سامسونگ RSS تماس درباره ما شناسنامه تبلیغات
گالری تصاویر "محمدرضا گودرزی"

         
عکس
نام :   آرامش در غیاب دیگران! (امتیاز : 18)
عکاس :   محمدرضا گودرزی (امتیاز : 12810)
نوع دوربین :   Nikon
نوع لنز :   Nikon
دیافراگم :   F8
شاتر :   1/250 ثانیه
ایزو :   200
نظرات :   35
بازدیدها :   578
تاریخ ارسال :   ۱۵ تير ۱۳۸۷
علاقه‌مندی‌ها :   0
دسته‌بندی کاربر :   تجربه های بصری
دسته‌بندی سايت :   طبیعت , احساسات انساني
توضیحات عکاس

"۲۲:۳۷ ۱۵ تير ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (2) | پیمان بصیری(0) (1588)

جسارتا نظر اول را مینویسم!
ترکیب سه رنگ سبز آبی و مشکی
عنوان جالب گذاشتید. اشباع سبز شاید میتونست بیشتر باشه
+2 اگر ثبت نشد
"۲۳:۰۵ ۱۵ تير ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (1) | (3731)

سلام.
منظره زیباییست . انعکاس تیره درخت در سمت راست زیبایی ترکیب را کم کرده (به نظر من) .
موفق باشی.
عزیز
"۲۳:۱۲ ۱۵ تير ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (2) | یاسر رضایی (7248)

سلام آقا رضا
انعکاس تیره درخت در سمت راست زیبایی ترکیب را کم کرده با احترام تمام ، کاملا مخالفم
به نظر من : حداقل ، نصف بار عکس به اون فرم شاخه هاست و فرم رو به زوالشون !
و آرامش رنگی و ساکن جلوی کار
کاری مرتبط با حال و هوا !
موفق باشی
"۲۳:۵۰ ۱۵ تير ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (3) | احمدرضا برازش (4576)

رنگها و اعوجاج انعکاس(!!) در این کار فوق العاده است.
در واقع موج های کوچک ایجاد شده با رنگ همنشین شده اند و یک عکس چندین بعدی رو خلق کرده اند که تا حدی که ظرفیتش رو دارم احساس شما رو در هنگام ثبت از عکس می گیرم.
خواستم بگم کاش گیاهان روی آب شارپ تر بودند اما واقعاً اینجوری بهتر به نظر میرسند.
با سپاس...
+3 (اگر بپذیرد!)
"۰۰:۳۷ ۱۶ تير ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | آرش الف.سالکویه (1257)


آرامش در غیاب دیگران!

آخیش!

  "۰۰:۳۷ ۱۶ تير ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | محمدرضا گودرزی (12810)

آره خیلی خسته ام
"۰۱:۱۷ ۱۶ تير ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (2) | شهروز برزگر (2077)

چه با دیگران و چه در غیاب دیگران نغمه ای در دل داری که باید سراییده شود و رقصی که باید به اجرا درآید،ماهیت هر کس سکوت،سکون و آرامش مطلق است.
و آنجا رودخانه ای سیال است که آرامش جاریش را می توان حس کرد.
ممنون از اشتراک آرامش خلوتت!

"۰۱:۳۰ ۱۶ تير ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (-2) | ادريس عباسي (12453)

بيشتر از آرامش نشان دهنده تشويشي دروني است!
حضور سايه ها و انعکسهاي لرزان درخت در آب اين مهم رو تشديد ميکنه و حضور قسمتهاي سبز بر روي آب نشان دهنده مرگي است و سکوتي مرگ آور!
آرامش اشاره شده با سکوت مرگ بسيار تفاوت دارد!
حس برداشت نسبت به برداشتهاي قبلي داراي افتي بسيار زياد است و همچنين با توجه به نام گذاري برداشت دسته بندي احساسات انساني به شدت کمبودش احساس ميشه!
موفق باشيد.

