گالری تصاویر "نیما ابوالقاسمی"

         
عکس
نام :   تمام دنیای یک روسپی (امتیاز : 52)
عکاس :   نیما ابوالقاسمی (امتیاز : 433)
نوع دوربین :   Nikon
نظرات :   68
بازدیدها :   3739
تاریخ ارسال :   ۳۰ بهمن ۱۳۸۷
علاقه‌مندی‌ها :   2
دسته‌بندی سايت :   مفهومی
توضیحات عکاس
می خواستم توضیحات خودم رو بنویسم اما یکی از دوستان پدرم این عکس رواینگونه نقد کردند که بهتر دیدم نقد ایشان را که هم فنی است و هم تمام افکارم از این عکس رو بیان کرده بنویسم که خود جملاتشان را می نویسم..." تمام دنیای یک زن هرزه ، خوب اول بگم که اسمش کمی زننده است ، بزاریش تمام دنیای یک روسپی بهتره...خوب بزار ببینم...تصویر سیاهه پس با یک دنیای سیاه و بد سر و کار داریم...خب...دیگه...به به نقش اندام یک زن،منحنیه خیلی خوب نشون داده این فرم رو واون جاده کوچیکه بالا که این فرم رو تکمیل کرده و چه خوبه جاش..یه جاده سپید که خیلی نسبت به فضاباریکه پس پایدار نیست توی این فضای سیاه..هوس رو خواستی بگی نه؟(بله استاد دقیقا) خطوط منقطع و ممتد به این ناپایداری کمک کرده و از آروم اومده و به اوج رسیده و باز آروم شده...آفرین خوب القا کردی حس اون لحظه رو ،سه تا ماشین که انگارحریص عبورازهم اند پس احتمالن نمادمردهای هرزه می تونن باشن،یه علامت هشداراون پایینه که...آره،از سمت چپ سبقت گرفته پس جاده به اون سمته و از هشدار گذشتن و دور شدن،پس خطر در کمینشونه...خب دیگه چی اینجاست؟..کادرسپیدکه دنیای این شخص رو جدا کرده از بیرون و اون جاده کوچیک با خط ممتد که پایداری رو نشون میده...این کادر و شکسته...خوبه،هوسی که ازاین فضاگذشته...پس شاید عشقه،امید به بازگشت...آره؟ (بله استاد درسته)اوووم...خوبه...ببینم جوون تو فکر می کنی برای همچین کسی عشق می تونه به وجود بیاد و اون برگرده؟(چرا که نه استاد) " و کلی در این باره با هم صحبت کردیم.../ممنون از تمام دوستانی که چه خوب نقد کردند و این نشان از دید بالای اون ها بود....راستی عکس جنین پیرم را حذف کردند ، عکس بعدی راکه امشب خواهم گذاشت حتما ببینید که اعتراضی است به این حرکت نا جوانمردانه....بازهم ممنون از همه

"۰۰:۳۶ ۳۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (0) | بیژن فلسفی (1574)

ببخشید!!!

شما چطور متوجه این قضیه شدید!؟

امتیاز عنوان انتخابی برای این عکس -3!!!

"۰۰:۳۶ ۳۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | نیما ابوالقاسمی (433)

خوشحالم که متوجه نشدید...
ممنون از نظرتون
پاینده باشید

"۰۰:۳۶ ۳۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (0) | بیژن فلسفی (1574)

چه شد که عنوان را تغییر دادید؟

پس از قرائت توضیح شما همه چیز روشن تر میشود, ولی فکر نمیکنید عنوان "تمام دنیای یک مرد هرزه" هم قابل استفاده بود؟

"۰۰:۳۶ ۳۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | نیما ابوالقاسمی (433)

جناب فلسفی عزیز...
اسمی که اول به کار داده شده بود (ذهن یک زن هرزه) اشتباها نوشته شده بود...چون من دانشگاه بودم و از برادرم خواستم که عکس رو ارسال کنه و ایشان اشتباها نام را نوشته بودند که پس از دیدن تصحیح کردم
امیدوارم که توضیحات رو بخونید و جواب سوال تون رو
"که چطور متوجه این قضیه شدید!؟ " رو گرفته باشید...
باز هم اگر سوالی بود من در خدمت خواهم بود
"۰۱:۲۷ ۳۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (3) | امتیاز (1) | هادی دهقان‌پور (9761)

