گالری تصاویر "اصغر خوش خلق"

         
عکس
نام :   تناسخ (امتیاز : 18)
عکاس :   اصغر خوش خلق (امتیاز : 2426)
نوع دوربین :   Canon
مدل دوربین :   Canon EOS 450D
نظرات :   18
بازدیدها :   836
تاریخ ارسال :   ۰۹ بهمن ۱۳۹۰
علاقه‌مندی‌ها :   3
دسته‌بندی کاربر :   احتمالی
دسته‌بندی سايت :   فضاهای داخلی , نجومی
توضیحات عکاس
کوچه ها در این کوچ من شریک هستند... (وازایش یا تناسخ یا باززایی یعنی زاییده شدن دوباره پس از مرگ، از اعتقادات ادیانی مانند دائو، بوداگرایی، هندوگرایی، برهمایی، جینیسم، سیکیسم و یارسان است. همچنین برخی شیعیان معروف به غُلات نیز به آن اعتقاد دارند و آن را با رجعت یکی می‌دانند). *مرجع: ویکی پدیا

"۰۰:۴۱ ۰۹ بهمن ۱۳۹۰" | مفید (1) | امتیاز (0) | محمد قجر (138)

سلام.
جایگزینی اجزادرکادرقابل تأمل است.اماادیت ومقداری ازبالای در چشم بیننده رااذیت میکند.
استفاده از مود رنگی زیبایی کاررابیشترکرده.
ممنون ازارسال عکس.
"۰۲:۰۰ ۰۹ بهمن ۱۳۹۰" | مفید (1) | امتیاز (0) | حامد دانشور (224)

سلام،
تصویر زیبایی است و فکر هر مخاطبی را درگیر خود میکند،
به توضیحاتتان این را نیز اضافه کنم که در ادیان برهمایی و بودایی هندیها، هدف و نهایت و کمال هنرمند این بود که بتواند روح را از گردونه سامسرا آزاد کند،
اسم قبرستان یا خاکستر دان بوداییان استوپا هست که حالتی نیم گنبدی تو پر دارند که بالای این نیم گنبد دکی وجود دارد به اسم یاستی این یاستی شکل دایره توخالی هست و مردم اعتقاد داشتند اگر روح از این یاستی به بالا برود وارد بهشت میشود و از گردونه تناسخ رهایی مییابد!

موفق و پیروز باشید.

"۰۲:۰۰ ۰۹ بهمن ۱۳۹۰" | مفید (2) | امتیاز (0) | اصغر خوش خلق (2426)

وازایش یا تناسخ یا باززایی یعنی زاییده شدن دوباره پس از مرگ، از اعتقادات ادیانی مانند دائو، بوداگرایی، هندوگرایی، برهمایی، جینیسم، سیکیسم و یارسان است. همچنین برخی شیعیان معروف به غُلات نیز به آن اعتقاد دارند[۱] و آن را با رجعت یکی می‌دانند.

جایگاه تناسخ [ویرایش]

وجود روح

پیش از تولّد

فطرت · غریزه · عالم ذر

در حین زندگی

بازگشت روح · حیات

پس از مرگ

معاد · تناسخ · نابودی
After Death.jpg
این جعبه: نمایش • بحث • ویرایش


تناسخ در مسالهٔ روح شاخه‌ای از روح شناسی و مسالهٔ معاد، شاخه‌ای از دین شناسی بررسی می‌شود

عدّه‌ای حیات را با تکیه بر تعریف زیست شناسان ماتریالیست معرفی می‌کنند و به وجود روح (بعد غیر مادی) اعتقاد ندارند، و معتقدند انسان پس از مرگ نابود می‌شود.
معاد: یعنی جسم پس از مرگ نابود می‌شود. اما روح به نوعی زندگی (مانند برزخ) ادامه می‌دهد تا در روز قیامت اعمالش مورد قضاوت و پاداش و مجازات قرار گیرد. این عقیده در بسیاری ادیان بزرگ مثل ادیان ابراهیمی شایع است.
تناسخ یعنی روح پس از مرگ به جسم فرد دیگری منتقل می‌شود.

