|
عکس
|
توضیحات عکاس
«اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...» خالق مرگ رنگ، زندگی خوابها، آوار آفتاب، صدای پای مسافر، حجم سبز، ما هیچ و ما نگاه. شاعر نقاش که «کنار مشتی خاک در دوردست خودم، تنها، نشستهام. ...» در اول اردیبهشت 59 در مشهد اردهال(سرزمین مقدس) به خاک خفته آمد.
|
||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||
|
متولد 15 مهر 1307 کاشان. دورهٔ ابتدایی را در دبستان خیام کاشان (۱۳۱۹) و متوسطه را در دبیرستان پهلوی کاشان (خرداد۱۳۲۲)گذراند و پس از فارغ التحصیل شدن در دورهٔ دوسالهٔ دانشسرای مقدماتی پسران به استخدام ادارهٔ فرهنگ کاشان درآمد. در ۱۳۲۷ به تهران آمد و وارد دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد. در سال ۱۳۳۲ از دانشکده هنرهای زیبا فارغ التحصیل شد و به دریافت نشان درجهٔ اول علمی نایل آمد. در همین سال در چند نمایشگاه نقاشی در تهران شرکت نمود و نیز دومین مجموعهٔ اشعار خود را با عنوان «زندگی خوابها» منتشر کرد. آنگاه به تأسیس کارگاه نقاشی همت گماشت. در آذر ۱۳۳۳ در ادارهٔ کل هنرهای زیبا (فرهنگ و هنر) در قسمت موزهها شروع به کار کرد و در هنرستانهای هنرهای زیبا نیز به تدریس میپرداخت. در مهر ۱۳۳۴ ترجمهٔ اشعار ژاپنی از وی در مجلهٔ «سخن» به چاپ رسید. در مرداد ۱۳۳۶ از راه زمینی به کشورهای اروپایی سفر کرد و به پاریس و لندن رفت. ... از مهر ۱۳۴۰ شروع به تدریس در هنرکدهٔ هنرهای تزئینی تهران نمود. در اسفند همین سال بود که از کلیهٔ مشاغل دولتی به کلی کنارهگیری کرد. در غروب ۱ اردیبهشت سال ۱۳۵۹ در بیمارستان پارس تهران به علت ابتلا به بیماری سرطان خون درگذشت. « كاشان تنها جايي است كه به من آرامش ميدهد و ميدانم كه سرانجام در آنجا ماندگار خواهم شد...» و... ماندگار شد. |
||||||||||
|
||||||||||
|
سياه سفيد جالبي شده نوع كادر هم بسيار زيباست از توضيحات هم ممنون.هميشه كامل و مفيد است شعر روي سنگش هم خيلي زيركانه انتخاب شده |
||||||||||



