گالری تصاویر "وحید حسن عباسی"

         
عکس
نام :   تهی (امتیاز : 18)
عکاس :   وحید حسن عباسی (امتیاز : 2478)
نوع دوربین :   Canon
مدل دوربین :   Canon EOS 600D
نوع لنز :   Canon
مدل لنز :   Canon EF-S 17-85mm f/4-5.6 IS USM
فیلتر :   پولاریزه
شاتر :   30 ثانیه
نظرات :   26
بازدیدها :   1460
تاریخ ارسال :   ۱۳ خرداد ۱۳۹۱
علاقه‌مندی‌ها :   4
دسته‌بندی سايت :   ساحل و دریا , مفهومی
توضیحات عکاس

"۱۳:۴۱ ۱۳ خرداد ۱۳۹۱" | مفید (2) | امتیاز (1) | امیر عبدل پناه (4500)

درود ...

ثبتتان تم جالبی دارد. اما خیلی تهی است! هیچ المان و تاکیدی در آن وجود ندارد، البته در ژانر آبستره حرف هایی برای گفتن خواهد داشت، اما به عنوان مفهومی؟ فکر نمی کنم.

به هر حال چون نگاه نو و مینیمالی است در گالری که کمتر دیده می شود، قابل تقدیر است. اما نیاز به بهبود دارد.



شاد باشید ...
"۱۵:۴۹ ۱۳ خرداد ۱۳۹۱" | مفید (2) | امتیاز (0) | مهدی علی ابادی (16)

حرکت از گرم به سرد در کادر را دوست دارم مخصوصا افق در یک سوم بالای کادر بیشتر ارامم میکند . ته مایه خاکستری مفهوم خوبی به نام عکس داده .
"۰۱:۲۲ ۱۴ خرداد ۱۳۹۱" | مفید (9) | امتیاز (3) | امید امیدواری (2469)

نقاط قوت این تصویر:
کنتراست خوب بین رنگ‌های گرم وسرد
سکوت و آرامش سرشار ناشی از کادر مربع و کمپوزیسیون افقی
نگاه ذهنی و انتزاعی در اثر
و همچنین ارائه ظرفیت‌های بی‌انتهای رسانه عکاسی.


"۰۱:۲۲ ۱۴ خرداد ۱۳۹۱" | مفید (3) | امتیاز (0) | پیمان شکوری (652)

واقعا نمی تونم این جمله رو درک کنم . به هیچ روشی .
به نظر من هنوز در ده های آغازین اختراع دوربین و عکاسی جا مانده ایم . که ثبتی به مانند این که باز هم مثل عکس قبلی عکاس محترم عرض می کنم یک اثر آبستره زیبا(نه یک عکس زیبا بلکه صرفا یک اثر زیبا و قابل تامل)
ما را چنین به وجد می آورد .

"۰۱:۲۲ ۱۴ خرداد ۱۳۹۱" | مفید (5) | امتیاز (0) | امید امیدواری (2469)

از زمانی که رویکرد هنری در عکاسی پدیدار شد (که داستان مفصلی دارد؛ از تجربه‌های پیکتوریالیست‌ها تا پرچم‌داری آلفرد استیگلیتز در عکاسی هنری و تا امروز) انواع شیوه‌ها برای نیل به این آرمان هنری در عکاسی آزمایش شد. گرایشات انتزاعی در فرم نیز به کرات در عکس‌ها نمود داشته است. این نیز یک نمونهٔ موفق دیگر از آنها.

برای من توضیح بدید نقاط قوت کادر و ترکیب بندی این عکس رو در حالی که هیچ چیزی در آن وجود نداره؟

در ابتدا عذر‌خواهی می‌کنم بابت پرسشی که از آقای عباسی داشتید و بنده به خاطر روشن‌تر شدن بحث به آن جواب می‌دهم؛ عکاس به دلیل استفاده از کادر مربع و ترکیب افقی احساس سکون و آرامش را به ناظر منتقل می‌کند و با توجه به قلت عناصر در کادر احساس تهی‌بودگی را به ناظر منتقل می‌کند. اینها همه نقاط قوت این عکس یا بهتر بگویم تصویر هستند.