شاید بشه دامنه‌ی مفهومی این تصویر را با انتخاب یک عنوان منسجم‌تر، تعمیم و گسترش داد. ایده‌ی اجرایی رو تحسین می‌کنم. فکر می‌کنم آن جاده‌ی نصفه‌ونیمه‌ی بالای کادر می‌تونه حذف بشه. به‌نظرم کادر خیلی خوبی بسته شده. سیاهی بک، تمرکز خیلی خوبی روی سوژه‌ی اصلی ایجاد کرده. استفاده‌ی مفیدی از حداقل المان‌ها کرده‌اید.
مشتاقانه منتظر خواندن توضیحات‌ تکمیلی‌تان هستم!
با احترام
1+
"۰۱:۳۳ ۳۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (3) | امتیاز (0) | نیما ابوالقاسمی (433)

ممنون از حضور گرم و همیشگی تان هادی عزیز...
نقد بسیار پخته و خوبی بود
چند روزی نیستم ( شهرستان و دانشگاه و ترم جدید )
پس از بازگشت حتما توضیحات تکمیلی را خواهم نوشت...
باز هم سپاس به خاطر همیشه حضورتان و دلگرمی ها و پشتیبانی تان از ما تازه کارها :)
شاد باشید
پیروز و ماندگار...
"۰۱:۳۴ ۳۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (3) | امتیاز (2) | زهرا درویشیان (4596)

پرتره زن رو دارم مي بينم. تو دهنش يه چيزي هست و همزمان داره به سمت چشاش چيزايي حركت ميكنه.
تركيب بندي جذابه اما كامل نيست.
يه سري خطوط وسط جاده يه دست ميشن و يه دسته هم (چي ميگن) قطع ميشن كه اينا به من هرزگيو بودن ميدن كه هي اون انسان در حال تعليقه: هست و نيست. پوچ ميشه و برميگرده....
حضور فرم اروتيك به نظرم ويژگي اصلي انتقال عنوانه.
و سياهييييييييييييي اطراف
و جدا بودن اون انسان از اجتماع با دورگيري سفيد تعريف شده (كه هي هم قطع و وصل ميشه).
گوشاشو تو كادر مياوردي بهتر بود.

"۰۱:۳۴ ۳۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | نیما ابوالقاسمی (433)

درود بی کران از حضور محکمتان سرکار خانوم...
با شناختی که از شما داشتم این نقد کم نظیر رو انتظار داشتم...درود بر شما
میشه گفت نیم بیشتر ذهنم رو در این تصویر به خوبی بیان کردید
وجود اساتیدی چون شما در این مکان جواهری است
توضیحات تکمیلی رو خواهم نوشت...
خوشحال می شم اونها رو هم بخونید و بعد نظر کلی تان را بشنوم
باز هم سپاسگذارم حضورتان را بانو
آبی باشد
محکم و استوار
"۰۱:۵۰ ۳۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (2) | امین سروری (335)

سلام-در وهله اول اسم این کار باعث شد توجه کنم .ولی بعدش نحوه اجرا و کنتراست فوق العاده -زاویه و ترکیب منحصربفردش خیلی خوب بود.در مورد عنوان کار اگر نظرات یکسان زیاد بود اونوقت کار تضاد کافی رو نداشت ولی برای این کار من کلی اسم به ذهنم میرسه و شاید تمام دنیای یک زن هرزه .ممنون از ثبتتون

"۰۱:۵۰ ۳۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | نیما ابوالقاسمی (433)

امین عزیز!
ممنونم به خاطر حضورت و گفته های خوب و مفیدت
هرچه سعی کردم گالری ات باز نشد عزیزم...صبح مسافرم و چند روزی نیستم...به محض بازگشت گالری ات را خواهم دید چون از درک بسیار بالایی که داری مطمئنم که کارهای خوب و قوی کم نخواهی داشت
نظرات تکمیلی کار رو هم حتما بخون
باز هم سپاس
شاد باشی
پیروز و ماندگار
"۰۲:۱۱ ۳۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (3) | امتیاز (2) | محسن رشیدی (7843)

درود بر جناب ابولقاسمی عزیز

دوست خوبم ، فرم گرایی در سایت زیاد طرفدار ندارد ولی بهتر است شما کار خودتان را بکنید
شاید عکس های جناب فتحی را دیده باشید ، عکس هایی با آن قدرت با بی مهری دوستان مواجه می شوند
برای شما باید کافی باشد که شخصی چون خانم درویشیان نمره 2 را به عکستان بدهند

من هم معتقدم که ترکیب بندی می توانست بهتر باشد
منحنی جاده برایم پوچی را تداعی می کند
شاید دنیا را به مثابه ی دید یک زن هرزه این چنین دید ، خموده و بی نهایت

