گالری تصاویر "زهرا درویشیان"

         
عکس
نام :   (امتیاز : 48)
عکاس :   زهرا درویشیان (امتیاز : 4596)
نوع دوربین :   Canon
مدل دوربین :   Canon DSLR 40D
ایزو :   400
نظرات :   34
بازدیدها :   3563
تاریخ ارسال :   ۱۶ فروردين ۱۳۸۸
علاقه‌مندی‌ها :   12
دسته‌بندی سايت :   انسان
توضیحات عکاس

"۰۷:۵۳ ۱۶ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | آرش کریمی (5160)

nice shots
"۰۸:۰۸ ۱۶ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | انسیه اکبری (37)

درخت سر بریده خونالود ،
زنی که برهنه توی سیاهی جان می داد
و پرنده آزادی را با خود برد !!!
"۰۹:۱۲ ۱۶ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (2) | احسان موسوی (71)

تصوير بسيار زيبايي
ولي به نظرم قسمت بالايي درخت اگه بود بهتر بود مخصوصا وقتي در عكس كناري سايه روشن هاي ايرانيت پشتش ميله هاي زندان رو تداعي مي كنم
"۰۹:۳۷ ۱۶ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (2) | علیرضا «کوروش» صالحی (1770)

با سلام خانم درويشيان
عكسهاي شما در نوع خودش قابل تامل هست. با توجه به اينكه رشته تحصيليتون هم عكاسي بوده خيلي جسارت ميخواد راجع به عكساتون نظر دادن.
اما خوب به نوبه خودم استفاده از تم قرمز در هر دو قسمت رو مناسب ميدونم.
موفق و پيروز باشيد
به كلاغان قيل و قال پرست سري بزنيد.
+2
"۱۰:۵۶ ۱۶ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (2) | شیما قائمی (1006)

سلام زهرا جان
عکس زیبایی شده با کنتراست مناسب قرمز و سیاه حس وهم و خوف رو القا می کنه و ترکیب بندی هوشمندانه ای که مانع از ایجاد تقارن شده خیلی به کار کمک کرده.
شاد باشی
به کار آخرم سر بزن
"۱۲:۲۷ ۱۶ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | فرناز بدیعی (1198)

سلام دوست عزیز . چقدر دلم اینهمه سرخی میخواست اما عجیب اینکه اون پرنده و اون درخت وحشتزده سرخ رو چقدر از معنی خودش دور می کنه ...
به نظرم خیلی بیشتر از خیلی کارهای دیگه ات دوستش دارم . نمی تونم ازش چشم بردارم .
دلی سرخ و بی وحشت برات آرزو می کنم .

"۱۲:۲۷ ۱۶ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | زهرا درویشیان (4596)

منم نمي تونم چشم ازش بردارم. احساس ميكنم خودم اين عكسارو نگرفتم. واسه خودم سنگينه.....فضاي عجيبي بود. خيلي عجيب. بدون شك يه فيلم كوتاه تو اون فضا خواهم ساخت.....عكس اصلا كافي نبود. اصلا.....اصلا......اولين بار ديروز بود كه فهميدم گرسنه ام پس از 7 ساعت عكاسي.....
"۱۲:۵۷ ۱۶ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | وهب رامزی (1921)

سلام خانم درویشیان
ادم رو وا میداره که چند دقیقه نگاه کنه،خیره بشه، گرچه مثل اغلب اوقات به نتیجه مشخصی نمیرسم...

کنتراست کار و قرمزی که ایجاد کردین خیلی گیراست.

بامهر
"۱۳:۲۸ ۱۶ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (3) | saeid ameri (23)

بعد از دوهفته که هیچ عکسی ندیدم.این 5 فریم آخرت و این فریم آخرترت خفم کرد و رفت....
گر چه قبلا در سایز 3.4 تو سایتت دیده بودم اما اینجا یه چی دیگست...دارم به شاخه ی اون درخته فکر میکنم شایدم اون داره حرف میزنه و من گوش میکنم.و اون ماهی که داره پرواز می کنه دیگه نفسم رو تو این رنگ گرفته...کاش میفهمیدیم...
وقتی دوربینت رو به سمت این سوژه های دو پا میبری نشون میدی که درکت بیش از اونی هست که تو فریم های خود خواهانت نشون میدی...
من از جناب شهریار هنر خواهش میکنم که دیگه کاممنت زیر عکس ها نذارن.این فقط یه خواهشه...
چون هیچ نشانه ای از اشتیاق ایشان برای درک و دیدن عکس نمیبینم...