امیدوارم قانع شده باشید در غیر اینصورت بپرسید تا بیشتر پاسخ دهم.

موفق باشید.

"۰۱:۲۲ ۱۴ خرداد ۱۳۹۱" | مفید (2) | امتیاز (0) | پیمان شکوری (652)

خوشجالم که منطقی بر خورد کردید .
فقط اینکه یک عکس باید یک المان شاخصی که لااقل نشان بدهد با یک دوربین ثبت شده و همچنین برای ایحاد تفاوت با یک نقاشی داشته باشد .
و اینکه همچنین ارائه ظرفیت‌های بی‌انتهای رسانه عکاسی
را درست نمی دانم بنا بر همین گفته .
چند بار عرض کردم مشکل بنده نظرات اغراق شده دوستان و برخورد احساسی با این اثر است .
به نظر بنده چنان مشغول بیرون کشیدن مغهوم از یک اثر شده ایم که لازمه عکس بودن آن را فراموش کردیم .


عکاس به دلیل استفاده از کادر مربع و ترکیب افقی احساس سکون و آرامش را به ناظر منتقل می‌کند
این که یکی از تعاریف آکادمیک وپایه کادر بندی است و به نظر هر کسی که کمی در باره عکاسی مطالعه کرده باشد به آن پی برده . بنابراین در مورد این تصویر به نظر من هیچ نقطه قوتی محسوب نمی شود بلکه اگر اینگونه نباشد شاید نقطه ضعف باشد .
گفته شما وقتی درست است که با توجه به المان های موجود در تصویر و برای افزایش گیرایی و اثر گزاری آنها این کادر انتخاب شود و آنجاست که نشان از ذکاوت و تبحر عکاس دارد . اما در این مورد که هیچ چیز وجود ندارد انتخاب آن را نقطه قوت اثر(نه عکس) نمی دانم .
قلت عناصر در کادر احساس تهی‌بودگی را به ناظر منتقل می‌کند
این را هم نقطه قوتی نمیدانم و راه های بسیاری بهتر از این برای منتقل کردن این احساس به ناظر وجود دارد که در عین حال اصالت عکس هم زیر پا گزاشته نشود .
من باز هم عرض میکنم به عکاس محترم جناب وحید عباسی احترام می گزارم و کار های ایشان را به جز تعداد محدودی شامل این دو تا دوست دارم و از دیدنشان لذت می برم اما تمام حرفم این است که چرا به این دو اثر اینگونه اغراق شده و احساسی برخورد شده .

"۰۱:۲۲ ۱۴ خرداد ۱۳۹۱" | مفید (7) | امتیاز (0) | امید امیدواری (2469)

فقط اینکه یک عکس باید یک المان شاخصی که لااقل نشان بدهد با یک دوربین ثبت شده و همچنین برای ایحاد تفاوت با یک نقاشی داشته باشد .

اگر نیت‌مان این باشد که نمودی واقعی از چیزها در کادر عکس‌مان نباشد تا به یک عکس با فضایی انتزاعی برسیم دیگر نمی‌توانیم چیزی در عکس بیابیم که در واقعیت نمونه‌اش وجود داشته باشد. از ویژگی‌های دوربین عکاسی به خصوص کارکرد لنز‌های ماکرو همین مسئله است، گاهی عکس‌هایی می‌بینیم که هویت سوژه‌ها را نمی‌توانیم تشخیص بدهیم یا سرعت پایین شاتر می‌تواند فضا‌هایی اینگونه خلق کند؛ فرآیند لذت بردن از اینگونه تصاویر از همین نقطه موهوم و گنگ شروع می‌شود. بنابراین لزوماً یک عکس نباید آنقدر صداقت بصری داشته باشد و سند گونه باشد تا متوجه عکس بودنش شویم.

چند بار عرض کردم مشکل بنده نظرات اغراق شده دوستان و برخورد احساسی با این اثر است .

درست یا غلط بودن نظرات ما درباره عکس ها، به صبوری، درنگ بیشتر، آرامش و دقت هنگام پرسش و دایره تجربیات ما بستگی دارد.

