گالری تصاویر "شادی آفرین آرش"

         
عکس
نام :   Cold Seasion (امتیاز : 56)
عکاس :   شادی آفرین آرش (امتیاز : 7742)
نوع دوربین :   Fuji
مدل دوربین :   Fujifilm FinePix S100fs
نظرات :   47
بازدیدها :   1974
تاریخ ارسال :   ۰۶ آذر ۱۳۹۰
علاقه‌مندی‌ها :   3
دسته‌بندی کاربر :   خودنگاره
دسته‌بندی سايت :   سیاه و سفید , فتو آرت
توضیحات عکاس
اینجا سرد است...تابستان هم گر بگیرد...خودش را بیاندازد روی اندام نحیف تو...نفست از گرمای سوزان روزهادر هم نیاید...اینجاخود جهنم هم بیاید بنشیند روی دستانت...سرد است...اینجا بدجوری سرد است...قلبت فشار می آید...نفست می گیرد...و کاغذها...و عکسها...و هیچکدام...و هیچکدام...فشار قبر که می گویند همین است ؟؟؟ ... گرین هاعمدیست ...

"۱۴:۴۶ ۰۶ آذر ۱۳۹۰" | مفید (6) | امتیاز (2) | سجاد خانی (946)

سلام دوست عزیز
ثبتی زیبا و تامل برانگیز ارائه کرده اید . المان های موجود در کنار گرین های سرمایی را بنظرم به بیننده منتقل می کند و سوژه انسانی هر چه بیشتر بر دوام سرما صحه می گذارد و نا امیدی خاصی القا می شود که شاید حتی فرداها نیز هنوز فصل سرماست . کنترل نور صورت اگر عمدی نباشد بنظر اندکی جای بهبود دارد . ( البت نظر شخصی است )
موفق و پیروز باشید




ممنون از ارسال
"۱۴:۴۸ ۰۶ آذر ۱۳۹۰" | مفید (5) | امتیاز (2) | اصغر خوش خلق (2426)

سلام و ادب

فضایی سرد و متبرک به متروکه های درونی...
"خود نگاره" نیز مقدم بر ثبت ارائه ایست که در پرترایت های مفهومی نشان دارد.
ضمیر منفرد مولف مقدرات درونی خویش را آنچنان که در آثار پیشینش دیده شده به فعل مادیت و حضور خویش رسانده است...
کلنجار با وسعت سرزمینی که برون زدگی های او را در درونیات آثار او به خود او هدایت کرده است.
صورتی سنگی و سنگین و هیبتی نمگین و سیاه و تشنج فضا برای آلودن مخاطبش به اندیشه های یاخته ی خویش.

سپاس

"۱۴:۴۸ ۰۶ آذر ۱۳۹۰" | مفید (4) | امتیاز (0) | اصغر خوش خلق (2426)

مهره ی هفتم را نیز یادآور است...
که بسیار به این چیدمان و فضا نزدیک است...
معصومیت و گناه هر دو در اثر به یک اندازه وجود دارد.... دامنه های فلسفه ای که هم از زنانگی مولف نشات گرفته (ماهیت) و هم از موقعیت انشاء تصویری او در حوزه ی عکاسی (شکل و فرم).
طبیعت موذب و گاه مقتدر خود را کنایه وار به معرض دید خود گذاشته ... او به این می اندیشد که کادر عمودی را به کار بگیرد تا به قدرت و سرمایه حضورش نیز به صورت عینی در مقابل مخاطبش تجریه شود... کلنجار با هویت پوشانده از تاریکی و روشنی های فضاهای بیرون مرز او به گونه ای ستایشی ست به عالم برون و تحقیر موجودیت و نسبیت و در آخر آدمیت ....

"۱۴:۴۸ ۰۶ آذر ۱۳۹۰" | مفید (4) | امتیاز (0) | اصغر خوش خلق (2426)

طبیعت موذب و گاه مقتدر خود را کنایه وار به معرض دید خود گذاشته ...

