گالری تصاویر "سعید سلطانیان"

         
عکس
نام :   آدم اینجا تنهاست (امتیاز : 11)
عکاس :   سعید سلطانیان (امتیاز : 3801)
نوع دوربین :   Panasonic
مدل دوربین :   Panasonic Lumix DMC-FZ100
سنسور :   14 MP
ایزو :   200
نظرات :   7
بازدیدها :   715
تاریخ ارسال :   ۰۹ خرداد ۱۳۹۳
علاقه‌مندی‌ها :   2
دسته‌بندی سايت :   احساسات انسانی , پرتره از خود
توضیحات عکاس
آدم اینجا تنهاست و در این تنهایی سایه نارونی تا ابدیت جاری ست

"۰۰:۳۶ ۱۱ خرداد ۱۳۹۳" | مفید (2) | امتیاز (3) | مسعود(محمد حسین) ثبوتی (5622)

...
نه یک نقد که صرفا بیان واضحات است.

درختی پشت دیوار(حصار) که از او نشانی نیست جز سایه ای و چند شاخه.
اما هست و این اصل داستان است.
درختی تنها...
حال نکته ای که نگاه کردن دوباره به عکس را جالب می کند در دسته بندی عکاس است"پرتره ازخود"
خطوط ایجاد کننده حصار به شکل زندان، سایه درخت را که نه خودِ درخت را به بند کشیده.
روایت من روایتی جدا از تعبیر صاحب اثر است(شاید)...
ما سایه درخت را محصور می بینیم! حال آنکه اتفاقی جدای مشاهداتمان در پشت حصار در حال رخداد است.
در تنهایی درخت شکی نیست، اما
این بیننده و عکاس و سایه هستند که در تنهایی به سر می برند.
موفق باشید.
ممنون از اشتراک
"۱۰:۳۵ ۱۲ خرداد ۱۳۹۳" | مفید (2) | امتیاز (2) | شادی آفرین آرش (7742)

سایه به عنوان عنصری که وهم و فرا واقعییت را در این عکس تشدید می کند و شاخه ها به عنوان عنصری که واقعیت را در اختیار مخاطب قرار می دهد، این عکس سوای هر معنایی که ممکنست بر دوش خود بکشد، به نوعی بر لبه ی واقعیتی تغییر یافته راه می رود و مخاطب را بر مرزی از خیال و واقعیت نگه می دارد.
"۱۹:۴۴ ۱۲ خرداد ۱۳۹۳" | مفید (3) | امتیاز (0) | سینا صبوحی (25)

فلسفه های پشت بام زده، فکرهای همیشه طاعونی
زجر تشخیص زندگی از هیچ، مثل تفکیک قیر از گونی
پرسه ها در هویت چندم، ترس از یک هزارتوی جدید
بین جمعیت جهان گم شد، فردیت های غیر قانونی
تا که این مغزها ورم بکند، تا خوره روح جمع را بجود
تا از این نقطه غم شروع شود، در اشارات گنگ بیرونی
فلسفیدن… و درد را دیدن، فلسفاندن… و درد را خواندن
آخر خط زندگی مرگ است، این مکانیزم شبه سیفونی
مثل دردی به شعرها پاشید، حجمی از دانش جهان کم شد
بعد یک خوانش نو از هستی، سنگفرش پیاده رو خونی!
"۲۳:۴۶ ۱۲ خرداد ۱۳۹۳" | مفید (2) | امتیاز (2) | آرش میرزایی قاضی (363)

نگاه پر تاملی ست...
سایه نماینده حقیقی وجود و نماینده باشیدن چیزی ست؛ نوعی واجب بالذات. یعنی چیزی که خود وجودش وابسته است بر چیز دیگری. اما در این کار او خود هست بر نبودش...
او نیاید تنها باشد اما تنهاست.....
چه زیبا این تنهایی را دیده اید و نقش بسته اید.
بیدار
پایدار
"۰۸:۵۹ ۱۴ خرداد ۱۳۹۳" | مفید (0) | امتیاز (0) | سعید سلطانیان (3801)

سپاس از همه ی سرورانِ عزیزم
"۰۱:۱۹ ۱۷ خرداد ۱۳۹۳" | مفید (1) | امتیاز (2) | محمد جواد شفیعیان (9750)

وقتی دلگیری همه چیز بوی تنهایی می دهد..

شاید سایه ها حقیقت را بازگو کنند..

زمانه ای است که تصور حقیقت را هم باطل می شمارند..


"۱۴:۲۰ ۰۴ تير ۱۳۹۳" | مفید (1) | امتیاز (2) | میثم علیزاده (1099)

با سلام
آنچه بیش از همه در این ثبت جلب توجه می نماید مرز بین حقیقت و مجاز است سرکار خانم آرش هم بخوبی به آن اشاره نمودند: سایه نماینده حقیقی وجود و نماینده باشیدن چیزی ست.