گالری تصاویر "هادی دهقان‌پور"

         
عکس
نام :   گذری بر سرزمین کهن (امتیاز : 76)
عکاس :   هادی دهقان‌پور (امتیاز : 9761)
نوع دوربین :   Canon
مدل دوربین :   Canon EOS 450D
نوع لنز :   Canon
دیافراگم :   F6.3
سنسور :   10 MP
شاتر :   1/30 ثانیه
ایزو :   200
نظرات :   70
بازدیدها :   3670
تاریخ ارسال :   ۱۷ خرداد ۱۳۸۸
علاقه‌مندی‌ها :   7
دسته‌بندی کاربر :   مفهومی
دسته‌بندی سايت :   مفهومی , فتو آرت
توضیحات عکاس
آن‌هایی که فکر می‌کنند داناتر از آنند که در سیاست دخالت کنند مجبور می‌شوند سلطه‌ی احمق‌ها را بپذیرند./افلاطون

"۰۲:۰۶ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (2) | صباح معروفی (1458)

با عرض سلام وارادت خدمت آقای دهقانپور عزیز
عجب توضیحاتی ازگفته های خردمندانه افلاطون

عجب عکسی معنا گرا و زیبا
عجب ایده ای
دستت درد نکنه آقای دهقان پور لذت بردم از این ثبت مفهو میت
با تشکر
ارادتمند شما
صباح معروفی
2+

"۰۲:۰۶ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

ممنونم صباح‌جان!
قصد ارسال نداشتم. آخه تا خرخره توی گرداب امتحاناتم!
ولی نمی‌دونم این‌روزها چرا اینقدر فکری شدم. طوری که دستام، چشم‌بسته دوربینو پیدا کردند و تا به‌خودم اومدم دیدم دارم پازلمو تکمیل می‌کنم...
این یک واقعیت نه‌چندان خوشایند است.
"۰۳:۰۶ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (4) | امتیاز (3) | فاطمه جعفری (159)

دست ها...

منو یاد مصلوب شدن میندازن...

اون طوری که دستها رو میخ می کنند به صلیب...

وحشتناکه...

ولی میدونی؟!

انگار خودمون دستامونو میخ میکوبیم:

علاقه مون به وطن مارو وادار میکنه بی تفاوت نباشیم

نمیتونیم بشینیم و زبونم لال نابودی شو ببینیم

هرکی میخواد به سهم خودش کاری کنه تا اوضاع بهتر شه

درست مثل کبوتران اسیر "کلیله و دمنه"
اما نمی فهمیم داریم چیکار می کنیم...

واقعا نمی فهمیم...

واقعا...


روبان ها (عشق) ما را میخ میکنند به وطن

وطنی که تکه تکه شد تا نامی از ایران بماند

و تکه هایش را وادادیم به هیچ در زمانی بس کوتاه...

ایرانی که در خود نهفت حضور آرش را

که وجودش را وانهاده بود در تیری

و فراز آمد تا سرفراز بماند مرزهای وطنش

وطن

وطن

وطن

به خاطر تو برخاستم در حالی که هنوز انسان بودم با تمام

نیازهایم...

اما...

وطن...





اصلا وطن چیه؟

خاک؟

سرزمین؟

آدم ها؟

حکومت؟

دولت؟

سیاست؟


وطن کدومشونه؟

همشون؟

اگه همشون با همن، پس چرا انقدر با هم در تناقضند؟

وقتی در وطنم زندگی می کنم باید از کدومشون انتظار

پاسخ نیازهامو داشته باشم؟

زمین؟

من بخشندگی شو دیدم...

وقتی تن خاک و داغ کردم با قیر، تا بهتر راه برم،اون سر

برآورد

رخنه کرد

تا نذاره فقط سردی آسفالت و ببینم...

وقتی تنه ی درخت و بریدم،

اون جوونه هاشو فرستاد تا به یادم بیاره هنوز فرصت

هست(؟)


من نوید آرامش خوشه های گندمو شنیدم

اما بعد نان نبود!


همیشه همه چیز هست،

اما جای دیگر...


گندم ها را به دریا ریختند تا در تعادل بماند اقتصاد

و دورتر ها کودکی کنار لاشخور منتظر جان داد از

گرسنگی...


خسته ام...



"من زنگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم

دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم

قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها می ترسم

عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم

کودکان را دوست دارم ولی از آیینه می ترسم

سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم

من می ترسم پس هستم

این چنین می گذرد روز و روزگار من

من روز را دوست دارم ولی از روزگار می ترسم



برای اعتراف به کلیسا می روم

رودرروی علفهای روییده بر دیوار کهنه می ایستم و همه

ی گناهان خود را یکجا اعتراف میکنم

بخشیده خواهم شد به یقین

علف ها بی واسطه با خدا سخن می گویند"


حسین پناهی

"۰۳:۰۶ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

در لفافه سخن گفتن، تکنیکی که به‌خوبی از آن بهره می‌برید.
امیدوارم زندگانی‌مون شبیه به پناهی باشه ولی مُردن‌مون نه! اینکه پس از سه روز از فوت‌مان مطلع شوند!!!
متشکرم
"۰۳:۰۷ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (2) | تارا مصباحی‌نیا (439)

سلام جناب دهقان پور!
در چنین مواقعی باید گفت قربون دهن افلاطون!وقتی خودمون رو این همه فهمیده فرض می کنیم که تصمیم می گیریم رای ندیم،اون وقته که آدمای ساده ای که از دور و برشون خبر ندارن و تا یکی یه چیزی میگه باور می کنن،میرن و به آدمی مثل احمدی نژاد رای میدن.اون موقع می تونیم بریم و با خوشحالی پامون رو بندازیم روی میز و فنجون چایمون رو نوش جان کنیم و خوشحال باشیم از اینکه انسان فهمیده ای هستیم و در انتخابات شرکت نکردیم!
در این فضای داغ و پر هیاهوی سیاسی(لااقل برای من) ارسال مناسبی بود.
امیدوارم هر چه زودتر موجی سراسر شور و شادی و امید تمام مردم رو فرا بگیره.همه خسته ایم.امیدوارم به زودی این خستگی برطرف بشه.
موفق باشید

"۰۳:۰۷ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

ضمن تشکر از نظر خوب‌تون، اصلاً قصد موضع‌گیری در خصوص فرد خاصی رو ندارم. این ایده متناسب با حال و روز این روزهاست. کاش دغدغه‌ی کاندیداها واسه‌ی پیشی گرفتن از سایرین، بعد از انتخاب هم ادامه داشته باشه!
تا می‌تونیم شعار می‌دیم و مشت‌هامون، اینقدر که به هم فشرده ‌شدند داره خون‌شون بند میاد! ولی بازم حدیث آن صفه‌نشینان بی‌بضاعت چیز دیگری‌ست. من دست راست رو نماد حال و روز امروز وطن‌مون می‌دونم که بایستی به آن توجه جدی بشه.
ممنونم.

