سامسونگ RSS تماس درباره ما شناسنامه تبلیغات

گالری تصاویر "آرش عطرچیان "

         
عکس
نام :   سرکوب (امتیاز : 95)
عکاس :   آرش عطرچیان (امتیاز : 4789)
نوع دوربین :   Canon
مدل دوربین :   Canon EOS 350D
نوع لنز :   Sigma
مدل لنز :   Sigma 17-70mm F2.8-4.5 DC MACRO
نظرات :   38
بازدیدها :   339
تاریخ ارسال :   ۰۵ اسفند ۱۳۸۶
علاقه‌مندی‌ها :   0
دسته‌بندی سايت :   مفهومي
توضیحات عکاس
تقدیم به همه عکاسان مفهومگرا و خوشفکر ایرانی ...

"۲۲:۵۹ ۰۵ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (0) | آرش عطرچیان (4789)



سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید ، نتواند
که ره تاریک و لغزان است
وگر دست محبت سوی کسی یازی
به کراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است

نفس ، کز گرمگاه سینه می اید برون ، ابری شود تاریک
چو دیدار ایستد در پیش چشمانت
نفس کاین است ، پس دیگر چه داری چشم
ز چشم دوستان دور یا نزدیک ؟
مسیحای جوانمرد من ! ای ترسای پیر پیرهن چرکین
هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... ای
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی ، در بگشای
منم من ، میهمان هر شبت ، لولی وش مغموم
منم من ، سنگ تیپاخورده ی رنجور
منم ، دشنام پس آفرینش ، نغمه ی ناجور
نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بیرنگ بیرنگم
بیا بگشای در ، بگشای ، دلتنگم
حریفا ! میزبانا ! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد
تگرگی نیست ، مرگی نیست
صدایی گر شنیدی ، صحبت سرما و دندان است

من امشب آمدستم وام بگزارم
حسابت را کنار جام بگذارم
چه می گویی که بیگه شد ، سحر شد ، بامداد آمد ؟
فریبت می دهد ، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست
حریفا ! گوش سرما برده است این ، یادگار سیلی سرد زمستان است
و قندیل سپهر تنگ میدان ، مرده یا زنده
به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود ، پنهان است
حریفا ! رو چراغ باده را بفروز ، شب با روز یکسان است

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر ، درها بسته ، سرها در گریبان ، دستها پنهان
نفسها ابر ، دلها خسته و غمگین
درختان اسکلتهای بلور آجین
زمین دلمرده ، سقف آسمان کوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است

"۲۳:۴۵ ۰۵ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (3) | سمیه انوری زاده (1445)

سلام
متن بسیار دلنشینی ست.........عکس خوبی هم شده...ولی... :(
سر بزن
"۲۳:۲۹ ۰۵ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (3) | آرش تقی خانی (666)

شرمنده !
می ترسم چیزی بگویم و
آسمان آبی اینجا
آلوده شده ....
...
درود
خیلی تكان دهنده است ...
"۲۳:۱۴ ۰۵ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (1) | شادی پروشاني (2974)

جناب عطرچيان !
هرچند سياه و سفيد بسيار خوبي شده اما محل قرارگيري سوژه و يا شايد زاويه ي شما چندان جالب نيست و شعر هم ... !!!!!(نظر شخصي)
"۲۳:۴۷ ۰۵ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (2) | اکبر گلي زاده (2625)

وای آرش میخوای چی بیاری سر ما...
بابا این از اون شات وحشتناكت اون از اون شعر خانه خراب كنت . بابا بخدا ما طاقت اینچیزارو نداریم نگا نكن یه وقتا ژست مردونه میگیریم ادای ادمای قوی در میاریم ما تو عواطف و احساس كم میاریم شدید بقول همشهریات خفن...
باور نمی كنی چند سال دنبال این شعر میگشتم...
"۲۳:۲۲ ۰۵ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (2) | مازیار یعقوبی (4976)

شعراي مهدي اخوان ثالث ، حرفي نمي ذاره به والله

تقدیم به همه عکاسان مفهومگرا و خوشفکر ایرانی ...
خوبه خيالم راحت شد كه به ما نمي رسه اين تقديم.