- پوزش بابت نثر صريح!

  "۰۱:۳۰ ۱۶ تير ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | شهروز برزگر (2077)

با ادریس عزیز در یک قالب بخصوص موافقم اما
در حیطه احساس کشف حقیقت طاقت فرساست و آنچه ما بیشتر به آن احتیاج داریم آرامش فوق العاده دل و تخلیه فوق العاده ذهن است .
و آنجا که گرایش از ذهن به قلب حرکت می کند قالب است که تغییر می کند.

  "۰۱:۳۰ ۱۶ تير ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | محمدرضا گودرزی (12810)

پوزش بابت نثر صريح
آقا خواهش می کنم عذرخواهی برای یک نظر! این بچه بازی تعدادی معدودی است که توی سایت نمی شه به عکسشان گفت بالای چشمتان ابروست!
اما در حیطه دفاع از عکس باید بگم مرگ هم نوعی به آرامش رسیدن است و همین دریافت تشویش و یا احساس متضاد آن آرامش در تعدادی از دوستان بخوبی از قوت نسبی کارم خبر می دهد نه ضعف آن
باز هم ممنون
و یک نکته نا مرتبط اینکه اگر به عکسی از عکسهایت نظری نمی دم بخاطر نداشتن حس متقابل با آن کار است وگرنه همیشه پیگیر هستم.

  "۰۱:۳۰ ۱۶ تير ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | ادريس عباسي (12453)

جناب گودرزي عزيز:
با توجه به عنوان من حس آرامش پس از طوفان رو دارم و فضايي آکنده از غبار! ولي در برداشت چيز ديگري رو حس ميکنم! مرگ خود! آرامش ديگران در غياب من!

مشکل من بر سر برداشت و متن موضوع که ناقص است نيست!
مشکل من بر سر تضاد ميان عنوان با حس برداشت است! (البته شايد مثل هميشه 99% اشتباه ميکنم)
موفق باشيد.

  "۰۱:۳۰ ۱۶ تير ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | محمدرضا گودرزی (12810)

دسته بندي احساسات انساني به شدت کمبودش احساس ميشه!
این پیشنهاد را می پذیرم!

  "۰۱:۳۰ ۱۶ تير ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | محمدرضا گودرزی (12810)

کمی راجع به لوکیشن برایتان بگویم اینجا اصلا مکان زیبایی نبود یک برکه لجن گرفته و یک درخت تازه جوانه زده (هیچ درخت دیگه ای آن اطراف نبود از این مکانها توی ایران زیاد است یک کشور کویری آبگیرها و واحه هایش همیشه مکانهای خاصی به حساب می آیند) ولی سکوت و آرامشی در زمان ثبت مرا فرا گرفته بود. سه شات گرفتم و رفتم.
"۰۱:۳۸ ۱۶ تير ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (2) | آرش عطرچیان (4803)

نوع نگاه خاص شما را در این کار هم میبینم و نقشی که انعکاس درخت در این کادر ایفا میکند برایم بسیار جالب بود . به نظر من عکسها را باید ابتدا بدون عنوان دید و به فرض نامناسب بودن یک عنوان نباید کل کار را زیر سوال برد . من که به نوبه خودم بسی لذت بردم ...

  "۰۱:۳۸ ۱۶ تير ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | ادريس عباسي (12453)

آرش عزيز:
يک عنوان به کلي ميتونه يک ديد رو عوض کنه!
چطور ميشه ازش چشم پوشي کرد؟

  "۰۱:۳۸ ۱۶ تير ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | آرش عطرچیان (4803)

ادریس جان به شخصه اگر با عنوان یک عکس ارتباط برقرار نکنم و یا دسته بندی انتخابی را مناسب ندانم سعی میکنم فارق از آنها به عکس نگاه کنم و برداشت خودم را از آن داشته باشم ...

