گالری تصاویر "شادی آفرین آرش"

         
عکس
نام :   ..My Death ... (امتیاز : 37)
عکاس :   شادی آفرین آرش (امتیاز : 7742)
نوع دوربین :   Fuji
مدل دوربین :   Fujifilm FinePix S100fs
نظرات :   25
بازدیدها :   1087
تاریخ ارسال :   ۱۴ آبان ۱۳۹۰
علاقه‌مندی‌ها :   2
دسته‌بندی کاربر :   فاين آرت
دسته‌بندی سايت :   سیاه و سفید , پرتره از خود
توضیحات عکاس

"۰۰:۰۲ ۱۵ آبان ۱۳۹۰" | مفید (9) | امتیاز (3) | علیرضا میرزایی (635)

لحظه‌ای ناب به مانند پلانی از فیلم استاکر آندری تارکوفسکی
برخلاف عکس ، نام عکس مارا دچار تاویل‌های شعاری و تکراری می‌کند می‌کند
ممنون از اشتراک
"۰۰:۰۶ ۱۵ آبان ۱۳۹۰" | مفید (7) | امتیاز (2) | امید امیدواری (2469)

رستاخیز خیال...
برخلاف عکس ، نام عکس مارا دچار تاویل های شعاری و تکراری می کند
"۰۰:۱۲ ۱۵ آبان ۱۳۹۰" | مفید (8) | امتیاز (2) | مژده رها (2467)

دلم به اندازه حجم تمام قفسهای دنیا گرفته..

انگار یادبود تمام کلمات بر نیامده

در گلویم حبس شده باشد..

من از کدام طرف اینچنین رو به نیستی رفتم...

مرگ را اختیاری نیست..

زندگی را شاید...

چه بسا لحظاتی که مرگ دلخوشتر از زندگیست

و با اینحال

در گرداب زندگی

مانند ماهی اب ندیده ای دست و پا میزنی...

و نفس اخر را که کشیدی...

ادامه میدهی...

زندگی میکنی..

با چشمان مات..

و قلبی یخزده..

مرده ای میشوی در قالبی متحرک..


"۰۰:۱۷ ۱۵ آبان ۱۳۹۰" | مفید (7) | امتیاز (2) | مجتبی ب (دزفولی) (464)

You will remember me
like rain that wash the dust of olden tombstone that shine forgeted name
after years
You will remember me

<< مرا به یاد خواهی آورد... همچون باران که غبار را از سنگ قبر کهنه ای می شوید تا نام فراموش گشته ای بدرخشد...
پس از سالها
مرا به یاد خواهی آورد>>



با تشکر از ارسال

"۰۰:۲۷ ۱۵ آبان ۱۳۹۰" | مفید (5) | امتیاز (0) | بابک فردوسی (357)

لحظه‌ای ناب به مانند پلانی از فیلم استاکر آندری تارکوفسکی
برخلاف عکس ، نام عکس مارا دچار تاویل‌های شعاری و تکراری می‌کند می‌کند.


--------------------------------------------------------------------------------

دلم به اندازه حجم تمام قفسهای دنیا گرفته..

انگار یادبود تمام کلمات بر نیامده

در گلویم حبس شده باشد..

من از کدام طرف اینچنین رو به نیستی رفتم...

مرگ را اختیاری نیست..

زندگی را شاید...

چه بسا لحظاتی که مرگ دلخوشتر از زندگیست

و با اینحال

در گرداب زندگی

مانند ماهی اب ندیده ای دست و پا میزنی...

و نفس اخر را که کشیدی...

ادامه میدهی...

زندگی میکنی..

با چشمان مات..

و قلبی یخزده..

مرده ای میشوی در قالبی متحرک..


با تشکر از ارسال

"۰۰:۵۵ ۱۵ آبان ۱۳۹۰" | مفید (9) | امتیاز (2) | مهدی تکلّـــو (2660)

1547...

