گالری تصاویر "هادی دهقان‌پور"

         
عکس
نام :   با من بساز! (امتیاز : 47)
عکاس :   هادی دهقان‌پور (امتیاز : 9761)
نوع دوربین :   Canon
مدل دوربین :   Canon EOS 450D
نوع لنز :   Canon
مدل لنز :   Canon EF-S 18-55mm f/3.5-5.6
دیافراگم :   F8
سنسور :   10 MP
شاتر :   1/15 ثانیه
ایزو :   100
نظرات :   42
بازدیدها :   1584
تاریخ ارسال :   ۰۹ بهمن ۱۳۸۷
علاقه‌مندی‌ها :   0
دسته‌بندی سايت :   مفهومی
توضیحات عکاس
پاییز مهربان!/آوازهای رنگی خود را ز سر بخوان!/از سطر سطر دفتر یادم عبور کن!/با من کتاب خاطره‌ها را مرور کن!/تو یادگار عُمر به تاراج رفته‌ای/در کوچه‌های خاطره‌انگیزت/دنبال عمر گمشده می‌گردم/با من بمان! با من بساز!/بازی تمام شد!/این دست آخر است.../تقدیر بُرد و من/ ناباورانه باختم!

"۲۳:۴۴ ۰۹ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (1) | محمد تندهوش (316)

با سلام خدمت جناب آقای دهقــان‌پور
ترکیب بندی کار خوب و زیباست ولی نورپردازی به خوبی ترکیب بندی اجسام نیست و هنوز میتوان روی ان کار کرد
موفق و پیروز باشید
"۰۰:۱۶ ۱۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (3) | محسن رشیدی (7843)

درود بر جناب دهقان پور عزیز

چیزی گم شده در زمان
زمانی از دست رفته
قلب مرا تو سازش باش
،
ای کاش دوختنی بود پاره ی مرا
----------------------
در مورد عوامل تکنیکی اثر هیچ حرفی ندارم

ارادتمند شما م ح س ن

"۰۰:۱۶ ۱۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

ممنونم محسن‌جان! البته ببخشید که دوخت‌ودوزم زیاد چنگی به‌دل نمی‌زنه! ؛)

"۰۰:۱۶ ۱۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | محـسن نیــرومـنــد (2975)

aghaye rashidi dar khosos masael tekniki az shoma entezar bishtari daram.
"۰۰:۲۶ ۱۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (4) | امتیاز (2) | را مین هوشمندی (7541)

با سلام
به نظر من حالا که به سمت کارهای مفهومی گرایش دارید بد نیست به ساده بودن آن هم نگاهی داشته باشید.
می شد فقط و فقط با آن برگ دوخته شده در زمینه ایی تک رنگ به برداشتی ناب رسید که همان مفهوم مورد نظر شما را به زیبایی هر چه تمامتر بیان کند. البته اضافه می کنم که این تنها نظر یک هنرآموز است و نه در مقام کاستن از ارزش برداشت شما. به نظرم مفهوم خوبی را دست مایه کارتان قرار داده اید.
پایدار و پاینده باشید.
2+

"۰۰:۲۶ ۱۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

رامین عزیز! هدفم از ارسال عکس‌، یادگیری از شما دوستان باسابقه و رفع نواقص عکس‌هاست. خوشحال می‌شوم وقتی بنده را از این راهنمایی‌ها بهره‌مند می‌نمایید.
"۰۸:۳۶ ۱۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (3) | فرناز بدیعی (1198)

سلام آقای دهقان پور . این کار چنان اثر عجیب و عمیق و غیر قابل تحملی روی من گذاشت که باید فشار زیادی به خودم میاوردم تا حداقل برای دادن امتیاز یا گفتن این که کار رو دیدم چیزی بنویسم ..