"۱۳:۲۸ ۱۶ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | زهرا درویشیان (4596)

سلام سعيد. مرسي از نظرت. اما من اين دو عكس رو همين ديروز يعني همين امروز شما گرفتم. به ندرت عكس قديمي ميذارم. برام يه تمرينه....اينو تو وب سايتم گفتم....
"۱۵:۱۲ ۱۶ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (1) | پوریا افخمی (1785)

سکوت سیاه...فزیاد قرمز...فرار از خانه...آشیانه....
لاشخور مهاجر...مهاجر مهاجم...هنوز سکوت در گوشمه...منتظره جیغ پرواز...منتظر خش خشِ برگها...فریاد درخت...سیاهی روز...سرخی زمین... خون سیاه... تیره ی قرمز... و باز هم سکوتی سیاه...فریاد سرخ...
ارتفاع پست... تعمه ها غرقِ خون... شکارچی کور... درخت مرده... آسمان... پوچِ پوچ! و تو... طعمه ی عکس... گرفدار در تور دوربین... لالِ بینا...




کلیک...
.
.
.
عکس گرفته شد...
.
.
.
بنگ...
.
.
.
عکس دیده شد.






سکوتی سیاه...جیغی سرخ!
"۱۷:۳۸ ۱۶ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | محسن رشیدی (7843)

درود بر خانم درویشیان عزیز

همه چیز در ضد نور نقش بسته است
حرکت کلاغ به سمت شهر و دوری او از درخت با این همه رنگ قرمز در محیط ، چه زیبا نقش بسته

ارادتمند شما م ح س ن

"۱۷:۳۸ ۱۶ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | زهرا درویشیان (4596)

ضد نور نيست كه محسن....هر چند كه همه چيز در نوع خودش ضد نور محسوب ميشه تا وجود داشته باشه.
مرسي از comment
"۱۸:۴۶ ۱۶ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (3) | کاوه اردبیلی (104)

نظر من: یک تضاد عالی.
سمت چپ تلاطم و حرکت.سمت راست سکون و آرامش.حتی در نوع کادر بندی و پس زمینه هم دیده می شه درخت در وسط کادره و حرکت نداره و کلاغ...(پس زمینه ساده در چپ و...)
نوع ارتباطی که کلاغ و درخت داره و نوعی که اینجا ایجاد شده هم قابل توجه هست.که دور می شوند.
و اما ارتباط این قرمز و سیاه:سکوتی سیاه...جیغی سرخ!.
"۱۸:۵۱ ۱۶ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | سمیرا حاتمی (428)

شب ِ قرمز شب ِ کلاغ شب ِ خون . جنون

درخت سهم خود از کلاغ را از یاد برده بود...
افسوس که ریشه هایش جا مانده بود...

خودت میدونی که این عکس چقدر خوبه!

"۱۸:۵۱ ۱۶ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | زهرا درویشیان (4596)

خودت میدونی که این عکس چقدر خوبه!
اره راستش اينه كه مي دونم. كلا عكساي ديروزم خيلي عجيب شدن. حدود صد تا عكس قرمز.....اسم مجموعه ام اينه= وقتي نقاشي نمي كنم.
از نمايشگاه نقاشيم به اين ور ديگه كار نكردم....اذيتم ميكنه.
"۱۸:۵۲ ۱۶ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | میترا سماوکی (561)

می دونم که خیلی حرفهها می تونن برای گفتن داشته باشن این دو فریم ولی چیزی که برام واضح اینه که این رنگ فوق العاده و سوژه ها بیشتر منو به سکوت وا می داره تا سخن گفتن....
و دسته بندی انتخابیت خیلی منو به فکر فرو برد



"۱۸:۵۲ ۱۶ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | زهرا درویشیان (4596)

سوژه ها بیشتر منو به سکوت وا می داره تا سخن گفتن....
موافقم. منم نمي تونستم comment بذارم
"۱۸:۵۴ ۱۶ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | میترا سماوکی (561)

+3
"۲۱:۴۰ ۱۶ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (2) | شفق کلهر (711)

نمی دونم چی بگم؟می خواستم یه چیزی بگم اما......
واژه ها در رفتن....الان نیستند....از کلاغه ترسیدن
شاید هم تو قرمزها گم شدن؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نمی دونم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
"۰۲:۴۷ ۱۷ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (3) | اسفندیار پورمقدم (106)

samin binazir hameie in emtiaza ke migi hameie emtaiza dar tamame sait haie akasee jahan ru be in akset midam na na na tu bozorgtar az in game ha hasty...u r da championzzz
"۰۷:۳۷ ۱۷ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (2) | هادی دهقان‌پور (9761)

کشیدگی کادر، اولین چیزی بود که توجهم رو به‌خودش جلب کرد، بعد از اون، این رنگ قرمز بود که ذهنم رو به‌چالش کشوند. قرمز، اونقدر زیاده که دوست داری هرچه زودتر چشماتو بگیری! از روی اون پرنده، از روی اون درخت! جالبه! سهم اون درخت از قرمزی، بیشتر از پرنده‌اس. دسته‌بندی هم که داره غوغا می‌کنه!
حیف! عکس‌های قبلی از کف رفت...
"۰۸:۰۱ ۱۷ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | اردلان زندیاوری (99)

نظر بدم؟(خنده ی روانی)
چی بگم آخه.....