"۰۳:۰۷ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | مسعود عرفانی (1649)

تارا تو دیگه چرا؟؟؟؟؟؟؟

"۰۳:۰۷ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | تارا مصباحی‌نیا (439)

چی چرا؟!مگه من چمه؟از قدیم گفتن فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه.اینا چشمه های کوچیکش بود.
به قول امیرحسین:"بابا منم انسانم!منم حق دارم برای زندگیم تصمیم بگیرم!"D:
الانم بهتره برم به ادامه فرمایشات گرانبهای جناب احمدی نژاد گوش جان بسپارم و فیض عظیمی ببرم.!D:
به امید روزی سبز

"۰۳:۰۷ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

از خانم مصباحی‌نژاد بابت همه‌ی پیگیری‌ها و دغدغه‌هاشون ممنونم. از مسعود عزیز هم تشکر می‌کنم ولی متوجه منظورشون نشدم. کاش قدری می‌ماندند و بیشتر راهنمایی می‌فرمودند.
"۰۳:۱۰ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (4) | امتیاز (2) | را مین هوشمندی (7541)

صحنه گردان کسی دیگر است و آنکه از این وضعیت سهم می برد هم کسی دیگر!

ایده و اجرا با توجه به مضمون و فکر بخوبی اجرا شده، اما جسارتن به هیچ وجه نتیجه گیری و مفهوم مورد نظر عکس را قبول ندارم. نتیجه این نگاه به نظرم انفعال است و بی توجهی. همیشه هستند کسانی که بی آنکه هزینه ایی بپردازند سهم دیگران را می برند و این یک واقعیت است، اما راه مقابله با آنان هوشیاری و هوشیاری و هوشیاری است نه انفعال و نذاره گر بودن.
ممنون از شما
پپاینده باشید.
2+

"۰۳:۱۰ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

صحنه گردان کسی دیگر است و آنکه از این وضعیت سهم می برد هم کسی دیگر!

بسیار جامع و کامل! هدف هنرمند نیز چیزی جز بیان چنین واقعیاتی نیست. صلاح بدون گلوله‌ی سُربی او نیز چنین اقتضاء می‌کند. این، حداقلی است از رسالت خطیر او.

هوشیاری و هوشیاری و هوشیاری

قطعاً قصد حقیر نیز چیزی جز این نبوده است.

یاد شعر «دماوند» دهخدا می‌افتم که متناسب با دوران اختناق آن زمانه سروده شد ولی چنان هنرمندانه و در لفافه بود که مجالی برای برخورد مستقیم باقی نمی‌گذاشت.
ممنونم رامین جان

"۰۳:۱۰ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

دهخدا=بهار
"۰۷:۰۵ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | الهام محب الحسینی (460)

سلام آقای دهقان پور
نمی دونم این جمله رو به تازگی کجا شنیدم!!!
اما کاملا با عکستون تناسب داره . اجرا و ایده بسیار خوب است .
انتخاب ترتیب رنگ سفید و قرمز و سبز برای مناطق مختلف کشور و ایهام اون با پرچم ایران بسیار متناسب است .
براتون آرزوی موفقیت می کنم.
"۰۹:۲۴ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (3) | فرناز بدیعی (1198)

سلام هادی عزیز . این روزها بشدت منتظر یک ارسال مفهومی از تو بودم و ... و همین ! مرسی که فکر می کنی . مرسی که برای فکر هات ارزش قائلی . مرسی که فکرهاتو با آدمها تقسیم می کنی . موفق باشی .

"۰۹:۲۴ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

درود بر نگاه جویای حقیقت‌تان...
درود بر سعه‌ی صدرتان...
و درود بر مشارکت‌تان...
"۰۹:۴۲ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | دانیال میلانی (199)

سلام
درود بر شما چقدر متني كه مرقوم فرموديد زيبا و تاثير گذار است.عكس ارسالي شما مانند ساير آثارتان پر معني است . سعادتمند باشيد.
"۱۰:۰۷ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (3) | امتیاز (3) | مجید باقرزاده (3543)

سلام جناب دهقان پور عزیز و گرامی
تصویر بسیار زیبا و پر از مفهومی را با توضیحات و عنوان درخور ثبت و ارسال کرده اید
غیبتتان طولانی شده بود
دستهای به رنگ ایران
دستی از عصر حجر
انتخاب شما کدام دست است !!
دوستان مطالب جالبی را در مورد این تصویر اظهار کرده اند
به نظرم جای یک دست دیگر خالی است !!
همیشه تندرست و پیروز باشید
+3

"۱۰:۰۷ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

جای یک دست دیگر خالی است !!