"۰۸:۳۶ ۱۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

خانم بدیعی عزیز! ممنونم از حضور گرمتون. امیدوارم همیشه‌ در کنارمان باشید.
"۰۸:۴۱ ۱۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (2) | سیاوش سلیمانی صحنه (314)

سلام هادی جان
من خودم رو دراین سطح نمی بینم که به خوام اظهار نظر کنم چون واقعا نمی تونم ایراد تکنکی و یا قدرت تکنیکی رو به بینم شاید چون هیچ وقت شاگرد خوبی برای نقد عکس نبودم
ولی چیزی که برای کن اهمیت داره حسی که من از عکس شما می گسرم و این حس یه لبخنده

"۰۸:۴۱ ۱۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

سیاوش عزیز! شکسته‌نفسی می‌فرمایید! ممنونم از حضورت.
"۰۹:۵۰ ۱۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (2) | وهب رامزی (1921)

سلام آقا هادی بزرگوار
خدا رو شکر انتظار ما با یه ارسال خوب دیگه از شما بی پاسخ نماند...
شرافت مفهومی که در برداشت منظور کرده اید بر همه کار سایه انداخته.تبریک به خاطر تلاش برای حرف زدن با عکس...

*جسارتا چند مورد رو از دید کم بینای خودم عرض میکنم:
نوع ترکیبی که برای کار در نظر گرفته اید کمی کادرتان را خفه کرده و جای نفس کشیدن ندارد

*یه عقیده شخصی دارم و اون این که برای برداشت های مفهومی سادگی (نه الزاما خلوتی) برداشت خیلی کار رو گیراتر میکنه شاید وجود برخی از عناصر موجود در کادر خیلی ضروری نبود مخصوصا استفاده از اون چسب با نوشته ها و علائم تجاری که فضای مفهومی کار را تحت تاثیر قرار میدهد.

* پیشنهاد مشخصم (کاملا شخصی) حذف همه عناصر به جز برگ و دوخت و سوزن اون.فکر کنم همین چند عنصر کنار هم یه تصویر ویژه خلق کنند.

زیاده گویی و جسارت یه دانش آموز رو ببخش

"۰۹:۵۰ ۱۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

وهب عزیز! ممنون از دقت‌نظر و حوصله‌ات. این برداشت را در ابتدا با یک برگ خیس شروع کردم! خلوتی بیش از حد، کمی آزاردهنده بود و البته کم دغدغه! عناصر بعدی، یکی‌یکی اضافه گردیدند. بعد از 50 شات با چیدمان متفاوت، بالاخره به اغتشاش و شلوغی رسیدم! شایان ذکر است در سه ارسال قبلی‌ام، بر خلوتی اما تأثیرگذاری عکس مفهومی، تأکید کرده‌ام. نظرات خوب و مفیدت همیشه برایم سازنده بوده و هست.
"۱۰:۱۲ ۱۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (3) | امتیاز (1) | محـسن نیــرومـنــد (2975)

فرم های متفاوت حاضر در عکس /چیدمان شلوغ آنها/ کادر بسته و خفه عکس/ بیان مفهومی روشن توسط بیش از 4 المان / چرخیدن بیهوده چشم در تصویر و بررسی بیهوده عناصر اضافه کادر /و نور نه چندان مناسب که در خدمت مفهوم نیست ، همه و همه دست به دست هم دادند تا ایده قوی شما را نقش بر آب کنند.

هادی عزیز
سادگی همیشه زیباست..... بیان احساسات انسانی و اندیشه اگر توسط کمترین المان انجام گیرد حتما گیرا تر خواهد بود....
اما
حضو ر نخ و سوزن /// چسب نواری// ماشین دوخت// چسب آبکی که از همه آنها فقط انتظار چسباندن و وصل کردن می رود کمی ترکیب عکس را بهم ریخته.....

فرم ها ذهن بیننده را بهم می ریزد ....دایره چسب نواری مستطیل های بالا و و پایین ...مثلث بالا سمت راست و......

برگهای اضافه سمت راست و.......

حرف آخر

می توانستی با حضور 1/3 از عناصر تشکیل دهنده در کادر به نتیجه بهتری برسی
مثلا 1/3 ماشین دوخت را در تصویر داشتیم چون بیننده وقتی کل ماشین را می بیند به رنگش و به وسایل مکانیکی تشکیل دهنده اش خیره می شود و اصل عکس را فراموش می کند.

چسب ها هم همینطور ...

انتظار بیشتری از شما دارم

+1 برای ایده

ارادتمند

"۱۰:۱۲ ۱۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

محسن عزیز! ممنونم از حضور و اظهارنظر مفیدت. تا رسیدن به سطح مطلوب، راه طولانی‌ای در پیش دارم برادر...

