گالری تصاویر "نیما ابوالقاسمی"

         
عکس
نام :   آرام می جوید غروب را گاوی مغرور (امتیاز : 11)
عکاس :   نیما ابوالقاسمی (امتیاز : 433)
نوع دوربین :   Panasonic
توضیحات دوربین :   FZ30
نظرات :   16
بازدیدها :   676
تاریخ ارسال :   ۱۱ فروردين ۱۳۸۸
علاقه‌مندی‌ها :   1
دسته‌بندی سايت :   انتزاعی , احساسات انسانی
توضیحات عکاس
این عکس تصویری از طبیعت یا منظره نیست...این عکس تمام رویای کودکی منه...بچه که بودم دوست داشتم بالای یه تپه باشم که رمه باشه...درخت باشه و آفتاب غروب کنه...و بالاخره به یکی از آرزوهام رسیدم و اونجا بودم...دوست داشتم این صحنه رو با تمام دوستام شریک بشم...نارنجی آسمان را کمی بزرگ کردم تا به چیزی که دوست داشتم برسم..به همون تصویر از رویای کودکی........اینجا یکی از بالاترین نقطه از رشته کوه های البرز در مازندرانه...جایی معروف به آب گرم لاویج در جاده چمستان (نور)...ریه هام هنوز مزه مه رو حس می کنه...جایی که فقط مه بود... Pink Floyd گوش دادم و تا غروب منتظر شدم تا به یکی از آرزوهام برسم...که رسیدم.....نمی دونم اینارو چرا گفتم...ولی خب شاید باید می گفتم...شاد باشید

"۰۱:۴۳ ۱۱ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (2) | منصوره پزشکزاده (775)

میهمان آرزوی به شدت نارنجی شما بودیم.. ممنون
نمیشه در کادربندی و ترکیب آرزوی کسی دخالت کرد!
ثبت خوبیه
موفق باشدی
"۰۹:۱۴ ۱۱ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (0) | محمدرضا دهقان پور (3348)

سلام بر جناب ابوالقاسمی عزیز
نیما جان توضیحاتت خیلی حس قشنگی داشت . در خود عکس هم نارنجی چشمم را نوازشی لذت بخش داد
خیلی ها آرزوی مادی محضی می کنند اما ظاهرا از سیستم آرزوهات به درستی استفاده می کنی برای چیزهایی که در خود طبیعت غوطه ورند

نمیشه در کادربندی و ترکیب آرزوی کسی دخالت کرد!

موفق باشی نیمای عزیز
+2
"۱۷:۰۰ ۱۱ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (2) | امتیاز (2) | محسن رشیدی (7843)

درود بر جناب ابوالقاسمی عزیز

دست رویات درد نکنه
چقدر خوش رنگه این رویای آرام بچگی هات

ارادتمند شما م ح س ن
"۲۱:۳۸ ۱۱ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | زهرا درویشیان (4596)

man in naghashio dust daram
kheili ziad
nemidunam chera mitarsam age tu un faza budam
nemidunam
shayad narenji
shayad khalvate sathe bala
shayad un gerdalie tarsnak ke migan mah

man mitarsam.......va tarse man az alaghehaie mardomi har ruz durtaram mikonam

age emza zire axat nabashe nima, chi mishe?

"۲۱:۳۸ ۱۱ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | نیما ابوالقاسمی (433)

ممنون از تشبیه خوبت به نقاشی...حقیقتا خود نقاشی بود اون لحظه...نه نمی ترسیدی و فقط نفس می کشیدی...مثل من
و اما امضا...
خب دوسش دارم...و به کارم شخصیت میده...
اگه این مهر پای این عکس باشه چی میشه زهرا جان؟

"۲۱:۳۸ ۱۱ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | نیما ابوالقاسمی (433)

راستی...اون گردالی خورشیده زهرا
خورشیدی که اگه میدیدیش تمام خستگی های همیشه ات از تنت میرفت

"۲۱:۳۸ ۱۱ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | زهرا درویشیان (4596)

والا وقتي تو اين گالريه شخصيتش به اسمته كه تو اطلاعات تصوير هست. حالا اينجا خوبه- اما گاهي تركيب بنديو خراب ميكنه و نگاهو گاهي ديگه به خودش جلب ميكنه و حس عكس كم ميشه. مخصوصا اينكه خيلي سنتي هست (كه به نوبه يه امضا جالبه) و در كنار كاراي مدرنت نميشينه.........توجه نكن چي ميگم كمي سليقه اي هست.....
امروز تو موزه يه كار 2 در 6 ديدم.....واي....اگه بدوني چي بود. اسمش اين بود straight lines of the sun
يكدست سياه و عجيب....عجيب....هنوز بهش فكر ميكنم تنم ميلرزه..........اون گرداليا خورشيدن نه گردالي عكست D:

alan didam emtiazamam ke sabt nashode
:(

"۲۱:۳۸ ۱۱ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | نیما ابوالقاسمی (433)

