گالری تصاویر "هادی دهقان‌پور"

         
عکس
نام :   بدون عنوان (امتیاز : 83)
عکاس :   هادی دهقان‌پور (امتیاز : 9761)
نوع دوربین :   Canon
مدل دوربین :   Canon EOS 450D
نوع لنز :   Canon
فیلتر :   UV
دیافراگم :   F8
سنسور :   10 MP
شاتر :   1/2 ثانیه
ایزو :   100
نظرات :   73
بازدیدها :   3308
تاریخ ارسال :   ۳۱ فروردين ۱۳۸۸
علاقه‌مندی‌ها :   6
دسته‌بندی سايت :   مفهومی , فتو آرت
توضیحات عکاس
دو مقوای سفید و مشکی، دو منبع نور و یک جفت کفش مندرس.// به خودم می‌گم: هادی! تو دیگه اشباع شدی از «تکامل». پس به حرف خودم گوش می‌دم، دست از «تلاش» برمی‌دارم و می‌رم به‌سوی آسایش و راحتی. وای که چقدر آزاد شدم از اون‌همه سختی. پس الان من دیگه خوشبختم. درونم بهم می‌گه: هادی! تو دیگه بالغ شدی و بی‌نیاز! امان از این افکار و امان از این راه بی‌راه...

"۲۱:۱۴ ۳۱ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (1) | آرش کریمی (609)

سلام آقای دهقانپور
ایده جالبی شده
انتخاب مد سیاه وسفید میتونست موثر تر باشه
پاسپارتو انتخابی از جذابیت کار کم کرده
با توجه به انتخاب مسیر حرکت چشم به خارج از کادر کشیده میشه
موفق باشی دوست من

آرش
+1

"۲۱:۱۴ ۳۱ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

آرش عزیز! به‌دلیل وجود تنها دو رنگ سیاه و سفید و به‌جهت تمایز این‌ها با رنگ صفحه‌ی وب، ناگزیر به استفاده از دو نوار مشکی در دو طرف عکس شدم. وگرنه قصدم استفاده از پاسپارتو نبود!
ممنونم دوست خوبم.
"۲۱:۴۱ ۳۱ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | محمدامین صاحب پور (3160)

سلام به هادی عزیز :
اول که عکستو دیدم مثله بقیه عکسهات اول کمی فکر کردم که چی میخوای بگی...توضیحاتتو 2 بار خوندم توی بار 2 فهمیدم چی میگی...تفکرت خیلی خوب بوده...کار خوبی شده... به نظرم محیط ساده کار کمی توی رسوندن مفهوم کار را آسونتر میکنه...ولی کمی اجرای کارت به دلم نمیچسبه...مدیریت اجرای کارت کمی سنگینتر هم میتونست باشه(اینو نسبت به کارهای همیشگی دارم میگم)...ولی همین سادگی هم قابل تحسینه...البته اینجور کارا سلیقه ای هست...حالا جای پای کی هست؟؟؟؟خودتی یا محمد رضا عزیز؟؟؟؟
منم مثله جناب کریمی موافق تجدید نظر توی پاسپارتو هستم...
(اینها نظر یه بی تجربه توی عکاسی بود...)
موفق باشی دوست خوبم
+2

"۲۱:۴۱ ۳۱ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

راستشو بخوای محمدامین جان، اون پاها مال خودمه ولی اون کفش‌ها نه! همین‌جا لازم می‌دونم از کفاشی محل که در عاریه‌دادن یک جفت کفش از نوع میرزانوروزیش با بنده همکاری داشتند تقدیر و تشکر ‌کنم! :)
ممنونم دوست خوبم.
"۲۲:۱۱ ۳۱ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | آرش نصیری (11202)

سلام هادی جان
این ثبت رو در صفحه اول میبینم...
ترکیب بندی اجراییت مثل همیشه خیلی خوبه. اینکه مسیر حرکت از بالا به پایینه همراستاست با توضیحاتی که ذکر کردی. یه جور حرکت به ظاهر سفید و خوب ولی در نهایت میبینی که رد پای اصلیت ردی از سیاهیه!
و این یه زنگ خطره
مفهوم رو خوب رسوندی
به " کنج شرابخانه" سری بزن. موفق باشی

