گالری تصاویر "یاسر رضایی"

         
عکس
نام :   کارگرانه ! (امتیاز : 21)
عکاس :   یاسر رضایی (امتیاز : 1554)
نوع دوربین :   Canon
مدل دوربین :   Canon 50D
نوع لنز :   Canon
دیافراگم :   F5.6
نظرات :   17
بازدیدها :   1187
تاریخ ارسال :   ۳۱ مرداد ۱۳۸۸
علاقه‌مندی‌ها :   1
دسته‌بندی سايت :   مردم , احساسات انسانی
توضیحات عکاس

"۲۲:۵۰ ۳۱ مرداد ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (2) | وحید توحیدی (174)

سلام.
آقای رضایی از عکستون خیلی لذت بردم.
مد رنگی زیبا، کادربندی زیبا، عمق میدان و شارپنس مناسب، بکگراند زیبا، سوی چشم ها تامل برانگیز.
یک نوع شادی و قناعت رو به ادم القا می کنه.
امتیازتون از نظر من 5+ هست ولی چون امروز هنوز امتیاز زیر 2 ندادم شما همون 2+ رو از من بپزیرید.
اگر بدونید چند بار دوباره فرستادم تا این نظر ثبت بشه بهم جایزه می دید.
"۲۳:۳۸ ۳۱ مرداد ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (2) | داوود ارسلانی (1085)

سلام.
ادیت انجام شده بر روی عکس خیلی لذت بخشه.
کادر مربع رو هم امتحان کن تا از شر اون فضای خالی و فرغون راحت شی. اینجوری به یک کادر بسته و زیبا میرسیم.
نگاهها و خنده ها خیلی دلنشینن.

موفق باشی!
"۲۳:۵۴ ۳۱ مرداد ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (2) | مسعود عرفانی (1649)

سلام یاسر جان
چه عجب !
کادر بندی در حد تیم ملی
این 50 دی هم خیلی زاغارت نیست ها :)
ادیت به خوبی انجام پذیرفته و در لحظه مناسبی هم شاتر زدی
د.س
شاد باشی
+2 به هزار دلیل
"۰۰:۰۷ ۰۱ شهريور ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (1) | وهب رامزی (1921)

سلام آقای رضایی

وجود چند المان در ترکیب یک عکس پرتره مستند اجتماعی کمک خوبیه برای شناخت بیشتر سوژه عکاسی.اما به نظرم اینجا به خوبی عمل نشده و کمی عوامل جانبی پرتره اذیت کننده هستند.خام این که ادیت اون بند لباس با توجه به قرار گیریش در پس سر سوژه انسانیت ضروریست،چشم را میپراند! به نظرم همان فرقون کافیست.
انصافا از ادیت چشمگیرت روی سوژه های انسانی نمیشود گذشت.

بامهر

بامهر

"۰۰:۰۷ ۰۱ شهريور ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | یاسر رضایی (1554)

سلام وهب جان
خوب
پس همان فرقون کافیست
و وجود اون بند و لباسهای رنگی بوکه شده در پس زمینه ضروری نیست
وهب جان با تغییر زاویه یا حذف اون عناصر ذکر شده از طریق نرم افزار ، یکی از تعاریفی که عکس قرار بود داشته باشد یعنی همان زندگی کارگران با خانواده در محیط کارشان یعنی کوره های آجرپزی حذف نمیشد.

"۰۰:۰۷ ۰۱ شهريور ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | وهب رامزی (1921)

آقا یاسر من با شما کاملا موافقم که یک پرتره کلوز آپ از این سوژه کفایت نمیکند و تحسین میکنم که با باز کردن کادرت عناصری را به عکست اضافه نمودی تا ما بیشتر ببینیم و بیشتر بشنویم.
به نظرم این قدر اون پرتره قدرت داره که فقط با وجود یک المان دیگر شروع هکند به فریاد زدن از درون عکس.موافقم که نباید معنی را فدای تکنیک کرد اما تا جایی که میشود باید اصول را هم رعایت کرد به چشمم آن بند رخت هم کمک خاصی به معرفی سوژه نمیکند و هم این که با توجه به قرار گیریش درست پشت سر سوژه انسانی چشم را منحرف میکند.
این قدر دقیق دیدن و اشکال گرفتن،یاسر جان نشان از بالا رفتن توقع چون منی است که کارهایی قوی از تو در مجموعه ات دیده ام.
یک بار دیگر نگاه میکنم! پیراهن مرد و آن نشانه ها و یک فرقون و چند آجر... به گمانم کافیست.

بامهر
"۰۰:۱۳ ۰۱ شهريور ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (1) | توماج زنگویی (3104)

درود ياسر عزيز،
کنترل نور و مد رنگی و مهم تر از همه اون لحظه اي که شات زدی خيلی خوبه اما کادرت نه!
راحت می تونم حرفم رو بزنم (چون ياسر هستی!)، می تونستی کادر مربع و اگر نه، کراپ از پايين و چپ برای يه کار بی نقص.
بی تعارف بگم، تعجب کردم از اين ترکيب کارت!
ارادتمند.