این سه عقیده با یکدیگر در تضاد عمده اند
دین‌های معتقد به تناسخ
بودایی
نوشتار اصلی: باززایی (آیین بودایی)

به استناد کتب مقدس، بودا معتقد به نوعی از تناسخ بود. [۲]. در آیین بودا، تناسخ، مطلقا" به معنای حرکت روح یا "نفس" از یک کالبد به کالبد دیگر نیست. این برداشت شبهه انگیز، از اخلاط اندیشه هندو و فلسفه بودایی ناشی شده، حال اینکه در آیین بودا، موجودات دارای "خود" یا بخش پایدار وجود، نبوده و بنابر این، انتقالی صورت نمی‌گیرد.

تمثیل بودا در این باب چنین است که همانگونه که با آتش یک شمع روشن، می‌توان شمعی دیگر را روشن کرد (آتش شمع اول، علّت روشنایی شمع دوم است)، آگاهی یک موجود، می‌تواند باعث پدیداری واحد(های) آگاهی دیگر شود. [۳]
هندوئیسم

در هندوئیم، روح (آتمن) جاودانه و نامیرا است، درحالیکه جسم تولد و مرگ دارد. روح جسم را مانند لباس کهنه ترک می‌گوید و لباس نو می پوشد.[۲] برهمن‌ها به ایده تناسخ معتقد هستند؛ یعنی هر وقت موجودی از بین برود، روح آن از کالبد جدا شده و در همین دنیا به کالبد موجود دیگری درمی آید. [۱]

تائوئیسم
در تائوئیسم افرادی را می بینیم که در قالب افراد متفاوت در زمان‌های مختلف زندگی کرده اند. در متن مقدس چانگ تزو آمده است: تولد آغاز نیست، مرگ پایان نیست، وجود داشتن بدون محدودیت است. ادامه یافتن بدون آغاز است. [۲]

یارسان
در دین یارسان تناسخ حقیقتی جدا نشدنی است.یارسان می‌گوید که هر روحی باید سیری را برای تکامل خود طی کند و آن را با دونادون می‌شناسند. روح باید جسم‌ها وجامه‌های مختلف ازجمله ( مرحله جانوری؛ نباتی : جمادی و....) را طی کند و در هر مرحله روح وارد عالم برزخ می‌شود و پس از رسیدگی به اعمال روح و سنجش اعمالی که روح با اختیار خود بدست اورده دوباره روح را با توجه به اسحقاق خود به صورت نوزاد در خانواده مستحق خود (مثلا"در جامه انسانی) در خانواده ثروتمند یا فقیر و...مورد آزمایش قرار می‌گیرد.و بعد از ۱۰۰۱ دون(همان مرحله)روح انسان کامل می‌شود و ذات خدایی در آن روح نایل می‌شود.البته روح‌هایی وجود دارد که کمتر ویا بیشتر از هزار ویک دون را طی نمایند واین بستگی به دلایل مختلف از جمله ریاضت و لطف حق تعالی و ... دارد.در تناسخ اعتقاد به حلول روح است ولی در دونادون اعتقاد بر تجلی ومظهریت ذات بر روح است و...).[نیازمند منبع]

دیدگاه‌های دیگر
عده‌ای معتقدند عقیده به تناسخ عقیده‌ای گسترده در سطح جهان است:
شهرستانی می‌گوید: «فرقه‌ای نیست که در آن تناسخ جایگاه محکمی نداشته باشد.[۴]
جان ناس می‌گوید: «عقیدهٔ به تناسخ منحصر به مردم هند نیست، بلکه تمام مذاهب عالم از بدویان وحشی گرفته تا امم متقدم که دارای فرهنگی متعالی می‌باشند همه کم و بیش قدمی در راه عقیده به تناسخ برداشته‌اند.»

در مقابل عدّه‌ای معتقدند این عقیده در ادیان نبوده و بعداً به دلایلی وارد ادیان شده است.

سید حسن ابطحی می‌گوید: «در کلّ جریاناتی که قائلین به تناسخ [برای اثبات] نقل کرده اند مانند ... (اگر واقعیت داشته باشد) ممکن است ارواح خبیثه (شیاطین) برای انحراف مردم از حقیقت دخالت داشته و آنها خود را به جای سوژه یا روح متوفّا قرار داده و با طرف مقابل به گفتگو برخاسته اند.»[۵]

دیدگاه اسلام
مقالهٔ اصلی: تناسخ در اسلام
از آنجا که اعتقاد به معاد از اصول اعتقادات در اسلام است، برخی با تکیه بر این اصل معتقدند مسئله تناسخ جایگاهی در اسلام ندارد و بطور کل مردود است. اینان با اشاره به منابعی در قرآن، حدیث، و در بین متکلّمین و فلاسفهٔ اسلامی(مشاء، اشراق، حکمت متعالیه) دلایلی در ردّ تناسخ ارائه می کنند.[نیازمند منبع] البته برای نوعی از تناسخ که قیامت را مردود نداند، همچون اعتقاد به رجعت، دلیلی از متون اسلامی اقامه نمی کنند.

