گالری تصاویر "فاطمه صالحی"

         
عکس
نام :   Death is not the End (امتیاز : 9)
عکاس :   فاطمه صالحی (امتیاز : 45)
نوع دوربین :   Canon
دیافراگم :   F22
شاتر :   1/500 ثانیه
ایزو :   6400
نظرات :   7
بازدیدها :   502
تاریخ ارسال :   ۰۷ آذر ۱۳۹۳
علاقه‌مندی‌ها :   0
دسته‌بندی سايت :   احساسات انسانی , مفهومی , فتو آرت
توضیحات عکاس
Camera :Canon 70D Lens : Canon EFS 18-135mm

"۰۱:۵۸ ۰۸ آذر ۱۳۹۳" | مفید (1) | امتیاز (3) | میلاد بشردانش (831)

3+: عکس از لحاظ تکنیک و موضوع بدون اشکال است. (عکس خلاقانه، جدید، و دارای اجرایی با کیفیت و قدرتمند است. از لحاظ تکنیک و موضوع عالی است.)
"۱۰:۱۸ ۰۸ آذر ۱۳۹۳" | مفید (0) | امتیاز (2) | پرویز فلاحتکار (5294)

.....
یک فتوآرت زیبا
زمانی که روح از بدن جدا شده و به جسم خود رجوع میکند ...
"۱۳:۵۹ ۱۰ آذر ۱۳۹۳" | مفید (0) | امتیاز (0) | فروغ کریمی (7)

ضمن عرض سلام و تشکر از این عکس زیبا
یک حسی به من میگه روح عکس مرد هست! نمیدانم چرا، اما کاملا حس کردم روح زنی که مرده، مرد هست!
"۰۹:۱۴ ۱۲ آذر ۱۳۹۳" | مفید (1) | امتیاز (1) | حمیدرضا پیمان (511)

عکس ، مبنای سبکی اش را بر رمانتیسیم استوار کرده است و این گویی حرکتی است که در جریان عکاسی ایران چندان شناخته شده نیست .
اما عکس شما در همان ابتدا مرا به تابلوی مرگ دیدو اثر هنری فیوزلی برد ، تا آنجا که اثر را حتی می توان اقتباسی از اثر فیوزلی عنوان داد .



Henry Fuseli. Dido, 1781


همچنین فلسفه جاری در متن هنر این چونین ، فلسفه ای است که هنرمندان بسیاری برای تصویر ساختن آن تلاش کرده اند و آثاری پدید آورده اند هنرمندانی چون گوستاو دوره ، جیمز بری، امیلیه ژان هوراس ، ویلیام بلیک و چندی دیگر
"۱۴:۴۷ ۱۴ آذر ۱۳۹۳" | مفید (0) | امتیاز (1) | شادی آفرین آرش (7742)

آنچه در این تصویرقابل توج ست؛ پرداختن به مقوله مرگ و یا جدا شدن روح از بدن به هنگام خواب ست. فضایی سوبژکتیو که ذهنیات عکاس از این مقوله را به تصویر می کشد. شاید در مقوله عماسی کسی که خیلی زیاد به چنین مقوله هایی با مجموعه های سکانسی و ترتیبی پرداخته؛ دوآن مایکلز باشد که به شیوه های سورئال این موارد را چندین بار به تصویر کشیده ست.
لینک: http://www.bondibooks.com/Online/2009/1/MichalsReal/MichalsReal3.jpg

اجرا از نظر ویرایش قابل بازنگریست. رنگ از آنجا که تاثیری در راستای مفهوم نمی گذارد؛ و حضور برجسته ای نیز ندارد، حذف آن( سیاه و سپید یا تک رنگ دیگری که وجوه رویاگون را تقویت کند) تاثیر مثبت تری را بر جذابیت بصری و تمرکز معنایی خواهد گذاشت.
"۲۲:۵۳ ۱۵ آذر ۱۳۹۳" | مفید (1) | امتیاز (2) | فهیمه درودی (1097)

زمانی که کلاسیک ها فضای فکری جامعه هنری را در اکثریت غالب داشتند ، با پیشروی بر این مبنا که طبیعت عاری از احساس است ، بی آنکه از حقیقت نیکی و بدی چیزی بداند و این انسان است که طبیعت را تعبیر می کند و زمام زندگی را به دست می گیرد ، رومانتیک ها در یک جنبش به فضای دیگری برای بیان نظرات خود دست بردند ؛ فضایی که متقابلا در فردیت پر رنگ هنرمند درتجربه های شخصی و مکاشفات درونی او جریان داشت ، فضایی بیشتر غیر عقلایی و گاه از جنس رویا و مالیخولیا . رمانتیک ها معتقدند که خواهان آمیزش همه چیز : تاریخ ، فلسفه ، رویا و واقعیت اند ؛ از این حیث آثار آنها به داشتن فضایی فراواقعی شناخته می شود ، بی آنکه اجباری در وجود ارتباطی بامبانی سوررئالیسم در آنها وجود داشته باشد و قطعا از سورئال ها عمر بیشتری دارند ؛ شاید سوررئال ها به دنبال رهایی از هر اسارتند ، به ویژه اسارت در تن ، اما از بازگشت به گذشته برای بیان نظرات خود همواره دوری کرده اند .

گریز از قانون ها در دست یابی به ترکیب بندی ، توجه به حیات دوم و غالب بر حیات جسمانی ، حفظ رنگ و خطوط و غلبه نور بر سایه و آخر اینکه عنوان مرا بر آن داشت که میان این عکس و رمانتیسیسم وجوه مشترکی پیدا کنم از آن جمله : کنار هم آمدن آسمان و جسم بی جان آدمیزاده و شکست فاصله ی میان آسمان و زمین ، تجسم دوباره ای از یک فرد ، روح چیره بر جسم ، که به واسطه آسمان و ابرها ، رویا را به ورطه میکشد و اغراق در خطوط . در مورد اجرای رنگ به نظرم جا برای وجود تونالیته های قوی تر وجود دارد ، به ویژه در قسمت هایی که مربوط به آسمان است هر چند تا اینجا هم شرط لازم را دارد . جدا از این ها انتخاب ها برای اجرا در بازیابی انسان ، چه در مورد جسم و به ویژه در مورد روح ، پرندگان و آسمان ، یا به شکل کلی تری ، طبیعت ، که در اصول پیش از جریانات قرن بیستمی ریشه دارند ، نکته ی دیگری ست که سوررئالیسم را خط می زند .

جدا خوشحالم از این که اثری اینچنین ، با این تلاش برای اجرا ، روی صفحه عکس های ارسالی میبینم ، حالا دری به تخته ای بخورد یا نخورد که کاربر طلایی محترمی ظهور بکند یا نکند و عکس انتخاب بشود یا نشود !! :) و جدا از آن حتی اگر قائل باشیم که خیلی وقت است که دیگر کسی دنبال این مکتب نمی رود و بوی تکرار گرفته است

سپاس از اشتراک

"۲۲:۵۳ ۱۵ آذر ۱۳۹۳" | مفید (1) | امتیاز (0) | فهیمه درودی (1097)

پ. ن : در مورد قانون شکنی های رمانتیسیسم ترجیح میدهم تاکید کنم که این هرگز به این معنا نیست که این مکتب از داشتن اصول و مبانی فکری برای ارائه آثار خود فارغ است ؛ چرا که این چنین از اولی ترین تعاریف مکتب بودن باز می ماند ؛ این قانون شکنی ها به تلاش برای گریز از قوانین دست و پا گیر کلاسیسم عنوان می شوند