یک قاب نامأنوس ، یک اتمسفر خفه کننده از مه که تصویری نه چندان به مخاطب از صحنه به دست می دهد ، درختان کوچک خشک و برهنه ، خفقان ، وهم و ماتم چیره بر صحنه ای رنگ باخته ، پدیده های بی جانی که انسان نمایی شده اند ، عنوانی که تیر خلاص را زده است « مرگ من » و نیز قبری که سراسر یعنی مرگ و نیستی ؛ آری این ها همه ی آن چیزی است که برای خلق یک سورئال زیبایی شناختی ماهرانه لازم بود .
فضای وهم آلود و کم کانتراست عکس دقیقاً همان چیزی است که این مفهوم (مرگ) برای تجلی و بروز نیاز دارد .

دشت لخت و سرد ، تماماً سکوت است .
...و درختان خشک در این مراسم سوگ دست به سینه ایستاده اند .

سپاســ

"۰۰:۵۵ ۱۵ آبان ۱۳۹۰" | مفید (4) | امتیاز (0) | شادی آفرین آرش (7742)

سپاسگزارم جناب تکلوی عزیز ....
از مهرو لطف_ شماست که خیلی بیشتر از آنچه این قاب دارد می بینی اش.
"۰۱:۴۱ ۱۵ آبان ۱۳۹۰" | مفید (6) | امتیاز (2) | حسین ملکی (5639)

لحظه‌ای ناب به مانند پلانی از فیلم استاکر آندری تارکوفسکی
برخلاف عکس ، نام عکس مارا دچار تاویل‌های شعاری و تکراری می‌کند می‌کند
ممنون از اشتراک
"۰۲:۰۶ ۱۵ آبان ۱۳۹۰" | مفید (6) | امتیاز (2) | مرجان عبدالهی (1162)

با درود

سنگ قبری در محاصره ی مه ودرختانی لخت ونزار در فضایی وهم آلود وکم کنتراست همه وهمه اثر را به سمت مفهوم مورد نظر عکاس هل میدهد.
بوی مرگ وعدم در سراسر اثر پیچیده وسکوتی هراسناک وکر کننده در فضا معلق است.

پایدار باشید.

"۰۲:۰۶ ۱۵ آبان ۱۳۹۰" | مفید (6) | امتیاز (0) | دسام کریمی (1285)

هرچه این کتابش را بخوانی ونقل قول کنی هنوز تازه وزیباست و سرشار از احساس. (متشکرم از یاد آوری-همین طور است زندگی بدون آثار سهراب-قیصر و نادر ابراهیمی...... برای من قابل تصور نیست.
"۱۱:۲۳ ۱۵ آبان ۱۳۹۰" | مفید (4) | امتیاز (2) | سید آرمان نبی پور (2599)

یک قاب نامأنوس ، یک اتمسفر خفه کننده از مه که تصویری نه چندان به مخاطب از صحنه به دست می دهد ، درختان کوچک خشک و برهنه ، خفقان ، وهم و ماتم چیره بر صحنه ای رنگ باخته ، پدیده های بی جانی که انسان نمایی شده اند ، عنوانی که تیر خلاص را زده است « مرگ من » و نیز قبری که سراسر یعنی مرگ و نیستی ؛ آری این ها همه ی آن چیزی است که برای خلق یک سورئال زیبایی شناختی ماهرانه لازم بود .
فضای وهم آلود و کم کانتراست عکس دقیقاً همان چیزی است که این مفهوم (مرگ) برای تجلی و بروز نیاز دارد .

دشت لخت و سرد ، تماماً سکوت است .
...و درختان خشک در این مراسم سوگ دست به سینه ایستاده اند .
"۱۱:۳۶ ۱۵ آبان ۱۳۹۰" | مفید (7) | امتیاز (2) | دسام کریمی (1285)

تحمل تنهائی از گدائی دوست داشتن آسانتر است. تحمل اندوه از گدائی همه شادی ها آسانتر است.سهل است که انسان بمیرد تا آنکه بخواهد به تکدی حیات برخیزد.]
"۱۱:۴۳ ۱۵ آبان ۱۳۹۰" | مفید (3) | امتیاز (2) | محسن مقداری (944)

