|
عکس
|
توضیحات عکاس
توی شلاق تیز خورشید، توي كوچهي دوست، لبه ديوار انتظار، نشسته بودم، تنها، در انتظار دوست !
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||
|
سلام دوست عزیز رحیم جان ثبت زیبایی شده کادر و ترکیب بندی عالی شده استفاده از مد سیاه و سفید بجا بوده کنتراست و وضوح هم خوب شده اما اگزیف چرا نداره؟؟ لذت بردم. خوشحال میشم از نظرات شما استفاده کنم موفق و پیروز باشید. |
||||||||||
|
||||||||||
|
کادر و فرم برداشت خوب شده ولی به نظرم هارمونی رنگهای خاکستری در برداشت خیلی نزدیک به هم شده و تقریباً زمینه تخت شده! اندکی استفاده از لول برای تضاد بیشتر رنگهای یکدست رو پیشنهاد میکنم. موفق باشید. |
||||||||||
|
||||||||||
|
این عکس عجیب به دلم نشست ... یاد فیلمهای دهه 50 افتادم ، چراش هم بماند ... +3 |
||||||||||
|
||||||||||
|
سلام دوست عزیز کادر خیلی خوب و مد رنگ انتخابی باعث شده برداشت خیلی زیبا بشه خیلی به دلم نشت ممنون از ارسال |
||||||||||
|
||||||||||
|
سلام ثبت زیبایی شده کادر و رنگ مناسب وهمکاری خوب شخصیت مقابل با عکاس کار خوبی رو درست کرده. هیچ کس از راز دلم آگاه نیست.هیچ کس ازآه دلم به جزقلب تو خبرندارد.من درمسیرقلب توام.چون مسافری و مقصدم افق دورچشمان توست |
||||||||||
|
||||||||||
|
این نوع فیگور مرا یاد عکسهای قدیمی برادرم انداخت و مد سیاه و سفید هم این حس را تشدید می کنم. حالا که گلایه داشتی بیشتر به کارات سر می زنم! |
||||||||||