"۲۲:۱۱ ۳۱ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

آرش عزیز! از معدود دوستانی هستی که علی‌رغم فعالیت در حوزه‌ی مستند و طبیعت، موشکافانه، عکس‌های مفهومی را نیز بررسی می‌کنی. موفق باشی دوست عزیزم.
"۲۲:۴۱ ۳۱ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | محسن بخشایشی (53)

سلام آقای دهقانپور.
ثبتتون درخور توجه شده.
با پوزش از آرش جان من این پاسپارتو رو میپسندم،
و چون حرکت از بالا و بیرون کس انجام گرفته این خروج رو مناسب میدونم. . وجود کفشها ی رنگی در نقطه جدایی جلوهای خاص به کار داده.
با سپاس +2

"۲۲:۴۱ ۳۱ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

به‌واقع، با عبور از خط، همه‌چیز دگرگون می‌شه و اتفاقاتی رو شاهدیم که اصلاً انتظارشو نداشتیم. ممنونم محسن عزیز.
"۲۲:۴۳ ۳۱ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (8) | امتیاز (2) | محسن رشیدی (7843)

درود بر دیده ی روشن ات

کاری به توضیحاتت ندارم ، من این طوری عکست رو می بینم:
رد گام هایت را می بینی که سفید است و در این سیاهی ، سفیدی خیلی به چشم می آید
به سمت مرز تکامل می روی ، باید کفش هایت را رها کنی ، دیگر نیازی به این کفش ها نداری
گام هایت را در پاکی می گذاری که متکامل شوی
اما دیگر به گام هایت نگاه نمی کنی که سیاه است و در سفیدی چگونه چشم را به خود جلب می کند
تو خاکستری بودی و این میزان تیرگی و این میزان روشنی باعث شد که به اشتباه بیافتم ...

جالب ترین نکته ی عکس ات اینه که شخص داره به طرف دوربین حرکت می کنه ، انگاری که می خواد به خودش نزدیک بشه

ارادتمند شما م ح س ن

"۲۲:۴۳ ۳۱ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

مثل همیشه! یه‌نقد قشنگ و درخور تحسین! شرحی که آوردی چه‌نزدیک است به مفهوم مورد نظرم! ممنونم محسن‌جان.
"۲۲:۵۰ ۳۱ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | علیرضا هدایی (530)

سلام جناب دهقانپور عزيز .
از ديدن اين عكس و توضيحاتتون اول شكه شدم چرا كه با عجله نگاهي سر سري به عكس كردم و بيشتر دقتم رو روي توضيحات گذاشتم و فكر كردم واقعا شما مغرور شدي ( چه احمقانه )‌ بعد نگاهي به عكس انداختم و به خودم به خاطر اين نتيچه گيري غلط خنديدم .
وقتي تلاش ميكني و ميبيني كه در سياهي رد سفيدي از خودت به جا گذاشتي به جاي اينكه ادامه بدي فكر ميكني كه كامل شدي و خودت رو شل ميكني و ...
فكرت زيبا و آموزنده بود .
فقط به نظرم كمپوزيشن به نحوي تو اين كار رعايت نشده چرا كه توي قسمت سياه ما دوكفش ميبينيم ولي تو قسمت سفيد كه مساوي قسمت سياهه يك رد پا . به نظرم دو راه حل اومد :
1. اندازه ي مقواي سفيد رو كمتر و سياه رو بيشتر ميكردي .
2. براي كفش مندرس يك رنگ ديگري مثل قرمز انتخاب ميكردي كه نشانه ي آلارمهاي آخر كار باشه .
خيلي لذت بردم و عكسو به علاقه منديهام اضافه كردم .
با احترام +2

"۲۲:۵۰ ۳۱ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

علیرضا جان! نمی‌دونم قضیه چیه ولی من دو تا رد پا تو قسمت سفید گذاشتم!؟! در مورد پیشنهادات خوبت هم حتماً روی اون‌ها کار می‌کنم. موفق باشی دوست عزیز.
"۲۳:۱۲ ۳۱ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (3) | رضا وهمی (8851)

سلام هادی جان .
طبق معمول حرفی برای گفتن نیست .
کامنت محسن خیلی دلنشین است . و صد البته بقیه نظراتی که تا حالا دوستان بیان کردند.
تو خاکستری بودی و این میزان تیرگی و این میزان روشنی باعث شد که به اشتباه بیافتم ...