"۱۰:۱۲ ۱۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (3) | امتیاز (0) | فرناز بدیعی (1198)

با اجازه ی دوستان : همیشه وقتی کاری خیلی روی من اثر گذاشته دقت بیشتری کردم برای کشف عیب های اون از طریق نظرات و معتقدم که این کار می تونه به آدم خیلی چیزها یاد بده ..
من نه اینکه از طرف آقای دهقانپور (که نیازی نیست ) بلکه از طرف خودم به عنوان مخاطبی که لذت زیادی از این کار برده باید بگم وجود تمام اون نشانه ها که کمی آشفتگی هم به همراه داشته میتونه نشان از یک آشفتگی باشه .. نمیشه یک ذهن آشفته رو با یک کار خیلی نرم و ساده و روان نشون داد . این اشیا می تونند ( تاکید میکنم که گفتم می تونند و نگفتم هستند ) خیلی چیزها بگن و وجود هر یک از اونها می تونه حداقل یک جمله معنی داشته باشه . برای من اینطور بوده . به این دلیل این رو عیب این کار نمی دونم .
ضمن اینکه تردیدی ندارم که بعضی از کارها در اوج سادگی حرف های زیادی برای گفتن دارند . حتما هم همینطوره .

"۱۰:۱۲ ۱۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (3) | امتیاز (0) | محسن رشیدی (7843)

درود بر جناب نیرومند عزیز

کادر بسته و خفه عکس. با این حرفت موافقم ولی آیا این را عیب عکس می دانی ؟

چرخیدن بیهوده چشم در تصویر و بررسی بیهوده عناصر اضافه کادر. منظورت واضح نیست ، اگر چرخشی از نگاه در اثر رخ دهد نشان دهنده ی ترکیب قوی اثر است و در ضمن چرا بیهوده ؟

سادگی همیشه زیباست. صد در صد با این حرفت مخالفم . بیان ساده در اکثر مواقع خوب و به جاست ولی نمی توان همیشه به عکس هایی خلوت رجوع کرد ، اگر قصد عکاس به هم ریختگی ذهنی فردی باشد آن وقت چه پیش نهاد می کنید ؟ از نظر من تمام قوانین کلاسیک عکاسی ، می توانند با نظمی صحیح شکسته شوند .

حضو ر نخ و سوزن /// چسب نواری// ماشین دوخت// چسب آبکی که از همه آنها فقط انتظار چسباندن و وصل کردن می رود کمی ترکیب عکس را بهم ریخته.....
موافقم ولی به نظرم این به هم ریختگی قدرت عکس است نه ضعف ...

می توانستی با حضور 1/3 از عناصر تشکیل دهنده در کادر به نتیجه بهتری برسی. تصحیح می کنم ، می توانستی به نتیجه ی دیگری برسی نه این که نتیجه ی بهتری ...

انتظار بیشتری از شما دارم. با این حرفت هم موافقم ، همیشه از تمامی دوستان انتظار بیشتری داریم ، خیلی بیشتر ... ولی خب تا حدودی همیشه موفق بوده اند

ارادتمند شما م ح س ن
"۱۳:۲۴ ۱۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (3) | محمدرضا دهقان پور (3348)

درود بر هادی عزیز
ثبت زیبایی شده مثل عکس های گذشته
به موقع عکس میگذاری و با عکس های خاص قافلگیری را به وجود میاوری
احساس شلوغی می کنم اما این شلوغی را برای این عکس مناسب می دانم
باز هم منتظر عکس های بهتر و بهترت می مانم هادی جان
با احترام

"۱۳:۲۴ ۱۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

محمدرضای عزیز! ممنونم از حضور و اظهارنظرت. درسته اکثر مواقع، خلوتی به ارتباط بیشتر بیننده با مفهوم می‌انجامه ولی ترجیح دادم توی این عکس، کادر شلوغ باشه. البته یه ریسک بود!
"۱۷:۰۴ ۱۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (2) | معصومه قنبرپور (878)

عالی. اما اون دفترچه با اون جمله روش خراب کرد. نه عکس شما رو بلکه حس من و . اون مث یه عنوان می مونه. یه عنوان که چسبیده به عکس و داره به من می گه این عکس و این جوری ازش مفهوم بگیر. نه جور دیگه... من می خوام خودم تو این عکس بگردم و فکر می کنم این ترکیب بدون اون دفترچه و جمله توش مفهوم ناب تری رو به دست من می ده. فکر و اجراتون بی نظیره
"۱۸:۲۷ ۱۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (2) | منوچهر بهمنی (3156)