رنگ ها شاهکار.....کادر ها هنرمندانه....
پر از مفهومه......
خیلی باید فکر کنم.....

به قول یکی از دوستام.....
سکوت گاه بهترین کلام ه

"۰۸:۰۱ ۱۷ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | زهرا درویشیان (4596)

خنده ی روانی
this is IT
"۰۹:۴۵ ۱۷ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (-2) | امتیاز (2) | ارشیا کمانگیر (-353)

با سلام خانم درويشيان
عكسهاي شما در نوع خودش قابل تامل هست. با توجه به اينكه رشته تحصيليتون هم عكاسي بوده خيلي جسارت ميخواد راجع به عكساتون نظر دادن.
اما خوب به نوبه خودم استفاده از تم قرمز در هر دو قسمت رو مناسب ميدونم.
موفق و پيروز باشيد+2
"۱۰:۲۳ ۱۷ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | saeid ameri (23)

من این عکسو دیدم...به خدا
میشه خواب دیده باشم؟اگه اجازه بدی...
.
.
.
.

"۱۰:۲۳ ۱۷ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | زهرا درویشیان (4596)

motmaen bash ke khab didi, hata shabiheshunam tu websitam nist, kolan axaie websitamo mikham avaz konam va hatman in 2taro mizaram, ehtemalan jolotar az zaman dary pish miri
"۱۰:۴۹ ۱۷ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | محـسن نیــرومـنــد (2975)

خوشحالم
امروز یک عکس خوب دیدم
مرسی

+3
"۱۳:۰۶ ۱۷ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (2) | محمدرضا دهقان پور (3348)

با سلام
از دست این ایده های عجیب شما!
خیلی چیزها از خیلی افراد میشه از عکس های شما برداشت کرد که به نظرم این نقطه مثبتیست
ممنونم از ارسال شما
موفق باشید
+2
"۱۳:۵۶ ۱۷ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (3) | امتیاز (0) | محمد رضا گودرزی (3885)

در اولين نگاه ياد نقاشي هاي Piet Mondrian افتادم
يك جور انتزاع هندسي كه بر خلاف خيلي از كارهاي شما يك جور انضباط بر فضاي آن حاكم است.
تقسيم فضاها و فرمها
با خواندن نقدها يك جور عجز در تعاريف را شاهد هستم كه سرچشمه اش از انتزاعي بودن اثر نشات مي گيرد!
در اين كار بخصوص من دو سرچشمه فعال را يافتم
هارموني و سكون!
خط مستقيم تنه درخت در بستري ساده و يكدست و در امتداد خطوط مواج و سمت چپ اثر در تلاش براي ايجاد يك ديناميك دروني و حركت پرنده توسط يك بكگراند ناآرام!
نسبت هر بخش عكس شما تقريبا از نسبتهاي طلائي فيبوناچي پيروي مي كند كه به حس زيبا شناختي اثر كمك كرده است.
مرا خواهي بخشيد كه اينقدر مكانيكي به كار شما پرداختم شايد اين تمريني بود براي شناخت عكس!

"۱۳:۵۶ ۱۷ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | زهرا درویشیان (4596)

مكانيكي؟
اينا بخشي از كار نقدن. مرسي كه از وقتتون.
"۱۵:۵۹ ۱۷ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (2) | نگار رجبی (308)

سلام
وقتی عده زیادی از یک عکس تعریف می کنند و نظرا انقدر زیاده من همیشه می ترسم نظر بدم
فکر می کنم نکنه جو زده شده باشم؟نکنه این نظر واقعیم نباشه؟نکنه این حس من نباشه؟
تو این عکس کادر چپو بیشتر دوست دارم
اون فضای سیاه خالی .
و چقدر این سیاه خالی با اون درختی که
یکهو قطعش کردی هما هنگه
موفق باشی
"۱۸:۱۶ ۱۷ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (3) | احمد نبی پور (5035)

اوه اوه.. عجب قرمزی. این قرمز یعنی ایست، یعنی خطر.
یعنی انسان.
تا چند وقت پیش تعصب داشتم که عکس باید تک شات باشه و حرفش رو تو یه شات بزنه و از این حرفا که همیشه مال اول راهه. الان به غلط کردن افتادم.کم و بیش از کارای ترکیبی بیشتر خوشم میاد.

راستی، من هم به علاقه مندیهام افزودم که اون عدد 6 بشه 7. هفته مقدس : )
"۰۹:۱۳ ۱۹ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (3) | رضا جعفری (1076)

اولين ساعت كه اين عكس رو گذاشتي توي سكوت نشسته بود بدون هيچ نظري ، ديدمش (فكر خواهم كرد كه مهم بوده! )
--
شوك قرمز !
خستگي ذره ذره مي خوردم
و كلاغي كه شعرهاي مرا در منقار ش مي جود.
قورتم ميدهد
قرمز !
و من همچنان خسته تر
پوچي مطلق زمان را بغل مي كنم ...