جداي از تكنيك عكاسي در اين شات، كه به نظر حقير مي تونست با باز بودن يه نمه كادر بهتر هم باشه،
خو د عكس و عنوان خيلي تلخه.
و خيلي خوشايند نيست براي.........
ممنون از ارسال
"۲۳:۱۱ ۰۵ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (3) | امین رضا کلانتری (3508)

هرچند به کار قبلیت نرسیدم ولی این شات تلافیش رو در اورد ...از زیبا ترین عکسهایی که از شما دیدم ارش جان ...مفهومی عالی و خودبیانگری بسیار بالایی داره این شات ...کیفیت خوب , و ارتفاع دوربین هم عالی (کمی کمتر هم شاید بهتر )....ممنون از ارسال زیبات
"۲۳:۲۳ ۰۵ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (3) | ادريس عباسي (12227)

ثبت بسیار زیبا و با معانی و مفاهیم عمیقیست!
ترجیح میدادم کبوتر سوژه اصلی میبود!
تقدیم به همه عکاسان مفهومگرا و خوشفکر ایرانی ...
خوبه خيالم راحت شد كه به ما نمي رسه اين تقديم.

و منهم همینطور!
موفق باشید.
"۲۳:۵۹ ۰۵ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (2) | محمدرضا اسماعیلی (1217)

شاید همه شعر در وصف زمستان و سردی آن بود
ولی می شد در بعضی از مصرع ها ارتباطی بین موضوع و شعر یافت
نگه جز پیش پا را دید ، نتواند
که ره تاریک و لغزان است


یا
منم من ، سنگ تیپاخورده ی رنجور
منم ، دشنام پس آفرینش ، نغمه ی ناجور


یا
حریفا ! رو چراغ باده را بفروز ، شب با روز یکسان است

خیلی ممنون از این شات، شاید زندگی ها بی ارزش شده و یا اینکه ما قدر زندگی را نمی دانیم

موفق باشید
"۲۳:۳۳ ۰۵ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (0) | آرش عطرچیان (4789)

آقا ادریس هرچند مازیارخان هم شكسته نفسی میكنند اما شما كه دیگر مخاطب مستقیم این جمله هستید ...
"۰۰:۲۹ ۰۶ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (3) | مهدی ارسطو (1739)

با اینکه برایم یاذ اور بسیاری تلخیها بود اما کارتون رو خیلی دوست داشتم
با برداشت شخصیی که من داشتم بسیار پر بار بود... و باعث میشه زیاد به تکنیک فکر نکنم
موفق باشید
"۰۰:۵۴ ۰۶ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (3) | محمدرضا گودرزی (12604)

در نگاه من حیات یک مفهوم مجرد نیست و بقول معروف قائم به ذات نمی باشد؟! سعی تو برای استفاده از مرگ و میرائی برای بیان مفهومی دیگر برای من قابل ستایش و درک است اما اندکی به کلیشه ها نزدیک می شود.... آن جبری که جان این حیوان زیبا و بی گناه را گرفته است خیلی چشم گیر در کادرت دیده نمی شود و شاید مشکل اصلی این باشد؟ یعنی ما معلول را بیشتر می بینیم تا علت؟
"۰۳:۴۸ ۰۶ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (3) | شهروز برزگر (2054)

صحنه ای تاسف انگیز و متاثر کننده است هر چند در دنیایی که روزانه صد ها انسان بی گناه جان خود را بی علت از دست می دهند، مرگ این زبان بسته شاید سمبلی بیش نباشد برای درک بهتر از جبری که استاد گرامی جناب آقای گودرزی به آن اشاره داشتند.
تلاش خوبت رو در ثبت مفهومی اینچنین عکسی تحسین می کنم
ممنون آرش عزیز!
"۰۳:۱۳ ۰۶ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (3) | شهرام نصیر (4438)

چه خوش سرود اخوان ثالث، عصاره ی ادب پارسی.
آرش جان، به گمان من، این قویترین سروده ی پارسی، در طول قرون و اعصار است.