سلام دوست عزيز آقاي دهقان پور
ممنون از لطف و نظر شما/
كار خوبي ارائه كرديد/
هميشه شاد و خندان باشيد.
"۲۰:۲۲ ۱۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (1) | حمید شریعتی (0) (1533)

سلام هادی عزیز.
اول شرمنده که دیر سر زدم.
ایده ی زیبایی پشت عکس هست.
اما...
شلوغی کار و نور پردازی و رنگهایی که در مورد انها اغراق شده زیاد به دلم نمیشینه.
با اون همه انتظاری که کشیدم تا عکس جدیدت رو ببینم اما زیاد راضیم نکرد.
رک بودم منو ببخش . از ارادت من نسبت به خودت اگاهی.
مرسی از ارسال

"۲۰:۲۲ ۱۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

حمید عزیز! به خاطر این مساله واقعا متاسفم :( ولی از این نظر خوشحالم که دوستان، هر کدام به نحوی بنده رو از لطف و محبت خودشون بهره مند می کنند :)
"۲۰:۴۷ ۱۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | غلام حسین محبی (486)

سلام.ازاینکه به من سرزدی متشکرم.جالبه واشیاترکیب خوبی باهم دارند.کادربندی مناسبی داره.
"۲۰:۵۸ ۱۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (3) | آرش نصیری (11202)

هادی عزیز سلام
ثبت پرمغزیست که کنتراست بالا مناسبه اونه
نگه داشتن داشته های از دست رفته... به هر طریقی
ام ...بی ثمر
موفق باشی
عالی بود.
به کار آخرم سری بزن

"۲۰:۵۸ ۱۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

آرش عزیز! با حضور و اظهارنظرت خوشحالم کردی.
"۲۱:۱۴ ۱۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (0) | یاسر رضایی (7894)

ايده مناسب با همه كليشه بودنش ولي امان از اجرا هادي عزيز
موفق باشي :)
+1

"۲۱:۱۴ ۱۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

یاسرجان! امان از این مغز کلیشه ای، امان! :) این عکس، با همه ی ضعف هاش که دوستان عزیزم فرمودند باعث شد کلی مطلب جدید بیاموزم...
"۲۲:۲۰ ۱۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (0) | معصومه قنبرپور (878)

یه چیز (به نظر خودم مهم) که می خواستم بگم رو فراموش کردم! شلوغی رو خیلی دوست دارم. نباید اسمش رو بذارم شلوغی. نه اصلا. منظورم تعداد المان هاست. اگه فقط یه برگ دوخته داشتیم چی می شد؟ خب البته ایده جالبی بود. اما حالا با وجود این المان ها ما یه المان دیگه هم داریم که از نظر بصری در عکس غایبه اما حضورش رو می شه دید و یه آدمه! کسی که با استفاده از همه چی خواسته همه تلاشش رو در این راه بکنه. واقعا اگه این المان های مختلف نبودند چه جوری می تونست این احساس شکل بگیره؟

"۲۲:۲۰ ۱۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

حالا با وجود این المان ها ما یه المان دیگه هم داریم که از نظر بصری در عکس غایبه اما حضورش رو می شه دید و یه آدمه!
من توی یه فضایی قرار گرفتم که هیچ پارتنری ندارم، یه چهاردیواری به معنای واقعی! دوست داشتم این سوزن در دستان یه کهنسال باشه. اونوقت برگ و دست فرطوط، یه دنیا حرف واسه ی گفتن داشت و نیازی به هیچ مزاحمی نبود! :)
ممنونم از حضور مجددتون و وقتی که گذاشتید.
"۲۲:۳۵ ۱۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (3) | امتیاز (2) | زهرا درویشیان (4596)