ارادتمند شما م ح س ن

"۰۲:۱۱ ۳۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (0) | نیما ابوالقاسمی (433)

محسن رشیدی عزیزم...یار نادیده ای که همیشه کنارم بوده و دلگرمی کارم
محسن جان...فرم گرایی نه تنها در این سایت ، که در ایران طرف دار زیادی نداره...ما همیشه چیزهایی به مزاجمان خوش می آید که دوستش داشته باشیم و به راحتی درکش کنیم...چنین کارهایی که کمی حوصله و اندیشه رو می طلبه چندان باب دندان ما ایرانی ها نیست که این جای بسی تاسف داره...و نتیجه این است که می بینیم...کشوری با این تاریخ و ابهت امروز...بگذریم که اینها تکرار مکررات است...
مهدی فتحی...هنرمندی که کارهایش ستودنی است و افسوس به آنکه خود گفتی...
زهرا درویشیان...استاد بی بدیل در حرفه عکاسی...به خود باید بالیدن که از این بانو نمره 2 گرفتن...
و منحنی...تمام پرتره ی یک زن
بگذار بیشتر نگویم
توضیحات تکمیلی رو حتما بخوانید دوست خوب خوب خوب من
باز هم سپاس
شاد باشید
آزاد
مانا
"۰۹:۱۹ ۳۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (3) | وهب رامزی (1921)

سلام

تعصب به جای شما بر روی کارتان و درگیری و در هم تنیدگی روحتان با اثری که خلق کرده اید را به خوبی از لابلای جواب کامنتهایی که به بزرگواران دادی میتوان حس کرد و آن را ستایش کرد...
آقا نیما کار فوق العاده ای شده کاری که علاوه برقدرت در فرم قدرت در انتزاع مفاهیم مدنظر خالقش رو هم به خوبی منتقل میکنه...
اینقدر این کار خوب هست که بشه از یکی دو مورد کوچیکش گذشت..

بامهر +2 برای عکس خوبتان +1 برای...

"۰۹:۱۹ ۳۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | نیما ابوالقاسمی (433)

وهب عزیزم!
ممنون که حمایت کردی از ایده ام
و ممنون از حضورت
"۱۱:۴۰ ۳۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (2) | ندا (163)

سلام
خسته نباشین
معلوم میشه ذهن خلاقی دارین . خلق معما با طرحی جالب . باید منتظر جواب باشیم!!
موفق باشید

"۱۱:۴۰ ۳۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | نیما ابوالقاسمی (433)

ندای عزیز!
ممنون از حضورت و بیان نظرت
امیدوارم توضیحات رو خونده باشی
شاد باشی
"۱۱:۴۶ ۳۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (3) | توماج زنگویی (3104)

درود فراوان،
خيلی خوشحالم که از اين دست کارها از شما می بينم.
برداشت پر مغز و استواريست که حاصل يه ديد متفاوته.
در راه خويش ايثار بايد نه انجام وظيفه... (زنده ياد شاملو) ارزش اين کار رو وقتی بيشتر درک می کنيم که يک تصوير جدا از فرم گرايی، تلنگريست به ما که هيچ ننگريم! و اين به نظرم يعنی ايثار.
جايی می خواندم، هچ انگاری ما زمان را باز می دارد و اين سکون برای زمان يعنی مرگ!
ذهن ها به اين دست کارها, بدهکارند!
سپاس فراوان از شما با خلق چنين آثاری.
همچنان منتظر ثبت های آتی شما هستم.


"۱۱:۴۶ ۳۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | نیما ابوالقاسمی (433)

توماج عزیز!
آنقدر خوب گفتی که به خود بالیدم برای داشتن همچین دوستان با فکر و دید بازی
ممنون از حضورت
شاد باشی
"۱۴:۱۵ ۳۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (3) | حامد بارچیان (1458)

سلام به نیمای عزیز
واقعا ذهن خلاق و دید بازت را به رخ دیگران کشیدی.
در این عکس شاید تمام دنیای یک زن هرزه باشد و شاید هم تمام دنیای یک مرد هرزه.در این راه زنی
می ایستد و مردی در حال حرکت تا زنی را که ایستاده است سوار کند.پس می توان گفت
...........تمام دنیای یک زن و مرد هرزه..........
بدرود

"۱۴:۱۵ ۳۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | نیما ابوالقاسمی (433)