دوست داشتم بالای کادر کمی فضای تیره بیشتری وجود داشته باشد و کمی فاصله کامهای سفید با کفشها بیشتر میشد .

موفق و سلامت باشی دوست عزیزم.

"۲۳:۱۲ ۳۱ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

می‌دونی رضا جان! در مورد تیرگی و روشنی تصویر، متأسفانه اصلاً نمی‌شه به مانیتورهای امروزی اعتماد کرد. واسه‌ی همین، من همیشه عکس رو با دو مانیتور، یکی لامپی و یکی ال‌سی‌دی نگاه می‌کنم و سپس عکسم رو اصلاح می‌کنم. سعی کردم تا جایی که ممکنه، بالای کادر، تیره بشه. در مورد فاصله‌ی گام‌های سفید با کفش‌ها هم بذارید به‌حساب معذوریت مکانی و کمبود مقوای مشکی! :) موفق باشی دوست من.
"۲۳:۱۸ ۳۱ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (2) | فرناز بدیعی (1198)

سلام آقای دهقانپور .
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم .. موجیم که آسوده گی ما عدم ماست ...
چاره ای نداری با کفش .. بدون کفش .. خسته یا رها همچنان باید پیش رفت ! خودت هم می دونی ..
فکر خوب . اجرای ساده و زیبا . کاری دوست داشتنی .
موفق باشی .

"۲۳:۱۸ ۳۱ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

خانم بدیعی عزیز! ممنونم از برداشت خوب‌تون و آرزوی موفقیت دارم براتون.
"۲۳:۲۹ ۳۱ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | عزیز عباسی (10130)

سلام_______________________
بسیار زیبا و هنرمندانه ست . نشستن و فکر کردن و طرحی ریختن و اجرای خوب نشانه از علاقه. انرژی و توان شما داره و ابتکار و گریز از روزمرگی !
3+
یه پیشنهاد: اگر رد کفش ها کوچکتر و رد پاها بزرگتر بودند بهتر نبود ؟
موفق باشی
عزیز

"۲۳:۲۹ ۳۱ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

ممنونم عزیز عزیزم!
اگر رد کفش ها کوچکتر و رد پاها بزرگتر بودند بهتر نبود ؟

آره! اتفاقاً سعی کردم ابعاد رو همونجوری که فرمودید انتخاب کنم البته شاید بایستی اغراق بیشتری به‌خرج می‌دادم. در هر صورت ممنونم از حضورتون.
"۰۰:۱۶ ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | امیررضا پاکرو (764)

کار جالبی شده
باز هم یه کارگردانی جالب با یه ایده نو از شما
ممنون به خاطر این درون جالبتون که به این خوبی انتقالش میدید که کار هر کسی نیست
+2

"۰۰:۱۶ ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

امیررضا جان! منم تشکر می‌کنم از حضورت و خوشحالم از همراهی‌ات :)
"۰۱:۰۲ ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (0) | یاسر رضایی (1554)

آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند

آنکس که بداند و نداند که بداند
بیدارش نمایید که بس خفته نماند

آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند

آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند

مرسي از ارسال هادي جان

"۰۱:۰۲ ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

آفرین! جان کلامت رو در قالب این شعر زیبا گفتی. ممنونم یاسر جان.
"۰۶:۵۶ ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | بابک احسانی (1040)

سلام : حس عکس کاملا واضع وپیام روشن / به نظرم حس تکامل در عکس رو میشه دید / انسان با زمیری پاک وسفید پا به دنیای سیاه و پر از رمزوراز می گذارد و در فکر دنیاای رنگی زندگی میکند / بعد با کوله باری سیاهی باید به دنیای خالص وسفید می رود / زیبایی کار شما در این است که کفش رنگی در قسمت سیاه است / که به دنیا آمدن وزندگی در یک قسمت است

"۰۶:۵۶ ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

آقا ممنونم! توی فتوآی‌آر هم که مارو شرمنده فرمودید! :)
"۰۸:۱۸ ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (3) | امتیاز (2) | ایمان شاهسمندی (90)

سلام...
از عكس بسيار جذابتون تشكر مي‌كنم...
حس خوبي رو به انسان ميده...
عكس‌هاي خالاقانه‌اي كه در دنياي ديجيتال امروز بسيار زيباست.
+2