مثل این‌که قضیه داره جدی می‌شه! :)
ممنونم مجید جان

"۱۰:۰۷ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | مجید باقرزاده (3543)

سلام مجدد
جدی بوده!!!! :) :) :) :)
همیشه تندرست و پیروز باشید

"۱۰:۰۷ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

اوه!
اگه جدی بوده که تندرستی و پیروزی واسه ما دیگه دیر شده! :)

"۱۰:۰۷ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (0) | مجید باقرزاده (3543)

سلام مجدد
نه حرفی درمورد عکس می زنم(چون حرف نداره)و اگه از مفهوم عکس بگم میرم تو حاشیه و سیاسی حرف زدن که دوس ندارم فضای هنری سایت تخریب بشه منم هم چو او !!!!! :) :) :)
همیشه تندرست و پیروز باشید

"۱۰:۰۷ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

از دست شما جوانان! :)
"۱۰:۳۸ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (3) | حامد بارچیان (1458)

سلام به هادی خلاق
من نه حرفی درمورد عکس می زنم(چون حرف نداره)و اگه از مفهوم عکس بگم میرم تو حاشیه و سیاسی حرف زدن که دوس ندارم فضای هنری سایت تخریب بشه.
اما مثل همیشه با عکسات به گالری رونق و روح بخشیدی.
باغت آباد برادر

"۱۰:۳۸ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

فضای هنری سایت

بسیار به‌جا و سنجیده بود.
ممنونم حامد جان
"۱۱:۳۸ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (3) | امتیاز (2) | امیر مبصر (24)

آقا هادی سلام
با ابتکار و خلاقیت شما موافقم
اما در نتیجه گیری باید خدمتتون عرض کنم در جامعه ای که اولین مولفه های حقوق مدنی و دموکراسی وجود نداره تکلیف کسانی که با کل سیستم مخالفند چیه؟
شما وقتی مبحثی رو بیان میکنی مطمئنا باید جوابی در خور داشته باشی؟
آیا در جامعه کنونی ما احزاب مختلف وجود دارد؟ احزابی که در مخالفت با یکدیگر باشند نه در موازات هم و هم دیگر رو به نقد صحیح بگذارند؟!
یک نگاهی اینجا بنداز

"۱۱:۳۸ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (4) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

مطمئناً جوابی در خور و حد و اندازه‌ی معلومات کمم خواهم داشت!
در ابتدا از شما می‌خواهم برداشت خود را از عکس بیان کنید. به‌ این ترتیب، بسیاری از مسائل روشن خواهد شد. با نگاهی به نقشه‌ی ایران در صده‌ی اخیر، پی به گوشه‌ای از بلایایی که بر سر وطن‌مان آمده خواهیم برد. و قطعاً در این عکس نمادین، حضور نقشه نیز نمادین خواهد بود. نمادی از همه‌ی اتفاقات بدی که در این وطن در گذر زمان افتاده و خواهد افتاد... عدم داشتن حقوق مدنی و دموکراسی کافی را در بطن این اتفاقات بد خواهید جست...
امیر عزیز! از شما می‌خواهم توجه بیشتری بر آن دست متقاضی بفرمایید. شاید در آن نیز بتوانید رنگ‌مایه‌هایی از عدم تساوی و نداشتن حقوق مدنی و دموکراسی را بیابید!
دست‌های یک‌شکل، آن پارچه‌های پرچم‌نما، و نقشه، همه و همه نمادهایی هستند در خدمت اذهان بیدارتان.
هر چند اجرای ضعیف خود را لایق این همه اظهار لطف شما نمی‌دانم.
"۱۳:۵۰ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | رضا قاسمی زرنوشه (393)

ن‌هایی که فکر می‌کنند داناتر از آنند که در سیاست دخالت کنند مجبور می‌شوند سلطه‌ی احمق‌ها را بپذیرند./افلاطون

روحم شاد شد هادي آقا دمت گرم با اين كار خوبت
كار مفهومي خيلي خوبي شده و مناسب اين روزا هم هست

"۱۳:۵۰ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

مناسب اين روزا

:D
"۱۴:۰۸ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | افشین عزیزی (471)

ثبت بسيار زيبا و هوشمندانه اي رو از شما در اين موقعيت خطير شاهد هستيم ؛ همونطور كه از شما توقع ميرفت ؛ اين جمله رو ؛ و جمله ي سخت ترين كار دنيا قانع كردن يك آدم احمق است " اونايي كه تحريم ميكنن منظورم نيست اون احمق بزرگ و دروغگوي معروفو ميگم ، البته با كمال احترام".خوشحالم كه الان يه عكس خوب در مرود يكي از اون جملات خوندم ديدم ، به اميد ديدن كارهاي بيشتر در اين زمينه ها از شما.
سبز باشيد
"۱۶:۰۴ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (3) | امتیاز (2) | محمد جواد شفیعیان (9750)

با سلام خدنمت هادی عزیز
ثبتی با مضمون اجنماعی در راستای مفهومی قابل درک
دوست داشتم کمی شفاف تر در مورد جبهه گیری تون صحبت می کردید
در هر حال امیدوارم شایسته ترین انتخاب بشه
البته این حق رو به همه می دهم که از دیدگاه خودشون پیروی بکنند
در کل ثببتون بسیار با ارزشه
با آرزوی بهترینها برای شما
+2


"۱۶:۰۴ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

کمی شفاف تر

در میان لایه‌ها، شفافیت را خواهید یافت! :)
نظرات دوستان هم واقعاً مفیده.
"۱۸:۰۰ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | مرضیه نیک جو (242)

سلام آقای دهقان پور

ممنون از بابت راهنماییتون.
عکس هاتون خیلی گویا هستند،و البته بسیار جالب !!

موفق باشید و پیروز
"۱۸:۱۴ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (0) | امیر مبصر (24)

آقا هادی بنابراین شما یک زحمت بکش این فرمایش افلاطون رو از توضیحات حذف کن
وبگذار خود بینندگانو حضار گرامی تعبیر خودشون و برداشت لازم رو از عکس بکنند
چون این سخن برای جامعه ای که از اولیه ترین فاکتور های مدنی و سیاسی برخودار نیست بسیار ثقیل حالا کو تا ما به جوامعی برسیم که افلاطون نظر داده؟!

"۱۸:۱۴ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | فرناز بدیعی (1198)

آقای مبصر : به جمله ی خود دقت کنید :
(آقا هادی بنابراین شما یک زحمت بکش این فرمایش افلاطون رو از توضیحات حذف کن)
حذف کن یعنی سانسور کن ؟ شاید هم یعنی نظرت را نگو ؟ ننویس ؟ آیا این از نظر شما راه رسیدن به جامعه ای با به قول شما فاکتورهای مدنی است ؟! همه ی ما عادت کرده ایم به راحتی معتقد باشیم که همیشه همه چیز تقصیر دیگران است ... ببخشید که دخالت کردم .