حامد عزیز!
ممنون به خاطر گفته ات در مورد ذهن...من معتقدم هر انسانی باید ذهنش رو به سمتی ببره که نوین پردازی کنه
مخصوصا در ژانر عکاسی که تکرار گرایی دیگه معنی نداره
و در مورد زنان و مردان هرزه...به نظر من هرزگی زن و مرد نداره و هر کس از خط عبور کنه و فساد کشیده بشه هرزه نامیده میشه...حال این هرزگی یا جنسی است یا روحی یا ...یک معتاد هم هرزه نامیده می شه از دید من
شاد باشی
پیروز و ماندگار
"۱۵:۵۴ ۳۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (3) | محمدرضا گودرزی (14253)

آقا امروز چقدر كارهاي خوب در سايت زياد است! (:
جهش اي با اين اثر داشته ايد كه جاي تبريك دارد.
من غير فضاي غريبانه اي كه در اثر موج مي زند و تنهايي جامعه مدرن رابطهديگري در عكس و عنوان بندي پيدا نكردم.
در ادبيات مدرن هم روسپي ها جايگاهي سواي اعتقادات عامه دارند. حتي در تاريج مسيحيت هم مگدينا (مجدليه) خودش يك روسپي بود.
اين جدا افتادگي ، اين حس غربت را با اين اتوبانهاي نورراني كه گويي از آسمانها نظار آن هستيم بخوبي نشان داده اي.

موفق باشي
و منتظر كارهاي آتي شما مي نشينم

+3

"۱۵:۵۴ ۳۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | نیما ابوالقاسمی (433)

ممنون محمدرضا جان!
امیدوارم توضیحات رو بخونی
اگر سوالی داشتی باز من در خدمتم
شاد باشی
پیروز و ماندگار
"۱۶:۳۹ ۳۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (3) | میترا سماوکی (561)

تمام دنیای یک زن هرزه
ایده ی فوق العاده ای داشتین جناب ابو القاسمی
خیلی خوب با کمترین المان مفهوم مورد نظرتونو بیان کردین
مشتاقانه منتظر توضیحات تکمیلیتان هستم
موفق باشي

"۱۶:۳۹ ۳۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | نیما ابوالقاسمی (433)

میترای عزیز!
ممنون از حمایتت از اینگونه ایده ها
امیدوارم که توضیحات رو خونده باشی
سوالی هم اگر بود من در خدمت هستم
شاد باشی
پیروز و ماندگار
"۱۸:۲۴ ۳۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (0) | را مین هوشمندی (7541)

به نظر من این برداشت از نظر مفهومی و فرم یک اثر قابل اعتنا و بسیار ارزشمند است.
پرتره ایی که ما از یک زن روسپی ( تن فروش )در خاطر داریم بی شباهت به آنچه تصویر کرده اید نیست!
ذهن یک تن فروش

المان جاده،
خطوط خط چین و آن خط ممتد،
سیاهی که تمام اطراف پرتره را در برگرفته،
نشانه هایی از حضور، ماشین ها و آن دو علامت جاده،
همه و همه تصویر تصوری است غالب از تن فروش.

ذهن خلاقی دارید جناب ابوالقاسمی!
تبریک و تشکر برای پرداختن به چنین موضوعی که در جامعه ما بصورت یک تابو درآمده است.
پایدار و پاینده باشید.
3+

"۱۸:۲۴ ۳۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | را مین هوشمندی (7541)

متاسفانه همچنان مشمول قانون نظر دهی در هقته!

"۱۸:۲۴ ۳۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | نیما ابوالقاسمی (433)

رامین هوشمندی عزیزم!
همیشه بودی و همیشه از دانسته هایت برایم نوشتی
یک دنیا سپاس از حمایت هایت
شاد باشی
پیروز و ماندگار
"۱۸:۲۶ ۳۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (4) | امتیاز (0) | شهرام آشنا (901)

آفرین به این همه اذهان خلاق!
نمیدانم چرا داستان فیل در اتاق تاریک مولوی و همینطور، حکایت شنل شهریاری که فقط عاقل ها آنرا میدیدند، افتادم.

هرکسی از ظن (نسخه ی مدرن: "با ذهن") خود شد یار من!

با این تفاصیل، دیگر گفته ی مشهور:
A picture is worth a thousand words
محلی از اعراب نداشته و بایستی به شکل زیر، تغییر داده شود:
A picture NEEDS a thousand words

0: نکات مثبت و منفی عکس یکسان است و در کل عکاس باید دقت بیشتری در انتخاب ارسال‌های خود داشته باشد.

"۱۸:۲۶ ۳۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | شهریار هنر (134)

سلام بر آقای آشنا . بزرگواری می فرمایید ایمیلی برایم ارسال کنید : Shahryar.Honar@Gmail.com
"۲۳:۳۸ ۳۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | روزبه پروینی (0)

اگه تمام جاده های دنیا صاف بود هیچوقت فرمون اختراع نمیشد.