"۰۸:۱۸ ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

ایمان عزیز! ممنونم از حضورت و آرزوی بهروزی دارم برات.
"۰۸:۵۸ ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | علــــی آذرنوش (1614)

سلام هادی جان !!
مثل همیشه، ایده و اجرا هر دو بسیار خوب.
تقابل سفیدی و تاریکی موجود در عکس رو بسیار میپسندم.
ترکیب کار هم در اوج سادگی، گویاست....
موفق باشی

"۰۸:۵۸ ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

علی‌جان! ممنونم از حضور گرمت. موفق باشی دوست من.
"۰۹:۰۱ ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (0) | مازیار یعقوبی (5694)

هادي جان كاراتو دنبال مي كنم. يه جورايي از كارات خوشم مي ياد. بدون خوندن نظرات ديگه يه راست مي رم سر نقد خودم. نمي دونم چقدر خوب و نزديك باشه. اول كار هم گفته باشم كه تو نقد كارهاي مفهومي ، خوردن 1000 كيلو كوندور هم به من كمكي نكرد.
D;
هميشه از ديدن جاي پاهايي كه چشم رو به سمت پائين كادر هدايت مي كنه ياد افول مي يوفتم. اين عكس ، كه با جاي يه كفش خوب و در ميانه با يه كفش مندرس و در انتها جاي يه پاي برهنه هستش ، يه جورايي آدم رو ياد تباهي و از دست دادن چيزاي خوبش مي ندازه.
ياد رفتن هم مي ندازه ادم رو.
ببين ، غني باشي ، فقير هم كه باشي ، اول و آخر مثه همون روز و لحظه ي تولدت كه لخت و عريان بودي ، دوباره همون جوري هم مي ري. مال و مكنت و حتي نداريهايت رو هم مي ذاري و مير ي. نمي دونم از اين نظرهاي در پيته من چقدر خوشت بياد. ولي بظاعت ما در همين حده هادي جان.
3+

"۰۹:۰۱ ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

مازیار! تو فوق‌العاده‌ای! این کوندورا چیه می‌خوری؟! نقدت از برداشت خودم هم جامع‌تر بود! آقا دست ما رو هم بگیر! :)
"۱۱:۳۶ ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | پوریا داعی (4297)

سلام
برداشت خیلی زیبایی شدهاست ایده برداشت حرف ندارد فقط به نظرم می شد کادر بندی نیمه بالا یک مقدار با زاویه بیشتری می بود و نشان از حرکت از عمق می داشت و کفشها هم کمی از مرز فاصله می داشت..
موفق باشی
2+

"۱۱:۳۶ ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

پوریا جان! راستشو بخوای با زاویه‌ی برداشت خیلی کلنجار رفتم، راست، چپ، پایین‌تر، بالاتر، کج، دورتر، نزدیک‌تر! خلاصه، آخرش دیدم این‌یکی از همه مناسب‌تره. ممنونم از پیشنهادات خوبت همشهری :)
"۱۳:۳۳ ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (2) | محمد جواد شفیعیان (9750)

با سلام خدمت هادی عزیز
ببخشید دیر خدمت رسیدم
ثبت جالبی شده
ترکیب بندی ثبت و تضاد بوجود آمده رو می پسندم
نورپردازی ثبت فوق العاده خوب انجام شده
این جمله تقدیم به شما:
با پاهای برهنه ام روی ریگهای داغ حس غربت را تجربه کردم,اکنون این تاولها سوزان آرامش بخش من شدند

موفق باشی دوسن من...
+2


"۱۳:۳۳ ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

محمدجواد عزیز! ممنونم از به‌اشتراک گذاشتن این جمله‌ی زیبا. موفق باشی دوست من.
"۱۴:۰۴ ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | صباح معروفی (1458)

با عرض سلام وارادت
ببخشید که دیر خدمت رسیدیم آقای دهقانپور دیروز هم خیلی سعی کردیم در مورد این عکس شما نظر بدهیم هر چند که تمام آنچه را که باید گفته می شد دوستان گفتند اما به دلیل شلوغی سایت امکان نداشت وامروز اگر قسمت باشد نیت کردیم اینکاررو بکنیم
عکس زیبا وقابل تاملی رو گرفته اید از اون دسته عکسهاست که گفته هایی با خود دارد ومی خواهد بازبان تصویر بیان کند وبا بیننده خود خلوت کند دستت درد نکند واقع زیباست این عکس گفته های زیادی با خود دارد وشاید هر یک از دوستان برداشتی با توجه به نوع دید از آن کرده باشند ومن هم برای خود برداشتی داشته ام که دردل وذهنم همیشه ماندگار است تا این تصویر شما هم همیشه در ذهنم ماند گار باشد. فقط من میتوانم براتون دعا کنم وبه شما خدا قوت بگم بابت این ثبت تاثیر گذار
با تشکر
2+