معذب صحیح است.
عفو از لکنت کلام
"۱۵:۰۴ ۰۶ آذر ۱۳۹۰" | مفید (4) | امتیاز (2) | جواد شیدا (1572)

اینجا سرد است...تابستان هم گر بگیرد...خودش را بیاندازد روی اندام نحیف تو...نفست از گرمای سوزان روزهادر هم نیاید...اینجاخود جهنم هم بیاید بنشیند روی دستانت...سرد است...اینجا بدجوری سرد است...قلبت فشار می آید...نفست می گیرد...و کاغذها...و عکسها...و هیچکدام...و هیچکدام...فشار قبر که می گویند همین است ؟؟؟ ... گرین هاعمدیست ...


"۱۵:۰۴ ۰۶ آذر ۱۳۹۰" | مفید (2) | امتیاز (0) | شادی آفرین آرش (7742)

گرین ها عمدیست ... جزء شعر نبود :)
"۱۵:۰۵ ۰۶ آذر ۱۳۹۰" | مفید (5) | امتیاز (0) | سمانه یعقوبی (111)

ثبتی زیبا و تامل برانگیز ارائه کرده اید . المان های موجود در کنار گرین های سرمایی را بنظرم به بیننده منتقل می کند و سوژه انسانی هر چه بیشتر بر دوام سرما صحه می گذارد و نا امیدی خاصی القا می شود که شاید حتی فرداها نیز هنوز فصل سرماست .
"۱۵:۲۸ ۰۶ آذر ۱۳۹۰" | مفید (4) | امتیاز (0) | علی (كامران) ذهبی (228)

دوست عزيز عكسي بسيار زيبا از نظر تكنيكي رو ارائه كرديد.
"۱۵:۴۳ ۰۶ آذر ۱۳۹۰" | مفید (11) | امتیاز (3) | علیرضا دین محمدی (4030)

سلام دوست عزیز،

سوژه ارزشمندی را در ذهن داشته اید.

در ترکیب:

هر چند در نگاه نخست به ذهن متبادر می شود که اگر چهره فرد بر نقطه طلایی کادر - سمت چپ - منطبق می گردید، ثبت از توازن و تعادل بصری شایسته تری برخوردار می بود اما به نظر من با توجه به اینکه ارزش ترکیب در قرار دادن فرم در خدمت محتواست، با توجه به مفهوم، انتخاب میانه کادر هوشمندانه تر است. زیرا می تواند از القای حس سکون و مرگ، بهره بیشتری ببرد.

در مورد محتوا:

المانهای شاخص موجود در ثبت عبارتنداز:

زن: در بیان زنانگی - انسان و انسانیت
سیاهی: در بیان غم - ظلم
پرنده: در بیان اوج - عروج - پرواز روح
درخت خشکیده: در بیان مرگ - دار
خاکستری: در بیان خنثی - نه خوب و نه بد.

با توجه به توضیحات ثبت و المانهای یاد شده من تصور می کنم، می توان موارد زیر را به ثبت نسبت داد:

قامت ایستاده، مغموم و افسرده فرد در سایه ترکهای شاخه مانند درخت، هنگامی که با پرنده های سپیدی که روشنایی خود را از قرار گرفتن در زمینه او وام می گیرند همراه می گردد، او را در جایگاه فردی به نمایش در می آورد که در آستانه مرگی محتوم قرار دارد که حکم نیستی اش پیش از این پای مرگ درخت زندگی را امضاء کرده است.

تنی که از تراکم نقاط سیاه، نقطه ای برای تخریب و چشم گرداندن دیدگان کنکاشگر در خود باقی ندارد. ظلمی (سیاهی) که تا آستانه گلو اورا تا مرز خفقان پیش می برد. گویی سر را برای آخرین نفسها از گرداب سیاهی بالا گرفته است.

اما او مغموم و افسرده و چشم بسته بر تمام چشمهایی که او را می نگرند ایستاده است تا معنا کند پرواز پرندگان سپید پرکشیده ای را که پیش از او بر پایه دار مَجاز مُجازات سر به آسمان نموده اند.

معنایی که انسان را در آسمانی خاکستری معنا می کند.

آسمانی که بدون بخل به تمام پرندگان حق پرواز می دهد.