خوب حالا که به سلامتی ماشینمون فرمون دار شده خیلی راحت میشه منحرف شد
"۰۰:۱۴ ۰۱ اسفند ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (2) | نگار رجبی (308)

سلام
در نگاه اول خالی بودن و سیاهی کادر شما توجه منو جلب کرد
البته اعتراف میکنم که زیاد عنوان عکسو درک نکردم
که البته اعتراف خجالت اوریه در جایی که همه تونستند ارتباط عنوان و عکس را بگیرند
اما من از این سیاهی ها وشلوغ نبودن کادر و جاده تنها پر از ماشین خوشم اومد
امیدوارم با توضیحاتتون به افزایش اگاهیم کمک کنید
پ.ن.دقت کردید که متولدین اذر و تیر تو سایت چقدر زیادند؟

"۰۰:۱۴ ۰۱ اسفند ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | نیما ابوالقاسمی (433)

نگار عزیز!
ممنونم از حضور پر مهرت
توضیحات رو نوشتم
امیدوارم بخونید
باز هم سوالی بود اگر در خدمتم
"۰۰:۲۶ ۰۱ اسفند ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (3) | پویان شادپور (183)

من هم (البته بدون هیچ خجالتی) باید عرض کنم پرتره ای که دوستان ازش صحبت می کنند رو ندیدم - برداشتم از این کار تکه ای از یک دنیای هرزه بود - خیابون و جاده همیشه تجسمی از هرزه گیه - و فرار مردمی که از این هرزگی خسته شدند - کنتراست . کادربندی نشونه خلاقیت و تسلط شماست - همچنان موفق باشید

"۰۰:۲۶ ۰۱ اسفند ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | نیما ابوالقاسمی (433)

متشکرم پویان عزیز
شما هم موفق
شاد
و ماندگار باشید
___________
امید که توضیحات رو خونده باشید
"۰۱:۳۷ ۰۱ اسفند ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (3) | فرهاد بابایی (765)

آن 3 ماشین!! آن تابلو!! جالب تر از همه خطوط منقطعی که قبل وبعد از آن قوس وجود دارد!! چیزهایی دارد! متاسفانه نمی توانم همه را بگویم!! اگر مایل بودید ایمیل خود را بدهید!
کار شاهکار است!! واقعا شاهکار!!

"۰۱:۳۷ ۰۱ اسفند ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | نیما ابوالقاسمی (433)

فرهاد جان!
با هم صحبت کردیم :)
ولی باز هم ممنون
"۰۲:۰۴ ۰۱ اسفند ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | شهرام آشنا (901)

چیزهایی دارد! متاسفانه نمی توانم همه را بگویم!! اگر مایل بودید ایمیل خود را بدهید!
در صورت امکان، بنده را هم بی نصیب نگذارید.
این کنجکاوی هم بد دردی است.
shahramashena@gmail.com
سپاس
"۰۶:۳۳ ۰۱ اسفند ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (2) | محمدرضا دهقان پور (3348)

درود بر شما دوست عزیز
عکستون حال و هوای خاصی رو داره
هم عنوان و هم سبک به تصویر کشیدن
شاید بشه دامنه‌ی مفهومی این تصویر را با انتخاب یک عنوان منسجم‌تر، تعمیم و گسترش داد
پایدار باشید
+1

"۰۶:۳۳ ۰۱ اسفند ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (0) | نیما ابوالقاسمی (433)

ممنون محمدرضا جان
امیدوارم توضیحات تکمیلی رو بخونی
شاد باشی جوون :)
"۰۷:۲۷ ۰۱ اسفند ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | محمد هادی غیومیان (24)

به نظر من عکس کاملا با اسم تطابق موضوعی داره...تمام اوقات را در خیابان ها به رسیدن به کمال خویش می گزراند تا... .و در آخر خط همه او را رها می کنند!
"۰۹:۴۴ ۰۱ اسفند ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (2) | هومن حقیقت (277)

تمام دنیای یک زن هرزه را جاده ای تصویر می کند که گاه خطهایش پیوسته است و گاه منقطع ؛
زن ایستاده است ، منتظر شاید نه ، لختی نمی گذرد که خیابان بند بیاید و نیش های باز ، کنایه های شاید کمتر ؛
آدمی خوی لذتجویی اش گاهی کریه جلوه می کند ؛
"۱۲:۵۳ ۰۱ اسفند ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (2) | بشیر اصدقی (1)

