گالری تصاویر "زهرا درویشیان"

         
عکس
نام :   (امتیاز : 49)
عکاس :   زهرا درویشیان (امتیاز : 4596)
نوع دوربین :   Canon
نظرات :   29
بازدیدها :   1418
تاریخ ارسال :   ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۸
علاقه‌مندی‌ها :   2
دسته‌بندی کاربر :   اكسپرسيونيسم
دسته‌بندی سايت :   مفهومی
توضیحات عکاس

"۱۳:۰۱ ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (1) | داوود ارسلانی (1085)

سلام....
یه نواحی از عکس اور شده که کمی چشم رو اذیت میکنه.
کادر هم خوبه؟
ضمنا از دید مفهومی هیچ نقدی نمی کنم....

کمی ازت گله مندم و یه سوال دارم:
چرا فقط وقتهایی به سایت سر میزنی که بخوای عکس ارسال کنی؟

"۱۳:۰۱ ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | زهرا درویشیان (4596)

با روزي 9 ساعت طاقت فرسا كار كردن و درس هم خوندن همينم در عجبم ....
اگه به عكسي نظر نمي دم يا در حيطه ي كاري من نبوده يا واقعا نديدم. شده به گالري دوستي برم و خيلي عكساشو نديده باشم.
به هر حال هم كه كم پيش مياد عكسي جذبم كنه. شايد هفته اي 2 تا عكس خوب بيشتر نبينم.

کادر هم خوبه؟
به نظر من خوبه......

"۱۳:۰۱ ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | شهریار هنر (134)

ولی البته برخلاف عکس های دوستان که می فرمایید خوب نیستند و شما را جذب نمی کنند عکس های شما استاد درویشی همه خوب و عالی اند و همه را جذب میکنند .

"۱۳:۰۱ ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | زهرا درویشیان (4596)

ممنون از لطفتون
"۱۳:۱۸ ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (1) | میثم زرگر (54)

با سلام
عکس خوبیه
قسمت پایین عکس انگار نوره مستقیم خورشید باعث شده یک ناحیه عکس اور بشه
وجود خطوط روی عکس به یه نوعی حس مصنوعی بودن رو بوجود میاره
"۱۳:۲۴ ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | محمدامین صاحب پور (3160)

سلام به سركار خانم درويشيان:
مدتهاست عكسهاي شما رو دنبال ميكنم اما كمي ميترسيدم كه به عكسهاي شما نظر بدم...خيلي از عكسهاتون واسم گنگ بود اما ارسالهي اخير جالب شد تا بيام و نظر بدم...كلا تو عكساتون يه مفهوم عجيبي به كار رفته و هر كسي نميتونه درك كاملي داشته باشه(منظورم آماتورها هستند مثله خودم...)اما اين عكس خيلي منو جذب كرد...اين مخدوش بودن كار و حسه نگراني و ترس...ترس از اينكه به چه كسي اعتماد كند...نگاهش پر از اضطراب است و شايد هم هيجان...خيلي خوشم اومد...ته رنگ اديتو هم ميپندم
موفق باشيد
خوشحال ميشم به آخرين ارسالم سري بزنيد...
ممكنه محروم شم+3 اما نقدمو به نسيه نميدم باز هم شرمنده...!!!
+2
"۱۷:۱۶ ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (2) | فرید ثانی (10389)

دسته‌بندی کاربر : اكسپرسيونيسم
من که از این قضیه متاسفانه زیاد سر در نمی ارم !
اما از ترکیب بندی عکس ، نور و نگاه سوژه و مد رنگی خیلی زیاد لذت بردم . ممنونم
"۱۸:۳۱ ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (2) | فاطمه نصری (871)

سلام
کلا از فضای کارتون خوشم اومد
مخصوصا مد رنگیش ولی خطوط یکم کار رو از حالت طبیعی در آورده
چهره ی سوژه به نظرم عالی ترین حالته ممکنه
"۱۹:۱۰ ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (2) | فرناز بدیعی (1198)

اولین حسی که این عکس به من داد این بود که شباهتی به عکس های تو نداشت _ برای من با حس های خودم _
بعد یادم اومد که آدمها بسیار پیچیده هستند !
نمی تونم به راحتی بگم این عکس رو دوست دارم چون اون چشمها بشدت منو می ترسونند .. بخصوص اینکه مظلومیت دهان به خاطر اون نور از بین رفته و هرکاری میکنم جز چشم ها نمی تونم روی چیزی تمرکز داشته باشم .. و نمی تونم به راحتی فکر کنم یا بگم که این عکس رو دوست ندارم و به راحتی ازش بگذرم ..
فکر میکنم اینها نشانه ی قدرتمند بودن یک کار هست .
رنگ کار + خراشیدگی ها کار رو باز هم بیشتر اثرگذار کرده .
"۲۰:۲۸ ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (2) | روشنک هوشمند (233)

