
+3
"۰۱:۰۳ ۰۵ مهر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | میلاد پروز (253)

سلام
ترکیب بندی و زیبایی بصری کار قابل توجه است.
در مورد مفهوم کار به نظر من با توجه به المان های قفس و آب میشه تعبیر های متفاوتی کرد! و هر کس برداشتی داشته باشه و بهتر که از توضیح شما این برداشت ایجاد نشه چون این اثر توان تاثیر گذاری بالایی دارد
موفق باشید
"۰۱:۱۸ ۰۵ مهر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | مرضیه طاهانی (9)

خیلی جالب و تحسین برانگیزه
مخصوصا ترکیب رنگی که استفادع کردید با مفهوم خیلی نزدیکه
بهتون تبریک میگم بابت این تخیل قوی
امیدوارم موفق باشید
"۰۷:۴۵ ۰۵ مهر ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (3) | مــهدا ســالاری (606)

با سلام .
ایده و اجرا بسیار خوبه ؛ از نور هم خیلی خوب استفاده شده .
حس سوژه هم طبیعی دراومده ... فقط پاها مثل نقاشی شده .
موفق و پیروز باشید .

"۰۷:۴۵ ۰۵ مهر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

ممنونم خانم سالاری. شاید این امر به‌خاطر محدودیت‌های اجرا و نورپردازی باشه. ولی سعی‌ام رو کردم تا به بهترین فُرم ممکن برسم.
"۰۸:۱۳ ۰۵ مهر ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (2) | شاهین غفاری (2714)

هادي جان سالم
اين اجرا هم خوب است و رسيدن بصري به ايده و انديشه اي كه در سر داري قابل ستايش است. تم رنگي زيباست و اجرا هم مثل هميشه با خلاقيت.
شعري از فريدون مشيري را ضميمه مي كنم:
باد در قفس
داد ترا نمي‌برم از ياد، در قفس
اي داد بر تو رفت چه بيداد در قفس
گويي زجان و هستي من مايه مي‌گرفت
فريادها كه جان تو سر داد در قفس
ديوار و در گشوده نشد، گرچه صدهزار
چون تو زدند پرپر و فرياد در قفس
چون آفتاب رفتي و من دير چون غروب
چشمم به جاي خالي‌ات افتاد در قفس
از آن همه اميد گرامي دريغ و درد
ديگر نمانده هيچ، بجز باد در قفس.
موفق باشي

"۰۸:۱۳ ۰۵ مهر ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

در تار و پود این جملات، می‌شه جان کلام رو یافت. ممنون شاهین عزیز
"۰۸:۲۲ ۰۵ مهر ۱۳۸۸" | مفید (3) | امتیاز (3) | پروانه پاری (3229)

سلام. من شاعر یا نویسنده نسیتم. ولی میتونم برای دل خودم قلم در دست بگیرم و صفحاتی رو سیاه کنم.
این متن هم جز این دسته است. امیدوارم قابل تورو داشته باشه. قابل عکس ات و ازادی.
قفسی ساخته اند از تن خود.
جسثجوی غریبانه ی تو از چیست؟
انتهای ثروتی؟ هست.
شکوه قصری؟ هست.
قدرت بی رحمی؟ هست.
سرابی؟هست.
شهر خون و تفنگی؟ هست.
اقرای و گشودن زبانی؟ هست.
هست هست...............
قفسی ساخته اند از خود
جستجوی پر شتاب تو از چیست؟
عشق و مستی؟ نیست.
صفایی و رحمی؟ نیست.
چشمه ایی؟ نیست
ازادی و جستنی؟ نیست
نیست نیست ..........
قفسی ساخته اند از تن خود.
ای نازنین، زیبای من
تکانی و خیزشی.
اندیشه ای و خلقی
سر برا،از قفس دلتنگ و کوچک خویش.
نگاهی ، به بالا.
بنگر و رخت سیاه اتن برکن
اهریمن سیاه را پس زن.
فریادی و چنگی.
نه--نرم باش و مبارزه ایی.
زیبای من:
ازادی در راه نیست
تو خود ازادی هستی و با تو است رهایی.
تو خود حدیث رفتن و ماندن و بودنی.
زیبای من : ما زیاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود انچه می پنداشتیم.
قفس بشکن
در خزان در هم تنیدگی و تنهایی ایت
بهاررا در سینه بزرگ کن
شکفتن بیهنگام راه توست.
در تواست ازادی، اغازو پایان
در تواست قطره های اقیانوس زندگی.
تقدیم به ازادی هادی.
"۰۸:۴۶ ۰۵ مهر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | محمدعلي سلیم لوئی (2401)

سلام هادی عزیز و با حوصله,

ارت یاد میگیرم؛ این همه سعی و تلاشو.این همه حوصله و وقت گذاشتن یا بهتر بگم ارزش دادن به کاراتو...
حال و هوای خاصی داره...کارات بی نقصه اما کادرات نه!
(:


یکی نیست بگه آخه چیکار به پاسپارتو داری؛عکسو بچسب!