این که یکی از تعاریف آکادمیک وپایه کادر بندی است و به نظر هر کسی که کمی در باره عکاسی مطالعه کرده باشد به آن پی برده . بنابراین در مورد این تصویر به نظر من هیچ نقطه قوتی محسوب نمی شود بلکه اگر اینگونه نباشد شاید نقطه ضعف باشد .

فرم شکل محتواست. برای اینکه درب ورودی پارکینگ خانه‌مان را بسازیم، به اندازه ماشین‌های ورودی توجه می‌کنیم. برای اینکه معنایی را در چارچوب کادر بگنجانیم به ساختار بصری تصویر توجه می کنیم. دلیل اصلی وجود احساس آرامش، سکون و همچنین تهی بودگی در این تصویر، شکل کار، کمپوزیسیون و نوع کادر است. شالوده صحیح یک ساختمان، دلیل استواری و زیبایی آن است. شناخت صحیح قواعد بصری و گاهاً عبور از آن و ساختار‌شکنی در آن، لازمه ایجاد تصاویر والا است.

گفته شما وقتی درست است که با توجه به المان های موجود در تصویر و برای افزایش گیرایی و اثر گزاری آنها این کادر انتخاب شود و آنجاست که نشان از ذکاوت و تبحر عکاس دارد . اما در این مورد که هیچ چیز وجود ندارد انتخاب آن را نقطه قوت اثر(نه عکس) نمی دانم .

شما به دنبال چیز/چیزهای خاصی در جایی می‌گردید که صاحب آن مکان آگاهانه آنها راحذف کرده و بر سر در آن مکان نوشته تهی! برای فهم این مضمون باید دید و نگریست نه اینکه صرفاً نگاه کنیم. همه ما به خط افقی دریا توجه کرده‌ایم، یک خط است و پایین آب و بالا آسمان و یقیناً احساس آرامش ناشی از این صحنه را عیناً دیده و لمس کرده‌ایم. حال تصور کنید در دریایِ این لوکیشن، کشتی‌های جنگی و در آسمان‌اش هواپیماهای جنگی باشد و دریا نیز طوفانی باشد! این کثرت عناصر در تصویر دیگر احساس آرامش ابتدایی را منتقل نمی‌کند و به همین دلیل تهی بودن را بازنمایی نمی‌کند.

قلت عناصر در کادر احساس تهی بودگی را به ناظر منتقل می کند. این را هم نقطه قوتی نمیدانم و راه های بسیاری بهتر از این برای منتقل کردن این احساس به ناظر وجود دارد که در عین حال اصالت عکس هم زیر پا گزاشته نشود .

علی ایحال در این عکس با توجه به دلایل بسیاری که آوردم این احساس به خوبی منتقل می‌شود. راه‌های پیشنهادی شما برای القای این احساس، منجر به خلق عکس‌هایی می‌شود که از آنِ شماست نه این عکاس این عکس!

شیوه‌ی انتقادی شما هم خوب است هم بد؛ خوب از این لحاظ که منجر به یادگیری بیشتر و نهایتاً پژوهش و مطالعه بیشترتان در زمینه عکاسی می‌شود. بد از این نظر که در بر سر مواضع خودتان محکم می‌ایستید و انعطافی نشان نمی‌دهید. البته این مورد نیز در گذر زمان قطعاً برطرف خواهد شد.

برای روشن شدن بیشتر پرسش‌های‌تان مطالعه کتاب‌های مبانی هنرهای تجسمی و تاریخ عکاسی را به شما پیشنهاد می‌کنم.

باز هم در خدمت‌تان هستم.

"۰۱:۲۲ ۱۴ خرداد ۱۳۹۱" | مفید (3) | امتیاز (0) | پیمان شکوری (652)