"۱۴:۰۴ ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

صباح عزیز! خیلی باحوصله و با متانت، اومدی و واسم کامنت گذاشتی. ممنونم دوست خوبم.
"۱۴:۴۱ ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (2) | غلام حسین زارع (1502)

سلام بر شما

به خودم نمی تونم اجازه بده که در باره چنین کاری نظر بدم و فقط به شعر زیر بسنده می کنم:


کفش هایم کو
چه کسی بود صدا زد سهراب
آشنا بود صدا
مثل هوا با تن برگ
بوی هجرت میاید
بالش من پُر آواز پر چلچله هاست
باید امشب بروم
من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم
حرفی از جنس زمان نشنیدم
هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود
کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد
هیچ کسی زاغچه ائی را سر یک مزرعه جدی نگرفت
باید امشب بروم
باید امشب چمدانی را که باندازه پیراهن تنهائی من جا دارد بردارم و
بسمتی بروم که درختان حماسی پیداست
رو به آن سمت بی واژه که هم واره مرا میخواند
یکنفر باز صدا زد
سهراب کفش هایم کو

در ضمن خوشحال می شم به کار آخرم هم سری بزنید
موفق باشید .
2+

"۱۴:۴۱ ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

جناب زارع عزیز! ممنونم از این شعر زیبا و ممنونم از لطفت.
"۱۴:۴۷ ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | حامد بارچیان (1458)

سلام هادی جان
آقا من دو ساعت پیش کامنت گذاشتم اما گویا ثبت نشد.
در کل این عکس باز هم نشان دهنده آن است که عکاس قدرتمند و با فکری پشت دوربین است و می داند که چه می خواهد و بهترینها را کارگردانی می کند.
اين عكس ، كه با جاي يه كفش خوب و در ميانه با يه كفش مندرس و در انتها جاي يه پاي برهنه هستش ، يه جورايي آدم رو ياد تباهي و از دست دادن چيزاي خوبش مي ندازه. بسیار خوب گفتند جناب یعقوبی.
البته دوست داشتم کفش کهنه تر از این بود و یا پارگی و وصله ای رویش وجود داشت.
پاسپارتو رو می پسندم اما جای امضا رو نه.
باغت آباد برادر

"۱۴:۴۷ ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

به‌جون هادی، خیلی توی کفش‌های درپیت مغازه‌ی اصغرآقای کفاش گشتم. این دیگه بهترینشون بود. وگرنه توصیه‌ات حرف نداشت! :) موفق باشی دوست من.
"۱۵:۳۲ ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | رامین یکانی (327)

سلام هادی جان

واقعاا این کارت و فکرت حرف نداره پسر خیلی ساده و پر محتوا
واقعا لذت بردم امیدوارم موفق باشی مثل همیشه

+2

"۱۵:۳۲ ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

ای آقا! به کارای شما که نمی‌رسه! مخصوصاً از نوع خسارتیش که مجبور شی یه دوربین دیگه تهیه کنی! :)
"۱۶:۵۰ ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | توماج زنگویی (3104)

درود بر هادی دهقان پور دوست خوبم،
عادت ندارم نظرات رو بخونم قبل از اينکه نظرم رو بگم ولی برای اين عکس اين کار رو کردم!
اينو عنوان کردم که بگم کاملا با نظر خانم بديعی موافقم.
نگاه می کنم!
هادی! تو دیگه بالغ شدی و بی‌نیاز! آغازی دوباره!



