گالری تصاویر "پوریا افخمی"

         
عکس
نام :   مقصد نهایی (امتیاز : 24)
عکاس :   پوریا افخمی (امتیاز : 1785)
نوع دوربین :   Nikon
مدل دوربین :   Nikon D200
نوع لنز :   Nikon
مدل لنز :   Nikon AF-S DX 18-70mm f/3.5-4.5G IF-ED
دیافراگم :   F5.6
شاتر :   1/125 ثانیه
نظرات :   24
بازدیدها :   1446
تاریخ ارسال :   ۱۷ دى ۱۳۸۷
علاقه‌مندی‌ها :   1
دسته‌بندی کاربر :   عکسهای یک ذهن خطرناک
دسته‌بندی سايت :   احساسات انسانی , مفهومی
توضیحات عکاس
مرگ هم به نوعی زیباست...این است مقصد نهایی ما!

"۱۵:۱۲ ۱۷ دى ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (2) | را مین هوشمندی (7541)

با سلام
آهسته آهسته بیشتر و بهتر نوع نگاه شما و عکاسیتان را و بویژه ادیتهای خاص خودتان را درک می کنم!
کادر و ترکیب خوب و مد رنگی بکار رفته را از نقاط قوت برداشت شما می دانم . احتمال می دهم وجود نویز در برداشت آگاهانه است!
راستش توضیحات به زبا انگلیسی هم خلاف قوانین سایت هست و هم خیلی ها مثل من سواد کافی انگلیسی برای خواندن آن را نداند، لطفن به فارسی مرقوم بفرمائید.
پایدار و پاینده باشید.
2+

"۱۵:۱۲ ۱۷ دى ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | پوریا افخمی (1785)

سلام جناب هوشمندی...
ممنون که یادآوری کردین انگلیسی نمیشه نوشت...حالا سعی در ترجمه ی اون شعر رو دارم و امشب حتما ترجمه شده اش رو در توضیحات میبینین.
نویز هم عمدی بوده..میخواستم فضایی مثله برزخه فیلم کنستانتین به دست بیارم که در مرحله ی ویرایش اینجوری شد. البته عکس اصلی هم نویز داره.
ممنون که سر زدین... .
"۱۷:۲۴ ۱۷ دى ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (2) | مجید باقرزاده (3543)

سلام جناب افخمی
تصویر جالبی را با مفهوم عجیب ثبت و ارسال کرده اید
نگاهی به مرگ از نوع زیبابینسم!! :)
اگر مرگ به این با حالی باشه که دیگه نگران چی باشم!! :)
اینم از عکسهای فرودگاهی است. :)
همیشه سلامت و موفق باشید
+2

"۱۷:۲۴ ۱۷ دى ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | پوریا افخمی (1785)

سلام مجید جان
راستشو بخوای این عکس رو به طور اتفاقی شب ژانویه در پارکینگ برجهای پتروناس گرفتم... . من از گروهمون عقب افتادم بعد که کم کم داشتم بهشون نزدیک میشدم یهو دیدم...اوه پسر چه صحنه ای!!!! بعدش عکس رو انداختم.
این بود داستان عکس!!!
D:
موفق باشی دوست خوبم
"۱۷:۴۳ ۱۷ دى ۱۳۸۷" | مفید (3) | امتیاز (2) | هادی دهقان‌پور (9761)

پوریا جان سلام
به کجا چنین شتابان؟!
ثبت خوبی شده. یک راه یک‌طرفه، حالت خوب سوژه‌ها و اون تابلوی بزرگ «خروج» به این ثبت، مفهوم عمیقی بخشیده. اِدیتت هم مثل همیشه زیباست و البته متفاوت. اگه می‌شد یه‌جوری انتهای راه را مبهم‌تر و گُنگ‌تر می‌کردی هم خوب می‌شد.
با اجازه! Exit!! :)
2+موفق باشی

"۱۷:۴۳ ۱۷ دى ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | پوریا افخمی (1785)

سلام هادی جان
ممنون که سر زدی...
حتما با انتهای مبهم تر هم امتحانی میکنم ببینم چطور میشه.
موفق و سربلند باشی.
"۲۰:۰۰ ۱۷ دى ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (3) | رضا خیاط پور (269)

