سامسونگ RSS تماس درباره ما شناسنامه تبلیغات
فستيوال تابستانی سامسونگ، با خريد يک دوربين عکاسی، فيلمبرداری يا MP3 Player در قرعه کشی يک دستگاه BMW320i شرکت کنيد!
گالری تصاویر "ساسان ساسان"

         
عکس
نام :   ملاقات با دوزخیان (امتیاز : 9)
عکاس :   ساسان ساسان (امتیاز : 1623)
نوع دوربین :   Canon
مدل دوربین :   Canon PowerShot S3IS
نظرات :   9
بازدیدها :   383
تاریخ ارسال :   ۱۶ تير ۱۳۸۷
علاقه‌مندی‌ها :   0
دسته‌بندی کاربر :   مراسم
دسته‌بندی سايت :   فضاهاي داخلي , ژورناليستي , تأتر
توضیحات عکاس
همای - جوانی مایه ای بس غرور بهمراه یارانش در یکی از پر آوازه ترین مکانهای نمایشی جهان , سالن وات دیزنی هال لوس‌ آنجلس بروی صحنه رفتند تا با نوایی بهشتین که به نظر می رسید تار های صوتیش را از ساقه بید مجنون فردوس به امانت گرفته شبی را چه خاطره انگیز بیافرینند. سالن پر پر بود و آنهم از صاحب نامان و سرشناسان این بوم چه شاعره و شاعر, خواننده و بازیگر مثل بازیگری که نامزد جایزه اسکار بود و یا صاحب رسانه های همگانی عالمان و استادان و چه مردمی که فقط جمع شده بودند تا بلکه باور کنند این صاحب صدای ملکوتی را. چشمها گشت پر ز اشک و قلبها گرم از سرمایی عجیب که قصه قصه ای بود عجب : ملاقاتی بود با دوزخیان. توضیح اینکه اجازه عکاسی وجود نداشت و اینجانب این موضوع را دیر متوجه شد پس خرده به فلاش و نور و چه وچه نگیرید. گفتم حال که این در دست است بد نیست شراکتش با شما که هنوز مسخ و مدهوش از آن فضا و عرفان.

"۱۶:۵۲ ۱۶ تير ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | ساسان ساسان (1623)

گروه مستان


ملاقات با دوزخیان

آن دم که مرا می زده در خاک سپارید
زیر کفنم خمره ای از باده گذارید
تا در سفر دوزخ از این باده بنوشم
بر خاک من از ساقه ی انگور بکارید
آن لحظه که با دوزخیان کنم ملاقات
یک خمره شراب ارغوان برم به سوغات
هر قدر که در خاک ننوشیدم از این باده ی صافی
بنشینم و با دوزخیان کنم تلافی
جز ساغر و میخانه و ساقی نشناسم
بر پایه ی پیمانه و شادی ست اساسم
گر همچو همای از عطش عشق بسوزم
از آتش دوزخ نهراسم نهراسم

"۱۹:۰۸ ۱۶ تير ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (2) | پوریا داعی (3474)

ایده جالبی بوده و کار تبلیغاتی خوبی می شد اگر کادر بندی را در برداشت مرکزی رعایت می کردی..
یک مقدار کراپ از پایین و اضافه کردن به بالا برای مشخص بودن صورت نوازنده دف..
موفق باشی
2+
"۰۰:۵۴ ۱۷ تير ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | ساسان ساسان (1623)

پوریا:
اگر به ضلع پایین توجه فرمایید، در عکسی که سمت چپ شعله آغداشلو و هما سرشار قرار داده شده می بینی که نوازنده دف صورتش کامل گرفته شده ولی چون هدف من نمایش صورت این پدیده اعجاب انگیز (خواننده و شاعر- جوانی در میان بام شباب از خطه همیشه سبز گیلان) که رویی ناآشنا برای بیشتر ما در این ور دنیا دارد بود، عکسی را وسط قرار دادم که صورت "همای" را کاملتر نمایش دهد. ضمنا توجه داشته باش که عکاسی قدقن بود و این عکس هم یک عکس بسیار بزرگ , متشکل از 17 عکس می باشد که هم سوژه هم محل زیبای سالن نمایش که شاهکاریست از معماری و هم انبوه تماشاگران را همه یک جا و آن هم در یک عکس کوچک 740 پیکسلی کمتر از 160 کیلو (با توجه به شرایط سایت) نشان بدهم.
فکر می کنم یک عکس به این کوچکی توانسته باشد تا حدی بیانگر رپرتاژ آن شب دراز و بخاطر ماندنی باشد. آیا نیست اینطور؟
"۰۵:۰۳ ۱۷ تير ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (3) | محمد باقر کامرانی (4895)