  "۰۱:۳۸ ۱۶ تير ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | ادريس عباسي (12453)

آرش عزيز:
انتخاب عنوان براي يک برداشت نشان از حس عکاس و سوق دادن ديد وذهن بيننده به سوي منظور و مفهوم و حس مورد نظر عکاس براي ثبت است! با توجه به توضيح شما اين ميشه هر کسي از هر برداشتي هر جور دلش ميخواد برداشت کنه و عنوان ناديد گرفته بشه! شايد اگر اين برداشت بدون عنوان ميبود مسير ذهني هر بيننده راحت تر حرکت ميکد! (شايد)

  "۰۱:۳۸ ۱۶ تير ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | آرش عطرچیان (4803)

ساعت دو و نیم نصف شبه و ما داریم در مورد اهمیت و جایگاه عنوان در هنر عکاسی صحبت میکنیم :) ادامه بحث باشه برای فردا ...

  "۰۱:۳۸ ۱۶ تير ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (0) | محمدرضا گودرزی (12810)

این یک نمونه بسیار خوب از بحث سازنده است که نظر دوستان را به آن جلب می کنم!
اگر پای عکس یک سیب این عنوان را دیدید نظرتان چیست؟:
این یک سیب نیست!
بی شک در بسیاری از عناوینی که من انتخاب می کنم یک کنایه ای نهفته است. برخلاف خیلی ها من هم برای عنوان ارزشی زیاد قائل هستم. با نگاهی سرسری به عناوین عکسها گالری زیاد توجه ای به عنوان نمی شود و گاه نتایج مضحکی هم حاصل می شود.
به هیچ وجه ادعا ندارم که دستی در ادبیات دارم ولی برای خیلی از کارهایم گوشه چشمی به سایر هنرها بخصوص شعر دارم.
این عنوان هم برگفته از نام فیلمی کلاسیک ایرانی است با عنوان (آرامش در حضور دیگران) که فکر کنم ساخته ناصر تقوایی است (1346؟)
ممنون
"۰۹:۴۵ ۱۶ تير ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (2) | پوریا داعی (3718)

جسارتا بیش تر از آرامش سکون مشهود است و البته ممکن است سکون آرامش را هم منجر شود..
نسبت به اون قسمتی که کف آب دیده می شود حس خوبی نداردم بهتر بود در برداشت نمی بود..
ثبت رفلکس در موج آب هم خیلی خوب شده.
موفق باشی
2+
"۱۴:۵۰ ۱۶ تير ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | امین شیشه گر (1047)

سلام.بحث انتخاب عنوان برای عکس و بده بستانی که بین یک ثبت و عنوانش ایجاد می شود خود می تواند بحثی مفصل و کاملا تخصصی باشد که لازم است کارشناسان و صاحب نظران هنر عکاسی در این زمینه تحقیقات و مقالاتی تالیف کنند.
با دیدن عکس خلوت و دنج بودن این مکان در ذهنم القا شد که که این رکود و دورافتادگی به قول آقای داعی حس آرامش را هم به همراه خود دارد. البته معمولا حضور انعکاس و تصویر اشیاء در آب ناخوداگاه دلالت و تاکیدی بر حضور و وجود فیزیکی آن جسم را در ذهن بیننده ایجاد می کند و این همسو با عنوان بدون حضور (و در اینجا: غیاب) نیست. البته توضیحات شما از زمان ثبت این عنوان را برایم گویا ساخت و نیز این عنوان که یاد آور اثر ارزنده ای از سینمای کشورمان هست برایم زیبایی خاصی دارد و نوعی تقدیر از آثار به یادماندنی تلقی می شود. ایده عنوان آرامش دیگران در غیاب من هم خیلی بامزه بود ولی از نظرم اصلا نمی تواند تفسیر عکس باشد.ادریس جان هم در دادن امتیاز قدری انقلابی برخورد کرده.
راستی چه بر سر عنوان عکس قبلی رفت؟؟؟!!!!!
موفق باشی
"۱۴:۵۲ ۱۶ تير ۱۳۸۷" | مفید (0) | امتیاز (0) | امین شیشه گر (1047)