نه اون شخصیت اسمی...این شخصیت فرق می کنه که گفتم...کلن یه بحث دیگه اس...دقیقن همون چیزیه که خودت گفتی...یه مهر یا به قول تو امضای سنتی که کوبیده میشه به کارای مدرن...یه فلسفه ای پشتشه...بیخیال اصلن
2 در 6 :-O
عجب چیزی باید باشه...
بابای من یه کار داره (رنگ روغن) اسمش خورشیده پیره...رو یه بوم کوچیک که اگه اون رو ببینی تمام گردالی های دنیا یادت میره D: ...عاشق اون کارشم...کوبیدمش بالای تختم...صبح که پا میشم اول اون و میبینم...
گردالی زیاده تو این دنیا مهم اینه که چه جوری می بینیم زهرا...
راستی این عکس چه طور شده؟از دید فنی ات می خوام بگی...همه چیزو به هم ریختم توش...کادربندی...ترکیب و ...
خوب شده یا بیخودی زور زدم؟ :)
امتیازم هیچوقت واسم مهم نبوده...خودت و ناراحت نکن...همین که میای و می بینی و می نویسی واسم کافیه...زیاد امتیاز اینجا رو دوست ندارم...حالا چند دادی بهش؟
:)
"۱۰:۰۹ ۱۳ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | زهرا درویشیان (4596)

2

actually it's so good & I like the compo, although it's sort of rebellious, ama miduni ke bishtare oghat momkene javab nade, inja rang kheili khub naghsh ifa karde
"۱۲:۱۷ ۱۴ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (3) | زهره فتاحی (240)

سلام.
عاشق این کادر شدم ...
چه رنگ و کادر و نقشی داره این رویای بچه گیت.
رنگ نارنجی خیلی تو رسوندن حس توضیحات کمک کرده.
موفق باشی.
"۲۱:۴۱ ۱۴ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (2) | میترا سماوکی (561)

و چقدر زیبا هستند رویاهای دوان کودکی.....
چه رنگ گرم و خوبی داره این عکس،و با وجود اینکه همه چیزو به هم ریختی توش(به قول خودت)ولی ترکیب بندیشو دوست دارم
و اون خورشید که کم کم داره از کادر خارج میشه منو یاد نور یه صحنه ی تاتر میندازه که نگاه بیننده رو به وجود اون درخت جلب می کنه.
"۲۳:۲۹ ۱۴ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | اردلان زندیاوری (99)

نیما جان...این عکست به خاطر بار زیادی که میذاره رو آدم نیاز به فکر داره.....من دوباره میام.....
اجازه ندادم به خودم که نگم

"۲۳:۲۹ ۱۴ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | نیما ابوالقاسمی (433)

ممنونم که اومدی و دست خالی برنگشتی...
:)
"۰۳:۱۹ ۱۵ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (1) | امتیاز (0) | نیما ابوالقاسمی (433)

شرمنده که وقت پاسخگویی به تک تک خوبان نبود
اما
ممنونم از محسن دوست داشتنی ام
محمدرضا...جوون آینده داری که بسیار با استعداده
بانو منصوره پزشکزاده
ممنونم از زهره عزیز از انرژی خوبش...
از میترای عزیزم که چه خوب گفت...
و زهرا درویشیان...همیشه حاضر و راهنمای خوبم
"۱۹:۰۰ ۲۰ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (2) | مجید باقرزاده (3543)

سلام جناب ابوالقاسمی
تصویر جالبی را با صبر و تحمل در فضایی که ارزش آنرا دارد ثبت و ارسال کرده اید
البته با پینک فلوید در این جا مخالفم صدای طبیعت چیز دیگه ایست ( نظر یک آماتور )
همیشه تندرست و پیروز باشید
+2
"۰۹:۴۷ ۲۷ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | مهدی ساعتی (40)

من و
غروب و
مه و
آسمان نارنجی...

تو و
طلوع و
خاک و
همیشه تنهایی ...


همه چیزی بود که از ذهنم گذشت .

ممنون .