سلام ساسان
جالبه بدونی الان با یک فیلتر شکن چینی وارد این سایت وطنی شدم!معلوم نیست چرا.شاید سرور اینترنت منطقه ما ایراد داره.این عکس جالب و گویا و قشگ که مرکب از چندین عکس کوچیک و قشنگه بسیار ترکیب بندی خوبی داره.این آخرین عکس ارسالی بنده به این سایت رو ببینید بی ضرر نیست!ممنونم.محمد.
"۰۵:۰۷ ۱۷ تير ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | ساسان ساسان (1623)

این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت

هر کجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت

دوزخ از تیرگیء حال درون تو بود

گر درون تیره نباشد همه دنیاست بهشت

شعر از صائب تبریزی

(((((((((((((((()))))))))))))))

این چه جهانیست که نوشیدن می نارواست؟

این چه بهشتیست در آن خوردن گندم خطاست؟

آی رفیق این ره انصاف نیست،این جفاست

راست بگو راست بگو راست،فردوس برینت کجاست؟

راستی آنجا هم هر کس و ناکس خداست؟

راست بگو راست بگو راست، فردوس برینت کجاست؟

ور همه گویند که هوشیار باش

بر در فردوس نشیند کسی

تا که به در گاه قیامت رسی

از تو بپرسند که در راه عشق

پیرو زرتشت بدی یا مسیح؟

دوزخ ما چشم به راه شماست

راست بگو راست بگو راس،باز همین ماجراست؟

راست بگو راست بگو راست، فردوس برینت کجاست؟

این همه تکرار مکن ای همای

کفر مگو شکوه مکن بر خدای

پای از این در که نهادی برون

در غل و زنجیر برندت بهشت

بهشت همان ناکجاست

وای به حالت همای،وای به حالت

این سر سنگین تو از تن جداست

نه نه توبه کنم باز حق با شماست



شعر از همای فومنی
"۰۸:۴۸ ۱۷ تير ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (2) | عليرضا رضائيان (4817)

سلام ساسان، عکس و ایده جالبی است، از بازی رنگ ها و المان های انسانی و سلیقه چیدن عکسها لذت بردم. ممنون از ارسال
"۰۷:۳۷ ۱۸ تير ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | ساسان ساسان (1623)

داد درويشي از سر تمهي
سرقليان خويش را به مريد
گفت از دوزخ اي نکوکردار
قدري اتش به روي ان بگذار
بگرفت وببرد و بازآورد
عقد گوهر ز درج راز اورد
گفت در دوزخ هر آنچه گرديدم
درکات جحيم را ديدم
خبر از آتش و ذغال نبود
اخگري بهر انتقال نبود
هيچکس آتشي نمي افروخت
زاتش خويش هر کسي ميسوخت

زاتش خويش هر کسي ميسوخت

از صغير اصفهاني
"۰۸:۰۱ ۱۸ تير ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | ساسان ساسان (1623)

توبه ها را بشکنید ، توبه ها را بشکنید

میخانه ها را وا کنید ای باده خواران

پیمانه را احیا کنید ای ميگساران

باده درساغرکنید توبه ای دیگر کنید

خرقه از تن بر کنید

توبه ها را بشکنید ، توبه ها را بشکنید‌ ، آمد بهاران

توبه ها را بشکنید ، توبه ها را بشکنید ، آمد بهاران

یادی از آیین مستانی کنید

تا سحر پیمانه گردانی کنید

روز و شب معشوقه بازی های عرفانی کنید

مست پنهانی کنید همچون خماران ای بیقراران

توبه ها را بشکنید ، توبه ها را بشکنید ، آمد بهاران

توبه ها را بشکنید ، توبه ها را بشکنید ، آمد بهاران

عاشقان غوغا کنید بر دل شیدا کنید

یک نفس گر میتوان ساغر زدن

پس چرا اندیشه فردا کنید
ُ
قصه از سر وا کنید

پیمانه را احیا کنید ای بیقراران

توبه ها را بشکنید ، توبه ها را بشکنید ، آمد بهاران

توبه ها را بشکنید ، توبه ها را بشکنید ، آمد بهاران
"۱۶:۵۷ ۲۲ شهريور ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (2) | علی محمدی (283)

سلام
از عكس هاي زيباتون و همچنين شعرهاي پر معناتون ممنون .
رنگ هاي عكسها جالبن ، عكس مركزي هم فقط مشكل كراپ داره كه علتشو توضيح دادين .
ولي به نظر من چيدمان عكس هايي كه از چنين ساختمان مدرني گرفته شده بايد مدرن باشه ، شخصاً به نظرم ميرسه كه اين چيدمان متقارن با فضاي عكس ها هماهنگي نداره .
موفق باشيد .
به گالري من هم سر بزنيد .