پیروز و سرفراز باشید
"۱۶:۵۲ ۰۶ آذر ۱۳۹۰" | مفید (5) | امتیاز (2) | مژده رها (2467)

با سلام
کلنجار با وسعت سرزمینی که برون زدگی های او را در درونیات آثار او به خود او هدایت کرده است.
صورتی سنگی و سنگین و هیبتی نمگین و سیاه و تشنج فضا برای آلودن مخاطبش به اندیشه های یاخته ی خویش.


سپاس
"۱۶:۵۳ ۰۶ آذر ۱۳۹۰" | مفید (4) | امتیاز (3) | یحیی قدمگاهی (335)

سلام
بسی خوشحال شدم بعد از دیدن کلی پروانه و عنکوبوت و حلزون در سایت به یک عکس بسیار زیبا رسیدیم.
ممنون از اشتراک شما
3+

"۱۶:۵۳ ۰۶ آذر ۱۳۹۰" | مفید (1) | امتیاز (0) | آرش خاکپور (691)

شاید بهتر باشد ابتدا املای صحیح عنکبوت را یاد بگیرید بعد در خصوص ثبتهای ماکرو این گالری اظهار نظر کنید.
مگر کسی مجبورتان کرده عنکبوت ببینید؟ راه حل ساده است، نبینید
"۱۷:۳۴ ۰۶ آذر ۱۳۹۰" | مفید (4) | امتیاز (0) | مجید زبان دان (38)

عکس بسیار پر مفهومی هستش.
و ادیت خیلی خوبی داشته
موفق باشید
در ضمن هر عکسی جذابیت و زیبایی خاص خودش را داره و همانگونه که عکس های فتو آرت و سیاه و سفید زیبا هستند عکس های ماکرو گرافی هم زیبایی خاص خودشون را دارند
+3
"۱۷:۵۹ ۰۶ آذر ۱۳۹۰" | مفید (6) | امتیاز (0) | حمید عزیزی خانقاهی (6679)

با سلام و ادب
نگارش و نقدهای آقایان خوش خلق و دین محمدی در توصیف این ثبت بسیار زیبا و در خور آن می باشد.
فقط می توان گفت زیباست
موفق باشید
ببخشید محروم از امتیازدهی

"۱۷:۵۹ ۰۶ آذر ۱۳۹۰" | مفید (3) | امتیاز (0) | شادی آفرین آرش (7742)

ببخشید محروم از امتیازدهی
خواهش می کنم ... دل در گرو_ امتیاز نداریم .... حضور دوستان غنیمت است .
"۲۰:۰۰ ۰۶ آذر ۱۳۹۰" | مفید (6) | امتیاز (2) | مژده یونس مهاجر (1363)

با سلام به شما...
مثل همیشه یک فتو آرت بسیار زیبایی را در گالری از آثار شما شاهدیم...
گفته آقای دین محمدی بسیار زیبا بود...
وممنون از توضیحات ،بسیار عالی بود...
منتظر ارسالیهای بعدیتان هستم...
نگاهتان ستودنی...
همیشه موفق باشید...
"۲۰:۱۸ ۰۶ آذر ۱۳۹۰" | مفید (4) | امتیاز (3) | محمدرضا مسندانی (390)

درود
خودنگاره زیبایی ... شاید قابل تأمل عبارت بهتری باشد.
از نظر انتقال حس به اندازه ای قوی ست که شاید استفاده از کلمات چیزی جز زیاده گویی نباشد.

المان های اطراف (درخت و...) به خوبی حس سرما و زمستان را منتقل میکنند، اما انگار این سرما را از چهره یخ زده انسان وام گرفته اند و سرما از درون و همچون آتشفشانی از چهره در حال فوران است...
پاینده باشید
"۲۱:۲۷ ۰۶ آذر ۱۳۹۰" | مفید (2) | امتیاز (2) | ﻋﻟﻲ اسماﻋﻴﻟﻲ (502)

احوالات مشوش یک زن . . . عکس خلاقانه، جدید، و دارای اجرایی با کیفیت و قدرتمند است. از لحاظ تکنیک و موضوع عالی است

"۲۱:۲۷ ۰۶ آذر ۱۳۹۰" | مفید (0) | امتیاز (0) | آرش خاکپور (691)