در عین حال، برخی دیگر با رجوع به آیاتی در قران به اشاره و مقبولیت آن در قرآن اشاره می کنند: "چگونه به خداوند کافر می‌شوید؟! در حالی که شما مردگان (و اجسام بی‌روحی) بودید، و او شما را زنده کرد؛ سپس شما را می‌میراند؛ و بار دیگر شما را زنده می‌کند؛ سپس به سوی او بازگردانده می‌شوید.(بنابر این، نه حیات و زندگی شما از شماست، و نه مرگتان؛ آنچه دارید از خداست)." (بقره، 28) و نیز:

"شب را در روز در می آوری و روز را در شب در می آوری، و زنده را از مرده بیرون می آوری و مرده را از زنده بیرون می آوری؛ و هر که را بخواهی بی حساب روزی می دهی ." (آل عمران، 27)

و در آیه 99 و100 سوره مومنون آمده است که: "آنگاه که مرگ یکی از آن ها برسد می گوید:پروردگارا! مرا باز گردانید شاید عمل صالحی انجام دهم آنچه را در گذشته ترک کرده ام هرگز! این صرفاً سخنی است که او می گوید پیشاپیش آنان برزخ است تا آن روزی که برانگیخته شوند"

تناسخ با اصل "تبدل انواع" از دیدگاه مولانا متفاوت می‌باشد چرا که تناسخ به دور باطل اشاره و معتقد است روح از یک بدن به بدن دیگر بی هدف در حرکت است حال آنکه تبدل انواع معتقد است روح جهت تکامل
و یکی شدن با ذات اقدس در حرکت است و تولد و مرگ می‌یابد.

تناسخ در ادبیات و عرفان
شیخ محمود شبستری در کتاب گلشن راز چنین سروده است:
تبه گردد سراسر مغز بادام گرش از پوست بیرون آوری خام
ولی چون پخته شد بی پوست نیکوست اگر مغزش بر آری بر کنی پوست
شریعت پوست، مغز آمد حقیقت میان این و آن باشد طریقت
خلل در راه سالک نقص مغز است چو مغزش پخته شد بی‌پوست نغز است
چو عارف با یقین خویش پیوست رسیده گشت مغز و پوست بشکست
وجودش اندر این عالم نپاید برون رفت و دگر هرگز نیاید
وگر با پوست تابد تابش خور در این نشات کند یک دور دیگر
درختی گردد او از آب و از خاک که شاخش بگذرد از جمله افلاک
همان دانه برون آید دگر بار یکی صد گشته از تقدیر جبار
چو سیر حبه بر خط شجر شد ز نقطه خط ز خط دوری دگر شد
چو شد در دایره سالک مکمل رسد هم نقطهٔ آخر به اول
دگر باره شود مانند پرگار بر آن کاری که اول بود بر کار
تناسخ نبود این کز روی معنی ظهورات است در عین تجلی
و قد سلوا و قالوا ما النهایة فقیل هی الرجوع الی البدایة

و در جای دیگر:
تناسخ زین جهت کفر است و باطل که آن از تنگ چشمی گشت حاصل
چو اکمه بی‌نصیب از هر کمال است کسی کو را طریق اعتزال است
رمد دارد دو چشم اهل ظاهر که از ظاهر نبیند جز مظاهر
کتاب‌شناسی [ویرایش]
.................................................
رجعت از دیدگاه متکلمان برجسته شیعی و رابطه آن با تناسخ، اصغر بهمنی، انتشارات زائر، قم

منابع :

کتاب آفتاب و سایه‌ها، دکتر محمدتقی فعالی

↑ دایره المعارف تشیع، تناسخ
↑ ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ http://en.wikipedia.org/wiki/Reincarnation
↑ Fundamental Buddhism Explained Buddha's Teachings Buddhist Instruction
↑ کتاب ملل و نحل
↑ عالم عجیب ارواح، فصل 1: روح در عوالم قبل از این عالم، قسمت زندگی‌های متوالی، ص 56


*مرجع: ویکی پدیا
"۰۲:۰۲ ۰۹ بهمن ۱۳۹۰" | مفید (2) | امتیاز (2) | احمد قاسمی (1051)


سلام دوست گرامی و عزیز
اعتراف می کنم عکسهای شما برای من ثقیل هستند.
ولی این انسجام و نظم در عکسها و اجرا ستودنی است.
اعتراف دم اینکه با توضیحات عکس شما با معنی تناسخ اشنا شدم.