"۱۸:۱۴ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

حذف کن یعنی سانسور کن

ممنونم فرناز عزیز
"۱۹:۰۷ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | حمیدرضا پیره (985)

سلام هادی عزیز .احوال شما .کار بسیار با معنی و قابل تاملی از شما میبینم .ادیت پر زحمتی رو به سر انجام رسانده ای .موفق باشید و پیروز.آخرین کارم (در میان نیزار)پیره
"۱۹:۴۷ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (2) | محمد بوژمهرانی (185)

سلام جناب دهقان پور
کاری در خور تحسین و بسیار زیبا رو ثبت کرده اید ... ادیت به خوبی به کار گرفته شده فقط به عنوان یک نکته منفی میشه به جهت سایهء دستها اشاره کرد که لازم بود بیشتر دقت میکردید... در کل عکس بیان گر دقدقه های یک ذهن فعال ومهارت عکاس در بیان اندیشه های خود در قالب عکس میباشد و من بابت این کار به شما تبریک میگویم
"۲۰:۱۱ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | محمدامین صاحب پور (3160)

سلام به هادی عزیز :
اولین چیز : جدایی پرچم و به وجود آمدن تفرقه میان خودمان است...براستی چرا؟؟؟؟؟ چرا ما باید اینجور باشیم...؟؟؟؟
فقط میتونم بگم برای خودمون متاسفم...!!!!!!!!!!
یکی میگه آقا به من چه تو انتخابات شرکت کنم ؟ نه نونم میشه نه آبم... یکی میگه بابا ما که میدونیم کی میاد بالا...حالا هی زور بزنید و فریاد بزنیم که چی ...؟؟؟؟ اما خواهش میکنم که احساسی برخورد نکنید... سیاست یه بازیه...که هر کی گول احساسو بخوره در نهایت بازنده هست...
پس همه ما تو انتخابات شرکت میکنیم...اما دچار احساس نمیشیم... به ما چه که یکی عروسک و دیگران عروسک گردان ... یا یکی با کیه و اون یکی از این بدش میاد و ...
کمی با خودمان فکر کنیم...اما انتخاب کنیم...
موفق و پیروز باشی در پناه حق
کمی اجرا به نظرم بهتر میتونست باشه...
اگه چیزی به ذهنم رسید بهت میگم... کمی ناملموسه...
شاد باشی

"۲۰:۱۱ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (0) | فاطمه جعفری (159)

با حرفات موافقم غیر از شرکت در انتخابات
به نظرم این دوره دوره ایه که خیلی ها ضایع بشن:)
"۲۰:۳۳ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (3) | محمدرضا دهقان پور (3348)

خود عکس گویای همه چیز است و ایده هایت همیشه قابل احترام و در خور تحسینی بسیار است

به پاس داشتن ایرانی سبزتر از همیشه

ممنونم از اشتراک
موفق باشی

"۲۰:۳۳ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

ممنونم برادر :)
"۲۱:۰۷ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | امیر مبصر (24)

همه ی ما عادت کرده ایم به راحتی معتقد باشیم که همیشه همه چیز تقصیر دیگران است
خانم بدیعی باید خدمتتون عرض کنم که مشک آن است که ببوید نه آنکه عطار بگوید.
نتیجه گیری توسط کلام افلاطون به نظر بنده در جامعه کنونی ما کاملا غلطه
بنده قصدم بهتر شدن بود
در پاسخ شما باید عرض کنم میرزاده عشقی یک جمله معروف دارد: البته ما ملتی هستیم که تقصیر خویش را بر گردن دیگران می گذاریم
البته که این ملت مقصر است
در زمان قبل از قاجار این ملت مقصر بوده است در زمان قاجار نیزمقصر بوده است در زمان این به اصطلاح جمهوری(پهلوی) هم مقصر است.

وادامه داستان رو حتما میدونید ترور ایشان
لطف شما زیاد

"۲۱:۰۷ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

امیر عزیز! ضمن یادآوری این نکته که نظرات دوستان، همه، برای حقیر محترم است و در بحث استفاده از المان‌ها و توضیحات، می‌تونه کاملاً شخصی و سلیقه‌ای باشه، دعوت‌تون می‌کنم ادامه‌ی بحث رو از طریق ایمیل ادامه بدیم:
h_dehghanpoor@yahoo.com
"۲۱:۴۰ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | نازنین م (526)

اقای دهقان پور
به این میگن یه ارسال خوب...در زمان خوب
عالیه!! چه ایده و اجرای خوبی!
خاص...کاملا خاص
+3

"۲۱:۴۰ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

یه ارسال خوب...در زمان خوب

;)
"۲۳:۰۲ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (4) | امتیاز (2) | امیررضا پاکرو (764)

با سلام کار خیلی زیرکانه با یه کار گردانی خوبی انجام دادید
از همه پر معنا تر انتخاب این نقشه ایران و محدوده های اشاره شده تو نقشه است که کار شما رو تکمیل کرده و دوستان خیلی به نقشه اشاره نکردند
این نقشه بیان گر تمام دوران هاییه که ما الان به این محدوده رسیدیم
تمام عواملی که ملیت و محدوده تفکر ساخت
تمام دورانی که از تخت با فرهنگی به زمین خشک بی فرهنگی رسیدیم تمامی دوران طولانی که الان همگی اداعای فرهنگ کورش کبیر و عدالت علی و ... رو فقط برای ارزای خودشون دارن به زبون میارن
ای کاش دوران و اجبار و پدیده تکامل ذهنیات مارو به سمت الان فرانسه و مردمی که زیر بار هر چیزی نمیرن میبرد تا اینکه دقدقه یه انتخابات ساده اینقدر بالا نگیره که توی همین انتخابات فردی به راحتی من شنیده ام که در اثر درگیری کشته شده !!!!!
به نظر من دوران طولانی تاریخه که مارو به اینجا رسوند و تک تک دولتهای پیشین و هم اکنون سهم در اینطور شدن جامعه و یا train افراد جامعه داشتن که ما الان اینطور داریم یه فرد رو عامل درست شدن همه چیز میدونیم و یه فرد هم براحتی داره همه چیزمون رو به دست میگیره!!
شنیدم قیمت شیر در کشوری بعد از سالها به اندازه 1 واحد پول اون کشور گران شد هیچ کس دیگه شیر نخرید تا اینکه فرد مسول به گران شدن توی تلوزیون آمد و عذر خواهی کرد که بدون اطلاع یه شبه شیر را گران کرده فرد از همه خواهش کرد دو باره با قیمت قبلی شیر بخرند تا ورشکسته نشند و بعدا دلیل افزایش قیمت رو مطرح میکنه که اگر مردم خواستند و دلایل رو منطقی دیدند به این یک واحد گرانی بعد از سالها تن در بدند!!!!
حالا اگه فردا قمیت گوشت ما 500 گران بشه من که تا حالا نرفتم بگم چرا و نخرم !!
این ماییم که اینیم!
ممنون برای استفاده مناسب از هنر در بیان درون
+2

