گالری تصاویر "فاتح شافعی"

         
عکس
نام :   در انهدام یک رویا (امتیاز : 6)
عکاس :   فاتح شافعی (امتیاز : 89)
نوع دوربین :   Nikon
مدل دوربین :   Nikon D300S
نظرات :   3
بازدیدها :   477
تاریخ ارسال :   ۲۲ مهر ۱۳۹۳
علاقه‌مندی‌ها :   1
دسته‌بندی سايت :   مفهومی , فتو آرت
توضیحات عکاس

"۱۰:۲۱ ۲۳ مهر ۱۳۹۳" | مفید (0) | امتیاز (2) | فرهاد افشین (789)

فضای عکس در محیط داخلی یک جای قلعه مانند و نورهای خطی ،فضای عکس را سرشار از وهم و حس زندان گونه کرده است.بار مفهومی عکس بر گردن سوژه انسانی و ابر کوچک بدام افتاده است،گویی ابرک آرزوهای انسان،در قلعه ای بزرگ اسیر گشته است.
"۲۲:۳۹ ۲۳ مهر ۱۳۹۳" | مفید (0) | امتیاز (2) | شادی آفرین آرش (7742)

تصاویری که در ذهن نقش می بندند همیشه قابلیت اجرا در دنیای حقیقی عکاسی را ندارد؛ این تصاویر که اغلب منشا گرفته از درونیات و روح هنرمندست؛ از اینجاست که هنرمند عکاس برای خلق این تصاویر به سورئال و فتو مونتاژ ( فتو آرت) دست آویز می شود. مونتاژ وسیله و تکنیکیست که هنرمند درون گرای معنا گرا به واسطه آن می تواند نقاشیهای ذهنش را به اجرا و ثبت برساند.
این عکس از چهار عنصر اصلی تشکیل شده ست.
مکان. روزنه و نور. ابر و کاراکتر انسانی. به واسطه امری فراواقعی( بودن ابر در یک مکان بسته) به نوعی محصور شدن آن در مکانی که جایش نیست...
در حقیقت ابر وابسته به انسان درون ساختار و جزئی از اوست؛ ابر با حضور سپیدش که به واسطه نور مکمل می شود؛ استعاره و تمثیلی از رویا و ذهن سوژه انسانیست؛ مکان تمثیلی از کالبد او... کالبد؛ رویا را ؛ پاکی و معصومیت را؛ به انحصار خود در آورده ست؛ و سرکوب اش می کند و انسان شاهد این ویرانیست. ویرانی ای که مسبب آن هیچ کس نیست جز خود او.
"۰۰:۴۴ ۲۵ مهر ۱۳۹۳" | مفید (1) | امتیاز (2) | فهیمه درودی (1097)

فراواقع گرایی به شیوه ای مولفه گرا با چیدمان پله ای در مسیر دریافت عناصر و ماهیت غیر مستندشان ، بازگشای ارتباط عناصر ترکیب بندی است . حرکت از دنده ی چپ ، اولین افسوسی است که از نهاد این تصویر شنیده می شود . بهره بردن از عنصر نور برای هل دادن نگاه ، انتخابی است که بی شک ، برخاسته از شناخت تاثیر نور در قاب عکاسی از جانب عکاس است . ابر بارور ، در مرکز کادر و موکد در نور ملایم ، نخست به واسطه بار استعاره ی بصری ، شکلی در نطفه و خفه از اندوه را تصویر می کند که گره خورده در انتظار بارش است ، هرچند این سبکی آغازگر رویشی است . مرتبه ی سوم در شناخت عناصر ، در سوژه انسانی خاتمه می یابد ؛ جایی که نخست به شناسه ی بشری صاحب این اضمحلال تدریجی به او اشاره می شود و دوم جهت نگاه او و خیرگی اش به ابر ، تعهد او را به این نکته تاکید می ورزد . فضای بسته ی دکوپاژ و تعدد پنجره ها و نورهای نقطه ای ، تحلیل دیگری بر درون بیرون گریخته ی سوژه انسانی است که در صورت ابر حلول کرده است

سپاس از اشتراک