نوعی امضای شخصی شما در کار دیده می شود ، یعنی به محض دیدن متوجه می شوم که این عکس شماست.
"۰۲:۰۶ ۰۹ بهمن ۱۳۹۰" | مفید (1) | امتیاز (0) | احمد قاسمی (1051)

دم = دوم
"۱۰:۲۹ ۰۹ بهمن ۱۳۹۰" | مفید (2) | امتیاز (2) | ناصر گل نظری (1628)

درود ...
......
در خودم گم می شوم
میان کوچه های خاکستری این شهر
کوچه هائی که هر چه میروی به انتهایشان نمیرسی
یک سو مردی نور را در خزینه طلب میکرد
ان سو کفش هائی رهگذرانی که هرگز
هرگز به انتهای کوچه نرسیدند
به انتهای کوچه ای که باغ را میشود
از بین در نیمه باز یک دیوار دید ...

.....
یه ثبت خوب با ترکیبی از المان های مرتبط و یک ذهن سیال که منه بیننده رو به درون خودش می کشد ..با خود همراه میکند ...با رهگذری که نمیدانم او هم به انتهای کوچه خواهد رسید ؟!! .... انسان مسخ این رویداد ها می شود ... مسخ طلب نور یک مرد مسخ یک رهگذر ..مسخ کفش های بی صاحب روی دیوار ..مسخ باغی که یکی به سمتش میرود
....
من لذت بردم اما باز هم به دسته بندی نگاه کردم و دیدم مولف نجومی را اورده بازم تامل کردم اما نه باز هم نه نفهمیدمش این علت دسته بندی های غیر مرتبط را
ممنون از ارسال و ...شاد زی

"۱۰:۲۹ ۰۹ بهمن ۱۳۹۰" | مفید (0) | امتیاز (0) | اصغر خوش خلق (2426)

سلام و ادب

از حضور همیشه ی شما بهره می برم و از درج پرسش هایی که در ذهن خود من می گذرند بسیار سپاس گزارم.

در مورد :

دیدم مولف نجومی را اورده بازم تامل کردم اما نه باز هم نه نفهمیدمش این علت دسته بندی های غیر مرتبط را

باید عرض کنم مبحث اختیار شده در ثبت این حقیر رویکردی نجومی به خود می گیرد، اگر چه در این گالری و هر جای دیگری یک نظام واحد وجود دارد و این نظام حدودی دارد اما برای دریافت بیشتر و کنکاش ذهن مخاطب لازم دیدم از دسته بندی نجومی بهره ببرم.
دسته بندی نجومی یا دسته بندی های دیگر به حتم مستقیما اشاره به آسمان و عکاسی از اتمسفر آن دارد... اما اگر بتوان ( البته در حد یک فرضیه ی شخصی) از فرآیند کلمات بهره ی بیشتری حاصل کنیم می توانیم از امواج ( مفاهیم )دیگر یک کلمه یا یک اسم به محدوده ای بزرگتر قدم بگذاریم.
شاید برای دوستان کمی سخت و غیر قابل پیش بینی باشد اما موضوعات مورد بحث این حقیر رویکردی نجومی دارد،البته نجوم به معنای حلقه ی اتصال اتفاقات در مبحثی کلان تر از عینیت خام( فقط نگاه محدود به کل) شکل می گیرد.
اینکه چه ارتباطی بین اجزاء و کلیت آن وجود دارد و چگونه است که زندگی انسان محدود به یک سیاره (زمین) نمی شود.

تناسخ و ارتباط با عوالم برون زمینی(اختر شناسی) و اینکه فقط انسان نیست که به این سفر می پردازد بلکه عالمی با او ره سفر است. ( در واقع من( خود ) و یک جهان با من-ما-، در این مسیر حضور دارند)

سپاس و عفو از نقص کلام.

"۱۰:۲۹ ۰۹ بهمن ۱۳۹۰" | مفید (0) | امتیاز (0) | اصغر خوش خلق (2426)


دسته بندی نجومی یا دسته بندی های دیگر به حتم مستقیما اشاره به آسمان و عکاسی از اتمسفر آن دارد...
تصحیح می کنم:
دسته بندی نجومی به حتم مستقیما اشاره به آسمان و عکاسی از اتمسفر آن دارد...