درود
فضای وهم آلود و سؤال برانگیز که برایم ترسناک نیست!
دوست دارم تجربه اش کنم ... حس می کنم باید جلوتر بروم شاید پشت این مه خبری باشد...
-
-
چه خوبه بعضی وقتها با دیدن یه عکس خوب بی خیال فوکوس و نورسنجی و کادر و ... بشی و باهاش شروع کنی به قدم زدن و تفکر ...
موفق باشید
"۱۲:۱۰ ۱۵ آبان ۱۳۹۰" | مفید (5) | امتیاز (2) | سعید عامری (4478)

| عکس |بگذارید با نگاه کردن از حس عمیق یک عکس لذت ببریم. گاهی حرف نوشتن های تکراری و در هم تنیدن لغات سر در گم برای بیان آن چه نمی دانیم ، کمکی به جریان عکس شناسی ما نخواهد کرد. پس نگاه کار خود را خواهد کرد بدون هیچ حرف و هیچ گزاف گویی...
"۱۳:۰۲ ۱۵ آبان ۱۳۹۰" | مفید (3) | امتیاز (2) | بیژن نوبخت (520)

با سلام قابی زیبا که عناصر آن مرثیه رفتن را سروده اند چرا آدمی از مرگ اگر هراس نداشته باشد دلگیر می شود فضای قاب را دوست دارم روایتی باشد از حسرت بودن نه غم رفتن
"۱۳:۵۲ ۱۵ آبان ۱۳۹۰" | مفید (2) | امتیاز (0) | رضا نوروزی (718)

با سلام
ممنون از اشتراک
"۱۴:۳۳ ۱۵ آبان ۱۳۹۰" | مفید (3) | امتیاز (2) | یحیی قدمگاهی (335)

یک قاب نامأنوس ، یک اتمسفر خفه کننده از مه که تصویری نه چندان به مخاطب از صحنه به دست می دهد ، درختان کوچک خشک و برهنه ، خفقان ، وهم و ماتم چیره بر صحنه ای رنگ باخته ، پدیده های بی جانی که انسان نمایی شده اند ، عنوانی که تیر خلاص را زده است « مرگ من » و نیز قبری که سراسر یعنی مرگ و نیستی ؛ آری این ها همه ی آن چیزی است که برای خلق یک سورئال زیبایی شناختی ماهرانه لازم بود . فضای وهم آلود و کم کانتراست عکس دقیقاً همان چیزی است که این مفهوم (مرگ) برای تجلی و بروز نیاز دارد . دشت لخت و سرد ، تماماً سکوت است . ...و درختان خشک در این مراسم سوگ دست به سینه ایستاده اند
2+
"۱۵:۵۷ ۱۵ آبان ۱۳۹۰" | مفید (4) | امتیاز (2) | حمید عزیزی خانقاهی (6679)

با سلام وادب
زیبایی نگاشته جناب تکلو برازنده این ثبت است
[یک قاب نامأنوس ، یک اتمسفر خفه کننده از مه که تصویری نه چندان به مخاطب از صحنه به دست می دهد ، درختان کوچک خشک و برهنه ، خفقان ، وهم و ماتم چیره بر صحنه ای رنگ باخته ، پدیده های بی جانی که انسان نمایی شده اند ، عنوانی که تیر خلاص را زده است « مرگ من » و نیز قبری که سراسر یعنی مرگ و نیستی ؛ آری این ها همه ی آن چیزی است که برای خلق یک سورئال زیبایی شناختی ماهرانه لازم بود .
فضای وهم آلود و کم کانتراست عکس دقیقاً همان چیزی است که این مفهوم (مرگ) برای تجلی و بروز نیاز دارد .