"۱۶:۵۰ ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

توماج عزیز! ممنونم از حضور گرمت. آقا تازه‌گی‌ها کم‌تر می‌بینمت! نکنه خبریه؟ آره؟ ماه‌عسل؟ ای کلک! :)
"۱۷:۰۳ ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | فاطمه فرهادزاده (54)

سلام اقای دهقانپور
میدونستین انتقال پیام اونم پیامی از جنس مفهومی کار ساده ای نیست؟
حتما شما بنده شاکری برای خدا بودید برای دادن این نعمت بتون که قدم به قدم وعکس به عکس تونستید اینجور ذهن مخاطب و با مفهوم عکستون درگیر کنید
فقط بگم که
امیدوارم این عکس تلنگری باشه برای اینکه موقع خروج از اینجا جا ووارد شدن به دنیای بعد جاپامون سفید باشه...
با اینکه تو ذهن من جای پاوکفش تبدیل به کلیشه شده واصلا همین باعث شد دیر بیام سراغ این عکس ولی یه نواوری خوبی توی عکس میبینم
م.فق باشید

"۱۷:۰۳ ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

بنده شاکری برای خدا بودید

با احترام به نظر خوب شما، من فکر می‌کنم یه‌جورایی از قافله‌ی اصلی، عقب موندم. این‌ فکرها و عکس‌ها به دست‌وپازدنی می‌مونه که یه‌جورایی جلوی سقوط بیشترمو بگیره. فقط امیدوارم توی باتلاق خودم بیشتر فرو نرم!
"۲۰:۱۱ ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | میترا سماوکی (561)

عکس جالبی شده،به نظرم حتی می تونست تو دسته بندی انتزاعی قرار بگیره چون خیلی خوب با حداقل عنصر سعی کردین ایدتونو بیان کنین
کفشارو خیلی دوست دارم مخصوصآ رنگشونو،کاش کفاشی محل ما هم از این کفشا داشت
اگه تقارن نداشت بهتر نمی شد؟ مثلآ از سیاهی بالا کاسته و به سفیدی پایین اضافه می شد ؟

"۲۰:۱۱ ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

البته این اصغرآقای کفاش ما رو اینجوری نبینین! موقع تحویل کفش‌ها، ایشون می‌خواستند بنده را مورد ضرب و شتم قرار دهند! آخه قرار بر این بود که کفش‌ها فقط 24 ساعت در معیت بنده باشند نه 8 روز!!!
"۲۳:۳۰ ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (2) | میشـــا افشـــار (1595)

با عرض سلام خدمت جنابدهقان پور عزیز.
کادر بندی و تقسيم فضا و اديت رو می پسندم.
ثبت هنرمندانه ایی داشتن
کار زیبا و خلاقانه ای داشتید
پاسپارتو ازجذابیت کار کم میکند.
قدر دانی میکنم از تلاشی که روی کارتون صرف کردین
+2
به امید دیدار دوباره
MISHA AFSHAR

"۲۳:۳۰ ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

ممنونم از حضور و اظهارنظرتون.
"۰۰:۴۷ ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (3) | امتیاز (3) | محمدرضا دهقان پور (3348)

سلام برادر گل من
اول از همه تحسینت می کنم برای ثبت خوبت
و بعد:

یه پیشنهاد: اگر رد کفش ها کوچکتر و رد پاها بزرگتر بودند بهتر نبود ؟

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم .. موجیم که آسوده گی ما عدم ماست ...

انسان با زمیری پاک وسفید پا به دنیای سیاه و پر از رمزوراز می گذارد و در فکر دنیاای رنگی زندگی میکند / بعد با کوله باری سیاهی باید به دنیای خالص وسفید می رود

ببين ، غني باشي ، فقير هم كه باشي ، اول و آخر مثه همون روز و لحظه ي تولدت كه لخت و عريان بودي ، دوباره همون جوري هم مي ري. مال و مكنت و حتي نداريهايت رو هم مي ذاري و مير ي

با پاهای برهنه ام روی ریگهای داغ حس غربت را تجربه کردم,اکنون این تاولها سوزان آرامش بخش من شدند

ردپایی در دلم پیداست . آشنا با خاطراتی دور . لرزشی در اندرون انداخت . یادگاری از نگاهی گرم . شعله را خاموش کرد از اشک . اشک هم در انتظاری سخت . در شب ظلمت به راهی دور . چشم هایم خیره بر کویت . سایه ها هر لحظه نا آرام . نور هم در پیچش مویت . تارهایی می تنیدم من . تا تو را بندی کنم غافل . بند بندم را تو بگرفتی . با نگاه مهربان خود . می سپردم راه را آرام . چشم هایم بسته از خجلت . می کشیدم بند نامرئی . کوه ها زا پشته در پشتم . بیستون را عشق می کوبید . ناله را فرهاد سر می داد . من به هر پتکی چه می کردم . میزدم آرام و پی در پی . بوسه را بر ضربه ای دیگر