احوالات مشوش یک زن . . .
با سلام
دوست عزیز شما به عنوان یک کاربر عادی چطور میتوانید با 4 کلمه امتیاز دهی کنید؟ محض اطلاع پرسیدم

"۲۱:۲۷ ۰۶ آذر ۱۳۹۰" | مفید (2) | امتیاز (0) | ﻋﻟﻲ اسماﻋﻴﻟﻲ (502)

باسلام
الان بنده که نظرات این عکس را بازبینی میکنم و تاکنون آخرین نفری که نظر شخصی خود را در مورد این عکس نوشته است آقای علی صارمی می باشد! و شما دونظر نوشته اید یکی در مورد عنکبوت و دیگری چهار کلمه این حقیر!!!
بهتر نیست نظر شخصی تان را در مورد عکس خانم آرش بدانیم ؟؟؟

"۲۱:۲۷ ۰۶ آذر ۱۳۹۰" | مفید (1) | امتیاز (0) | آرش خاکپور (691)

جناب اسماعیلی عزیز
نظری در خصوص این عکس ندارم، در واقع تخصصی در این ژانر ندارم و با قواعد ارزشگذاریش نیز آشنا نیستم برای امتیاز دهی
و ترجیح هم میدهم برای سلف پرتره یک بانو اکسپرسیونیسم و سورئال و دادا را مثل بعضی دوستان به هم گره نزنم!
در خصوص شما هم صرف کنجکاوی بود، نه جسارتی به عکاس و نه به شما
"۲۲:۳۹ ۰۶ آذر ۱۳۹۰" | مفید (4) | امتیاز (0) | محمد دلیری (918)

درود

چه خوبه این عکس. فضایی سرد و صمیمی.
دست شما درد نکنه
نمی دونم هدف عکاس چی بوده ولی میشه کاملا تصور کرد که این زن ایستاده نیست بلکه خوابیده ماننده یک جسد اما نه با پوشش سفید!

بخواب آرام ای عشقم که من بیدار بیدارم
فراقــت تا ســـحر هر دم کند بیـمار بیمارم

بدرود
"۲۲:۴۶ ۰۶ آذر ۱۳۹۰" | مفید (2) | امتیاز (3) | امید امیدواری (2469)

احساسی سرشار، بیانی هنرمندانه ‌در کنار اجرایی موفق!

درود بر شما
۲.۵+
"۲۳:۲۱ ۰۶ آذر ۱۳۹۰" | مفید (6) | امتیاز (3) | محمد رضا مومنی (8547)

شایسته و مملو از گرما در کنار عنوانی سرد.
"۲۳:۵۴ ۰۶ آذر ۱۳۹۰" | مفید (4) | امتیاز (2) | ایوب افشاری نژاد (849)

سلام
به هر عنوان و نقدی که عکس بنگریم قبول
اما وجود نقد های گرم و سرد حکایت از به فکر وا داشتن تماشاگران است عکس هر چه بیننده را به تفکر بدارد ان تصویر قدرت بیشتری دارد درود بر شما و دوستان نقاد
"۰۰:۰۵ ۰۷ آذر ۱۳۹۰" | مفید (8) | امتیاز (2) | محمد جواد شفیعیان (9750)

وقتی از درون فرو می ریزیم

شک می کنم ..

که آیا آفریدگارم می تواند..!!

دوباره این ویرانه را از نو بسازد..
.
.
چتری از مهربانی یکتا برسرشما



"۰۰:۵۴ ۰۷ آذر ۱۳۹۰" | مفید (6) | امتیاز (3) | مهدی تکلّـــو (2660)

1547...

و من ، خیلی بی مقدمه ...

یک زن با فرمی ایستا به توازی با کادر عمودی اولین چیزی است که دیده می شود . زنی سیاه پوش که سهم غالب و مسلطی در ثبت دارد . رو به سوی آسمان و چشمانی بسته و ژستی اندوه زده و سرد که به مجسمه و مترسکی بی جان بدل گشته است گویا .