کم پیش میاد به این سایت سر بزنم و عکسی من رو تحت تأثیر خودش قرار بده که نظر بگذارم . عکس شما قدرتمند و تأثیرگذاره !.. اون چشمها و کثیفی شیشه و خط خطی ها .. انگار که دارن معصومیت کودکانه ای رو به سخره می گیرن و نابود می کنن .. و رنگ قهوه ای .. همه دست به دست هم دادن تا کار شما جالب و ارزشمند باشه .. مرسی !
"۲۲:۴۷ ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (2) | نگار رجبی (308)

سلام
بيشتر حرفهاي من در مورد اين عكس شبيه حرفهاي خانم بديعي است.
رنگ كار و اون خراشهاي روشو دوست دارم
حالت دختر بچه و نگاه عجيبش برام جالبه
اين عكس را دوست دارم
موفق باشيد
"۰۱:۵۳ ۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (2) | سمیرا حاتمی (428)

مردمک چشما با اون حالت عجیب، رنگ و بافت متمایز عکس، با اون خطوط اکسپرسیو، خشونت جنگ رو القا می کنه برای من؛ سینمای آلمان، پوسترای فتومونتاژ

دسته بندیای شخصی شاید جهت بده به ذهن بیننده ولی، اینجوری عمیق تر نگاه می چرخه...
ممنون
"۰۹:۳۲ ۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (2) | آرش نصیری (11202)

سلام خانم درویشیان
دیشب هرکار کردم نتونستم کامنت بگذارم.
اما کمی دقت کردم و دیدم چقدر شبیه کودکی های منه.
فضای کار متفاوته و انگار از روی یک عکسی قدیمی دوباره عکس گرفته شده. یعنی بازسازی خاطره ها!
خیلی ازین کار لذت بردم.
به کار آخر من هم سری بزنید. دوست دارن نظر شما رو بدونم. شاد باشید
"۱۵:۲۸ ۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | منا قیمی (6)

سلام
به نظرم اين عكس شاهكار شده!اين تكنيك خيلي جواب داده... و من كارتونو دوست دارم.
موفق باشي
"۱۶:۱۳ ۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (3) | علی کرمی (59)

کاش میفهمیدم...!!!




عالیه !!


عكس از لحاظ تكنیک و موضوع بدون اشكال است. (عکس خلاقانه، جدید، و دارای اجرایی با کیفیت و قدرتمند است. از لحاظ تکنیک و موضوع عالی است.)

"۱۶:۱۳ ۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | شهریار هنر (134)

حقیقتا عکس از لحاظ تکنیک بدون اشکال است . عجب فن آوری دارد این کنون که در حالت اتوماتیک چنین عکس های بدون اشکالی میگیرد . انشاءالله منهم یکی میخرم .
"۱۸:۵۸ ۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (2) | سجاد سروش (104)

سلام
منو میبخشید ولی حس میکنم که این عکس از یه عکس دیگه تهیه شده
با یه کادر بندی و شاید تم رنگی جدید!!!
نمیدونم جرا ولی این حس تخت شدن کارتون رو دوست دارم....
"۰۸:۰۱ ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (2) | محمد رضا گودرزی (3885)

چنين تكنيكي را (نوعي خط كشيدن و ايجاد بافت) قبلا در برخي از آثار نقاشي مدرن ديده بود. با لبه هاي تيز روي بوم نقاشي يك جور تخريب آگاهانه ايجاد كردن؟

چقدر بي پناه است اين كودك عكس شما...!

+2
"۰۹:۵۳ ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (3) | ادریس عباسی (12575)

DO FOR YOU

زندگي آرام با تاريكي هاي دروني و فردي
اشتباهي بزرگ براي تجربه نوراني در دنياي بيرون

خطوط سفيد براي من تجربه دردهايي هستند كه در ذهن باقي ميمونند، اون 3 تا كليمه بالا هنوز براي من مسير هستند و راه رو نشون ميدند! تجربه اي كه اين ارزش رو نداره، خودت اجازه دادي اين خراش ها باشند اونها هم انجام دادند.