من كامنتهاي دوستانو نمي خونم. اگه گاهي يهو بي ربط وسط ماجرا ميام ببخشيد.
با من بساز!
اون علامت تعجب كه به زور اينو مي خواد منتقل كنه كاملا در:
1- منگنه
2- چسب كاغذي
3- چسب مايع
4- سوزن و نخ
5- جوهر خودنويس پس داده
مشهوده. گذري كه به سرعت مياد و ميره و ما چون عروسك - مترسك- هر چيييي جا مي مونيم و بعد هم دلمون ميخواد كه يه جوري يه چيزيو محكم بچسبيم.
فضاي بسته حس اين جاي تنگو خوب نشون داده و چيدماني كه تركيب خوبي داره. شايد اگه من بودم تعداد كمتري عناصر بر مي داشتم ولي اين اصلا ايراد عكس به شمار نميره. كار مفهومي رو من نميشينم بگم اگه من بودم چيدمان خلوتي ميذاشتم. اصلا مگه كار مفهومي خلوته؟ اصلا اينطور نيست. در هنر پست مدرن قانوني وجود نداره. جريان سيال ذهنه كه ايده رو پرورش ميده. من به شخصه عكسو دوست دارم (يه حس طبيعيه البته چون يه نمايشگاه داشتم به اسم طاقتم بيار). 2 اتفاق عكس حس داره:
1- چسب مايعيي كه رو حلقه فلزي ريخته
2- بخيه ها

تك تك خطهاي توضيحات هم در عكس حضور دارن. نيازي نيست نام ببرم و اين مسئله يك كار مفهومي رو به سوي احساسات انساني سوق ميده.

"۲۲:۳۵ ۱۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

كار مفهومي رو من نميشينم بگم اگه من بودم چيدمان خلوتي ميذاشتم. اصلا مگه كار مفهومي خلوته؟ اصلا اينطور نيست. در هنر پست مدرن قانوني وجود نداره. جريان سيال ذهنه كه ايده رو پرورش ميده.
فضاي بسته حس اين جاي تنگو خوب نشون داده و چيدماني كه تركيب خوبي داره. شايد اگه من بودم تعداد كمتري عناصر بر مي داشتم ولي اين اصلا ايراد عكس به شمار نميره.
------------------------------------
خانم درویشیان عزیز! این نگاه و نگرش عمیق رو تحسین می کنم و به خود می بالم که تا این حد موفق شدم ذهن تان را درگیر کنم. به جرات اینو می گم: این اظهارنظر جزو بهترین هاست. نه برای تصدیق کار حقیر، بلکه برای دانشی که داره توسط اون منتقل می شه.
"۲۳:۴۱ ۱۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (3) | مجید باقرزاده (3543)

سلام جناب دهقانپور عزیز و گرامی
عجب تصویر عجیبی
مشخصه که امتحانها را به نحو احسن و به خیر و خوشی داده اید که خاطره خوشی را برایتان داشته و دوست دارید پاییز را با هر چه که در توان دارید نگه دارید !!
هرچه دقت کردن از ماشین دوخت اثری بر روی برگ ندیدم احتمالا برگتان خیلی خشک بوده که تحمل فشار ماشین دوخت را نداشته و خرد میشده است !!
امیدوارم که بنده هم بتوانم مانند شما ایده و مفاهیم جذابی را ثبت کنم
همیشه تندرست و پیروز باشید
+3

"۲۳:۴۱ ۱۰ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

مجید عزیز! اون چهار دوخت سمت چپ، سوزن های اون منگنه هستش. این تفکرات مغشوش، زاییده و پس لرزه ی امتحاناته دیگه برادر! :)
"۱۰:۱۰ ۱۱ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (2) | احسان تحویلیان (1228)

سلام و خسته نباشید. ممنونم از حضورتون.

کارهای اخیرتون رو بیشتر دوست دارم. در اقتدا به کامنت دوست بزرگوارمون جناب آقای هوشمند من هم با ساده بودن اثر موافق تر هستم. نه اینکه العان مشکلی داره، بلکه نظرم اینه که در یک کار مفهومی، خواه با متن همراه باشه و خواه بدون متن یا هر طور دیگه، قرار باید بر این مبنا باشید که عناصر همدیگه را کامل کنند و نه اینکه دوباره شرح و بازگو کنند. هرچند خیل بسیاری از دوستان هنرمند این الحاقات متن/تصویر را جایز نمی دونند ولی اون دسته ایکه نظر مثبتی بر این قضیه دارند نظرشون همونی بود که عرض کردم.

این تجربه شخصی ارزشمندی بود که دوستانه خدمتتون عرض کردم. مانند شما که همیشه به من لطف داشتید.

پیروز باشید.