زن غالبا در ادبیات عکاسانه به ویژه در عکس های ایرانی نمادی از لطافت و احساس تلقی می گردد ، در این ثبت اما جلوه ی بدیع و متفاوت را از المان و کاراکتر زن در می یابیم . پیش از هر چیز معرف و مجازی از اسم عام «انسان».

جسمی تاریک و رنگ باخته در فورگراند آسمانی خاکستری و زبر . با چنگال های خشک و برنده ی سیاه و آلوده که به کادر تجاوز کرده اند و پرندگانی که با حضور نقطه ای خود در کادر این سو و آن سو می روند .

چشمان بسته ی زن یا بهتر بگویم عنصر انسانی و جسم تاریک و نامتعارفش که گویی دست ندارد و در یک لباس تیره محصور است . در زبان نشانه تیرگی به معانی مختلف تعبیر می شود . گناه ، آلودگی ، مرگ ، خفقان ، تقصیر و ... که غالبا بر دامان سورئالیسمی که بوی دادا می دهد چنگ می زنند .

چهره ای نه مغموم بلکه خشک و بی احساس که با خاکستری بک گراند همزاد پنداری کرده و به تکه سنگی سخت بدل می گردد . و او یک انسان نیست . او یک انسان مرده یا یک تندیس بی جان و احساس است . او یک موجود بی رگ و سرد و از یاد رفته است که در آسمان تیره و تار جسم او پرنده های معدودی را می توان یافت که اندکی سکوت این حجم تیره را می شکنند . بر این اطمینانم که او با ضربه ای می شکند . و پرندگان محبوس در جسم آلوده ی او رها خواهند شد .

اتمسفری خشن مبتنی بر آن چه که در عرصه ی اکسپرسیون مرسوم است در پوستینی خاکستری جلوه میکند .

پرندگانی همچون کلاغ ( نماد بدشگونی ) در این آسمان انتزاعی و چنگال هایی کثیف که بر این کادر رخنه کرده اند آرام آرام مانند پیچک به دور او می پیچند. فضاسازی را بی هیچ تردیدی مطلوب و موفق بدانیم .

درون مایه ی ثبت نقطه ی بسیاری از سبک ها و اندیشه ها را بهم گره می زند . اکسپرسیونیسم ، سورئالیسم ، دادائیسم ، ... پس سخن از ترکیب بندی و تکنیک ثبت به میان آوردن خطاست . چرا که ساختار شکنی ها هم گاهی پیروز می شوند .

جای این گونه ثبت ها در این روزهای گالری ....
اصلا هیچ ...
باز هم قافیه تنگ آمد.

سپاســ

"۰۰:۵۴ ۰۷ آذر ۱۳۹۰" | مفید (5) | امتیاز (0) | اصغر خوش خلق (2426)

سلام و ادب جناب تکلو
ضمن پوزش و احترام به متن شما دوست گرام
خواهشمندم در صورت امکان مکاتبی را که عنوان کردید را در این اثر حضور دارند را شرح دهید و از منظومات شخصی خویش که بعضی از گستره های سابجکتیو در اثر را به معنایی فارغ از جهان بیرون خود رساندید توضیح دهید ...
اگر این اثر چنان که شما دوست گرامی تفسیر کردید چنین باشد پس برای تفسیر آثاری که در مکاتب هستند باید فاتحه ی رسمی خواند... امیدوارم وقتی از دادا یا سورئال و حتی اکسپرسیون سخن می رانید بدین امر قویا اعتقاد داشته باشید که چنین انگیزه های در کنار هم می نشینند اما نه چنین ساده ...
امیدوارم از تکنیک و ترکیب بندی و ساختار شکنی در اثر بیشتر کنکاش به عمل آورید ... جسارت نمی کنم اما این گونه پیش رفتن یعنی شکافتن محدوده ها به سبک و سیاق شخصی... و در منظر نقد، تولید هر کلمه ی مجرد، به مثابه هیولایی از دانایی ست ...
و صد البته این حقیر در این منطقه فقط از دور قدم بر می دارم و مدعی نقد نیستم ... اما احساس می کنم چنین بی پروا، گاه، زخمه های متن شما تن بعضی بزرگواران را می لرزاند. (البته قسمتی از آن)
امیدوارم این زیر نبشته موج فرستنده و گیرنده داشته باشد.