دوست داشتم کمی رو پاسپارتو بیشتر کار میکردی...


اما در هر صورت زیباست
ارادت
+2.5

"۰۸:۴۶ ۰۵ مهر ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

پاسپارتو
ببخش محمدعلی جان! توی این مسئله، خیلی خوش‌سلیقه نیستم. ولی چشم! در اولین فرصت مزاحمت می‌شم :)
البته نیت، قرار گرفتن عکس در کادری مشکی و در نهایت ساده‌گی بود.
"۰۸:۵۷ ۰۵ مهر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | مازیار یعقوبی (5694)

سواي فرم قفس كه خيلي ايده آل نيست ، رنگ و نور كارت رو دوس مي دارم.
فكر كنم اگه با 43 متر متول كار مي كردي ، نتيجه ي كار بهتر مي شد.
(:
تنهايي و گرفتاري و عطش اين شخص در فضا و محيطي خالي و مرده و تقلاي اون براي رسيدن به هدفش ، كه همون سيراب كردنشه ، ظاهراً راه به جايي نمي بره.
"۱۰:۱۶ ۰۵ مهر ۱۳۸۸" | مفید (4) | امتیاز (2) | محمد مهدی ابریشمی (843)

روزگاري كه درس مي خواندم آزادي را تنها براي خودم مي خواستم.
مي خواستم آزاد باشم كه شبها بيرون از منزل بمانم،آزاد باشم تا آنچه را دوست دارم بخوانم،آزاد باشم كه به هرقانوني من جايي كه مي خواهم بروم.
بعدا وقتي در ژوهانسبورگ مرد جواني شدم ،مشتاق آن بودم كه بتوانم توانمنديهايم را بروز دهم ،خودم را اداره كنم ؛ازدواج كنم ؛و صاحب اولاد شوم.مي خواستم از اين آزادي برخوردار شوم كه كسي مانع زندگي قانوني من نشود .
اما به تدريج ديدم نه تنها من آزاد نيستم،بلكه برادران و خواهرانم هم آزاد نيستند...
در اين زمان بود كه عطش آزادي براي خودم،به عطش شديدتر آزادي براي مردمم تبديل شد....
من بيش از ديگران از خود گذشته و پارسا نيستم ،اما وقتي فهميدم كه مردم كشورم آزاد نيستند،ديدم نمي تونم از اندك آزادي اي كه دارم استفاده كنم.
"نلسون ماندلا"
به اميد روزي كه همه شاهد آزادي را در آغوش بگيرند.
مثل هميشه آثارتون زيباست .اما اين اثر بوي رهايي مي دهد...اندكي صبر سحر نزديك است.

"۱۰:۱۶ ۰۵ مهر ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

تیزبینانه و تأمل‌برانگیز! ممنون محمدمهدی عزیز

"۱۰:۱۶ ۰۵ مهر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | محمد مهدی ابریشمی (843)

اصلاحيه متن سطر دوم *...آزاد باشم به هر جايي كه مي خواهم بروم...
"۱۳:۳۰ ۰۵ مهر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | پوریا افخمی (1785)

خب نمیدونم چی بگم!
اینجور عکسا توی این سایت بعیده... به نظرم برای 1x بفرستی خوب جواب بده هادی جان...


راستی قرار شد آقای رشیدی رو وازلین و ... رعایت کنید لطفاً


+3000
"۱۴:۱۰ ۰۵ مهر ۱۳۸۸" | مفید (4) | امتیاز (3) | محمد رضا گودرزی (3885)

سلام

از كارهاي فيگوراتيو بشدت خوشم مي آيد...

اثري انساني كه البته بسيار يك راست سر اصل مطلب رفته است (شايد تنها نكته قابل انتقاد!)
كيفيت عكس قابل قبول و تقدير است.