با سلام
اول با پوزش از جناب عباسی برای به بی راهه کشیدن اثرشون .
و همچنین تشکر از جناب امیدواری برای برخورد نرم و صبورانه .
سوال بنده خیلی روشن بود حالا یا من در رساندن مفهوم خودم مشکل داشتم یا دوستان در دریافت آن .
حالا به گونه ای روشن تر بیان می کنم:
اگر نمی شود همین اثر را با چند مداد شمعی روی یک کاغذ به راحتی کشید و بعد با یک دوربین کامپکت 100 هزار تومانی با نویز بالا از آن عکس گرفت و کمی هم چاشنی ادیت به آن اضافه کرد بگویید تا من آن را به عنوان عکس قبول کنم در غیر این صورت تمام دلایل بالا در پی توجیه آن هستند .
کادر مناسب و کمپوزیسیون خوب و .... مربوط به وقتی است که تصویر قابل قبولی داشته باشیم .
به طور کلی عکس در دیدگاه من (که راحت به آن دست نیافتم) تفاوت فاهشی با این دارد . حال دیدگاه دوستان هم برای خودشان و من کاملا محترم است . بنده تمایلی برای جابه جایی مواصع خود ندارم و هنوز محکم بر سر آنها هستم .
سعی کردم کمی دیرتر جواب دهم در این یک روز فکر کنم نمونه هایی ببینم بی طرفانه قضاوت کنم و سنجیده پاسخ بدهم . ولی دوباره به نظر اول خودم رسیدم . در ضمن اگر روزی بخواهد این نظر من نسبت به عکس و عکاسی عوض شود عکاسی و دوربین را بوسیده و به کناری خواهم گزاشت .
در این مدت دنبال نمونه هایی از مکتب مینیمالیسم گشتم تا با دیدن آنها نظری جامع تر داده باشم . به اینها رسیدم(البته در مقایسه با این تصویر مگر نه اینها هم از نظر من مینیمالیسم تخریبی است) :
http://500px.com/photo/1792330
http://500px.com/photo/1891869
http://500px.com/photo/4574316
http://500px.com/photo/5211048
http://500px.com/photo/6412627
http://500px.com/photo/8023757
http://500px.com/photo/2422444
http://500px.com/photo/1311343
هرچند اینها را نیز تا حدودی عکس نمی دانم اما ایراداتی که به این تصویر وارد نمودم با آنها وارد نمی بینم .
برای انتخاب عکس روز هم به جناب آقای عباسی تبریک عرض میکنم.
با تشکر

"۰۱:۲۲ ۱۴ خرداد ۱۳۹۱" | مفید (6) | امتیاز (0) | امید امیدواری (2469)

سلام آقای شکوری عزیز :)

اول با پوزش از جناب عباسی برای به بی راهه کشیدن اثرشون . و همچنین تشکر از جناب امیدواری برای برخورد نرم و صبورانه .

به هیچ وجه گفتگوی پیش آمده به بی‌راهه کشاندن این عکس نیست! بلکه معتقدم آگاهی دهنده خواهد بود. در ابعادی وسیع‌تر (کل عکاسی ایرانی) به اینگونه گفتمان‌های بی‌پرده و صریح و بی رو در‌بایستی احتیاج دارد. چه بسا همین مناظره‌ها، به عمر جریان‌های (کنونی و فکری‌) به غلط بزرگ شده و رایج در عکاسی ایران را پایان دهد. سپاسگزارم از شما و خواهشمندم که در موارد بعدی هم همین‌گونه در مورد عکس‌ها واکنش انتقادی و چالش‌برانگیز داشته باشید.

سوال بنده خیلی روشن بود حالا یا من در رساندن مفهوم خودم مشکل داشتم یا دوستان در دریافت آن .

پرسش شما بسیار ساده بود و فهم‌اش ساده‌تر! تلاش من بر این بود که کلی‌تر و جامع‌تر پاسخ شما را بدهم. در اولین پاسخ‌ام به شما این موضوع به روشنی دیده می‌شود.

اگر نمی شود همین اثر را با چند مداد شمعی روی یک کاغذ به راحتی کشید و بعد با یک دوربین کامپکت 100 هزار تومانی با نویز بالا از آن عکس گرفت و کمی هم چاشنی ادیت به آن اضافه کرد بگویید تا من آن را به عنوان عکس قبول کنم

حتی در این صورت هم حاصل کار عکس است نه طراحی! بین این دو تفاوت‌های بسیاری وجود دارد. اولین و بدیهی‌ترین تفاوت زمانبر بودن طراحی نسبت به عکاسی است. همین ویژگی ذاتی دستگاه عکاسی موجب شده فضایِ تازه در هنر معاصر پدید آید.