سپاس اگر فرصتی شد تا ضربی حاصل شود.
"۰۱:۰۳ ۰۷ آذر ۱۳۹۰" | مفید (2) | امتیاز (2) | حسین ملکی (5639)

درود
خودنگاره زیبایی ... شاید قابل تأمل عبارت بهتری باشد.
از نظر انتقال حس به اندازه ای قوی ست که شاید استفاده از کلمات چیزی جز زیاده گویی نباشد.
"۰۲:۲۲ ۰۷ آذر ۱۳۹۰" | مفید (4) | امتیاز (3) | گل مریم یزدانی نژاد (800)

خیلی عالیه این عکس
پر از حس و مفهوم...!

_____
در باغي رها شده بودم.
نوري بيرنگ و سبك بر من مي وزيد.
آيا من خود بدين باغ آمده بودم
و يا باغ اطراف مرا پر كرده بود؟
هواي باغ از من مي گذشت
و شاخ و برگش در وجودم مي لغزيد.
آيا اين باغ
سايه روحي نبود
كه لحظه اي بر مرداب زندگي خم شده بود؟...
سهراب___
"۰۸:۱۲ ۰۷ آذر ۱۳۹۰" | مفید (2) | امتیاز (2) | بهمن جعفری (394)

اینجاست که عکس چنان اهمیتی پیدا می کند که توضیحات نیز به کمک تاویل عکس می آید.
شاید این "سردی" از جنس دیگیریست.
"۰۸:۵۵ ۰۷ آذر ۱۳۹۰" | مفید (2) | امتیاز (0) | سعید . (1025)

ثبتی زیبا و تامل برانگیز ارائه کرده اید . المان های موجود در کنار گرین های سرمایی را بنظرم به بیننده منتقل می کند و سوژه انسانی هر چه بیشتر بر دوام سرما صحه می گذارد و نا امیدی خاصی القا می شود که شاید حتی فرداها نیز هنوز فصل سرماست .
"۱۰:۱۸ ۰۷ آذر ۱۳۹۰" | مفید (2) | امتیاز (0) | mehdi monajati (62)

ثبتی زیبا و تامل برانگیز ارائه کرده اید . المان های موجود در کنار گرین های سرمایی را بنظرم به بیننده منتقل می کند و سوژه انسانی هر چه بیشتر بر دوام سرما صحه می گذارد و نا امیدی خاصی القا می شود که شاید حتی فرداها نیز هنوز فصل سرماست
"۱۱:۲۰ ۰۷ آذر ۱۳۹۰" | مفید (3) | امتیاز (0) | مجتبی اشرافی (28)

سلام
من متخصص پیچ و مهره نیستم.اما صورت شما به پرنده ای می ماند با بال های باز و در حال صعود روبه بالا ... پرنده هایی که در حاشیه مانده اند، سیاه و کدر هستند و پرنده هایی که به موازات بدن شما در پروازند، سفید و رو به بالا هستند.... نیمه پر و خالی لیوان را خوب دیده اید......... خوشم آمد از دیدنتان.....
"۱۲:۲۳ ۰۷ آذر ۱۳۹۰" | مفید (2) | امتیاز (2) | حسین اسماعیلی (2353)

یک فتوآرت مفهومی و قوی که به نظرم میتواند در این ژانر کاملا آموزنده باشد با ترکیبی حاکی از فکر خلاق صاحب اثر و توضیحات جالب و تکمیل کننده.
"۱۴:۱۶ ۰۷ آذر ۱۳۹۰" | مفید (1) | امتیاز (2) | حسین نیکزاد آملی (2306)


یک فتوآرت مفهومی و قوی که به نظرم میتواند در این ژانر کاملا آموزنده باشد با ترکیبی حاکی از فکر خلاق صاحب اثر و توضیحات جالب و تکمیل کننده.
کار زیبایی که با نوشتن دوستان تزئین شده
ممنون از ارسال کار ارزشمندتان
"۱۴:۴۱ ۰۷ آذر ۱۳۹۰" | مفید (1) | امتیاز (3) | پیوند محمدی (477)

مهره ی هفتم را نیز یادآور است...
که بسیار به این چیدمان و فضا نزدیک است...
معصومیت و گناه هر دو در اثر به یک اندازه وجود دارد.... دامنه های فلسفه ای که هم از زنانگی مولف نشات گرفته (ماهیت) و هم از موقعیت انشاء تصویری او در حوزه ی عکاسی (شکل و فرم).
"۱۵:۰۱ ۰۷ آذر ۱۳۹۰" | مفید (2) | امتیاز (2) | امیر عبدل پناه (4500)

درود ...

