گالری تصاویر "معین شافعی"

         
عکس
نام :   فری ی ی یاا ا ا ا اد (امتیاز : 9)
عکاس :   معین شافعی (امتیاز : 483)
نوع دوربین :   Nikon
توضیحات دوربین :   fm10
نوع لنز :   Nikon
فیلتر :   UV
دیافراگم :   F22
فیلم :   Agfa
شاتر :   1/125 ثانیه
ایزو :   100
نظرات :   8
بازدیدها :   530
تاریخ ارسال :   ۱۱ مهر ۱۳۸۶
علاقه‌مندی‌ها :   0
دسته‌بندی سايت :   سیاه و سفید , مفهومی
توضیحات عکاس
\

"۱۲:۱۳ ۱۱ مهر ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (2) | فرهاد افشین (1800)

كار زیبایی افریدی-من ایرادی نمی بینم-nullnullبه تقاطع سری بزن
"۱۲:۰۸ ۱۱ مهر ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (0) | فرهاد افشین (1800)

من می خواستم 3 بدم نشد :(
"۱۲:۰۳ ۱۱ مهر ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (0) | معین شافعی (483)

فرهاد جان همین كه نظر میدی كلی برام ارزشمنده. من برای امتیاز عكسهام رو نمیزارم. زمانی امتیازم رو میگیرم كه دكمه شاتر رو میزنم دوست من.
"۱۲:۳۳ ۱۱ مهر ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (2) | محمد صادق یارحمیدی (1027)

درود بر شما

ثبت زیبایی است. من در حدی نیستم كه نظر بدهم/ ایرادی نمی بینم .

از شما دعوت می كنم كه به عكس های من هم سری بزنید تا از نظر شما دوست گرامی كمال استفاده را ببرم

عکس 1
عکس 2
عکس 3

منتظرتان هستم .... بدرود
"۱۳:۲۰ ۱۱ مهر ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (3) | امین شفیعی (2466)

خب من این عكستو دوست داشتم از اول.هم بافتش خوب در اومده هم مفهوم خوبی داره
هر كس اومد اینجا گفت كه سوژه تكراریه بهش بگو یه نمونه شو نشون بده.چون این روزا باب شده كه می آن و می گن این عكس تكراریه من نمی دونم چرا عكس طبیعت و جك و جونوراشون تكراری نمی شه
مرسی مولوج
دوردست
"۱۳:۵۳ ۱۱ مهر ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (1) | محمدرضا گودرزی (14253)

خب من یک ایراد دارم که یا از من است یا عکس و آن اینکه بدون عنوان نتوانستم فریادی ببینم یا حداقل سخت می شود دید اگر جنس پارچه کمی لطیف تر می بود تا اجزا صورت قابل تشخیص باشد خیلی بهتر می شد.این ایده ارزش تکرار را دارد.
"۲۳:۵۸ ۱۱ مهر ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (1) | حامد صادقی (252)

معین جان
با نظر آقای گودرزی كاملا موافقم
ایده بسیار خوب و مفهوم بسیار جالب
ولی اجرا خیلی جای كار داره
پیروز وپایدار باشی
سر بزن ,خوشحال میشم
زندگی الكترونیكی
"۱۱:۳۰ ۱۲ مهر ۱۳۸۶" | مفید (0) | امتیاز (0) | امین شفیعی (2466)

آدم بعضی وقتا چقدر عصبانی می شه
یادمه یه روز فیلمنامه گردابو نوشته بودی و فرداش تو بانی فیلم خبر ساختش رو نوشت!!!
ولی من نمی دونم این یكی كه الآن من دیدم چه حكمتی توش بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یادته اون شب چی بهت می گفتم؟؟دقیقا همون چیزی كه من روش دست گذاشته بودم رو الآن اتفاقی دیدم و برام خیلی عجیبه.خیلی خیلی عجیبه
تو هم ببین
فریاد