گالری تصاویر "شفق کلهر"

         
عکس
نام :   در انتظار گودو (امتیاز : 12)
عکاس :   شفق کلهر (امتیاز : 711)
نوع دوربین :   Canon
توضیحات دوربین :   آنالوگ650
نوع لنز :   Tamron
فیلم :   Agfa
ایزو :   100
نظرات :   11
بازدیدها :   511
تاریخ ارسال :   ۲۸ دى ۱۳۸۷
علاقه‌مندی‌ها :   0
دسته‌بندی سايت :   پرتره , سیاه و سفید , احساسات انسانی
توضیحات عکاس
در انتظار ردی از نگاهی آشنا ساعتها خیره بود به خیابان در انتظار بوی دوستی از رهگذری غریب هرچه تعفن دورغ بود را بویید شاید حقیقتی از دوست بیابد اما جز توهمی حباب آلود از دود سیگار هیچ ندید

"۱۴:۰۱ ۲۸ دى ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (2) | آبتین جعفری (4)

سلام...من تازه وارد هستم و البته زیاد هم آشنا با حرفه عکسبرداری نیستم...اما پدرم میگه ذوقشو دارم...بیخیال
تو گالری ها عکسی شبیه عکس اکباتان دیدم و اینگونه بود که عکستو باز کردم...آخه منم اکباتان میشینم...حالا ببخشید دیگه :)
موضوع عکست جالبه اما سیگار کشیدنش بد آموزیه ;) :D
سیاه و سفید بهش خیلی میاد...
خوشحال میشم با نظرات خوبت منم راهنمایی کنی تا بتونم هنرمند بشم :D ;);)
"۱۴:۵۷ ۲۸ دى ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (3) | نیکروز بهادرمنش (452)

با سلام.بسیار زیباست،به من که خیلی چسبید.دید خوبی داشتید و زاویه ی خوبی رو هم انتخاب کردید.حالت سوژه هم غیر طبیعی نیست و امتداد پنجره ها هم در نمای خارج بسیار به فضای کار کمک کرده.توضیحات هم بسیار به جحا و متناسب با عکس انتخاب شده.یکم نویز عکس سمت راست بالاست ولی اشکال نداره.خوشحال شدم که نظرات من آماتور رو هم خواندید.به منه هم سر بزنید.منتظرتونم . . . .
"۱۵:۱۶ ۲۸ دى ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (1) | مجیب محمدی (305)

متن بجایی رو انتخاب کردید.
کاش اون لوستر تو شیشه بازتاب نمیشد!اما کارو طبیعی کرده.
احساسات سوژه با متن همخونی داره.

"۱۵:۱۶ ۲۸ دى ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | شفق کلهر (711)

ممنون
متن از خزعبلات خودم است
"۱۸:۵۴ ۲۸ دى ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (2) | شهرام شکوفی (101)

با سلام
کاش پنجره باز تر میشد تا سوژه را قطع نمی کرد و تصویر چراغ هم در آن پیدا نمی شد .
در کل تلاش خوبی انجام شده و حالت غم و انتظار را منتقل می کند .
موفق باشی

"۱۸:۵۴ ۲۸ دى ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | شفق کلهر (711)

ممنون
خیلی اتفاقی سوژه ایستاد و نور دم غروب بود
حس خوبی داشت سوژه
"۰۱:۱۰ ۲۹ دى ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (2) | زهرا کاردانی (165)

من هم حس عكس را دوست دارم. نگاهي كه ميخكوب مي ماند جايي آن دور ها. توهمي كه به اين آساني ها دست از سرت نمي كشد. و دوباره نگاهي كه آن دورها آنقدر لاي ماشين ها و آدم ها گره مي خورد كه نمي داني كي پنجره را بسته اي و آمده اي نشسته اي كنار سيگار مرده ات.درست رو به روي تلويزيونِ خاموش.

"۰۱:۱۰ ۲۹ دى ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | شفق کلهر (711)

ممنون خانم
توهم دیدن ردی از دوست به دل نشسته
"۲۳:۰۲ ۲۹ دى ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | pouyan safavi (59)

سلام
عکس خیلی خوبیه، موفق باشی
"۰۳:۱۲ ۰۱ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (2) | زهرا درویشیان (4596)

سلام. مرسي از نظرتون.
والا فكر مي كنم سوژه در خودش حس انتظار رو داشته. مخصوصا با حضور سيگار و حس چشماش، ديگه نيازي به نشون دادن پنجره هاي خالي نبوده. شايد مي خواستين حس تنها بودنو بيشتر نشون بدين يا اينكه بگين همه در انتظارن. اما فكر مي كنم كادر اگه رو سوژه مي بستين تاثير بيشتري داشت.
خوشحالم با كسي آشنا شدم كه فلسفه غرب خونده. اگه ايران دكتراي فلسفه هنر بذارن من با كله ميام كه شركت كنم :)

2

"۰۳:۱۲ ۰۱ بهمن ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | شفق کلهر (711)

ممنون خانم
من از طرفدارهای کارهاتون تو یوز فیلم بودم
دکتری فلسف هنر هم هست
هنرهای زیبا
پنجره ها رو و امتداد خطوط رو و بازی با فرم رو دوست داشتم
سوژه خوب حس گرفت