دشت لخت و سرد ، تماماً سکوت است .
...و درختان خشک در این مراسم سوگ دست به سینه ایستاده اند ]
موفق باشید
"۱۶:۱۶ ۱۵ آبان ۱۳۹۰" | مفید (3) | امتیاز (2) | اصغر خوش خلق (2426)

سلام و ادب

تسمه ی ذهن که در می رود ناخودآگاه دچار خود گرفتگی می شوی.
تخلیه شدن رنگ و لایه برداری به جهت ارتباط با فضای روح زده...
اختیار تام برای باز کردن سهم روشنایی ک بیشتر تاریکی ست.
(روشنایی در مقام تاریکی).
مقبره یا سنگ قبر پائین کادر در مرکز ( مرمرین) به انظمام سنگی دو نیم شده.
هنوز برای آزاد کردن سنگینی پائین کادر آمادگی لازم وجد ندارد. این مفدمه ای بر مقدار وزن مانده روی زمین است که هنوز وابسته است.
درختچه ها گویی تازه کاشته شدند که خود مؤید این مضمون است که زندگی جریان جدیدی را آغاز کرده است.
مه یا همان سرگردانی و فراموشی یا گم شدن در این اثر ترجمه می شود.
زایشی در عین بیگانگی. و مولف چنان اندیشه می کند که گویی بزرگترین مقبره ی اندیشه اش را تجسم داده است.

اگر چه مقوله ی تصویر و بیان درونیات تصویر گنجایش زبانی تصویری را نیز نمود می دهد اما باید زبانی بسیار معجز حادث شود تا نیازمندی های درونی را تخلیه کند.

سپاس

"۱۶:۱۶ ۱۵ آبان ۱۳۹۰" | مفید (1) | امتیاز (0) | اصغر خوش خلق (2426)

اگر چه مقوله ی تصویر و بیان درونیات تصویر گنجایش زبانی تصویری را نیز نمود می دهد اما باید زبانی بسیار معجز حادث شود تا نیازمندی های درونی را تخلیه کند.

مؤجز مدنظر بود. عفو به جهت خطا در نگارش
"۱۹:۱۴ ۱۵ آبان ۱۳۹۰" | مفید (4) | امتیاز (2) | آ ر ش ا سـکـو یـی (1185)

لحظه‌ای ناب به مانند پلانی از فیلم استاکر آندری تارکوفسکی
برخلاف عکس ، نام عکس مارا دچار تاویل‌های شعاری و تکراری می‌کند می‌کند


بمانند کارهای زیبای جناب میرزایی این اثر نیز بسیار زیبا و دلنشین و صحنه ای کارگردانی شده است.

موفق باشید
arashoskooie
"۲۰:۲۳ ۱۵ آبان ۱۳۹۰" | مفید (3) | امتیاز (0) | موسی الرضا رضائیان (1373)

یک قاب نامأنوس ، یک اتمسفر خفه کننده از مه که تصویری نه چندان به مخاطب از صحنه به دست می دهد ، درختان کوچک خشک و برهنه ، خفقان ، وهم و ماتم چیره بر صحنه ای رنگ باخته ، پدیده های بی جانی که انسان نمایی شده اند ، عنوانی که تیر خلاص را زده است « مرگ من » و نیز قبری که سراسر یعنی مرگ و نیستی ؛ آری این ها همه ی آن چیزی است که برای خلق یک سورئال زیبایی شناختی ماهرانه لازم بود .
فضای وهم آلود و کم کانتراست عکس دقیقاً همان چیزی است که این مفهوم (مرگ) برای تجلی و بروز نیاز دارد .

دشت لخت و سرد ، تماماً سکوت است .
...و درختان خشک در این مراسم سوگ دست به سینه ایستاده اند .

سپاســ
محروم از امتیاز دهی
"۰۸:۲۹ ۱۶ آبان ۱۳۹۰" | مفید (4) | امتیاز (2) | سعید حسن عباسی (13758)

آیا این پایان من است ؟

اجرایی بسیار خوب.
درود
"۰۹:۵۴ ۱۶ آبان ۱۳۹۰" | مفید (2) | امتیاز (2) | داریـوش منصوری (6096)

تماشاي دنياي پيرامونمان از نگاه هنرمندانه شما نيز واقعا زيبا و دگرگونه است .
"۱۵:۲۰ ۲۷ آذر ۱۳۹۰" | مفید (0) | امتیاز (0) | سهند معارفی (135)

درود
سخن را کوتاه کرده، نه انتقادی و نه تمجیدی و نه شعری... حستان در هنگام ثبت به تصویر ضمیمه شد و من آنرا برداشتم.
موفق باشید