ما رو هم فراموش نکن به هر جایی رسیدی دادا :)
پایدار باشی هادی جان

"۰۰:۴۷ ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

ما رو هم فراموش نکن به هر جایی رسیدی دادا :)

باشه ولی قول نمی‌دم! :))
"۰۳:۴۳ ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (3) | نوید شاکری (935)

سلام هادی جان.
مثل همیشه بعد از دیدن عکسات و خوندن کامنت بچه ها چیزی به سواد نداشتم اضافه میشه.اینو جدی و بدون اغراق میگم هادی,هر موقع عکسی میزاری انگار یه کلاس آموزشی میزاری و ما هم شاگردات,و در موردش بحث کاملی میکنیم.منم مثه همیشه سعی میکنم ساکت باشمو لذتم رو ببرم.
ممنونم که هستی.
3+

"۰۳:۴۳ ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

ممنونم نوید عزیز و منتظر عکس‌های خوبت هستم.
"۰۹:۴۶ ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | مجید باقرزاده (3543)

سلام جناب دهقان پور عزیز و گرامی
باز هم با دیدن یک ارسال تفکر بر انگیز از شما روبرو شدم
تمام کامنتهای دوستان را خواندم
اگر مشکل شما یک جفت کفش مندرس بوده به بنده میگفتید کفشهای پایم را به شما قرض میدادم :)
همیشه تندرست و پیروز باشید
--------------
پاورقی
1- از تاخیر در زیارت کارتان به علت مشکلات سایت و اینترنت عذرخواهی میکنم. توجیه :)
2- البته بازهم خدا را شکر میکنم که خیلیهای دیگر هم هنوز نیامدن و من زیاد دیر نیامده ام :) توجیه 2
3- تشکر بسیار زیاد از شما که با توجه به وقت کم و گرفتاری زیاد بزرگواری کرده اید و جواب تمامی دوستان را داده اید
4- اگر ممکن است از این ایده ها به بنده هم کمک کنید شب جمعه است خداوند امواتتان را بیامورزد :)

"۰۹:۴۶ ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

بنده هم فرارسیدن قدوم جناب‌عالی به گالری حقیر را به‌فال نیک می‌گیرم! :)
--------------
پاورقی
1- از تأخیر زیادتان در سرزدن به این عکس، به‌هیچ عنوان دلگیر نیستم (البته یه‌کم دلخور هستم! :))
2- بنده هم متوجه این قضیه شدم. البته یواش‌یواش داریم عادت می‌کنیم دیگه! :)
3- به‌جون هادی، دوستان گله دارند که چرا الکی به کامنت‌ها جواب می‌دم و از دوستان تشکر می‌کنم. می‌گن: هادی! سنگین باش! زشته! کلاس بذار! :)
4- در این مورد، به‌جد عرض می‌کنم که شما مشغول شکسته‌بندی! ببخشید! شکسته‌نفسی هستید.

"۰۹:۴۶ ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

راستی! شماره‌حساب جهت کمک‌های انسان‌دوستانه و یاری سبزت، متعاقباً اعلام خواهد شد! :)
"۱۳:۴۸ ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | امیر نوری (48)

وقتي كه آدم حس اشباع مي كنه هيچ چيز جالبي خلق نميشه . اون نيازه انسانه كه با يك اثر هنري و با يك ايده ارضا ميشه ... آثاري هم كه حرفي براي گفتن دارند به گونه اي يك نياز فكري يا ... رو برآورده كردند .