عکس زیبایی است
بی صبرانه منتظر شنیدن نظرات تکمیلی شما هستم
آنچه به ذهن من رسید نمایی از بدن است، و جاده بی انتها و سبقت گرفتن مردان هرزه برای به دست آوردن زنی از نوع خود. علامت هشدار در انتهای جاده نماد زیبایی است از پوچی این راه بی انتها.
عکس متفاوتی است. آفرین
"۱۴:۴۱ ۰۱ اسفند ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (3) | زهره فتاحی (240)

سلام.
وقتی که عکس رو نگاه کردم بدون خوندن عنوان و نظرها، تنهایی محتوم بشر ، راه نا کجا و....در ذهنم می گشت.عنوان رو که خوندم ، شگفت زده شدم.
جالب بود برام و شروع کردم به کاوش دوباره ی عکس.و نظر خانم درویشیان رو که خوندم اصلا یه نگاه جدید و یه دنیای جدیدی از چطور دیدن عکس برام باز شد.
با نگاه اول حضور گوشه ی خیابان در گوشه ی سمت راست عکس به نظرم اضافی اومد.اما با این نگاه دوم و با این عنوان حالا دیگه خیلی فرق کرده و حضورش انگار اساسی هم شده توی عکس.
ممنون بابت ارسال چنین عکسی و چنین نگاهی ...عکس هایی که مجبورم توشون جستجو کنم اینجوری ،رو بی نهایت دوست دارم.
"۱۵:۱۷ ۰۱ اسفند ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | فرهاد بابایی (765)

چقدر جالب! همین دیشب بود که به شما گفتم بسیار آزار دیدم از این که این ژانر را انتخاب کردم! و امروز عکس بنده پاک شد!!
"۱۷:۳۸ ۰۱ اسفند ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (2) | محسن رفیعی (13)

كارتون خيلي خوب شده منم با نظر افرادي كه ايده شما رو تشويق كردند موافقم .كار با ارزشي هستش .ممنون.

"۱۷:۳۸ ۰۱ اسفند ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | نیما ابوالقاسمی (433)

ممنون محسن جان
شاد باشی
"۱۸:۲۱ ۰۱ اسفند ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (2) | محمد تندهوش (316)

با سلام
اینکار شمارو خیلی دوست دارم.میشه نگاه کرد و از دیدنش لذت برد ولی از نظر اجرا کمی ضعیف عمل کرده اید.
موفق و پیروز باشین

"۱۸:۲۱ ۰۱ اسفند ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | نیما ابوالقاسمی (433)

محمد تندهوش عزیز!
ممنون که گوشزد کردی
حق با توست...چون این کار اولم در این سبک بود بی تردید کمی ضعیف از نظر اجرا عمل کردم
بیشتر سعی خواهم کرد
باز هم ممنون از بیان نظر مفیدت
شاد باشی و ماندگار
"۲۰:۱۷ ۰۱ اسفند ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | مهدی علیزاده (41)

دوست عزیز
خسته نباشی ولی با این همه نظر می دانم خسته نیستی . مهمترین ویژگی کارت عنوانش است که تو محکم ایستادی و نام بردی .
ولی نظر دیگران که بزرگه یا کوچکه 2+ داده یا 3+ زیاد مهم نیست . شاید حسی که تو در آن لحظه داشتی خیلی تاثیرش بیشتر باشه و بزرگتر . که در سایت عکاسی کم است کارهایی از این قبیل .
در رابطه با این کارت می توانستی گوشه سمت راست بالا جاده را حذف کنی .

موفق باشی

"۲۰:۱۷ ۰۱ اسفند ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | نیما ابوالقاسمی (433)

مهدی جان!
دقیقا حق با توست...من برای جمع کردن امتیاز به این سایت نیومدم...اومدم که کارهام رو ارئه بدم و با کمک دوستان و نقد هایی که می شه سطح خودم رو ارتقا بدم...و دقیقا حسی که می گی در لحظه برداشتن اون شات داشتم...
باز هم ممنون از حضورت
امیدوارم توضیحات رو بخونی
شاد و پیروز باشی
"۲۲:۰۷ ۰۱ اسفند ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | محمد تندهوش (316)

با سلام مجدد
من با نظر بعضی دوستان در رابطه با حذف جاده که گوشه سمت راست بالا قرار گرفته مخالفم
چون حذف آن هم از نظر معنای و هم بصری کارو دچار مشکل میکنه و چرخش چشم را در کادر از بین میبرد.
"۰۱:۱۳ ۰۲ اسفند ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (2) | آرش نصیری (11202)

