RSS تماس درباره ما شناسنامه تبلیغات
گالری تصاویر "سعید عامری"

         
عکس
نام :   پدر بزرگ عکس (امتیاز : 20)
عکاس :   سعید عامری (امتیاز : 4059)
نوع دوربین :   Canon
مدل دوربین :   Canon EOS 20D
نوع لنز :   Sigma
مدل لنز :   Sigma 12-24mm F4.5-5.6
نظرات :   9
بازدیدها :   252
تاریخ ارسال :   ۱۴ بهمن ۱۳۸۶
علاقه‌مندی‌ها :   0
دسته‌بندی سايت :   مفهومی
توضیحات عکاس
نقد عکس برگزیده ماه .مجله تاک توس.حوزه هنری خراسان رضوی.آذز ماه 86 نقد عکس برگزیده ماه:پدر بزرگ عکس نوشته ی :نازنین طباطبایی دوربین محفظه تهی است که فضای سیال ، ظاهری و باطنی عشق میان عکاس و موضوع را متجلی می کند(پل مارتین لستر-paul martin lester) وقتی بود،نور بود: بی واسطه و بدون هیچ چراغی ، وقتی رفت همه جا تاریک شد گر چه چراغ ها روشن بودند. عکس سعید عامری فضایی داستان گونه را می سازد که در عین سادگی حرف های زیادی برای گفتن دارد.همانند همیشه دوربین وسیله ای برای ثابت کردن لحظه های بسیار ناب، شخصی و تکرار ناشدنی است. اگر چه این دو فریم ارائه شده در یک قاب ، هرگز مفهوم مجموعه عکس را به خود نمی گیرد، اما فضای اثر به گونه ای است که حذف هر کدام از دو فریم موجب از بین رفتن تمام مفهوم عکس میشود.و هر عکس به تنهایی بار معنایی چندانی را به دوش نمی کشد. این عکس نشانه هایی از نزدیک بودن زمان جاری در عکس ها را نسبت به هم دارد و این را میشود از ثابت ماندن و یک شکل بودن همه ی اجزای عکس چون پارچه ای که بر روی پشتی پهن شده و ...تشخیص داد.عکاس به خوبی توانسته وجود پر مهر مردی که آن را پدر بزرگ می نامیم و سکوت ناشی از خلا او را نشان دهد.در گوشه گوشه ی این کره خاکی این کاراکترها ارزش های زیادی را برای انسان ها می سازند و عدم حضور آن ها در زندگی تاثیرات روانی بسیاری به جا می گذارد.این عکس همین حس روانی انسان و وابستگی آن ها را به نزدیکان خود نشان می دهد. عکس در نور روز وخانگی اکسپوز شده است و همین نور موجب صمیمیت و ارتباط نزدیک تر مخاطب شده است.نقطه ی دید پدر بزرگ ، هوشمندانه به بیرون از قاب دوخته شده و افقی نامعلوم را برای مخاطب می سازد و دنیای پر ابهام از نگاه او... که مشخص نیست کجا را می بیند؟به چه می اندیشد؟ و دستان او که به صورت عجیبی بر روی صندلی رها شده اند ...و چراغ بالای سر به عنوان یک نشانه شناسی خفیف تصویری . بدین ترتیب عکاس به ما می گوید وجود پدر بزرگ آن قدر پر نور و بزرگ است که اگر هیچ چراغی نباشد او فروزان گر خانه است و عکس بعدی که پدر بزرگی نیست و چراغی روشن بر روی دیوار قرار دارد.اگر عکاس در این عکس (عکسی که پدر بزرگ در آن حضور ندارد) سعی می کرد تا محیط را تیره تر نشان دهد حس عمیق تری را القا می کرد.البته این امر (تیره تر کردن محیط) به صورت کم رنگی انجام شده که محسوس نیست، رنگ سفید لباس پدر بزرگ به معنویت او افزوده است. عکاس از لباسی بر روی صندلی استفاده کرده برای نشان دادن آماده باش پدر بزرگ برای رفتن که البته این کار با اجرای خوبی همراه نشده است چرا که لباس به صورت واضحی نمایان نیست.و عکس دوم که در کنار صندلی جعبه ای قرار گرفته که پر از لباس است.لباس های همان پدر بزرگ عکس... دوربین فقط کلیک می کند،آن هم پس از آن که قلبی حساس، دیر زمانی را صرف احساس موضوع کرده باشد.(پل مارتین لتر)

"۱۱:۵۰ ۱۴ بهمن ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (3) | ادریس عباسی (12471)

یك برداشت بسیار زیبا و با مفهومی گسترده!
در تمام نقاط برداشت میشه به وضوح حس بودن و نبودن - تاریكی و روشنی - زیبایی در كنار وی و غم دوری رو احساس كرد. حس زیباشناسانه با این برداشت به اوج خودش رسیده. تمام نكات ریز و نقدهای موشكافانه در قسمت توضیحات قید شده كه تكرار دوباره آن به نظر من نمیتونه لازم باشه.
موفق باشی.
"۱۱:۳۷ ۱۴ بهمن ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (2) | منا عسگری (384)