اما مشکل اصلی شما با این عکس آن است که آن را بیشتر شبیه نقاشی می‌بینید تا عکس؛ در آغاز عکاسی همواره سعی عکاسان هنری بر این بود که فضای واقع‌گرای عکس‌ها را به هر شیوه‌ای که شده از بین ببرند؛ محو‌سازی، علاقه به قطره‌های باران روی عکس‌ها، ترفندهای لنزی و دستکاری نگاتیو و ... شیوه‌هایی از این دست بودند. بنابراین عکس به مثابه‌ی تصویر بخش اعظمی از تاریخ عکاسی را شکل داده است. این عکس نیز مصداقی برای این جریان شگفت‌انگیز عکاسی، یعنی عکاسی هنری است.

خیلی علاقه ندارم که عکس‌های هنری را از منظر مکاتب و جنبش‌های هنری بررسی کنم و یا دوست ندارم تحلیل‌ام به آنها خلاصه شود، اما چون به این بحث‌مان کمک می‌کند به آن می‌پردازم.

در تعریف هنر انتزاعی در کتاب هنر مدرن، نوربرت لینتن می‌گوید: این اصطلاح در معنای وسیعش می تواند به هر نوع هنری اطلاق شود که اشیاء و رخدادهای قابل شناخت را بازنمائی نمی‌کنند، ولی عموماً به آن گونه از آفرینش‌های هنر مدرن اطلاق می‌گردد که از هر گونه تقلید طبیعت یا شبیه سازی آن به مفهوم مرسوم آن در هنر اروپایی روی می‌گرداند.

مسئلهٔ تصویر آقای عباسی هم همین است و موفقیت آن نیز در آفرینش فضایی انتزاعی است. فضایی که بنا به تعریفی که آوردم، نمودی عینی از چیزها را بازنمایی نمی‌کند. روزانه تلاش خیلی از عکاسان دگر‌اندیش و نوآور این است که پایه‌های واقع‌گرایانه عکاسی، که در ذات آن وجود دارد، را بشکنند تا چهره‌ای تازه از واقعیت به دست دهند (حال به هر شیوه ای که شده است). این امر در عکاسی معاصر بیشتر به سمت وضوح‌گرایی می‌رود و از هیجانات بصری دوری می‌گزیند و با موضوعات فرهنگی و اجتماعی و سیاسی جامعه گره می‌خورد که داستان‌اش مفصل است.

کادر مناسب و کمپوزیسیون خوب و .... مربوط به وقتی است که تصویر قابل قبولی داشته باشیم .

پیش‌تر پاسخ این پرسش را داده‌ام. آنها را با دقت بیشتری مرور کنید.

بنده تمایلی برای جابه جایی مواصع خود ندارم و هنوز محکم بر سر آنها هستم . در ضمن اگر روزی بخواهد این نظر من نسبت به عکس و عکاسی عوض شود عکاسی و دوربین را بوسیده و به کناری خواهم گزاشت .

معتقدم لازمه‌ی رشد فکری یک هنرمند و بطور کلی یک انسان حقیقت‌جو پذیرفتن حقایق موجود است. گذر زمان برای عکاسان پژوهش‌گر و طالب دانش، تجربیات زیادی را به ارمغان می‌آورد. اطلاعاتی که داشته‌های قبلی او را اساساً رد می‌کند یا تکمیل می‌کند. به نظر من تغییر موضع دادن بر ارزش‌های اخلاقی فرد می‌افزاید و او را موجه‌تر و قابل‌احترام‌تر می‌سازد.

اینجا اعتراف می‌کنم که (بنا بر یک سلیقهٔ شخصی) گرین دیجیتالی افزوده بر این عکس زیاد است و زیبا تر می‌بود اگر مقدارش کم باشد. هیچ ایرادی ندارد کمی ما انعطاف در قضاوت‌های‌مان داشته باشیم..

تغییر عقیده و نگرش از بدیهیات جریان فکری یک هنرمند دانا است.

آقای شکوری عزیز این یک عکس است، شک نکنید..