"۲۳:۰۲ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (4) | امتیاز (0) | تارا مصباحی‌نیا (439)

خدا توی قرآن میگه من سرنوشت ملتی رو عوض نمی کنم مگر اینکه خودشون بخوان.
حالا ما چی؟هر بلایی که سرمون بیارن راضی هستیم و هیچ اعتراضی نمی کنیم.هر چی توی مخمون می کنن رو باور می کنیم و زحمت اینو به خودمون نمی دیم که یه ذره فکر کنیم و تحقیق که آیا اون چیزی رو که به ما ارائه میدن راسته یه دروغ.
تمام بدبختی مردم ما از جایی شروع میشه که مطالعه نمی کنن.اگر مردم یک مقداری از وقتشون رو صرف خوندن کتاب،روزنامه،اخبارهای معتبر،تفکر و تحقیق می کردن این چنین وضعیتی نداشتند.
مشکل مردم ما بی خبری و غفلت و سادگیشون هست که انگار نمی خوان از این خواب غفلت بیدار بشن و ببینن داره اطرافشون چه اتفاقی می افته.
هر چی رو که توی تلویزیون میگن رو باور می کنن و این فکر رو پیش خودشون نمی کنن که تلویزیون برای دولته و دولت هیچ وقت بد خودش رو نمیگه.مردم ما باید مطالعه کنن که نمی کنن.
راست میگن که میون قشر فرهیخته و هنرمند جامعه و مردم فاصله عمیقی هست.ای کاش این فاصله ها برداشته میشد.و این فاصله از بین نمی بره مگر اینکه خود مردم بخوان.

"۲۳:۰۲ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

استفاده مناسب از هنر در بیان درون

هنوز خیلی کار داره تا به این مهم نزدیک‌ شیم. به‌قول معروف: بسیار سفر باید ... :)

تمام بدبختی مردم ما از جایی شروع میشه که مطالعه نمی کنن

عالی بود!
"۰۲:۱۸ ۱۹ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (4) | امتیاز (3) | علیرضا سیفی (136)

با سلام

آقاي دهقان پور اثر قابل تقدير و در خور تحسيني داشتين. هرچند كه مفهومي بودن تصويرتون بخصوص با توجه به شرايط اين چند روز غير قابل انكاره، ولي بهر حال ذكر فتوآرت رو در دسته بندي الزامي مي دونم. توضيحات بجا، در خور و كامل و از چهره شاخص دنياي فلسفه بود. بعضي از كامنتا اونقدر به دل مي نشست و به انسان ايده مي داد كه حيفم مي اومد در حد چند جمله ازشون تشكر نكنم.

آقاي صباحي اولين و بكرترين اشاره رو در زمينه ثبت آقاي دهقان پور داشتن. بنظر من معناگرايي اين عكس بر زيبايي صرف اون رجحان داره. به اين دليل كه تفاوت عكس، سينما و كلا هنر معناگرا با عكس، سينما و هنرهاي معني دار در اينه كه هنر هاي معناگرا گرايش بيشتري به معنا دارن. فكر مي كنم بايد يواش يواش ايجاد ژانرهاي جديدي مثل نقشه گرافي معناگرا يا جغرافياي مفهومي معناگرا يا فتو آرت سياسي/معناگرا در عكاسي بصورت يك الزام در بياد. البته به زعم بنده. اصطلاحات رو بصورت مثال و در حد توان و سواد ادبي خودم ذكر كردم و استدعا دارم كه اگر دوستان علاقمند باشن طي جلساتي لزوم ابداع ژانرهاي جديد و اسامي احتمالي جديد به شور گذاشته بشه.

خانم جعفري؛
نوشته شما مملو از ريز بيني ها و دغدغه هاي گوناگون بود. بنظر من هم وطن آدم جاييه كه آدم در اونجا جايي داشته باشه. اين يكي از مهم ترين دغدغه هاي انسان معاصره كه بعنوان يكي از ابعاد مختلف فكري مرحوم پناهي در شعر ايشون متجلي شده. فكر مي كنم بي وطن بودن و تنهايي در شعر پناهي بدرستي در هم ادغام شدن. بطور مثال ممكنه كه ما بخش عمده وقتمون رو با دوستان، در ميهماني ها، جلسات مختلف و هزار و يك مورد ارتباطي ديگه بگذرونيم، اما اگه بر حسب اتفاق يك ربع يا نيم ساعت در ماه تنها باشيم اين تنهايي بسراغمون مياد و ميفهميم كه خيلي تنها هستيم. اين همون درد تنهايي انسان مدرن و معاصره كه حتي اگر نيم ساعت هم باشه بايد بهش توجه بشه.