موفق باشي
"۱۶:۵۰ ۰۵ مهر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | داوود ارسلانی (1085)

این ازادی چیه که همه به دنبالشن؟
مگه جز اینه که داشتن و نداشتنش دردسر و عذابه؟
به نظرم کمی استفاده از نوعی براش برای خشن و کهنه جلوه دادن در نواحی اطراف سوژه بد نبود.

موفق باشید!
+2
"۲۰:۴۲ ۰۵ مهر ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (3) | توماج زنگویی (3104)

هادی جان سلام،
کارگردانی قابل تامل و موفقيت کامل در انتقال حس و رسوندن مفهوم. لذت بردم.
ارادت داريم.

عكس از لحاظ تكنیک و موضوع بدون اشكال است. (عکس خلاقانه، جدید، و دارای اجرایی با کیفیت و قدرتمند است. از لحاظ تکنیک و موضوع عالی است.)

"۲۰:۴۲ ۰۵ مهر ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

یادمه زمان خدمت، یه کتاب از سوژه‌ی عکس آخرت همراهم بود. بابتش، چند ساعتی آب خنک خوردیم! ؛) ممنون توماج عزیز
"۲۱:۱۸ ۰۵ مهر ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (2) | آرش نصیری (11202)

هادی جان سلام. چه میکنی؟
من هم حاضر بودم برات تور ببافم. هم سوژت بشم!
مد رنگی مناسب فضای عکسه و کاری پرزحمته.
اثري انساني كه البته بسيار يك راست سر اصل مطلب رفته است (شايد تنها نكته قابل انتقاد!)
شاید تنها مورد این باشد برخلاف اون 2 کار قبلیت که واقعا فکرها رو به چالش کشید و به همین خاطر شاید کمتر کسی بهش نظر داد!
موفق باشی

"۲۱:۱۸ ۰۵ مهر ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

از شاهین، میلاد، مازیار، پوریا، محمدرضا، داوود و آرش عزیز و همچنین خانم‌ها طاهانی و پاری بابت نقدهای سازنده‌شون ممنونم.
"۲۳:۰۹ ۰۵ مهر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | نوید شاکری (935)

سلام به هادی عزیزم.
خیلی زیباست.
از نظر تکنیکی بی نقصه.
حالت قرار گیری سوژه رو تو قفس دوست دارم.یه جورایی احساس میکنم اون قفسه روز به روز کوچیکتر میشه و آدمه مجبوره خودشو جمع تر کنه.این کاریه که ما تا امروز انجام میدادیم.
مفهوم خیلی ساده اما فوق العاده.
3+

"۲۳:۰۹ ۰۵ مهر ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

نقدت خیلی زیبا بود نوید جان! موفق باشی دوست من
"۰۰:۵۵ ۰۶ مهر ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (3) | محمدرضا دهقان پور (3348)

سلام هادی جان

خیلی منتظر چنین کاری بودم . صبر حوصله در یک کار تمییز و خوبی مثل این به دو بخش صبر و حوصله در زمان عکاسی و ویرایش خوب تقسیم می شود است

بعد از ا ن ت خ ا ب ا ت خیلی سیاسی شدم که اگر این عکس رو اون زمان می دیدم قطعا حرف زیادی خارج از مسائل تکنیکی و اینها برای گفتن داشتم اما اکنون گفتنش گزافه گویی ای بیش نیست!

همیشه ترکیب رنگ شکلاتی و هرچیزی که به شکلات (به این شکل قهوه ای رنگ) ختم می شد رو خیلی دوست داشتم!;) این رنگ عکست هم مصداق همون موضوع هست

حالت قشنگ دست رو در راستای رساندن هدفت می دونم
به پاسپارتو کاری ندارم چون همینش هم زیباست

موفق باشی همیشه
+3
"۰۶:۲۰ ۰۶ مهر ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (1) | زهرا درویشیان (4596)

salam, kheili vaght bud axi ro share nakarde budim. ye bar baraye axet nazdike 1 saat comment mizashtam, ama up nemishod, junamo gerefto nashod :(

tu in ax adam entezare bishtary az suje dare, kami talash lazem bud ta dastha, surat, muha hesi az talash enteghal bedan

az vaghty ke baraye karat mizry kheili khosham miad, tashvigh misham ke poshtekar dashte basham, thx