:)

"۰۱:۲۲ ۱۴ خرداد ۱۳۹۱" | مفید (2) | امتیاز (0) | پیمان شکوری (652)

سلام جناب امیدواری عزیز
لذت می برم از این نوع برخورد شما ( شاید برای همین دلیل بحث را ادامه بدهم :) ) .
به جای اینکه مانند بعضی از دوستان با گفتن یک جمله بحث را تمام کنید به دنبال راهنمایی هستید(البته منظورم هیچ یک از دوستانی که در اینجا با هم صحبت می کنیم نیست) .
هر دفعه که این برخورد شما رو می بینم واقعا به شک می افتم که شاید نظرم اشتباه بوده دو باره اثر جناب عباسی رو با دقت نگاه می کنم تمام نظرات رو از اول می خونم ولی باز هم به همون گفته اول می رسم .
شاید بنا بر گفته شما روزی نگرش من عوض بشه اما فعلا کاملا بعید می دونم .
حالا که بحث اعتراف شد من هم بگم(البته از اول نظر من همین بود) که در واقع بنده با اثر جناب عباسی مشکلی ندارم هر چند هنوز آن را عکس به حساب نمی آورم اما حاصل ذهن خلاق ایشان می دانم و از این نظر در راه خلق یک اثر هنری زیبا بهش احترام می گزارم و از دیدنش کمی هم لذت می برم . اما سه امتیاز های دوستان و تعاریفشان برایم کمی غیر قابل حضم است .
اما از این بحث هر چه که یاد نگرفته باشم برخورد متین و منطقی را به خوبی آموختم و سعی میکنم آن را به کار ببندم .
شاید بهتر باشد این اثر را یک
عکس خیلی هنری خیلی خیلی اغراق شدهبنامم .
با تشکر از جناب امیدواری عزیز و پوزش از دوستانی که شاید با این بحث موجب کدورت خاطر آنها شدم مخصوصا استاد عباسی عزیز

"۰۱:۲۲ ۱۴ خرداد ۱۳۹۱" | مفید (4) | امتیاز (0) | امیر عبدل پناه (4500)

درود ...

بنده هم فکر می کنم دیدگاه امید امیدواری عزیز درست تر باشد.

عکاسی گرایش های مختلفی دارد، و هر گرایشی محدودیت ها، قوانین و خلاقیت های خاص خود. انتظار بدون دستکاری بودن همان قدر که در یک عکس خبری دارای اهمیت است، در یک عکس تبلیغاتی در پایین ترین قسمت ارزش گذاری می تواند قرار داشته باشد. پس بیاییم عکس ها را در ژانر های خودش بررسی کنیم.
از دید من این عکس در ژانر Fine Art قرار می گیرد، کاملا اثر شخصی سازی هنرمند در اثر دیده می شود. نوع دید، احساس و سلیقه خود را به آن اعمال کرده است.
همان قدر که از دید کسی این عکس حرفی برای گفتن می تواند نداشته باشد، همان اندازه نیز به این دوستان حق بدهید که این عکس را دوست داشته باشند.

شاد باشید ...

"۰۱:۲۲ ۱۴ خرداد ۱۳۹۱" | مفید (6) | امتیاز (0) | امید امیدواری (2469)

سلام پیمان جان

مدیریت محترم گالری بنده را مسئول انتخاب عکس‌ها قرار داده‌ است، بدین جهت در قبال گزینش عکس‌ها و ارائه برهان برای چرایی انتخاب‌شان مسئول هستم. تلاش می‌کنم که با بیانی منطقی و ساده پرسش‌های پیش آمده را پاسخ دهم. ادعای کامل بودن در این زمینه را ندارم ولی با تمام وجود سعی می‌کنم بر اساس مستندات موجود در مورد عکاسی، قضاوت کنم.

پیشنهادم به شما این است که اینگونه پرسش‌های خوب و چالشی را در ذیل عکس‌های دیگر هم که صلاح می‌دانید، مطرح کنید تا بستری برای آموزش، یادگیری و تحقیق در زمینه عکاسی برای همه دوستان فراهم آید.

در ضمن از لطف و مهر بسیارت نسبت به من سپاسگزارم..