فتوآرت زیبایی است. لذت بردم ...

با توجه به عنوان گمان می کردم شعر معروف فروغ فرخزاد دستمایه این فتوآرت باشد:

ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

و این منم
زنی تنها
در آستانه فصلی سرد
در ابتدای درک هستی آلوده ی زمین
و یأس ساده و غمناک آسمان
و ناتوانی این دستهای سیمانی


شاد باشید ...



پ.ن: بعید می دانم، اما اگر نخوانده اید حتما یک دور در اینجا بخوانید

"۱۵:۰۱ ۰۷ آذر ۱۳۹۰" | مفید (3) | امتیاز (0) | شادی آفرین آرش (7742)

مگر می شود زنی "فروغ" نخوانده باشد .... بعید می دانم ... خوانده ام .... از حفظم ....

"۱۵:۰۱ ۰۷ آذر ۱۳۹۰" | مفید (1) | امتیاز (0) | امیر عبدل پناه (4500)

بیشتر روی سخنم با همه بود نه شخص شما ...

خیلی ها هستند که نخوانده اند، در ادامه شعر و اشاره به کلاغ ها نزدیکی بیشتری با این کار می گیرد.

شاد باشید ...

"۱۵:۰۱ ۰۷ آذر ۱۳۹۰" | مفید (2) | امتیاز (0) | شادی آفرین آرش (7742)

باز هم ممنونم
بابت_ نگارش_ این سطرهای روشن جاویدان ، جناب عبدل پناه گرامی.
"۱۶:۰۵ ۰۷ آذر ۱۳۹۰" | مفید (1) | امتیاز (0) | نسرین حاجی اسماعیلی (27)

بسیار لذت بردم
احساسی که بیرحمانه از طریق این عکس منتقل شد!
+3
"۱۶:۴۸ ۰۷ آذر ۱۳۹۰" | مفید (2) | امتیاز (2) | :: فاطمه‌انتـظار :: (1083)

بیانی یاس آلود همراه با بی تفاوتی به پیرامون
مود سیاه و سفید درست انتخاب شده
اما زاویه دید را مناسب نمی بینم( آنچه در تصویر بیشتر خودنمایی می کند چهره ی سوژه است به این دلیل که بیشتر از هر قسمت روشن شده و آنچه در چهره بیشتر دیده می شود بینی است)
...
درود بر شما
"۱۷:۳۶ ۰۷ آذر ۱۳۹۰" | مفید (1) | امتیاز (2) | مجید مومنی مقدم (8228)

فتوآرت خوبیست
ممنون
"۲۱:۴۷ ۰۷ آذر ۱۳۹۰" | مفید (1) | امتیاز (0) | شهریار چوبین (30)

همه را دوستان گفتند...

سپاســ
"۲۲:۳۴ ۰۷ آذر ۱۳۹۰" | مفید (1) | امتیاز (2) | علی صارمی (1026)

مهره ی هفتم را نیز یادآور است...
که بسیار به این چیدمان و فضا نزدیک است...
معصومیت و گناه هر دو در اثر به یک اندازه وجود دارد.... دامنه های فلسفه ای که هم از زنانگی مولف نشات گرفته (ماهیت) و هم از موقعیت انشاء تصویری او در حوزه ی عکاسی (شکل و فرم).

همه را دوستان گفتند...

سپاســ
"۰۹:۵۵ ۰۹ ارديبهشت ۱۳۹۱" | مفید (0) | امتیاز (0) | حامد تهمتن (75)

سلام
سپاس از گالری زیبایی که به نمایش گذاشته اید
شاد و پیروز باشید