من بودم، عنوان «تلاشی» رو بر این کار می نهادم.
کادر کمی باز تر، بار تراژیک بیشتری میداشت.
"۰۴:۴۲ ۰۶ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (3) | بهناز بهروزیان (826)

بسیار تلخ و زیبا.....
زمین دلمرده,سقف اسمان کوتاه......
خیلی متاثر شدم.....
مرسی از ارسال ارش جان....

"۰۸:۳۷ ۰۶ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (2) | امیر حسین مددی (6442)

آرش جان سلام .
سوژه خیلی خوبه ولی زاویه ثبت و کنتراست رنگها جای کار داره .
شعری که نوشتی خیلی زیبا بود .
امیدوارم همیشه خوش باشی .
"۱۰:۰۷ ۰۶ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (3) | حميدرضا نباتي (2981)

آرش خان سلام
عكستون زیبا و پر از مفهومه با آن شعر زیبا .............
ممنون
"۱۱:۳۱ ۰۶ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (3) | امیرحسین افشار (182)

هوا بس ناجوانمردانه سرد است ....ای دمت گرم و سرت خوش باد
"۱۱:۱۱ ۰۶ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (3) | رضا میلانی (5212)

اقا سلام
هیج نمی تونم بگم جز اینكه نگاه دقیق به سوژه و شات قوی شما رو ستایش كنم
"۱۱:۰۵ ۰۶ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (3) | مهری نوروزی (4081)

سلامم را تو پاسخ گوی
در بگشای در بگشای
عکس دردناکی است به دردناکی خود زندگی
از نظر تکنیکی هم بی نقص . مد رنگی نیز عالی..............................
"۱۱:۴۸ ۰۶ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (3) | الهه مشتاق (703)

آنچه كه در این كادر بیشترین تاثیر را بر من داشت حفره خالی چشم حیوان و نگاه میخوب كننده ایست كه از این حفره به من یا به بشر شده است. نگاهی كه انسان را از خودش به خشم در میآورد و به فكر فرو میبرد... ممنون از این ثبت دقیق و تكان دهنده...
"۱۱:۵۷ ۰۶ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (3) | سعيد حسن عباسي (9094)

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر ، درها بسته ، سرها در گریبان ، دستها پنهان
نفسها ابر ، دلها خسته و غمگین


ممنون آرش عزیز برای ارسال این ثبت
"۱۳:۴۲ ۰۶ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (3) | نجوا مقدم (669)

تصویر تكان دهنده ای رو خلق كردید اما شعر و حسی كه شاعر در جملاتش بیان می كنه با برداشتتون همخوانی نداره.كلا این اشعار بیشتر در بیان فضایی است كه علاوه بر جو مرده و افسرده امید هم در اون موج می زنه...هر زمستان بلاخره تموم می شه.

سلامم را تو پاسخ گوی ، در بگشای....

اما عكس مرگ و عنوان قاطعانه سركوب و بیان می كنه.به هر حال با عنوان و تصویر به راحتی ارتباط برقرار كردم اما با شعر نه.و البته برداشتتون بسیار قابل توجه است و ممنون.
"۱۳:۲۷ ۰۶ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (3) | مهدی اسماعیلی (132)

سوژه تكاندهنده یی است. شاید كادر بازتر كار رو زیباتر میكرد.
موفق باشید.
"۱۴:۲۴ ۰۶ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (2) | مهدی پاسلار (123)

عكس زیبا اما دردناكی شده ولی با كادر اون مشكل دارم كادر مربع انگار عكس فریز شده موفق باشید
"۱۴:۱۳ ۰۶ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (2) | کاوه آبخو (2248)

مد متاسب .. يكم حجم بيشتر به چشم ميخوردبهتر بود... غم انگيز ... موفق باشي
"۱۴:۵۰ ۰۶ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (3) | احسان صباغي