"۰۰:۱۳ ۰۱ شهريور ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | یاسر رضایی (1554)

راحت می تونم حرفم رو بزنم
واقعا خدا رو شکر

می تونستی کادر مربع و اگر نه، کراپ از پايين و چپ برای يه کار بی نقص
توماج عزیز
خیلی وقته زیاد در بند گرفتن پرتره های خالی نیستم
این پیشنهادت نصف داستان عکس مرا با خود می برد
نبود اون فرقون ، کراپ از پایین یعنی کلوزآپی از چهره ها
و قصد من اصلا این نبود
من به دنبال عکسی مستند تر میگردم با حرفهایی بیشتر .
در هر صورت ممنون از لطفت یه +3 پیش من داری :)
"۰۱:۱۵ ۰۱ شهريور ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | نیکروز بهادرمنش (452)

سلام.سوژه ی بسیار جذابی است.آن چین و چروک های پدر کارگر و لبخندشان بسیار دلنشین است.پیراهن خاکی هم به کار کمک بسیار ی کرده.2 اشکال در کار می بینم(از دید بنده ی آماتور):
1.لباس های رنگارنگ پشت سر،نگاه بیننده را منحرف می کند.
2.کاش کادر از بالا کمی بازتر می بود.
با ارادت فراوان
+2
"۰۷:۱۸ ۰۱ شهريور ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (2) | محسن رشیدی (7843)

درود بر جناب رضایی

پیرهن کثیف و چرک پدر را به دست گرفته بود می کشید
پدر روبروی کوره ی آجر پزی فرزندش را در آغوش گرفته بود و از خنده ی فرزند اش لبخندی می زد
لبخند می زدند که ما ثبت می کردیم
یاسر جان ، آن جا چرا اینقدر خاکستری بود ؟!

ارادتمند شما م ح س ن

"۰۷:۱۸ ۰۱ شهريور ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | یاسر رضایی (1554)

یاسر جان ، آن جا چرا اینقدر خاکستری بود ؟!
شاید بخاطر سیاه بودن محیط کار و سفید بودن آدمیانش بود !!
"۰۹:۱۳ ۰۱ شهريور ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (2) | سید محمد شمسی (4672)

سلام اقا ياسر عزيز
فرم نگاه ها برايم از همه چيز جالب تر بود
و ان چنگ زدن ،گريبان گيري و طلب كردن سهم خود از پدر در قبال كار
و ارجحيت يا الويت و تكليف ما در اين كشاكش
ممنون از ارسال
ارادتمند
2+
"۱۱:۰۹ ۰۱ شهريور ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (2) | هادی دهقان‌پور (9761)

خنده‌های منفصل پدر که کودک رو تشویق به خندیدن می‌کرد، متعاقباً باعث به‌وجد آمدن اون می‌شد و وقتی می‌خندید، همه‌مون می‌خندیدیم! :)
----------------
ترکیب عکست رو دوست دارم. به‌خصوص با وجود اون فرقون و بند لباس‌ها که یه مستند تک‌فریم رو به‌وجود آورده. فقط این ترکیب مُرده‌ی رنگ‌ها رو با خنده‌ی زنده‌ی سوژه‌ها رو، قدری در تعارض می‌دونم.
1.75
"۱۲:۵۷ ۰۱ شهريور ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (2) | محمد رضا گودرزی (3885)

رنج و سرمستي!

بيش از هر چيز كنتراست شگفت آن زخمهاي زمانه از اين طرف و آن فراموشي شادمانه از سوي ديگر دل مرا ربوده ...

ممنون از ارسال

+2
"۰۷:۳۶ ۰۲ شهريور ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (2) | محمد مهدی ابریشمی (843)

سلام دوست گرامي
عكس زيبايي است كه به اندازه كتاب خواندني انسان در جستجوي معني دكتر فرانكل حرف براي زدن دارد.در كنار رنج و سختي مي توان شاد بود.
با سپاس فراوان
"۱۵:۰۶ ۰۲ شهريور ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (3) | رضا وهمی (8851)

سلام ياسر جان .
خوبي ل .
كار زيبايي شده .
احساس ، سختي كار ، و گرما و محبت زندگي ، در عكس كاملا ملموس و محسوس است .
عكست را با تمام عناصرش دوست دارم كه به نظر حقير اگر غير از اين ميبود ، بيش از نيمي از ارزش عكس كاسته ميشد .
شايد سواي لباس خاكي و چهره رنج كشيده ، وجود فرقون ، مكمل حس كارگرانه عكس و نمادي از نوع فعاليت سوژه نيز باشد كه همين امر يكي از نقاط قوت عكس است .
فكر ميكنم روش نقد عكسهاي مستند اجتماعي در سايت نياز به اصلاح دارد . اون چيزي كه بايد ديده بشه ، ديده نميشه ، اما به مسادل جزئي و ساده و غير موثر ، دقيق و مفصل پرداخته ميشه . گمان كنم علتش هم همين باشه كه تعريف درستي از اين سبك عكاسي رو بلد نيستسم و به اون به چشم يك ژانر ساده نگاه ميكنيم . حيف .
..................
اما دو كلام دوستانه :
اون چيزي كه منو در اين عكس اسير خودش كرده ، نگاه مرد و لبخند روي لبش است .
مثلث نگاه مرد و چهره كودك و لبخند روي لبان پدر را كه دنبال ميكنم ، دلم ميخواد سرمو بكوبم به ديوار .
لذت بردم . ثبت يك مستند اجتماعي عالي و البته به نظر بنده ثبت يك لحظه قطعي . د.س
موفق و سلامت باشي .



"۱۵:۰۶ ۰۲ شهريور ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | رضا وهمی (8851)

مسادل = مسائل
نيستسم = نيستيم .

شرمنده.