براي من تداعي خروج از دنياست
و مقصد نامعلوم آن براي ديگراني كه شاهد خروج ما هستند اما قطعا ما خود ميدانيم كه به كجا رهسپاريم.
عكس بسيار خوبيست تبريك مي گويم.
"۲۱:۲۳ ۱۷ دى ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | نادر فرید (197)

سلام آقای افخمی
من چند بار تا یک قدمی مرگ رفته و برگشته ام .اصلا قصد نصیحت رو ندارم ولی چرا تا وقتی که میشه زندگی کرد زندگی نکنیم و همه اش به مرگ بپردازیم ، مرگ خودش از راه میرسه ،چه بخواهیم و چه نخواهیم.
مقصد نهائی رو قبول دارم ولی از کجا معلوم که زیبا هم باشه.
من وقتی به مرگ نزدیک بودم اصلا برام زیبا نبود.مثل اینکه این خاصیت ما شرقی هاست که خیلی به مرگ فکر میکنیم.
ترجیح میدم که زیبائیهای زندگی رو به مردم نشون بدیم .
تلخیهاشو خودشون پیدا میکنن.
با احترام

"۲۱:۲۳ ۱۷ دى ۱۳۸۷" | مفید (3) | امتیاز (0) | پوریا افخمی (1785)

سلام دوست عزیز
مرگ جزو واقعیت های زندگی است و ایرادی به پرداختن به این واقعیت رو نمیبینم.
اگر به گالری من سری زده باشین من تا بحال به همچین موضوعی نپرداخته بودم و دوست هم نداشتم بپردازم...ولی نمیشه از واقعیت ها فرار کرد... . این عکس اتفاقی بوده...یعنی کارگردانی نشده...پس نمیشه گفت انرژیم رو برای نشون دادن این صحنه تلف کردم و خواستم به بقیه این رو نشون بدم...بعد از اینیکه عکس رو گرفتم متوجه شدم چقدر این عکس به مرگ نزدیکه و حیفم اومد که اینجا به اشتراک نزارمش... .
اینجور عکس ها هم در گالری من شاید از این به بعد به تعداد اندکی ببینید و این رو روی حساب تنوع بزارین.
هنگامی مرگ برامون سخت و ناگواره که کارهایی رو در این دنیا انجام دادیم که نباید میدادیم و کارهایی رو باید انجام میدادیم که ندادیم! پس میتونیم مرگمون رو هم بسیار زیبا رقم بزنیم.

ارادتمند
"۲۳:۰۵ ۱۷ دى ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (2) | معصومه قنبرپور (878)

هنگامی مرگ برامون سخت و ناگواره که کارهایی رو در این دنیا انجام دادیم که نباید میدادیم و کارهایی رو باید انجام میدادیم که ندادیم! پس میتونیم مرگمون رو هم بسیار زیبا رقم بزنیم به نکته خیلی خوبی اشاره کردید. و باعث تاسفه که خیلی از آدم ها از مرگ فرار می کنن و سعی می کنن بهش فکر نکنن. به بزرگ ترین واقعیت موجود بعد از وجود خداوند. عکستون هم زیباست. و این که همه این افراد در یه خط دارن حرکت می کنن جالبه

"۲۳:۰۵ ۱۷ دى ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | پوریا افخمی (1785)

این که همه این افراد در یه خط دارن حرکت می کنن جالبه
برای خودم هم جالب بود...برای همینه که عکس گرفتم P:
ممنون که سر زدین.

"۲۳:۰۵ ۱۷ دى ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | نادر فرید (197)

خانم قنبرپور
مگر نه اینه که شما خودتون از مرگ فرار میکنید . این راز خلقته ، تلاش برای زنده بودن ، هر کسی رو که میبینید زنده اس ، داره از مرگ فرار میکنه ، اگه غیر از این بود ،خودکشی میکرد .
البته ناگفته نمونه که مرده های زنده در اطرافمون زیادن، اونهائی که دچار روزمرگی شدن و مثل ماشین هر روزشون مثل روز قبله.
در آخر لازمه ذکر کنم که نیازی به فکر کردن به مرگ نمیبینم ، همانطوریکه عرض کردم خودش بدون دعوت از راه میرسه ولی اینکه ایا بترسیم یا نترسیم بستگی به خودمون داره .