منظور اینکه هر دسته بندی مشخصا به یک موضوع واحد ( انسجام نظام کاملا منطقی و عمومی)اشاره دارد.
"۱۲:۵۴ ۰۹ بهمن ۱۳۹۰" | مفید (2) | امتیاز (2) | اعظم آیتی زاده (424)

در زایشی مکرر هر لحظه منی دیگر می شوم.تاریخ من منطبق بر سرگذشت من است... عکس بسیار جالبی ایه که کاش می شد اون رو در قطع بزرگتری دید.
"۱۵:۵۹ ۰۹ بهمن ۱۳۹۰" | مفید (1) | امتیاز (2) | امید امیدواری (2469)

در به تصویر درآوردن تصورات‌تان همیشه موفقید.
"۱۷:۰۳ ۰۹ بهمن ۱۳۹۰" | مفید (1) | امتیاز (2) | شهرداد شیدا (277)

در زایشی مکرر هر لحظه منی دیگر می شوم.تاریخ من منطبق بر سرگذشت من است... عکس بسیار جالبی ایه که کاش می شد اون رو در قطع بزرگتری دید.

فکر می کنم، شاید این توضیحات عکاس نبود، یک چیزی کم بود. و برای همین، 2
"۲۰:۵۳ ۰۹ بهمن ۱۳۹۰" | مفید (1) | امتیاز (2) | علی اصغر علیمرادی (1281)

در زایشی مکرر هر لحظه منی دیگر می شوم.تاریخ من منطبق بر سرگذشت من است... عکس بسیار جالبی ایه که کاش می شد اون رو در قطع بزرگتری دید.
"۲۰:۲۵ ۱۰ بهمن ۱۳۹۰" | مفید (1) | امتیاز (2) | غلامرضا برجیان بروجنی (4181)

دوست عزیز جناب خوش خلق سلام
حضور ثبت های شما و آنچه مرقوم می فرمایید برای من قابل توجه و تامل است و آموزنده ، چیزی برای گفتن ندارم ، چنته ام خالیست ، اما نگاهتان برایم ارزشمند است.
شاد باشید

"۲۰:۲۵ ۱۰ بهمن ۱۳۹۰" | مفید (0) | امتیاز (0) | اصغر خوش خلق (2426)

سلام و ادب و احترام
جناب آقای برجیان بروجنی محترم و گرامی

همین که حضور پیدا می کنید و این حقیر را مورد لطف و عنایت خود قرار می دهید بسی جای افتخار دارد...

از اثر ارزشمند و منتخب شما می توان به گنجینه ی ذهن مصور شما بی درنگ پی برد...

سپاس و ارج این حضور را
"۲۰:۳۷ ۱۰ بهمن ۱۳۹۰" | مفید (1) | امتیاز (0) | مرتضی بدری پور (32)

عكس بسيار زيباييست ممنون
"۲۱:۲۳ ۱۰ بهمن ۱۳۹۰" | مفید (1) | امتیاز (2) | علی صارمی (1026)

یه ثبت خوب با ترکیبی از المان های مرتبط و یک ذهن سیال که منه بیننده رو به درون خودش می کشد ..با خود همراه میکند ...با رهگذری که نمیدانم او هم به انتهای کوچه خواهد رسید ؟!! .... انسان مسخ این رویداد ها می شود ... مسخ طلب نور یک مرد مسخ یک رهگذر ..مسخ کفش های بی صاحب روی دیوار ..مسخ باغی که یکی به سمتش میرود
"۰۸:۰۳ ۱۱ بهمن ۱۳۹۰" | مفید (1) | امتیاز (2) | حسین خادمی (1848)

سلام.
جایگزینی اجزادرکادرقابل تأمل است حتی جادادن درخت از لای درب با زیرکی انجام شد که بیننده با بیرون از این مکان ارتباط برقرار می کند.
موفق باشید.
"۰۸:۱۰ ۱۱ بهمن ۱۳۹۰" | مفید (1) | امتیاز (0) | پوریا مددی (125)

3+: عکس از لحاظ تکنیک و موضوع بدون اشکال است. (عکس خلاقانه، جدید، و دارای اجرایی با کیفیت و قدرتمند است. از لحاظ تکنیک و موضوع عالی است.)


ضمنا خیلی مخاص هم هستیم