سلام
اومدم تا ببینم و با دید خودم نقدش کنم
تمام دنیای اون یه جاده پر پیچ هست سراسر پوشیده شده با خط و نقطه که نماد اظطراب دایمی و فقدان یه زندگی یکنواخته و آرومه و در این نوع زندگی ماشین (همیشه در سفر) حرف اول و آخر رو میزنه.
تمام دنیای اون همیشه در سیاهی غوطه وره و با وجود اون تابلوهای مثلثی خطر در مسیر هیچگاه درس نمیگیره.
همیشه مسیر عبورش رو به نزوله و صعود در زندگیش نقشی نداره
حتی اون مسیر بالایی که نماد رشد و پاکیه سهمش در دنیای اون خیلی کمرنگه
اما هیچگاه فراموش نکن که گرچه اون برای انتخاب این نوع زندگی مقصره...اما ازون مقصرتر زمامداران جامعه ای هستند که در اون زندگی میکنه.
با برقراری بعضی شرایط در جامعه که من ذکر ش رو صلاح نمیدونم میشه بسیار از تعداد اینجور آدمها کم کرد و اونها رو در سطح کنترل کننده ای شناخت
ممنون از ارسال
+2---شاید هم محرومیت

"۰۱:۱۳ ۰۲ اسفند ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | نیما ابوالقاسمی (433)

آرش جان!
ممنون از حضورت
شاد باشی و پیروز
"۰۹:۱۹ ۰۲ اسفند ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | مجید باقرزاده (3543)

سلام جناب ابوالقاسمی
تصویر با کیفییتی را ثبت و ارسال کرده اید
از کنجکاوی مردم
بعد از این همه روز هنوز هم باید منتظر توضیحات باشیم
البته اگر زودتر جواب را داده بودید احتمال بسیار زیاد بنده به کار شما دیگر نظر نمیدادم و امتیاز هم :)
با نظر جناب فلسقی در مورد مرد هرزه هم موافقم چون اگر مردان هرزه نباشند و نگاه های آلوده بنده دیگر زنان حرفی برای گفتن ندارند :)
خداوند از سر تقصیراتم بگذرد :)
راستی اگر سایه یک نفر را هم کنار جاده ثبت میکردید بسیار جذاب تر و رساتر بود ( نظر یک آماتور )
همیشه تندرست و پیروز باشید
+2

"۰۹:۱۹ ۰۲ اسفند ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | نیما ابوالقاسمی (433)

درود بر جناب باقر زاده عزیز...
ممنون به خاطر حضورتون...نیازی به نظر نبود که حضور و نگاهتان کافی بود...
اما یک سوال...
چرا اگر توضیح داده بودم ، نظر نمی دادید و امتیاز !!!!!!!؟؟
شاد و ماندگار باشید

"۰۹:۱۹ ۰۲ اسفند ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | مجید باقرزاده (3543)

سلام جناب ابولقاسمی
بسیار ممنونم از دقت شما. میگویند ایرانی ها تنبل هستند و فقط سکوت میکنند دیگر !! خوب بنده نیز یک ایرانیم و آرمانم شهادت !!!
بعد هم از قدیم گفته اند که معما چو حل گشت آسان شود
راستی یک قانون سایت نیز بنده به صورت تجربی به آن رسیده ام این است که در صفحه اول هر تصویری فقط سه روز می ماند و به رکورد و دیگر موارد بستگی ندارد فقط زمان !!
همیشه تندرست و پیروز باشید
"۱۸:۲۷ ۰۲ اسفند ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | شهرام آشنا (901)

می خواستم توضیحات خودم رو بنویسم اما یکی از بزرگترین هنرمندان تاتر،سینما و عکاسی ، استاد ر.ک (خودشان خواستند که نامشان را ننویسم وقول گرفتند)که از دوستان پدرم هستند این عکس رواینگونه نقد کردند .... الی الآخر

خوب، بسلامتی، با مهر تایید استاد، دیگر جایی برای شک و شبه باقی نمی ماند که:

توهم، کوچک و بزرگ نمی شناسد

"۱۸:۲۷ ۰۲ اسفند ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | نیما ابوالقاسمی (433)

ممنون شهرام عزیز!
و ممنون که خیال کردی توهمه...
همیشه هضم بعضی چیزها برای هر کس راحت نیست...
من هم اگر ننوشتم نامشان را دلیل بر توهم نیست ، چون خودشان خواسته بودند که ننویسم (به همین علت که تو دوست عزیزم توهمش خواندی)...تازه گفته بودند اصلن ننویسم که من با کلی خواهش به اول اسم و فامیل راضی شان کردم...
باز هم ممنون که آمدی و حرفت را زدی
شاد باشی
"۱۹:۱۵ ۰۲ اسفند ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | شهرام آشنا (901)

جناب ابولقاسمی،
با احترام، عرض میشود که منظور از جمله ی بالا، خدای ناکرده، شبه در وجود استاد نبوده، بلکه، ابراز یقین بود.
مراد، پرواز خیال بود که حد و حصری نداشته، استاد و شاگرد نمی شناسد.