"۲۳:۰۵ ۱۷ دى ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | معصومه قنبرپور (878)

جناب فرید. می دونم ادامه دادن این حرف ها جاش این جا نیست اما باید این و بگم که تنها کسانی از مرگ فرار می کنند که از برملا شدن حقیقت درونی خودشون هراس دارند.

"۲۳:۰۵ ۱۷ دى ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | نادر فرید (197)

سرکار خانم قنبر پور
با شما در مورد اینکه اینجا جای این حرفها نیست موافقم . سری به گالری شما زدم ، همه عکسهاتون تداعی کننده یاس و نا امیدیه . این جمله هم از خودتونه :
nullمن دایره‌ای هستم كه چندین سال است، دارم از روی قلۀ كوهی سُر می خورم. به امید روزی كه به دیواری كوبیده شوم و دایرۀ من بشود خط صافی و صدای بیییب دستگاهی توی این بیابان سرد بپیچد و ملحفه‌ای سفید بیفتد روی سرم همین!ا
با احترام
"۰۲:۱۰ ۱۸ دى ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (2) | محسن رشیدی (7843)

درود

سوررئالیسم در عکاسی فضای بکری را برای اجراهای متفاوت پیش رو دارد
از عکس شما نمی توانم زیاد بگویم ... همین را بدانید که ادیت شما با حرکات منظم اشخاص در ایجاد فضایی کاملا وهمی به شما کمک کرده
کمی شلوغی و تیره بودن بک را نمی پسندم
البته این دیگر دست شما نبوده ولی شاید بتوان با ادیت کاری کار کرد

با سپاس

"۰۲:۱۰ ۱۸ دى ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (0) | پوریا افخمی (1785)

سلام جناب رشیدی...
مثل همیشه ما رو از حرفهای آموزنده ی تان بی بهره نگذاشتید.
ممنون از نظرتون
موفق باشی دوست عزیز
ارادتمند
پ و ر ی ا
"۱۰:۴۱ ۱۸ دى ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (2) | توماج زنگویی (3104)

درود بر پوريا،
آدمای تو عکست انگار هيچی واسشون مهم نيست و من اين بيتفاوتی و جسارت حضور رو خيلی دوست دارم! "مقصد نهايی!"
برداشت موفقيست.
زنده باشی.
"۱۲:۵۳ ۱۸ دى ۱۳۸۷" | مفید (-1) | امتیاز (0) | حمید ملکی (-13)

ببین پوری یه جوری زوری اون عینک آفتابیت را حد اقل جایی که آفتاب نیست بردار تا بتونی عکس بگیری .
"۱۳:۳۶ ۱۸ دى ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (2) | روزبه رسولی (513)

ای بابا

هر جی من می خواستم بگم دوستان گفتن!!!

فقط رو این تاکید می کنم که حالت بی احساس راه رفتن افراد خیلی به عکست کمک کرده مخصوصا دومی از چپ

مرسی

"۱۳:۳۶ ۱۸ دى ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (0) | روزبه رسولی (513)

نه اشتباه شد دومی از راست!!!
"۱۷:۱۶ ۱۸ دى ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (3) | عبدالعلی هاشمی (234)

سلام
بايد بگم عكس خيلي حرفه اي گرفته شده . كار شما قابل تحسين است . بقيه گفتني ها رو دوستان گفتند . همچنين از توچهتون به عكسهاي اين حقير هم تشكر مي كنم . با تشكر
"۰۸:۰۶ ۱۹ دى ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (2) | محمدرضا گودرزی (14253)

پوريا عزيز
قرارگيري آدمها در يك رديف خط ديدگاني خوبي را فراهم آورده كه با توجه به تابلو خروج يك مثلث تركيب بندي براي بيننده ايجاد مي كنند.
اديت مناسب هم از جمله مزاياي اين ثبت است

موفق باشي

+2

"۰۸:۰۶ ۱۹ دى ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | پوریا افخمی (1785)

سلام آقای گودرزی
ممنون که بهم سر زدین.
"۱۰:۴۶ ۲۱ دى ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (2) | یاسر رضایی (7894)

در مورد كارت دوستان نظراتشان را دادند
در مورد اديت اينكه در حالت كلي آن را ميپسندم ولي به نظرم جا براي دقت بيشتر هم داشت
موفق باشي1.5 :)