گالری تصاویر "علی تهرانی"

         
عکس
نام :   تنهام بذار (امتیاز : 5)
عکاس :   علی تهرانی (امتیاز : 311)
نوع دوربین :   Panasonic
مدل دوربین :   Panasonic DMC-FZ30
فیلتر :   UV
دیافراگم :   F3.5
سنسور :   8 MP
شاتر :   1/125 ثانیه
ایزو :   80
نظرات :   5
بازدیدها :   599
تاریخ ارسال :   ۱۵ فروردين ۱۳۸۶
علاقه‌مندی‌ها :   0
دسته‌بندی سايت :   احساسات انسانی
توضیحات عکاس

"۱۱:۰۶ ۱۵ فروردين ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (1) | محمد قلمبر دزفولی (996)

کویر مرنجابه یا کرمان؟
کمی روی نور مشکل داره
کفش در نقطه طلایی هست ولی کاش اون شخص هم روی نقطه مقابل آن قرار داشت.
"۱۱:۱۸ ۱۵ فروردين ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (2) | سید مهدی دهدشتی (4116)

کنتراست بیشتر و مایل شدن به رنگ زرد یا قرمز حس غروب قشنگی می داد.
نمی دونم چرا به جای کفش دوست داشتم جمجمه ی گاو باشه با شاخاش !
"۱۱:۲۲ ۱۵ فروردين ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (1) | سید مصطفی آهنگرها (2761)

ایده خوبه. ولی به نظرم اگر این عکس سیاه و سفید با کنتراست یالا می‌شد تاثیر بیشتری داشت.
همچنین می‌شد زاویه‌ی دوربین و کفش نسبت به هم تغییر کنه و این زور موازی نباشه.
کنتراست کمه. هم نوری و هم رنگی. جای انسان هم اگر روی نقطه‌ی طلایی بود بهتر می‌شد.
"۱۱:۱۵ ۱۵ فروردين ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (1) | سعید عامری (4478)

علی عزیز.نگاه اون پسره و خنداش کاملا اسم عکس رو عوض کرده.در واقع با عوض شدن اسمش میتونم یه برداشت بهتری از ازسالت داشته باشم.کادر خوبی داره و اما غلو بیش از حد و نزدیکی کفش در پایین کادر و لکه سمت چپ برای این کادر جالب نیست.در واقع برای دست یابی به کادری بهتر باید به ثبت های دیگه ای دست میبردی.نور و رنگ در جای خودش قابل دست رسی است و میشد با یه ادیت بهتر به این نتیجه رسید اما کادر نه.
"۱۲:۱۸ ۱۵ فروردين ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (0) | علی تهرانی (311)

کویر مرنجابه یا کرمان؟
مرنجاب
کنتراست بیشتر و مایل شدن به رنگ زرد یا قرمز حس غروب قشنگی می داد.
موافقم با شما
دوست داشتم جمجمه ی گاو باشه با شاخاش
اونوقت عنوان هم میشد: لطفا منو نخور! :)
اگر این عکس سیاه و سفید با کنتراست یالا می‌شد تاثیر بیشتری داشت
راستش شخصا به سیاه و سفید ارادت دارم ولی جایی که رنگ نقشی نداشته باشه. اینجا هارمونی کفش با خاک برام مهم بود ولی راجع به کنتراست با شما موافقم
جناب عامری, شاید بچه گانه باشه ولی منظور من از این نزدیکی و تاکید روی کفش جایگزینی اون بعنوان یک نماد از کسی که نمیبینیمش یعنی خودم بود. پسری هم که میخنده قصد همکاری با من رو نداشت و در واقع منتظر شدم تا کسی عبور کنه! به هر حال با همه نظراتتون موافقم و فقط خواستم که ایده خودم رو بدونین.
ممنونم از همگی