"۰۱:۲۲ ۱۴ خرداد ۱۳۹۱" | مفید (2) | امتیاز (0) | امید امیدواری (2469)

سپاس امیر جان...
"۲۱:۳۲ ۱۴ خرداد ۱۳۹۱" | مفید (3) | امتیاز (3) | امیر عنایتی (5632)

و براستی سرشار از تهی ................................
"۰۹:۴۱ ۱۵ خرداد ۱۳۹۱" | مفید (1) | امتیاز (2) | حمید عزیزی خانقاهی (6679)

یا لطیف
آن حسی که مد نظر عکاس بوده را به خوبی می توان لمس کرد. دید خلاق و ثبتی زیبا
موفق باشید
"۱۱:۵۹ ۱۵ خرداد ۱۳۹۱" | مفید (2) | امتیاز (0) | مهرداد برات پور (135)

سلام

فقط میشود سکوت کرد و این جسارت را تحسین کرد...

آفرین
"۲۰:۵۵ ۱۵ خرداد ۱۳۹۱" | مفید (2) | امتیاز (3) | سعید حسن عباسی (13758)


اثری تاثیرگزار که نشان از دید ژرفنگر عکاس دارد.

رنگ ، کادر ، ترکیب و فهمی که در پس آن نهفته است از نکات برجسته این اثر است.

درود

"۲۰:۵۵ ۱۵ خرداد ۱۳۹۱" | مفید (3) | امتیاز (0) | پیمان شکوری (652)

جناب استاد عباسی عزیز آیا ممکنه برای من توضیح بدید نقاط قوت کادر و ترکیب بندی این عکس رو در حالی که هیچ چیزی در آن وجود نداره؟
و همچنین دلیل اعطای سه امتیاز به عنوان یک عکس .
باز هم برای جلوگیری از ایجاد هر گونه سوئتفاهم احتمالی عرض میکنم بنده این اثر را اگر روی یک بوم نقاشی بود تحسین می کردم و به نگاه زیبایی نقاش تبریک می گفتم اما حالا که از دریچه دوربین ثبت شده و به عنوان یک عکس که دوستان این گونه نظر داده اند نه .
"۲۳:۱۱ ۱۵ خرداد ۱۳۹۱" | مفید (5) | امتیاز (0) | سعید حسن عباسی (13758)

جناب شکوری عزیز

این شتابزدگی ات نمی دانم ناشی از چیست.
عکاسی شاخه های بیشماری دارد قرار نیست که عکاسی را منحصر به شاخه دانست و نگاه کرد ،

فوکوس ، عمق ، رنگ ، ترکیب ، کادر و و و ، همه در هر شاخه ای از عکاسی جایگاه خود را دارد.

البته ایرادی به تو عزیز نیست چرا که بسته به سلیقه ، اطلاعات بیشتر ، تجربه ، و یا موارد دیگری که لازم نمی دانم به آن بپردازم دارد.

عکاسی میبیمال شاخه ی راحتی نیست که من و یا شما بخواهیم بی مهابا بر آن بتازیم و تحفیرش کنیم .

و یا شما عزیز بیایی و افتخار کنی که به نظر حفیر نمره منفی بدهی.

این نقطه نطرات و عملکرد ها فقط در فرهتگ ایران به چشم می خورد و در هیچ سایت خارجی دیده نمی شود.

که کاربری بیاید با لحن کنایه و تحقیر آمیز از کاربری که نظر مثبت دارد توضییح یخواهد.

من بسیار بسیار متاسفم از این فرهنگ نوشتاری و جوانانی که حریم ها را به راحتی پاره می کنند و نقاط سیاهی را نشان می گذارند که براحتی قابل پاک کردن نیست.

فاصله ها داریم از ادبیات ، از احترام به دیگری و ...

نمی دانم چه بنویسم برایت .....نمی دانم.