به بازديد آخرين عكس من هم بيايد .
"۱۳:۴۹ ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | عليرضا تبريزي (82)

با سلام - بيش از خود عكس مفهوم آن ذهن را نوازش مي كند

كار واقعا زيبائيست و هر كسي مي تواند برداشت خاصي از آن

داشته باشد .
"۱۷:۰۶ ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | رضا محمدی (40)

سلام هادی جان
واقعا کار جالب و هنرمندانه ایی شده
رنگ کار خیلی خوب شده
کارگردان خیلی خوبی هم هستید
ارادتمند
+2

"۱۷:۰۶ ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

از امیر، علیرضا و رضای عزیز به‌جهت حضور و اظهارنظرشون صمیمانه تشکر می‌کنم.
"۱۷:۴۱ ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | محمد علی بیرمی (258)

سلام استاد
کار خلاقانه جالبی شده
دوستان نظرات خوبی دادن
از ایمیلای زیبا و قشنگت هم ممنون
همیشه موفق و پیروز باشی
+3

"۱۷:۴۱ ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

استاد

محمدعلی عزیز! داشتیم؟!؟ :)
ممنونم از حضورت.
"۱۹:۰۱ ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | محمد بوژمهرانی (185)

چرخ زدم گرد جهان سر به سر/ در پی آن یار که در خانه بود/ خانه چو ویرانه شد امد به دست/ گنج حقیقت که به کاشانه بود.بارها شما را برای برای نوع نگاه و اجرای خلاقانه افکار در قالب عکس ستوده ام .پاینده باشید

"۱۹:۰۱ ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

محمد عزیز! ممنونم از این اشارت‌های زیبا! موفق باشی دوست من.
"۱۹:۲۸ ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | وهب رامزی (1921)

سلام آقا هادی
ببخشید!دیر اومدم،زود هم میخوام برم،فرصت کمی دارم،از اینرو نظرات رو نخوندم...
ممکن است کمی شوخی بنماید اما برای خودم خیلی معنی دارد: این جا پای سیاه به عبارتی تقصیر پاهای تو نیست تقصیر کفشهاییست که انتخای کردی!سفیدی اثر کف کفش است و سیاهی اثر توی کفش بر پای تو.
ما یقی در این سه نقطه ها ...

بامهر

"۱۹:۲۸ ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

این سه نقطه ها ...

هر چه می‌کشیم از دست همین ‌سه‌نقطه‌هاست دیگه! :)
ممنونم وهب‌جان که علی‌رغم مشغله‌ات اومدی.
"۰۰:۰۰ ۰۵ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | منوچهر بهمنی (3156)

سلام دوست عزيز آقاي دهقان پور
كار تامل برانگيزي شده /به زندگي ومسير طي شده آن مي شود با ديدهاي مختلف نگاه كرد /در اين كار از بالا به پايين رد بجا مانده و ظاهر و اصل زندگي ديده مي شود.
هميشه شاد و خندان باشي.
"۲۲:۲۲ ۰۵ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | احمدرضا صفرنیا (93)

دوست عزيز جناب آقاي دهقانپور
سلام
قبل از اينكه عكس جالبي ثبت كرده باشيد بايد به حس قور گرافيستي جنابعالي تبريك گفت!
منتظر نظرات ارزشمندتان هستم
"۲۱:۰۹ ۰۸ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | فاطمه نصری (871)

سلام
اول یه نگاهی به تاریخ ارسال عکس انداختم
خیلی تعجب کردم
لینجور که از امتیازای عکساتون معلومه
مثه اینکه همشون بلا استثنا رفتن صفحه اول و انصافا گالری پر باری دادین
راه بی راه شاید بهترین عنوان کارتون باشه و به نظرم توضیحاتتون خیلی شما رو به چیزی که می خواستین در بیارین نزدیک کرده
همه ی ما آدما یه جورایی اسیریم(البته بیشتر خودم منظورم بود)
نمی دونم انگاری هر چی بیشتر می گذره کمتر می خوام از این اسارت در بیام
اسارت شهرت /غرور و تکبر و خیلی چیزای دیگه
ممنونم از کار خوبتون
انگار منم خیلی چیزا هست که یادم نرفته

"۰۲:۳۸ ۰۹ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | فاطمه جعفری (159)

کاش مرز بین خوب و بد به همین واضحی بود...
"۰۸:۲۲ ۰۹ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | علیرضا رحمانی (50)

هادي خان گل سلام
ماكه قابل نيستيم در مورد عكسهاي شما نظر بديم ولي بعنوان يه آماتور فقط مي تونم بگم دمتون گرم انشاءا... هميشه تون نيمه سفيد زندگي باشيد
"۱۶:۵۵ ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | مریم رویایی (233)

سلام.
ممنون از توجهي كه به عكسهام داشتيد.
با كارهاي دايركتري موافقم. اما خلاقيت در كار شما عاليست.
مشتاقانه علاقمند دريافت نظرات انتقادي شما هستم.