گالری تصاویر "آرش میرزایی قاضی"

         
عکس
نام :   (امتیاز : 6)
عکاس :   آرش میرزایی قاضی (امتیاز : 363)
نوع دوربین :   Canon
مدل دوربین :   Canon EOS 1100D
نوع لنز :   Canon
مدل لنز :   Canon EF-S 18-55mm f/3.5-5.6 IS
شاتر :   1/30 ثانیه
ایزو :   100
نظرات :   7
بازدیدها :   388
تاریخ ارسال :   ۰۴ آبان ۱۳۹۳
علاقه‌مندی‌ها :   0
دسته‌بندی سايت :   احساسات انسانی , مفهومی , فتو آرت
توضیحات عکاس
آسمان تو چه رنگ ست امروز ؟ آفتابی ست هوا ٬ یا گرفته ست هنوز ؟ من درین گوشه که از دنیا بیرون ست ٬ آسمانی به سرم نیست از بهاران خبرم نیست آنچه میبینم دیوار است آه این سخت سیاه آنچنان نزدیک ست که چو بر می کشم از سینه نفس نفسم را بر می گرداند ره چنان بسته که پرواز نگه در همین یک قدمی می ماند کور سویی ز چراغی رنجور قصه پرداز شب ظلمانی ست ه . الف . سایه

"۱۹:۲۱ ۰۴ آبان ۱۳۹۳" | مفید (1) | امتیاز (2) | فرهاد افشین (789)

فوتو آرت مفهومی بسیار دیدنی،که با ادیت و اجرای عالی،این عکس را شاخص نموده است.حس توهمی از حضور پنجره ،نور و سرسبزی در اتاقی سرد و خالی از حس گرما.گویی نگاه دوربین،نگاه فردیست زندانی در آرزوی پنجره امید و تجربه و لمس سرسبزی و زندگی دوباره.

"۱۹:۲۱ ۰۴ آبان ۱۳۹۳" | مفید (0) | امتیاز (0) | آرش میرزایی قاضی (363)

سپاس دوست عزیز خوب و خوش باشید
"۰۰:۰۹ ۰۵ آبان ۱۳۹۳" | مفید (1) | امتیاز (0) | حسین نظری (134)

یک فتو آرت تمام عیار و زیبا که به واسته ی ترکیب بندی خوب و تلفیق مناسب دیوار و پنجره ی درون اتاق حرف های زیادی را برای گفتن دارد
ممنون از این انتقال این حس زیبا

"۰۰:۰۹ ۰۵ آبان ۱۳۹۳" | مفید (0) | امتیاز (0) | آرش میرزایی قاضی (363)

سپاس دوست عزیز خوب و خوش باشید
"۱۹:۲۷ ۰۷ آبان ۱۳۹۳" | مفید (1) | امتیاز (2) | شادی آفرین آرش (7742)

گل و نور هر دو مظهر و معرف زندگی اند؛
وقتی نور؛ نور اقعی، نوری که نقاشان از به ترسیم کشیدنش عاجزند، هر روز صبح از شکاف کرکره های چوبی به درون می خزد، دیوار بالای تختخوابم راه راه می شود. این نور به من می گوید: "پنجره را به سرعت باز کن، هدیه ای شگرف برایت آورده ام" و هدیه ی شگرف چیزی جز یک روز تازه نیست. روزی متفاوت با تمام روزهای دیگر... من برای دیدن جزئیات، چشم تیزی دارم. می توانم شگفتی های ریز را بینم؛ در واقع غیر از آن هیچ چیز را نمی بینم! مثلا این گل ها؛ اتاقی را که در آن گل های تازه نباشد نمی توانم مدتی طولانی تحمل کنم. گیاه چیز دیگری ست. گیاه در اتاق حضوری دائمی و بسیار اطمینان بخش دارد که به عقیده ی من کمی بیش از حد ثقیل است... این گل ها حرف می زنند و آواز می خوانند. اتاقم را همان قدر سرشار از شادی می کنند که موسیقی باخ؛ کولی های جوانی اند با لباس های قرمز، که پابرهنه در آب گپ می زنند... : دیوانه وار. کریستین بوبن...

"۱۹:۲۷ ۰۷ آبان ۱۳۹۳" | مفید (0) | امتیاز (0) | آرش میرزایی قاضی (363)

عالی بود...لذت بردم خانم آرش - سبز باشید
"۲۲:۵۱ ۱۱ آبان ۱۳۹۳" | مفید (1) | امتیاز (2) | فهیمه درودی (1097)

نطفه ی اندیشه قاب از انتخاب ترکیب بندی تن نازک گل در تقابل صورت زمخت بلوک های سیمانی جان می گیرد ؛ تفاصلی مطمئن در ماهیت بصری ، که ترکیب بندی را استحکام می بخشد . تعبیه پنجره روی دیوار و انتخاب نیمه ی بیشتر کادر برای حضور نور - جز آنکه پای نور را به عنوان جزئی از ترکیب بندی باز می کند - کلماتی از زبان عکاس در سرودن پایان داستان این رویارویی هستند ؛ جایی که قهرمانان داستان خود معرفی می کند .

سپاس از اشتراک