"۰۶:۲۰ ۰۶ مهر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

وقتی که دیگه امیدی به رهایی نداری، وقتی که دیگه توانی برای دست و پازدن و تقلا نمونده و وقتی که از همه‌چی قطع امید می‌کنی، می‌نشینی و با حسرت به اونی که اون‌طرف اسارته نگاه می‌کنی. درست می‌شی مثل سوژه‌ی انسانی من...
"۱۰:۰۸ ۰۶ مهر ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (3) | وهب رامزی (1921)

سلام
مثل خیلی از عکس ها این کار هم نیاز به نوشتن یک مقاله دارد برای بررسی جوانب مختلف اثر.
اصولا وجه تمایز تصویر و کلام در همین است گرچه اصالت و شانیت کلام قابل مقایسه با تصویر نیست اما به هر روی در روزگار ما تصویر از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

یک اثر با درون مایه های اومانیستی که با پرداختی نسبتا مناسب و صبر و حوصله زیاد نتیجه قابل قبولی داده است. درباره نوع اجرا میشود گفت و گو کرد. حالت دست ها فرم موها و پنهان شدن چشم (یا کاستن اثر یک نگاه) سوژه از نقاط قابل انتقاد اثر می باشد.

نکته قابل توجه دیگری برای من آن لیوان آب است و سوال در باره کارکرد آن.
آن لیوان آب چه کارکردی میتواند داشته باشد؟ اصولا چه نیازی بود خالق اثر این قدر واضح و با اضافه کردن چنین المانی حرف خودش را بزند؟ آیا بدون آن لیوان هم میشد به برداشت هایی بهتر و بسیط تر رسید؟
به نظر حقیر فیگور سوژه و آن مفتولی ها نقطه قوت کار به حساب می آیند و اینقدر خوب هستند که دیگر نیازی به المان دیگری نباشد.
چه این که اصولا یک لیوان آب منطقا آیا حکم آزادی یا چیزی شبیه به این را دارد؟ آیا واقعا آن سوژه انسانی که به نظر بنده نمادی است از انسان معاصر به دنبال یک لیوان آب تقلا میکند(گرچه در باره این که آیا تقلایی هست یا نه هم میشود حرف زد)؟
بر فرض قبول کنیم که انسان از فرط فشار و حبس های متعدد به یک لیوان آب هم راضی است.این نقض غرض است. آیا هنرمند در همین شرایط حبس و قفس نباید فریاد بزند من به لیوان آبی راضی نخواهم شد من را به دریا به آسمان برسانید؟!

به هر روی بیشتر گفتن در این ظرف نمیگنجد.
به شخصه به پشتکار و تلاش شما غبطه میخورم.

بامهر


"۱۰:۰۸ ۰۶ مهر ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

مثل همیشه، با حوصله و کنکاش، عکس رو دیدی و با دقت‌نظر، به تحلیل اون پرداختی.
چند مورد به ذهن حقیر می‌رسه:
- رعایت حداقل‌ المان‌ها و نمادین‌بودن و با حداکثر بار مفهومی، از دغدغه‌های اصلی‌ام بود. یه قفس، یه دربند و یه فضای گرفته، می‌تونه تعابیر مختلفی داشته باشه، ولی شاید هیچ‌کدوم نتونه به‌طور کامل مفهوم مورد نظرم را به بیننده منتقل کند.
- در مورد حالت سوژه و بیشتر مشخص بودن جزئیات صورت، به‌طور مختصر در جواب نظر خانم درویشیان توضیح داده شد. ولی با توضیحات خوبی که دادید، جرقه‌ی ایده‌ای دیگر در ذهنم زده شد! :)
- در مورد استفاده از عنصر آب در عکس، توجه‌تان را به توضیحات ذیل جلب می‌کنم:
*آب نماد همه‌ی چیزهایی‌ست که بالقوه وجود دارند، آب در آفرینش، اساطیر، آئین‌ها، شمایل‌نگاری‌ها، جدا از ساختارهای فرهنگی، همواره یک نقش دارد، مقدم بر هر شکل و صورتی است و محمل و تکیه‌گاه هر آفرینش.
به یک تعبیر، آب نماد زندگی و در جای دیگر، نماد مرگ است و چون پُلی بین دنیای زمینی و عالم بالا عمل می‌کند و این تعابیر بی‌شمارند برای آبی که خود نمادگراست. (برگرفته از پایگاه لنداسکیپ دات آی‌آر)

"۱۰:۰۸ ۰۶ مهر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | وهب رامزی (1921)

ممنون از جوابت!