"۲۳:۱۱ ۱۵ خرداد ۱۳۹۱" | مفید (3) | امتیاز (0) | پیمان شکوری (652)

جناب استاد عباسی عزیز
اولا من کی هستم که بخواهم با امتیاز منفی دادن به نظر عکاس پیشکسوت و با تجربه ای مانند شما که چیره دستیتان بارها و بارها با کار های قوی و گیرای شما به من ثابت شده و همیشه کمال احترام را برای شما قائل هستم افتخار کنم.
من فکر می کردم این امتیاز منفی مال وقتی هست که با یک نظر مخالف باشم و نه وقتی که افتخار می کنم با یک نظر مخالفم .
آیا واقعا یک جمله سوال بنده که باور بفرمایید نه هیچ گونه قصد تحقیر داشتم و نه هیچ گونه کنایه ای دارد و فقط یک سوال مشخص که چرا اینگونه اغراق شده به این اثر نگاه می کنید تحقیر و بی مهابا تاختن و پاره کردن تمام حریم ها محسوب می شود؟
بنده کجای صحبتم سبک مینیمالیسم را تحقیر کردم و به آن تاختم؟ من این سبک را دوست دارم و از عکس هایش کاملا لذت می برم . مانند عکسهای جناب میلانی که تعدادیش رو می تونید
اینجا ببینید
من باز هم عرض میکنم به عکاس محترم جناب وحید عباسی احترام می گزارم و کار های ایشان را به جز تعداد محدودی شامل این دو تا دوست دارم و از دیدنشان لذت می برم اما تمام حرفم این است که چرا به این دو اثر اینگونه اغراق شده و احساسی برخورد شده .

"۲۳:۱۱ ۱۵ خرداد ۱۳۹۱" | مفید (0) | امتیاز (0) | پیمان شکوری (652)

این نقطه نطرات و عملکرد ها فقط در فرهتگ ایران به چشم می خورد و در هیچ سایت خارجی دیده نمی شود
همچنین برخوردی اینگونه اغراق آمیز و احساسی با یک اثر اینچنینی .!!

بنده حداقل روزی 2تا3 ساعت وقت خود را صرف کسب تجربه و مهارت اندوزی در همین سایت های خارجی میکنم . و تا به حال به جرات می گویم تعداد دفعاتی که برخوردی مانند برخورد خودم را دیده ام خیلی بیشتر از برخورد اینچنین اغراق شده با یک اثر تصویرگونه است(البته هیچ اهمیتی به آن نمی دهم و ملاک حرف خودم هم قرار نمی دهم .)
"۰۱:۲۵ ۱۶ خرداد ۱۳۹۱" | مفید (2) | امتیاز (0) | علیرضا بنکدار (1745)

درود بر شما
اگر تهی بخواهد چیزی داشته باشد دیگر تهی نیست.کادربندی و المان رنگها زیباست.
موفق و پیروز باشید.
"۱۴:۳۴ ۱۶ خرداد ۱۳۹۱" | مفید (2) | امتیاز (2) | :: فاطمه‌انتـظار :: (1083)

نقاط قوت این تصویر: کنتراست خوب بین رنگ‌های گرم وسرد
سکوت و آرامش سرشار ناشی از کادر مربع و کمپوزیسیون افقی
نگاه ذهنی و انتزاعی در اثر
و همچنین ارائه ظرفیت‌های بی‌انتهای رسانه عکاسی.
"۰۸:۰۳ ۱۸ خرداد ۱۳۹۱" | مفید (2) | امتیاز (1) | هادی دهقان‌پور (9761)

همین‌که، سکوت بی‌نهایت عکس، چنین بحث و هیجانی در میان منتقدانش به‌وجود آورده، جای بسی اُمیدواری دارد.
با انتخاب دسته‌بندی «مفهومی» مخالفم.
"۱۹:۴۷ ۱۸ خرداد ۱۳۹۱" | مفید (4) | امتیاز (3) | احسان قنبری فرد (9266)

دریا، به عنوان ماهیتی آشنا، از دریچه ذهنی عکاس به شکلی تازه و در شمایلی نقاشی‌گونه و با ویژگی‌های خاص تصویر شده است. عنوان عکس نیز که با اشاره‌ای دوپهلو این حجم عظیم و سنگین را، تهی معرفی می‌کند، سهم بسزایی در عینیت بخشیدن به ماهیت تازه این آشنای دیگرگون شده دارد.
"۰۰:۵۶ ۲۰ خرداد ۱۳۹۱" | مفید (4) | امتیاز (0) | وحید حسن عباسی (2478)



از نظرات زیبا و مفید تک تک دوستان عزیز بی نهایت سپاسگزارم