"۱۹:۱۵ ۰۲ اسفند ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | نیما ابوالقاسمی (433)

:)
پس من شرمنده شما هستم...
پوزشم را بپیذیرید
اما خب بد نوشته بودید :)
"۱۹:۲۸ ۰۲ اسفند ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | شهرام آشنا (901)

به شیوه ی سرکار خانم درویشیان:
It's all right.
No hard feelings!
"۲۲:۵۵ ۰۲ اسفند ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | میترا سماوکی (561)

ممنون از اینکه بهم خبر دادین
نقد بسیار زیبایی بود واقعـآ لذت بردم ،هر کدوم از المانهای موجود تو این عکس حرفهای بسیاری گفتن داشتند که من شخصآ خیلی از اونها رو درک نکرده بودم امآ با این وجود برام زیبا و پر معنی بود اما حالا با نقد زیبای شما و دوست پدرتان درک عمیقی نسبت به این عکس پیدا کردم.
راستی چرا عکس جنینتونو حذف کردند؟

"۲۲:۵۵ ۰۲ اسفند ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | نیما ابوالقاسمی (433)

ممنون میترا جان از لطفت...
در باره جنین پیر هم نمی دونم چیزی...اگه ازکسی شنیدی به من هم بگو :)
من البته بسیار خوشحال شدم از پاک شدنش و فهمیدم که اون عکس چیزی برای گفتن داشت که پاک شد...
باز هم ممنون
شاد باشی و ماندگار
"۲۳:۲۸ ۰۲ اسفند ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | زهره فتاحی (240)

سلام.
ممنون از اینکه خبر دادین.و ممنون از نظرتون راجع به عکسم.
نقد رو خوندم.
بهتره بگم فوق العاده بود. و البته عکس که بیشتر.
موفق باشید.

"۲۳:۲۸ ۰۲ اسفند ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | نیما ابوالقاسمی (433)

زهره فتاحی عزیز...
مرسی که آمدی و خواندی
شاد باشی و مانا بانو
باز هم ممنون
"۱۹:۵۲ ۱۱ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (2) | سارا حدادی (197)

يكي از دوستانم كه عضو سايت هم نيست اين عكس شما رو ديده بود و بهم گفت كه سر بزنم
.
يه چيز برام جالب بود كه اگر شما اين نام رو براي عكس انتخاب نمي كرديد ...دوستان مشاهده گر چه برداشت ديگه اي از اين عكس مي كردند
*
سياهي فضا و سپيدي جاده خيلي جالبه ...كنتراست خوبيه
*
ماشين ها و ابعاد ريزشون بيانگر مفهومي گنگه ...كه از ديد شما مردان ....اما شايد با ديد ديگه اي هم بشه نگاه كرد
*
اما اينكه عكس حاوي مفهوم اميد و عشقه شكي نيست يه حس تازه شدن توش داره
حس كور سوي روشني در دل سياه شب

2+
.
درباره ي عكس جنين پير هم بايد بگم يه ذره عجيبه كه حذفش كردن
"۰۹:۱۷ ۲۷ فروردين ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (0) | مهدی ساعتی (40)

نیما جان سلام . دست مریزاد با ین همه عشق و علاقه به هنر و آفرین به این مدیریت افکار . واقعاً با چند کلمه چه توانمندیهایی رو بروز می دی. تنها این اسم با مسماست کهه این همه آدم رو به فکر واداشته (از جمله خود من ) زیبا و مفید بود.
ولی یک نکته باریک تر زمو اینجاست که نادر بودن این نوع عکسها در این سایت هم یکی از دلایل جذابیتش است.

زعفرانی باشی .
"۱۴:۱۸ ۲۷ خرداد ۱۳۸۸" | مفید (0) | امتیاز (3) | حسن بحرینی (32)

با سلام همه ی دوستان نظر هاشون رو دادن چیزی که برای من جالب بود استفاده از فرم تو فضای کارتون بود که بسیار عالی انجامش دادید سایر عکس هاتون رو هم دیدم بسیار جالب بودن و آموزنده