بعضي ها فكر ميكنن مرحوم پناهي چون حرف خاصي براي گفتن نداشت مهمل مي گفت درحاليكه اينطور نيست و در دنياي امروز با وجود اينهمه فيلسوف و رياضي دان و جامعه شناس و ... كه مسلما اكثر ما آثار خيلي از اونها رو مطالعه كرديم، بنظر من حرف افرادي مثل آقاي پناهي ارزش اگه نگيم بيشتر از اونها ولي خاصي داره. چون او به جاهايي رسيده بود كه هر كسي نميتونه برسه. نمي خوام مقام ايشون رو تا حد خدايي بالا ببرم ولي بصراحت مي بينم كه چه تفاسير بيشماري در مورد عمق و ابعاد مختلف فلسفه نهفته در شعر ايشون ميشه و خيلي جاها مفسرين گفتار پناهي اذعان ميكنن كه از درك اون مفاهيم پيچيده عاجز و قاصر هستند و تا يك جاهايي نميتونن بيشتر پيش برن.
خانم تارا مصباحي نيا، آقاي هوشمندي؛
بنظر من هم همينطوره. ما بايد حواسمون باشه. و در اين راه از وجود هنرمندان متعهد و باهوش استفاده كنيم. مثلا آقاي عباس كيارستمي كه يكي از بهترين كارگردانان كشور ما هستند و همين اواخر داور چند مسابقه مختلف و البته داور مسابقه معماري -كه يكي از موضوعات تحت تخصص ايشونه- بودن چند سال پيش طي نامه هوشمندانه اي به آقاي احمدي نژاد گفتن كه دلشون با ايشونه ولي راي شون رو به كس ديگه اي ميدن.

دوستان ديگه هم مباحث خيلي خوبي رو مطرح كردند. واقعا ما نياز به يك جامعه مدني نياز داريم و اميدوارم كه اين فضا بزودي ايجاد بشه.
مثلا اگر همين الان بشمريم متوجه ميشيم كه چقدر كارا و برنامه هاي مختلفي هست كه اگر ما آزادي بيشتري داشتيم ميتونستيم انجام بديم. مي خوام اصلا سياسي نگاه نكنم و يك ديد فرهنگي و هنري داشته باشم:

- در سينما اگر فضا باز باشه كارگردان هاي بزرگي مثل آقاي كيارستمي و بهمن قبادي و مجيد مجيدي و محمد رضا اصلاني كه الان در تنگناي مالي و كاري و جاني هستند و نميتونن فيلم بسازن و حتي اونجور كه شنيدم مشكلات معيشتي دارن ميتونن فيلم بسازن.

- گروه هاي موسيقي زير زميني هر روز زير ضربه هاي مختلف هستند و خيلي هاشون بخاطر افكار اعتراضي و مخالفي كه داشتن يك مانع اساسي محسوب ميشدن مجبور شدن ايران رو ترك كنن كه اگه اينها آزادتر باشن ما يه جهش فكري چندين ساله در كسري از ثانيه خواهيم داشت.

- افراد و گروه هاي هنري كه سرمايه هاي فكري و فرهنگي اين مملكت هستند اگر قدرت مالي و آزادي بيشتري داشته باشن تا از تنگناهاي موجود رهايي پيدا كنن وقتشون رو فقط به نشستن در پاركها و رستورانها نمي گذرونن و مسلما برنامه هاشون رو كه شايد كنج قفسه ها مونده و در صورت كمي آزادي بيشتر بصلاح آينده اين مملكت خواهد بود ارائه خواهند داد و پتانسيل هاشون رو بطور كامل آزاد خواهند كرد.

و ... هزار و يك برنامه ديگه كه با يك جامعه مدني واقعي و آزادي بيشتر فراهم ميشه.

به اميد اين روز و تشكر از همه دوستان و ثبت خوب آقاي دهقان پور

"۰۲:۱۸ ۱۹ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

یکی از جامع‌ترین کامنت‌هایی که خوندم.
به نکات بسیار خوب و آموزنده‌ای اشاره فرمودید.
ممنونم علیرضا جان
"۰۲:۴۳ ۱۹ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | هومن حقیقت (277)

من این بیان هوشمندانه ی خلاق را تحسین می کنم ؛
با اینکه تصور می کنم کلی نگری صرف به اصول هم به مثابه شعار های پوپولیستی مزمحل است اما معتقدم آدمی نیز گهگاه ، نیازمند تلنگری است تا بداند به کجا می رود یا چه می خواهد ؛ کسانی که بنیان چیزی را بهانه ی بی توجهی و بی حرکتی خود قرار می دهند عملا دستیابی به آرمان هایشان را ناممکن می سازند ؛

"۰۲:۴۳ ۱۹ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

شعار های پوپولیستی مزمحل
امان از این قماش!
مرسی هومن جان
"۱۰:۰۴ ۱۹ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | وهب رامزی (1921)

سلام

هرکسی از ظن خود شد یار عکست ...

وخاصیت یک اثر با بار هنری همین است.

خوب دوستان معمولا به نقد مفهومی پرداختند و تو این شرایط ملتهب انتظاری هم جز این نیست.

من هم از زاویه نگاه خودم ایده خوبتان را تحسین میکنم.

حرف زدن به موقع کسی که احساس مسولیت میکنه در مقابل اتفاقات پیرامونش خیلی خوبه چه البته بعضی می گویند هنرمند باید چشم بیدارجامعه اش باشد، در این کلام کتابی از حرف نهفته است که این فضا به هیچ وجه ظرفیت بسیط کردن آن را ندارد.
(بحث در مورد نوع اجرای کار بماند).

بامهر
"۱۰:۵۹ ۱۹ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (2) | داوود ارسلانی (1085)

سلام.
پس از دوری چندین روزه م از سایت میبینم که دوباره گالری رونقی گرفته. بسیار خوشحالم از این بابت.

مساله ای که ما امروز بیشتر از هر زمان دیگه ای بهش احتیاج داریم مشارکت حداکثری مردمه، به ویژه ای اون افراد مورد اشاره شما، که به اشتباه خود رو بیش از اندازه مهم و فهمیده میدونن و باعث ایجاد فاجعه ای میشن که چهار ساله تحملش میکنیم.

مطمئنم چنین عکسی تاثیر خودش رو بر روی مخاطب خواهد داشت.
به امید آن روز........

"۱۰:۵۹ ۱۹ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

از وهب عزیز با متانتش، آرش عزیز با احساس مسئولیتش و داوود عزیز با توصیه‌ها و حضور گرمش تشکر می‌کنم.
"۱۴:۱۹ ۱۹ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (3) | امتیاز (0) | فاطمه جعفری (159)

آقای سیفی!
ممنون ازدقت شما در نوشته هایم.
بسیار خوشحالم که می بینم درین فضای سیاست زده هنوز هستند کسانی که در خیل جمعیت وارد نشده و سعی می کنند نظر خود را به دور از هر نوع تعصب بزنند.