مفهوم زیبایی داره مخصوصآ با توضیحات زیبایی كه راجع بهش داده شده.
"۱۱:۴۳ ۱۴ بهمن ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (0) | سعید عامری (4059)

بله ادریس عزیز.این ارسال رو قبلن ها داشتم احتمالن در تاریخ خرداد ماه.این نقد برای بیشتر درک کردن است.برای این که بدانیم کار مفهومی را با چه وسواس و چه ریز بینی میتوان نقد کرد و دنبال چراها و چگونه بودن ها نگشت...مرسی.در هر حال این توضیح من نیست و این نقد هم نقد خاص و قاطع نیست.هر کس میتواند برداشت های دیگری داشته باشد.
"۱۱:۵۵ ۱۴ بهمن ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (3) | پیمان بصیری(0) (1609)

عکس پر مفهومی است. من را یاد پدر بزرگ خودم انداخت. (حالم رو بد جوری گرفتی!!)
"۱۲:۵۹ ۱۴ بهمن ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (2) | رضا دیده بان (1271)

آفرین دوست عزیز
از نظر محتوا هیچی کم نداره، کار جالبی شده.
خوش اومد.
موفق باشی
"۱۲:۴۱ ۱۴ بهمن ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (2) | احسان صباغی (3075)

سلام و درود
ثبت زیبایی است كه بدون توجه به نامها و توضیحات عكس میتوان گفت ثبتی است از ایده ای تكرای كه به شكل های متعدی اجرا شده است .
پایدار باشید .
"۱۳:۱۵ ۱۴ بهمن ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (2) | مازیار یعقوبی (5175)

به این بهونه رفتم دوباره یه چرخ و دوری زدم تو پروفایلت.
انصافاً كارای قشنگی هست.
می تونی دوباره از اول ارسال كنی عكساتو (:

رو اون عكست هم آرش نقد قشنگی داشت
من عیناً اینجا پیست می كنم:
اجری ساده’ یك ایده خوب برای بیان مفهوم مورد نظر ... انسانی كه رفته است و جایش خالیست و چراغی به جای او روشن است ...
"۱۳:۰۷ ۱۴ بهمن ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (3) | حامد فرهنگی (4909)

سلام سعید جان.....
عكسی كه ارسال كردی مفهوم را براحتی القا, میكنه....
فضایی بسیار ساده و بی قیدو بند, با رنگهایی ارام و بی زرق و برق. وجود المانهایی قدیمی كه نوستالجی شیرینی را برای من مرور میكند....وجود لامپ دیواری كه حتی دكمه ی ان و اف هم ندارد و اون چراغ نفت سوزی كه سهم بسیار كمی در عكس دارد... اینها همه نكات مثبت عكس توست.
همین سادگی و بی شیله پیله بودنه عكس هست كه نمیگذارد ذهن در حاشیه بچرخد, و تورا یكراست میبرد جایی كه باید زوم كند(نور وجود)....
عكسها ی ساده رو دوست دارم....
راستی!!! بسیار سپاس گزارم كه حوصله بخرج دادی و اخرین عكس افغان من رو نقد كردی....
سعید جان من به افغانستان مسافرت نكردم...اون عكسهایی كه دیدی در دهاتی در 30 دقیقه ای تهران به نام خوجیر (انتهای اتوبان بابایی) انداختم...اونهم به صورت بسیار اتفاقی.من با یكی از دوستان برای درست كردن كارگاه سفال به اون باغ رفته بودیم كه با این بچه ها برخورد كردم و شروع كردم ازشون عكاسی كردن.
عكسها بسیار ساده هستند...بسیار ساده. حالت و معصومیت نگاه ها من رو به خود جلب كرده بود..همین و این رو در تمام انها میتونی ببینی (نگاه)!!!! فقط همین. من فكر می كنم كه همون نگاه برای نشان دادن ماجرا بس است و بس.
گفته های تو را كاملا قبول میكنم....من 3-4 ماه بیشتر نیست كه دوربین بدست گرفتم و عكاسی میكنم!!! تا قبلش هم هیچ چیز از عكاسی نمیدانستم...
به امید روزی كه من هم مثل تو ببینم و ثبت كنم....
پیروز باشی.
"۱۴:۰۵ ۰۳ اسفند ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (3) | رحیم افــــشـــــاری (1176)

جناب عامری عزیز .
توی این همه توضیحات حرف من چی میتونیه باش ... جز تأیید توضیحات عکس شما ...
رای این که بدانیم کار مفهومی را با چه وسواس و چه ریز بینی میتوان نقد کرد و دنبال چراها و چگونه بودن ها نگشت


بسیار عالی بود ...