درباره آب. من با تعاریف و تعابیر بالا موافقم آب نماد این چیزهایی است که گفتی و خیلی چیزهای دیگر...
اما من از لیوان آب حرف زدم. با نوع چینش و حسی که از عکس گرفتم این لیوان آب نمیتواند نمادی از ان همه مفهموم از آب باشد. به نظرم آمد خود آب هم به گونه ایی در قفس آن لیوان است.می دانم گفت و گو کمی سخت است پیرامون این نکته. یک جرعه از ان آب لا یتنهایی هم کافیست برای آزادی اما این ان جرعه نیست. این آب هم جزیی از همان زندگی انسان معاصر است و خوب میدانی در عصر ما تعاریف همه چیز عوض شده اند گاه جابجا شده اند گاه ... این نوع نماد سازی از آب (لیوان اب) برای من جززی از همین زیستن از نوع همان سوژه در بند است.
امیدوارم توانسته باشم منظورم را برسانم.
"۱۲:۱۶ ۰۶ مهر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | خلیل خسروانی (178)

هادی جان سلام . یهحس تشنگیه شدید دارمتو این عکس . بار اولی که دیدمش رسما تشنم شد ! این تشنگی تشنگیه امروز ماست که میتونه تشنگیه به عشق ، انسان ، محبت ، زمین ، وطن یاهر چیز دیگه ای باشه .
مهمتر از همهاین توهمیه کهماهافکر میکنیم با هر آبی میتونیم سیرآب بشیم . اما واقعیت همینه که تو عکسن هست ما اسیرانی هستیم که فکر میکنیم تشنگیمون برطرف شده در حالی که منبع آب اصلی نیاز به تلاش و زجر فراوانی داره واسه رسیدن بهش .
اما هادی جان شما کاش بک گراندو یه طرح دیگه بهش میدادی .البته نظر منه .
موفق و پیروز باشی .
راستی ببینیمت !
"۱۲:۳۵ ۰۶ مهر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | حامد بارچیان (1458)

سلام هادی جون
کاری مفهومی که آنسان را به فکر فرو می برد اما حالت رو می پسندم.
لیوان آبی که شاید چند سانت با انگشتش فاصله باشد اما امید کجاست.
تم خوبی انتخاب کردی و ادیتت کارو به کارت پستال شباهت داده.
شرمنده اما وقت ندارم احساس کاملمو اینجا بگم،الان هم فاچاقی اومدم.دانشگاهه دیگه.
باغت آباد باد برادر
"۱۲:۴۴ ۰۶ مهر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | محمدرضا محسنی شاد (1947)

جناب دهقانپور عزيز
در اينكه كار زيبا و قدرتمندي شده هيچ حرفي نيست.
مقدار ناچيزي كم دقتي در اديت ديه ميشود كه در برابر زمت اين ثبت بي مورد است.
گفتني ها هم كه گفته شده.
حرفي نسيت جز آرزوي شادكامي
موفق باشي
"۱۲:۴۹ ۰۶ مهر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | امیررضا کاشانی (7213)

سلام اي دوست

خسته نباشي

نور رو دوست دارم

اديت عاليست

محل سايه مناسب

تنها با فيگور سوژه خيلي موافق نيستم

ممنون
"۱۵:۴۴ ۰۶ مهر ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (2) | محمد جواد شفیعیان (9750)

با سلام خدمت هادی عزیز
ثبت از لحاظ مفهوم و ادیت مطلوب می بینم
وقتی کسی برای آزادی حتی در زندان هست باید در چهره نوعی از اراده برای آزادی دیده بشه ولی تصویر و حالت سوژه شما اینگونه نیست!!
با آرزوی بهترینها برای شما
+2
"۱۷:۵۸ ۰۶ مهر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | شهره گرگینی (55)

درود

وای خدایا چقدر نظر.........؟من دیگه چیزی برای گفتن ندارم اما حس قریبی دارم از دیدن این عکس...هیچ نمیدونم ترسناکه یا نه؟اما چرا نویز عمدیه؟لطفن اینجا حواب ندین؟میشه؟چون گم میکنم.فقط کاشکی کادر سمت راست کرب میشد...کمی و لیوان شیشه ای...مناسب نیست..کاش جنسش به فلز میخورد..نمیدونم...
با سپاس
"۱۹:۰۸ ۰۶ مهر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | میشـــا افشـــار (1595)