ایرانی خصوصیاتی دارد که اگر در دیدن رفتارهایش آن ها را لحاظ کنیم بهتر میتوانیم درکش کنیم.
جزئی نگری ، (بر خلاف کلی نگری ]
شاید خیلی چیزهای دیگر را بتوانم بر شمرم اما همه گویا جزئی از یک سیر تاریخی هستند که یکی بر دیگری تاثیر گذاشته، بعدی را ناشی میشود.
همه چیز در هم تنیده شده است و بررسی یک پدیده ی اجتماعی نیاز به باز بینی در همه چیز دارد.
واقعا همه چیز.

جزئی نگری در معماری سنتی ایران، با کمی دقت به خوبی به چشم می آید.
ظرافت و زیبایی و استفاده از ابتکارات بی شمار همه به جای خود. اما این ها چیزهاییست که ایرانیان ذره ذره، طی زمانی بس دراز به آن رسیده اند.
ایران دارای ساختار قبیله ای بوده و به نظر من هنوز نیز در پس لایه های مدنیت، دارای همان زیرساخت هاست.
این ساختار قبیله ای در کنار عوامل جغرافیایی، اقتصادی و... حتی با وجود حکومتی مستقل ، باعث نوعی بی ثباتی در جامعه سنتی ایران میشد و این بی ثباتی با کمی اغماض، قدمتی به اندازه ی تاریخ ایران دارد.
این موضوع در همه چیز تاثیر خود را نشان می دهد از جمله معماری.
ملتی که هماره تحت حمله ی عوامل آشوبگر داخلی و خارجی قرار داشته است، نمی تواند دور نمای مطمئنی برای خود متصور شود.
مثلا اگر کسی بخواهد خانه ای بسازد و امروز شروع کند به ساختن اولین دیوار، هیچ بعید نسیت که فردا با حمله ای از ناکجا آباد همه چیز ویران شود!!!
پس نمی توان نقشه های طولانی مدت کشید و به امید اجرای آن ها دل خوش کرد.
طرح های زود بازده همیشه عوام پسند تر است. در حالی که اداره ی یک جامعه نیاز به سعه ی صدر فراوان دارد.
حکومت ها سر کار می آیند و برای نشان دادن اینکه به فکر مردم هستند، به سرعت این نوع طرح ها را اجرا می کنند. بدون توجه به فراهم آوردن مقدمات و زیرساختهای لازم.
به همین دلیل جامعه دچار بحران میشود. بعد برای رفع بحران، راه حلهایی ارائه می شود که باید از خود طرح زود تر جواب دهند.
اما این راه حلها درست مثل وصله کردن کشتی ایست که از پوسیدگی سوراخ شده و در دریای مواجی قرار گرفته است...!
بهر حال ما اکنون اینجاییم و همه منتظرند با انتخاب اکثریت، شایسته ترین انتخاب شود!!!

اکثریت!

اکثریت این ملت را جوانان تشکیل می دهند. جوانانی که در شرایط خاصی بزرگ شده اند و بر شمردن عوامل این شرایط، از حوصله ی شما و سواد من خارج است. اما باز در حد مثال برمیگردم به معماری.
عاملی که شاید بسیار کم تاثیر به چشم آید و البته حق با شماست. اما نگاهی به نتیجه ی همین تاثیر اندک ما را وا می دارد تا در مورد عوامل بزرگتر بحثی نکنیم!

آپارتمان!

یکی از همان راه حلهایی سطحی و البته تقلیدی!
چیزی که بدون توجه به ظرفیت ها ونیازهای فرهنگی جامعه، وارد ایران شد و همه آن را بسان ریسمان نجات، در بین هیاهوی شلوغی پذیرفتیم...

جوانان امروز از ابتدای کودکی مجالی برای تخلیه ی انرژی خود نداشته اند.
آنها محروم بودند از بی اهمیت ترین نیازشان (جایی که بتوان براحتی در آن دوید و فریاد زد)
و هیچ کس خبر نداشت از تاثیری که این موضوع بر شخصیتشان می گذاشت و باعث ایجاد گره های کور روانی می شد.
با مثالی کوچک شاید بتوان به تفاوت دیدگاه ارزشی بازی در گذشته و اکنون اشاره کرد:
واژه ی "تخس" در گذشته به معنای کوشا (توخشاک در پهلوی) بوده و اکنون برای بچه های بیش از حد فعال یا به اصطلاح شیطون استفاده می شود.

بدیهیست...

چراکه در گذشته بازی بچه ها باعث مزاحمت کسی نمی شده. اما امروزه می دانید که با رعایت فرهنگ آپارتمان نشینی جایگاه ارزش گذاری ما نیز عوض شده است.
بهر حال جوانی که این چنین بزرگ شده باشد، اکنون با هر مجالی که بیابد به تخلیه انرژی خود می پردازد و چه اهمیت دارد که نمود های این تخلیه انرژی از دیدگاه دیگران نابهنجار باشد. چرا که او اکنون خود را محق میبیند به انجام بسیاری کارها که در کودکی از آنها محروم بوده است.
پس باید حق داد به جوانانی که تا جایی را می یابند که می توانند، فریاد شوق بر می آوردند به هر دلیل!

و اگر کمی روحیه ملی و دردهای اجتماعی را چاشنی احساسات آنها کنیم... خب باید دید....

حرف زیاد است و حوصله دوستان اندک.
و همانطور که می بینید من تنها عوامل بسیار کوچک را در حد سواد اندکم، بررسی کردم.
باز نگری عوامل مهمتر هرچه بیشتر مارا با بحران جَو زدگی مردم ایران آشنا می کند که تعجیل در تصمیم گیری، تعصب، فرار مقطعی از بحران، عدم دقت به مسائل دیگر وقتی تمرکز بر مسئله ای خاص است، و...........تنها جزئی از تبعات آن است.