- الان 9:56 هستش، از 8:41 دارم مينويسم باز پاك ميكنم. از آخر هم اوني كه ميخواستم نشد، يعني اينكه نميشه نوشت.
"۱۱:۱۹ ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (3) | میترا سماوکی (561)

عکس فوق العاده ای شده زهرا
متاسفانه نمی دونم چرا منم در مورد عکسات نمی تونم اون چیزی که تو ذهنم بیان کنم .
و در مورد این کارت فقط می تونم بگم حالت چشمهای اون کودک و اون خراش های ایجاد شده روی عکس خیلی به نزدیک کردن فضای کارت به اکسپرسیونیسم کمک کرده.
حس می کنم این عکس رو با آنالوگ گرفتی و اون خراش ها هم موقع چاپ ایجاد کردی چون اصلآ فضای یه عکس دیجیتالو نمی تونم توش حس کنم؟!
"۱۲:۴۹ ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (3) | عقیل کامل نارستان (30)

سلام.
حس عجیبی هنگام دیدن عکس بهم دست داد.
بافت به حس عکس خیلی کمک کرده .
کعس اینقدر زیباست که نمی دونم چجوری باید در موردش نظر بدم.
موفق باشید.
"۱۳:۴۲ ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | داوود ارسلانی (1085)

سلام.
ممنون که سر زدی. گفتم جوابتو اینجا برات بنویسم.
با همه چیزهایی که گفتی موافقم.
ميذارم همه چي بگذره....
چه جالب... من هم مدتهای زیادیه که به اتقاقات اطرافم چه خوب و چه بد فقط نگاه میکنم. دیگه نمی پرسم چرا؟
"۱۶:۵۷ ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (2) | آرش کریمی (5160)

خطوط كه همچنان دارن كار خودشونو انجام ميدن .
در يا پنجره كه به نظر پنجره ميرسه ، هميشه هست ،با خطوط موازي و عموديش.
وفضاي تيره پشت پنجره و پسرك...
لبها
و چيزي كه اول از همه ديده ميشه و آخر از همه هم باز ديده ميشه ، چشمها . نميدونم چرا برام آشناست ؟ !!! هرچي فكر مي كنم يادم نمياد ...
"۲۱:۵۱ ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (2) | هومن حقیقت (277)

می خواهم دستش را بگیرم ؛ بیاورمش بیرون ؛ و چیزهایی را نشانش دهم که در دکان هیچ عطاری پیدا نمی شود ؛ اما شعبده نمی دانم ؛ مجال کم است و اعتماد به جرم خشونت خطوط ، سرخی پس داده است ؛ احمقم که موعظه می کنم ؛ سرم را تراشیده اند ؛ صدای سکوت می آید و وهم دارد ودا می خواند ...
"۰۸:۲۱ ۱۳ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (3) | رضا جعفری (1076)

نگاهم مملو از خطهاي مبهم و آشفته
نگاه ت سرشار از حسي مبهم تر
لبهايت به هم فشرده تر از ميله هاي زندان
زندان حرفهاي نگفته
...
"۲۱:۰۱ ۱۳ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (2) | محمد رضا معصومی (990)

سلام خانم درویشیان
.
بسیاری از عکس هات رو دوست دارم .
قبلا" یادمه تو پروفایلتون نام کشور و تحصیلاتتون ثبت شده بود که فکر میکنم حذفش کردی .
دوست دارم کار من رو ببینی .
. البته مشتاقم به وبلاگم هم سر بزنی .
www.masoumi-pic.blogfa.com

سایتت رو هم دیدم .
سلیقه ی من با اون شلوغی و سبک مرموز سایتت همسان نیست .
شاد باشی .
تا بعد ، شاید ..
"۱۶:۴۱ ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (3) | عادل لطفی (165)

سلام خانم درويشيان

من يه مبتدي هستم و تازه شروع به عكاسي كردم و تقريبآ همه عكسهاي شما رو ديدم ولي تنها عكسي كه خيلي جذبم كرد و تونستم باهاش ارتباط برقراركنم اون عكس كلاغ و درخت (جسارتآ اسمي كه من براش انتخاب كردم : يكي رفت!..يكي موند..! )بود .

مي خواستم به عنوان يكي از فعالان عكاسي لطف كرده و مجموعه عكسهاي بنده رو ببينيد و نظري در خصوص بهتر شدن روند كارهام بدين.
متشكرم
+3 براي يكي رفت ..! يكي موند..!
"۱۲:۵۸ ۰۶ مهر ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (3) | خلیل خسروانی (178)

همه چیز عالی بود . چه حس غریبی داره . به دلم نشسته این کارتون .
یه جورائی خودمو دیدم تو این کار.
عالی بود .
"۱۱:۰۳ ۲۷ مهر ۱۳۸۹" | مفید (0) | امتیاز (0) | علی اکبر رهنمائی (181)

سلام
باز هم زیبا هر چقدر بیشتر با ذهنیت شما بیشتر آشنا میشم
در گیری بیشتری با کارهاتون پیدا می کنم از نظر ذهنی
تخت بودن تصویر وخطوط تیز سقید رو میپسندم وهمینطور بافت بالا سمت چپ که حالت فرسودگی دارد...
خسته نباشید
موفق باشید