+2
محرومم!
"۱۵:۳۳ ۱۶ تير ۱۳۸۷" | مفید (1) | امتیاز (0) | ادريس عباسي (12453)

ارائه فرم تضاد گونه براي عنوان کاري بس زيبا و همچنين هنرمندانه است! بسيار اين حالت رو ميپسندم! ولي براي اين برداشت به نظرم ارائه نام ميتونست به صورت:
برکه زيباي روياي من يا هر عنوان ديگري که فرم شاد زيستن و سرخوش بودن و راضي بودن از زمان و مکان رو داشته باشه برسونه انتخاب کرد!
به نظرم اين بيشتر تضاد رو نشون ميده تا اين عنوان! (شايد)
"۱۷:۳۶ ۱۶ تير ۱۳۸۷" | مفید (2) | امتیاز (0) | شهرام نصیر (4438)

آره خیلی خسته ام
آقا جدن خسته نباشید! اما، خسته از چی؟
اما، حدس میزنم؛ شاید خسته از این مسابقه ی بی امان امتیازها، که آدم، مجبور میشه هرکاری برای حفط موقعیتش بکنه.
یادمه همین چند روز پیش بود که یکی توی همین گالری، از زیاد شدن عکسهای «گل و بلبل و منظره»، آنهم از نوع خوبش، نگران بود و ضمن مذمت تکنیک و تکنولوژی، ملت را به نداختن عکس، از نوع «انسانی/مفهومی.انتزاعی»، موعظه می کرد.
آیا واقعن، طبقه بندی یک عکس ضعیف و غیر تکنیکی، تحت یکی از طبقه بندی های یاد شده، و انتخاب عنوانی دهان پرکن، واقعیت امر را، عوض میکند؟
بنده، با رضا گودرزی، بعنوان یک فرد محترم و رفیقی خوب، هیچ مشکلی ندارم. اما، با رضا گودرزی، گالر ی عکاسی، که بهر طریق در پی حفظ کاریزمای بزیر سوآل رفته و هژمونی بخطر افتاده، است، آنهم در شرایطی که بسیاری از اعضای نو و کهنه ی گالری، بدنبال سرمشق و مراد میگردند، و اشتباه وی تاثیری چندبرار دارد، مشکل دارم.

لازم به ذکر است که بنده بهیج وجه، قصد ایجار اخلال و اشوب در گالری را ندارم. از آن هایی که ممکن است رگ گردنشان با خواندن این کلمات متورم شود، میپرسم: آیا تاکنون اندیشدیده اید که بنده، چه سودی از آشوب و اخلال در گالری میبرم؟

گفتنی، بسیار است و مجال کم.

"۱۹:۱۵ ۱۶ تير ۱۳۸۷" | مفید (3) | امتیاز (0) | اکبر گلي زاده (2716)

سلام بر دوستان خوبم جناب گودرزي و شهرام خان
والا بنده خوشبختانه يا متاسفانه چند مدتي هست که چند خط در ميان به سايت سر ميزنم و اخيرا هم که دور از جون شما براي مرگي زود رس اماده ميشم نبودم و خبر دقيقي هم از قضايا ندارم ولي انچه جسته گريخته شنيدم و خواندم اخبار ناخوشي بود که از احوالات ناخوش دو تن از بهترين دوستانم حکايت ميکرد من فکر ميکنم که اين حق جناب گودرزي هست که هر عکسي بفرست و هر نقدي که بخواهد بنويسد خيلي ساده اين حق براي شهرام خان هم متصور است ولي نميدانم اين دو عزيز چرا خواسته يا نا خواسته سراغ نقد شخصيت يکديگر ميروند طوريکه شهرام خان صراحتا گفته با کدام رضاي گو