حال اگر من نخواهم با این اکثریت جَو زده همراه شوم و بگویم من شایسته ای نمی بینم تا عنان وطنم رابه دستش دهم، متهم خواهم شد؟
یا تهدید که بعدا حق اعتراض نخواهم داشت؟
آیا تاکنون اعتراضی به سرانجام رسیده؟
بگذار این حقم هم برود کنار حق آزادی بیانم که مدتهاست به تعطیلات رفته...

"۱۴:۱۹ ۱۹ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

تعجیل در تصمیم گیری، تعصب، فرار مقطعی از بحران

سه فاکتور کلیدی بسیار مهم...
"۱۴:۵۲ ۱۹ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (2) | امیررضا کاشانی (7213)

سلام

ايده جالب و به موقعيست!

ممنون كه ياد آوري كردي كه هنر ايرانيان در از دست دادن سرزمين هايشان كم از اعراب نبوده!

اول به سراغ یهودی‌ها رفتند

من یهودی نبودم، اعتراضی نکردم .

پس از آن به لهستانی‌ها حمله بردند.

من لهستانی نبودم و اعتراضی نکردم .

آن‌گاه به لیبرال‌ها فشار آوردند

من لیبرال نبودم، اعتراض نکردم

سپس نوبت به کمونیست‌ها رسید

کمونیست نبودم، بنابراین اعتراضی نکردم .

سرانجام به سراغ من آمدند

هر چه فریاد زدم کسی نمانده بود که اعتراضی کند.


یک شعر از برتولت برشت



ممنون

"۱۴:۵۲ ۱۹ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هومن حقیقت (277)

فوق العاده بود ... (:
"۱۵:۲۳ ۱۹ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | بابک نوین (1)

عالييييييييييييييييييييييي
"۱۷:۴۵ ۱۹ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | منوچهر بهمنی (3156)

سلام دوست عزيز آقاي دهقان پور
به شما تبريك مي گم كه هميشه در ايام خاص كاري خاص ارائه داده ايد.
اين كار شما در روزهايي كه در آن به سر مي بريم بسيار تامل برانگيز و تاثير گذار هست /ازهمه عناصر به زيبايي و به دقت استفاده شده و معاني مد نظر شما به خوبي انتقال يافته/براي زحمات شما در ارائه اين اثر بسيار سپاسگذارم.
هميشه شاد و خندان باشي.
3+
"۱۸:۴۷ ۱۹ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

از امیررضای عزیز به‌خاطر آن شعر قابل تأمل، بابک عزیز به‌خاطر حضور و منوچهر عزیز به‌لحاظ همیشه در صحنه‌بودنش ممنونم.
"۱۹:۵۸ ۱۹ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | علی اکبر خندان (7264)

سلام هادی جان
کار فوق العاده زیبا با مفهومی مناسب .
همه چیز رو دوستان گفته اند .
اين كار شما در روزهايي كه در آن به سر مي بريم بسيار تامل برانگيز و تاثير گذار هست /ازهمه عناصر به زيبايي و به دقت استفاده شده و معاني مد نظر شما به خوبي انتقال يافته/براي زحمات شما در ارائه اين اثر بسيار سپاسگذارم.
موفق باشید
"۲۱:۴۵ ۱۹ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | معصومه قنبرپور (878)

عکس خیلی خوبیه. خوب و پر مفهوم. عجیب هم دیدن این عکس می تونه به مذاق طرفداران سیب زمینی و دو دو تا ده تا خوش بیاد. موفق باشید
"۲۰:۱۳ ۲۰ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (2) | یاسر رضایی (1554)

سلام هادي جان
بر حسب وظيفه و احترام اينجا هستم
به بعضي كامنت ها توجه كردم ديدم نوشته اند عجب مفهوم جانانه اي را به تصوير كشيده اي ، ما هم به همان ديالوگ بسنده مي كنيم

موفق باشي مرد متفكر ، فقط كمي در اجراهايت نيز وقت بگذار

پ ن : همين الان علي كريمي گل زد :)

"۲۰:۱۳ ۲۰ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

ديدم نوشته اند عجب مفهوم جانانه اي
ما هم به همان ديالوگ بسنده مي كنيم
!
"۱۰:۱۰ ۲۲ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | آرش نصیری (11202)

هادی عزیز سلام
نگاه خوبت در این کار رو میپسندم و خیلی خوشحالم که این کار ارسال شد و فکر ها رو به چالش کشید و نظرات متنوعی سرازیر شد. من متاسفانه این عکس رو خیلی دیر دیدم.
سه دست با رنگهای پرچم این مملکت با رای دادن قصد مشخص کردن سرنوشت خودشون رو دارند

اما دست دیگری هم در کاره

دستی که نتیجه داخلی هرچی باشه سودش رو اون بر میداره و به نفع خودش در جهان تبلیغ می کنه.

دست چهارم قاشق به دست ! هدفش شخص مشخصی نیست.........هدفش آمار بالای رای مردم این مملکت برای کسب مشروعیتی دوباره در جهانه


آره هادی جان ...اینه!

خوشحال میشم به " میعادگاه" سری بزنی
موفق باشی
"۲۱:۲۸ ۲۴ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | J ZH (9)

aghaye dehghan poor ,shoma midoonid chetori mitoonam khodamo hazf konam az saite?
"۱۶:۱۹ ۲۵ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | نادر همتی (622)

هادی جان سلام ممنونم از این ثبت زیبا و مفهومی....غم معانی درد رنگ ها و غصه نا ن ...زندگی مسیر طبیعی خود را طی می کند و ما به بازی های ان معنا می بخشیم و انها را تعبیر می کنیم ....موفق باشی دوست خوبم
"۰۰:۳۸ ۲۶ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (1) | صالح جعفری نیسیانی (84)

سلام آقا . ماشاا... چقدر سرتون شلوغه ! ببخشید من یه سوال داشتم گفتم اگه توی عکس خودم بنویسم شاید نخونید با این همه دغدغه ای که دارید جواب ندید بنابراین عذر خواهی می کنم . شما از کنترل نور صحبت کردید میشه بیشتر واسه من توضیح بدید که ایراد نور توی عکس من چیه ؟
ممنون از شما دوست عزیز .