کنتراست برگ ها فوق العاده ست +2
"۱۷:۲۰ ۱۱ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (3) | نوید شاکری (197)

سلام هادی جان.
فقط میتونم بگم wow.
خیلی خیلی خوب شده.هم عنوان و هم ثبت.
نمیدونم چرا ولی با عکسهای تو بیشتر از بقیه ارتباط برقرار میکنم.واسه همین نظراتی که دوستان میدن زیر عکسات رو نمیخونم.چون نمیخوام ذهنیتم نسبت به تصویرهائی که ثبت میکنی با نظرات دیگران قاطی شه.
ممنونم ازت بخاطر خودت.
3+
"۲۰:۴۹ ۱۱ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (3) | مرصاد قیامی (410)

سلام
ترکیب بندیه بسیار زیبا و بسیار مفهومی شده . تنها نظری که می تونم بدم اینه با فقط میتونم بگم wow
به ((عطش)) سر بزنید خوشحال میشم . یا علی
"۰۷:۲۲ ۱۲ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (2) | مازیار یعقوبی (5694)


كاش ابزاري واسه وصل و پينه كردن دل شكسته ي آدما هم پيدا مي شد.
المانهاي وصل و پينه را قدري زياد مي بينم.
فكر كنم همون نخ و سوزن كفايت مي كرد.
تاثيري كه نوشتن در آرام كردن و ايتيام دادن داره ، نمي شه چشم پوشي كرد.
هميشه نوشتن ، خط زدن و نوشتن و خط زدن ، يه جورايي آدم رو آروم مي كنه.
حس و برداشت من از اين عكس ، اين بود ، شايد هم درست نبوده و نباشه ، ولي من معتقدم كه دلي كه شكست و سوخت ، ديگه با هيچ ابزاري ، رديف نمي شه.

"۰۷:۲۲ ۱۲ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

دلي كه شكست و سوخت ، ديگه با هيچ ابزاري ، رديف نمي شه.
مازیار عزیز! حضورت باعث دلگرمی است. نمی‌دانم چرا احساس می‌کنم کامنت این‌بارت حال و هوای دیگری دارد... موفق باشی برادر
"۱۱:۲۴ ۱۲ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (1) | بهنام مشهدی (45)

خوب . من طرفدار این کونه عکسا هستم چون چیدن تصویر فقط توسط ذهن خلاق عکاس صورت می گیره.
به عکسای من یه نیگا بنداز.
"۱۱:۱۰ ۱۴ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (3) | محمدامین صاحب پور (3160)

سلام بر جناب دهقان پور
شايد هنوز معرفت ديدن چنين عكسهايي رو پيدا نكرده ام اما رابطه بين نخ و سوزن و منگنه رو درك ميكنم كه شاعر عكاس اين عكس ترجيح داده با نخ و سوزن نماد دل خودشو (برگ) بدوزه ! درسته با سوراخ شدن دل اين دل با سوزن دوخته ميشه اما تاثيري كه سوزن و نخ داره هيچ كودوم ديگر عناصر نخواهند داشت!پس بعضي وقتها آدما از دردي كه ميكشن لذت ميبرن لذتي كه شايد توي چسب و منگنه نباشه!!!
پس درود بر شما مفاهيمي كه در حد شعورم بود رو خيلي خوب درك كردم
پيروز و سربلند باشي دوست خوبم

"۱۱:۱۰ ۱۴ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | هادی دهقان‌پور (9761)

شايد هنوز معرفت ديدن چنين عكسهايي رو پيدا نكرده ام اتفاقاً برعکس، نقد بسیار خوبی زدید برادر.
"۱۵:۳۱ ۱۹ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (3) | کاوه نبی‌زاده (191)

سلام هادي عزيز،
اين دو تا کار آخرت حس ِ عجيبي به آدم مي​دهد، به خصوص اين يکي، برگ ِ وصله پينه شده​ي پاييزي... منگنه و چسپ و قلم ِ جوهر پس داده... نمي​دونم، خيلي برايم جالب است. اين ايده​ها رو از کجا مي​آري؟ به من هم ياد بده! :)
من که تا حد زيادي آماتورم و از تکنيک و اين چيزها سر در نمي​آورم ولي اين عکس براي من 3 امتياز داره، همه چيز به نظرم عالي مي​آيد.
3+