با سلام خدمت آقای دهقان پور خلاق.
کاریست که به ندرنت میتوان در سایت دید.
جدا از عکس پاسپارتو رو میتونستید از چهار طرف یک اندازه انتخاب کنید یا از سمت راست چپ و بالا یک اندازه و پایین یه مقدار بزرگتر.
در کل کاریست عالی.تبریک میگم.
با آرزوی موفقیت در کارتون
+3
MISHAAFSHAR
"۱۹:۳۷ ۰۶ مهر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | منوچهر بهمنی (3156)

سلام دوست عزيز آقاي دهقان پور
ثبت تاثير گذار و تامل برانگيزي شده/تركيب بندي عاليه/رنگ خيلي به ارائه مفهوم كمك كرده/
هميشه شاد و خندان باشي.
"۰۱:۰۱ ۰۷ مهر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | را مین هوشمندی (7541)

سلام
نظرات دوستان را بطور کامل خواندم، همه چیز را گفته اند!
به نظرم فقط اینکه خیلی سرراست سراغ مضوع رفته اید شاید....
اجرای بدون نقصی دارد ممنون از شما
پاینده باشید.
3+

"۰۱:۰۱ ۰۷ مهر ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

این‌که تا این حد، دوستان را مورد عنایت خود قرار می‌دهید جای تشکر و قدردانی دارد. موفق باشید
"۰۶:۴۶ ۰۷ مهر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | فاطمه جعفری (159)

سلام
تلاش شما قابل تقدیره.
"۱۹:۱۵ ۰۷ مهر ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (2) | محمدامین صاحب پور (3160)

سلام به هادی عزیز :
فکر میکنم خیلی دیر رسیدم... خودت میدونی که اکانت اینترنتم تموم شده بود...شرمندم...همه نظراتو دوستان عزیز ارائه کردن...اجرای کار جای کاره بیشتری داشت...هادی جان به نظرم کمی کنترل نور قوی تر عالی میکرد این اثرتو...خیلی عالی شده...همچنان با احساس...بسته شدن کادر واقعا حسه عجیبی داره میده...بابت عکسهای ارسالی که به ایمیلم زدی ممنونم...واقعا خوب ادیت شده بودند...مثله همیشه...جمله اولتی هم که نوشته بودی وظیفه بود داداش...
شادوسربلند باشی هادی عزیز
+2
"۲۰:۳۲ ۰۷ مهر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | نازنین م (526)

اقای دهقان پور
صبر شما قابل تحسین است
ایده (مخصوصا استفاده از اب) و اجرا مثل همه کار هایتان زیبا هستند
و ترکیب رنگ ها عالی می باشند
+3
"۰۱:۳۵ ۰۹ مهر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | محمد گل محمدی (1641)

salam AGHA HADI ba tashakor az in ke vase axaton va akksy ehteram va arzeshe ziady ghaeely o ro akasse taassob dary ke vasash in hame zahmat mikehsy in ax jaalebo jazzbe vasam kheily khosh hal misham nazareto rajebe kare akharam
Nothing else matters
dashte basham
"۲۰:۵۸ ۱۰ مهر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | J ZH (9)

mamnoon az nazaretoon,shoma vaghean mano be zendegi omidvar mikonid
"۲۱:۱۴ ۱۱ مهر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | مجید باقرزاده (3543)

سلام جناب دهقان پور عزیز و گرامی
تصویر جالبی را به همراه مفهومی در خور و زحمت زیاد ثبت و ارسال کرده اید
همیشه تندرست و پیروز باشید
+2

"۲۱:۱۴ ۱۱ مهر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | مجید باقرزاده (3543)

سلام مجدد
متاسفانه امتیازم به علت مزاحمتهای مکررم ثبت نشد
همیشه تندرست و پیروز باشید

"۲۱:۱۴ ۱۱ مهر ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

این چه حرفیه آقا مجید؟ شما وجودتون نویددهنده‌ی برکته... :)
"۱۵:۳۸ ۱۵ مهر ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | احمد راستی (21)

سلام هادی جان...

عکس خوب و قابل تاملی شده از ترکیب رنگی خوبی هم استفاده کردید درکل کار ،مفهوم خوبی رو در بر داره...

موفق باشی دوست خوبم...